جامعه مدنی، حقوق مردم و حقوق شهروندی

(ضرورت بازخوانی اندیشه امام خمینی)

حجت الاسلام و المسلمین سید محمّد خاتمی[1]

جمهوری اسلامی حاصل انقلاب بزرگی است که در دوران ما به رهبری حضرت امام خمینی(ره) پدید آمده است. و به نظر من بزرگترین رسالت وفاداران به انقلاب و دلبستگان به سرنوشت ملت و کشور ایران شناخت یا تعریف درست جمهوری اسلامی و تبیین آن و تلاش برای طرح و بسط گفتمان سنجیده جمهوری اسلامی است و درست در همین جا است که نیازمند اندیشه ورزی هستیم.

از یاد نبریم که جمهوری اسلامی لوازمی دارد که از جمله آن پذیرش حق حاکمیت مردم بر سرنوشت، حقوق شهروندی مردمان، اتکاء حکومت بر رأی و رضایت مردم و آزادی اندیشه و بیان و دهها مورد و موضوع دیگر.

هنگامی که عنوان جامعه مدنی از زبان نامزد ریاست جمهوری دوره هفتم مطرح شد و البته مورد اقبال مردم قرار گرفت شاهد دو عکس العمل در برابر آن بودیم یکی آن که می گفت جامعه مدنی مناسبتی به جامعه ای که ملتزم به ارزشها و احکام دین خداست ندارد و دیگری می گفت که پدید آمدن و بسط جامعه مدنی متعلق به دوران جدید است که خواستار حذف دین و دخالت آن در سپهر حیات اجتماعی ـ سیاسی بشر است و نگرانی هر دو گروه قابل فهم بود.

این فراز را به عنوان مقدمه ای برای طرح چند نکته آوردم :

1 ـ ما در جهانی متفاوت با جهان (یا جهان های) گذشته زندگی می کنیم و این تحول و دگرگونی امری طبیعی است و من می گویم سنت الهی و مشیت خداوندی بر این تغییر و تحول قرار گرفته است. و جهان امروز اقتضائاتی دارد که با اقتضائات جهان دیروز فرق دارد.

2 ـ تطور و تحول در جامعه بشری نیز (همچون هر امر طبیعی) امری روشن و انکار ناپذیر است، البته این نه بدان معنی است که هر تحولی به کمال رو دارد چه بسا جوامع که به قهقرا رفته اند یا اگر در جهانی ترقی کرده اند در جهانی دیگر پیشرفت نداشته و حتی احیاناً دچار انحطاط شده اند. ولی این امر منافی با آن نیست که برآیند حرکت و مسیر جامعه بشری را به سوی کمال بدانیم و برای ما با توجه به اصل ممتاز مهدویت (و حتی مسیانیزیم در مسیحیت) پذیرش این نکته که جامعه بشری به سوی کمالی رو دارد که در همین دنیا تحقق خواهد یافت آسانتر است گرچه در نظر یک مومن موحد سعادت برین در جهانی دیگر دست یافتنی است.

3 ـ جاودانگی دین خدا به معنی چشم پوشیدن از تغییر و تحولی که بر اساس سنت الهی امری جاری (و ثابت!) است و نیز توقف کردن زمان و تاریخ نیست بلکه لازمه جاودانگی دین خدا این که بتواند پاسخگوی پرسش ها و نیازهای لحظه به لحظه نوشونده انسان باشد.

4 ـ اموری چون مردم سالاری (به معنی و کارکرد امروز آن)، جامعه مدنی، حقوق شهروندی، قانون اساسی و... پدیدارهائی است که در غرب مطرح شده و به صورتی تحقق یافته است ولی در آن سوی عنوانها امری تازه وجود دارد که می توان آنرا نتیجه تحولی مثبت دانست که در تاریخ بشر رخ داده است.    

