آنچه که امام در خشت خام می دید به روایت مرحوم محمدنبی حبیبی

بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.

عناوین مطالب خاطرات

اگر هیچکس توجه نکند

اگر هیچکس توجه نکند

تشخیص امام این بود که مشى مبارزاتى باید با آگاهى و حرکت عمومی‏‏ مردم همگام باشد.

گزارشات همه را می‏‏ شنیدند

گزارشات همه را می‏‏ شنیدند

این تصور غلطی است که تو از امام داری. ایشان مستقیماً حرف طرف را می‏‏ شنود و مستقیماً تصمیم می‏‏ گیرد. کسی در امام نفوذ ندارد.

اگر پیشنماز بودم

اگر پیشنماز بودم

اگر من پیشنماز بودم و رضاخان لباس را ممنوع مى ‏کرد همان روز با لباس تغییر یافته به مسجد مى‏ آمدم و به میان اجتماع مى ‏رفتم.

اگر احمد فداى اسلام شود

اگر احمد فداى اسلام شود

امام، به هنگام شهادت حاج آقا مصطفى بجز اظهار رضایت چیز دیگرى نفرمودند.

با کدام جمله امام رزمندگان به گریه افتادند؟!

با کدام جمله امام رزمندگان به گریه افتادند؟!

برای ملاقات رزمندگان قطارى آماده شد و رزمندگان را با همان سر و وضع و لباس و کلاه و پیشانى بندهایى که داشتند. از منطقۀ عملیاتى به حسینیۀ جماران رساندیم. قبل از ملاقات برادر محسن رضایى فرماندۀ کل سپاه با اظهار تشکر از عنایت امام این پیروزى بزرگ را به ایشان از قول تمامى رزمندگان اسلام تبریک گفت ...

اگر کسی منزل من نیاید بیرون نمی‏ روم

اگر کسی منزل من نیاید بیرون نمی‏ روم

مردم وقتی دیدند که آنروز امام درس و حرم نرفتند طبیعتاً صدایشان بلند شد که ایشان چرا به درس و به حرم نرفته‏ اند.

والله تکلیف است

والله تکلیف است

امام حرکت خود را آغاز کردند؛ تنها به این منظور که دین الهى باقى بماند.

ما که نمى ‏خواهیم شاه بشویم

ما که نمى ‏خواهیم شاه بشویم

ما که نمى‏ خواهیم شاه بشویم. نصیحت مى‏ کنیم، هشدار مى ‏دهیم کارى برخلاف قانون اسلام نکند.

ما مطالبمان را می‏‏ گوییم

ما مطالبمان را می‏‏ گوییم

در ابتداى ورود امام به فرانسه مقامات آن کشور از امام خواستند سخنرانى و مصاحبه نکنند و از رفتن به مساجد و اقامۀ نماز جماعت و شرکت در اجتماعات خوددارى کنند.

موظف هستم جلسه را برگزار کنم

موظف هستم جلسه را برگزار کنم

امام به تهذیب نفس و رشد قواى روحى و اخلاقى شاگردان اهمیت زیادى می‏‏دادند؛ از این رو به دنبال آغاز تدریس فلسفه و عرفان، جلسه پند و اندرز نیز منعقد ساختند که علاوه بر روحانیون، صدها نفر از کسبه، کارگران و بازاریهاى شهرستان قم در این جلسه درس اخلاق شرکت می‏‏ کردند.

به تکلیف شرعى ‏‏‏ام می ‏‏پردازم

به تکلیف شرعى ‏‏‏ام می ‏‏پردازم

اگر تمام این جمعیت که در حسینیه حاضر می‏‏شوند و فریاد برمى‏ آورند «درود بر خمینى»، زمانى خلاف آن را بگویند، براى من هیچ تفاوتى داشته باشد. من کارى به هیاهو و درود گفتن ها ندارم، بلکه شخصاً به تکلیف شرعى‏‏‏ ام می ‏‏پردازم.

خیلی صادق بودند

خیلی صادق بودند

امام در هر حالی بودند همیشه همان جور بودند. اگر باید روی زمین می ‏نشستند در خانه روی زمین می‏ نشستند و در اطاق کارشان هم همینطور.

آنچه خوبان همه داشتند

آنچه خوبان همه داشتند

امام مجموعه ‏‏ای بود از کمالات و محاسن اخلاق صوری و معنوی و به ‏راستی می‏‏ توان گفت آنچه خوبان همه داشتند او به تنهایی داشت.

کاری نکن بگویم بیرونت کنند

کاری نکن بگویم بیرونت کنند

برغم خطراتی که امام را تهدید می کرد، ایشان حاضر نشدند در یک ماشین سربسته باشند و در یک جیپ روباز و در میان مردم وارد مدرسه فیضیه شدند.

حاضر نمی‏ شدند کسی از ایشان محافظت کند

حاضر نمی‏ شدند کسی از ایشان محافظت کند

در همان شبها و روزهای سخت پس از حادثه مدرسه فیضیه، امام با آقای صانعی گاهی در کوچه‏ های قم آخر شب با هم حرکت می‏ کردند.

این لباس هیچ عیبی ندارد

این لباس هیچ عیبی ندارد

به امام گفتم بدهید عکسش را در روزنامه بیندازند که ببینند لباس شما چه جور لباسی است.

خیلی مرتب بودند

خیلی مرتب بودند

امام هر روز نیم ساعت صبح، نیم ساعت عصر، قدم می‏‏زدند و ما در موقع قدم زدن ایشان و در زمان استراحتشان می ‏‏توانستیم از آقا استفاده کنیم، صحبتی بکنیم، سؤالی بکنیم، یک جوابی بشنویم، یک احوالی بپرسیم.

امام به معناى واقعى کلمه زاهد بودند

امام به معناى واقعى کلمه زاهد بودند

امام ظواهر را به‏ گونه‏ اى مهیا مى‏ کردند که زهد ایشان بروز نکند. ایشان زاهدى بود که نشان مى ‏داد زاهد نیست.

صفحه 55 از 103 < قبلی | 51 | 52 | 53 | 54 | 55 | بعدی >