ان الله جمیل یحب الجمال 

هنر در گفتمان امام خمینی

□ دکتر ابوالفضل مروی

مقدمه

امام خمینی که خود شاعری توانمند بود، دیدگاه هایی در باره هنر دارد که با توجه به  مشرب عرفانی و اندیشه های عمیق فلسفی اش ـ که از ستون های اصلی بنای هنر در کشور ایران است ـ شایسته توجه بسیار و درک بیشتری است. اگر امام خمینی، فقیهی انقلابی و بنیان گذار نظامی نو در عرصه سیاسی ایران و جهان نبود همین دیدگاهها می توانست به عنوان بخش مهمی از منابع درک هنر ایرانی- شیعی به حساب آید. البته ابعاد دیگر زندگی و اندیشه های امام، این دیدگاه ها را در سطح بسیار وسیعتری و در ارتباط تنگاتنگ با حیات اجتماعی و جامعه سیاسی، منعکس می سازد.

شایان توجه است که امام خمینی در باره انواعی از هنرها مانند موسیقی، شعر، نقاشی، سینما و غیره سخنان بسیاری دارد ولی در این مقاله فقط جملاتی از ایشان که حاوی واژه "هنر" و نیز واژه "هنرمند" است  مورد بررسی قرار می گیرد. و مهمترین سخنان ایشان در این زمینه، پیامی است که بعد از پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل و خاتمه جنگ تحمیلی، خطاب به هنرمندان و خانواده شهدا فرستاده اند که ـ هرچند در ارتباط کامل با شرایط دشوار زمان صدور پیام قرار دارد ـ لب اندیشه امام در باره هنر است.

واژه هنر در کلام امام

امام خمینی، واژه هنر را در معانی گوناگون بکار برده اند. مثل اینکه جهاد در راه خدا و فدا کردن خود در این راه را "هنر مردان خدا" می داند. (صحیفه امام،ج14،ص478) حال آنکه هنر در معنای اخص آن به طور کلی همان صنایع مستظرفه است که شامل رشته های گوناگون و متعددی از قبیل شعر، نقاشی، خوشنویسی، داستانسرایی و غیره می گردد. البته هنر به عنوان یک واژه فارسی به معنای کاربزرگ و برجسته، مجموعه اطلاعات و تجارب، صنعت و نظیر این ها نیز به کار رفته است.

در سخنان امام، هنر هم به معنای خاص آن (رشته های گوناگون هنری) و هم به معانی دیگری مطرح شده است. علاوه بر معنای واژگانی هنر، این کلمه از سوی اندیشه مندان فراوانی به صور گوناگون تعریف شده است، به طوری که می توان گفت " هنر" صدها تعریف دارد و هم چنان مورد بحث و بررسی واظهار نظر و تعریف متفکران است که انتهایی برای آن متصور نیست. طبعاً احصا تعاریف موجود امکان پذیر نمی باشد ولی به عنوان نمونه بعضی از این تعاریف در ذیل می آید:

ارسطو: هنر تقلیدی از طبیعت است.

هگل: هنر کوششی برای ایجاد زیباییست.

تولستوی: هنر انتقال تجربه شخصی هنرمند و سرایت دادن این احساس به دیگران است.

اسکار وایلد: هنر کلید فهم زندگی است.

نیما  یوشیج: آن چه در هنر اساس زیبایی است، راستی و درستی است. (honar-masaeel.persianblog.ir )

بندیتو کروچه (اندیشه مند ایتالیایی): هنر، نوعی شهود خداست در ظهور جمال.

اقبال لاهوری: مقصود از علم و فلسفه، کشف حقیقت است و هدف از هنر، تجلی و تمثل حقیقت است. (http: /  / www.firooze.ir / article-fa-219.html)

علاوه بر تعریف هنر، بسیاری از متفکران در باره هنر مباحث بسیاری را طی کتاب های مستقل مطرح کرده اند از جمله کتاب " هنر چیست؟ " اثر نویسنده شهیر روس: لئون تولستوی

تولستوی در کتاب خود به منظور توضیح هنر خوب و صحیح بر عنصر " ارتباط " تأکید می کند.

او معتقد است هنر باید یک ارتباط احساسی مشخص بین هنرمند و مخاطب ایجاد کند طوری که مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین هنر واقعی باید ظرفیت لازم برای متحد کردن مردم از طریق ارتباط را داشته باشد. او اعتقاد داشت که درک هنر شامل هرگونه فعالیت انسانی می شود که شخصی به وسیله نشانه های بیرونی از خود بروز داده و احساساتی را که قبلاً تجربه کرده نمایش می دهد.

این هنر، به خاطر داشتن عنصر ارتباط، یک هنر خوب است زیرا واضح، آشکار و صادقانه است و حتی هنری فوق العاده است. هرچه تاثیرگذاری بیشتر و قویتر باشد هنر ارزشمندتر است.