5 ـ جامعه ما از حدود 150 سال پیش تحت تاثیر عوامل گوناگون حرکتی مشهود و قابل ارزیابی را در تاریخ شروع کرده است و به نظر من انقلاب اسلامی نقطه اوج این حرکت است؛ انقلابی که هم خواست تاریخی ملت یعنی نفی استبداد، وابستگی و استعمار و عقب ماندگی را (جنبه سلبی جنبش) به خوبی منعکس کرده است و نیز با هویت تاریخی جامعه (که عمدة دینی یا متاثر از دین است ) سازگاری کامل داشته است. یعنی انقلاب خواستار نظامی بوده است که تامین کننده آزادی، استقلال و پیشرفت و در عین حال سازگار با موازین و ارزشهای اسلامی و دین باشد و این همه در صورت جمهوری اسلامی تجلی کرده است.

6 ـ حضرت امام "جمهوری اسلامی" را به عنوان بدیل نظام شاهنشاهی استبدادی وابسته پیشنهاد دادند که به تائید و تصویب ملت رسید. طرح این پیشنهاد و اصرار حضرت امام بر آن اهمیت ویژه دارد و اهمیت بیشتر آن را هنگامی در می یابیم که شاهد بروز و ظهور فرقه هائی هستیم که مدعی حکومت اسلامی در صورت خلافت اسلامی یا امارت مومنان هستیم. فرقه هائی که در صدد استقرار طرح مخوف خود با ایجاد وحشت و اختناق و کشتار و تحمیل بدترین نابرابریها و پایمال کردن حق و حرمت و کرامت مردم هستند و این همه موجب مشوه شدن چهره اسلام و تقویت اسلام هراسی و اسلام هراسان می شود، اینان نه به حق و حرمت مردم احترام می گذارند و نه هیچ حد و محدودیتی برای حکومت خودکامه به اصطلاح اسلامی خود قائلند.

در حالی که ما مدعی هستیم که هم جامعه مدنی و هم حقوق شهروندی و هم آزادیهای اساسی با جمهوری اسلامی سازگار بلکه از لوازم آن است.

7 ـ نقش ممتاز اندیشمندان اسلامی و متفکران جامعه در:

شناخت وضعیت تاریخی و اقتضاءات زمانه، بسیار مهم است.نه تنها برای فقیهان، دو عنصر زمان و مکان در اجتهاد کارسازشان تعیین کننده است بلکه هر متفکری با هر شأنی (فلسفی، کلامی، علمی و...) باید در زمان خود باشد و هم زمانه را بشناسد. همچنین تشخیص سرمشق (پارادایمی) که در آن درباره انسان، جامعه، انقلاب و نظام مورد نظر اندیشه می شود اهمیت دارد.

8 ـ از جمله موضوعات مهم مورد بررسی حقوق شهروندی است یعنی پذیرش این امر که اولاً اعضاء جامعه در جمهوری (از جمله جمهوری اسلامی) شهروندند نه رعیت (به معنی مشهور آن در گذشته) ثانیاً شهروندان در نظام جمهوری (از جمله جمهوری اسلامی) حقوقی دارند که در تحدید حکومت و تعیین حدود آن دارای نقش و اثر است و تکالیف شهروندان نیز در تضایف با همین حقوق قابل تعریف است.

9 ـ شایسته است که هرگونه طرح و بررسی موضوعاتی از این قبیل با توجه به آراء، اندیشه ها و مواضع فکری و عملی حضرت امام که بنیانگذار جمهوری اسلامی هستند باشد.

می توان به دلالت تطابقی و تضمنی مستندات لازم را استخراج کرد و علاوه بر این به دلالت التزامی نیز می توان سند لازم به دست آورد چرا که جمهوری لوازمی دارد که مطرح کننده آن که حکیم است لا محاله به آن ملتزم خواهد بود.

تلاشهای ارزنده ای از این دست می تواند گام به گام ما را به گفتمان جمهوری اسلامی یا گفتمان متناسب با آن که در جهان امروز قابل عرضه است نزدیکتر کند.

امیدوارم حاصل نشست مبارک اندیشمندان درد آشنا درباره ی موضوع مهم حقوق شهروندی در اندیشه امام آثار ارجمند خود را در ذهن و زندگی همه ما بجا بگذارد.

 

 

منبع: ویژه نامه همایش حقوق مردم و حکومت دینی در اندیشه امام، ص 7.



[1]. دبیر عالی همایش.

. انتهای پیام /*