چهاردهم بهمن ماه سال 57 یعنی دو روزی پس از ورود امام به ایران اعضای روزنامه اطلاعات به دیدار امام رفتند.
با وجود کثرت کارها و تعدد امور و گزارشها، هیچ نشانه ای از شلوغی و تراکم و کارهای بجا مانده در زندگی امام مشاهده نمی شد.
و این آخرین ملاقاتهای امام در قم بود و شاید هیچ روزی من امام را مثل آن روز متأثر ندیدم چون این اولین ضربه از طرف عناصر خودی بود که بر پیکر این انقلاب وارد می آوردند و کسالت قلبی امام از همین جا شروع شد.
می فرمودند من راضی نیستم در خانه من کوچکترین قدمی در جهت مرجعیت و رهبری برداشته شود.
امام به شخصیت علمی مرحوم حاج آقا مصطفی احترام میگذاشتند و ایشان را یک صاحبنظر و یک فیلسوف میشناختند ولی هیچگاه اجازه نمیدادند آن مرحوم در خط مشی مبارزاتی ایشان دخالت کند.
من از این کار شما تشکر می کنم اما دوست ندارم که شخصیت شما با حرکت کردن به دنبال من کوچک شود.
برخلاف عرف روزنامه خوانی که معمولاً افراد به تیترها و عناوین بیشتر تکیه می کنند تا به محتوا؛ امام قبل از هر چیز به طرز فکر روزنامه نویسان و خط مشی سیاسی آنها تکیه می کند.
بگذار مردم به روش خودشان هر طور می خواهند وجوهات بدهند. شما جای خودتان باشید هر کس خواست وجوهات بدهد خودش پیش شما بیاید.
با وجود مشکلاتی که در روزهای اول اقامت امام در قم از نظر حفاظت و امنیت ایشان وجود داشت، امام مانع می شدند پاسداران با اسلحه دنبال ایشان باشند.
به محض اینکه ایشان جمله ای در خصوص کثرت علاقه و اعتقاد گفتند که شاید در آن غلوّ بود، رنگ مبارک امام یک مرتبه سرخ شد.
من گرفتار تکلیف شرعی هستم، باید ظرف ده روز حساب همه چیز را روشن کند و الا من ناچارم عکس العمل نشان بدهم و ایشان ساقط خواهد شد.
اگر من تأیید کنم کسانی که ایشان را تخطئه می کنند فعالتر می شوند و مسأله جنبۀ سیاسی پیدا می کند.
بعد از آن که شما گفتید این آقا چنین کرده و به شما ارادتمند است، چون نمی توانم قصد قربت کنم ، به این جهت نمی آیم.
هر قدمی بردارم با مخالفت و کارشکنی عده ای از آخوندهای نجف مواجه می شوم.
خوف این را دارم که این ساختمانها به حیثیت معنوی حوزه ها لطمه وارد کند.
سرانجام بر اثر فشار و اصرار بیش از حد امام حاضر شدند که برای چند لحظه ماشین را نگهدارند که فقط ایشان تیمّم نمایند. امام پس از تیمّم با خاک حاشیۀ جاده، سوار ماشین گردیدند و نماز صبح را در ماشین که به سرعت در حرکت بود به جا آوردند.
امام از تیمسار ظهیرنژاد خوششان می آمد زیرا وی اهل تظاهر نبود، هر روز ریشش را تیغ میزد و همانطور خدمت امام می رسید.
ضمن اینکه ایشان از شهامت و رشادت و فداکاری خلبانها بسیار خوشحال و راضی هستند ولی این رضایت را به طور یکنواخت نسبت به تمام ارتش اعم از زمینی، دریایی، هوایی و سپاه و ژاندارمری دارند.
اوقات روز را به گونه ای تقسیم کرده بودند که نه تنها روزنامه های صبح و عصر را می خواندند، بلکه توجه خاصی نسبت به مطالب منتشر شده از سوی رسانه های گروهی هم داشتند.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.