دیدگاه تولستوی عمدتاً به مذهب تکیه دارد. به نظر او هنر خوب، احساسات برادرانه همگانی را پرورش می دهد. همه هنرهای خوب پیامی مسیحانه دارند. زیرا تنها مسیحیت است که برادری حقیقی میان همه انسانها را آموزش می دهد. هرچند واژه «مسیحیت» تنها قسمتی از معنای کلمه را نشان می دهد.

او همچنین اعتقاد دارد هنری که از طرف بالادستان و نخبگان تولید می شود تقریباً هیچگاه هنر خوبی نیست. زیرا طبقات بالاتر کاملاً حقیقت و سرچشمه مذهب مسیحیت را از دست داده اند. علاوه بر این هنری که برای طبقات بالاتر جذاب است، طبیعتاً احساساتی را که ویژه باورهای آن طبقه هست نشان می دهد. (ویکی پدیا، دیماه 93)

دیدگاه های تولستوی به مناسبت زمینه های مذهبی، حقیقت جویانه و کمال خواهانه آن شباهت هایی با دیدگاه های امام خمینی و نیز بسیاری از عرفا و هنرمندان بزرگ ایران دارد که بررسی آن فرصت های بیشتری می طلبد. ولی به طور کلی می توان گفت هنر ایرانی ارتباط تنگاتنگی با عرفان دارد. مفاهیم عرفانی که در فراخنای فرهنگ ایران زمین جاری است کلید فهم هنر این سرزمین است.

هرچند از دیدگاه بسیاری از متفکران، زیبایی ـ چه زیبایی ظاهری و چه زیبایی معنوی و حقیقی ـ عنصر محوری هنر محسوب می شود ولی بزرگان هنر ایران غالباً از منظر عرفان به این ارزشها می نگرند.

عرفای ایران که معتقدند " انّ الله جمیل و یحب الجمال"، انسان را فطرتاً طالب زیبایی می دانند. حتی وقتی هنرمندی مفاسد و زشتی ها را بیان می کند و نشان می دهد، در حال ارائه انحرافات و کژی ها و کاستی های زندگی بشر برای رهایی و نجات از این گونه مفاسد و مشکلات است. در واقع هیچ هنرمندی خواهان زشتی نیست. زیبایی اساس هنر است. همه تعاریف هنر متکی بر انعکاس زیبایی است. گاه، انعکاس حقیقت، هنر خوانده شده است و گاه جلوۀ عشق و گاه ارزش های والای انسانی، و همه اینها جلوه های زیبایی اند که در زندگی انسانی جاری و ساری است.

در کشور ما کمتر عارفی را می شناسیم که با هنر بیگانه باشد ولی هنرمندان بسیاری را می شناسیم که در مسیر کمال، عارفان بنامی بوده اند.

نگاهی به دیدگاه های هنرمندان بزرگ ایران این معنا را به وضوح نشان می دهد.

فردوسی (حماسه سرای بزرگ ایران) می گوید:

هنر مـردمی باشـد و راستی

ز کژّی بود کمّی و کاستی

حافظ می سراید:

قلنــدران حقـــیقــت به نیـم جو نــخـــرند      

قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است

یا

خیــز تا برکلک آن نقــاش جـان افشــان کنیم

کاین همه نقش عجب در گردش پرکار داشت 

سعدی می سراید:

عوام عیب کنندم که عاشقی همه عمر

کدام عیب؟ که سعدی همین هنر دارد

یا

سعدی هنر نه پنجه مردم شکستن است

مردی درست باشی، اگر نفس بشکنی

یا

گر هنری داری و هفتاد عیب

دوست نبیند بجز آن یک هنر

در واقع، هنرمندان بزرگ کشور ما غالباً عارفانی بنام بودند و آمیختگی عرفان و هنر در آثار آنان وضوحی چشمگیر دارد. داستان هایی نظیر حکایت مشهور نقاشان روم و چین در مثنوی که اینگونه شروع می شود:

رومیان گفتند ما را کر و فر

چیـنیان گفتـند ما نقـاش تر

کز شماها کیست در دعوی گزین

گفت سلطان امتحان خواهم درین

بیانگر این آمیختگی شگفت انگیز عرفان و هنر سرزمین ماست. جالب آن است که این حکایت در آثار بعضی از عرفا و شعرای قبل از مولانا مانند امام محمد غزالی، نظامی گنجوی، انوری و... نیز انعکاس یافته که خود نشانگر قدمت و ریشه دار بودن چنین مفاهیمی در عرفان و هنر این مرز و بوم است.

از سوی دیگر آثار شعرا و بزرگان ادب و عرفان ایران مشخص می سازد که آنان هنرمندانی  حق گو و حقیقت خواه و مدافع محرومان و دردمندان و دشمن ستمگران و زاهدان ریایی و متملقان و جاه طلبان و امثال اینان بوده اند.

طبعاً امام خمینی به عنوان عارفی بزرگ ـ که در عرفان نظری و عملی، صاحب نام است ـ از جایگاهی بلند به هنر می نگرد. علاوه بر این باید در نظر داشت که امام، هم استاد فلسفه بود و هم فقیه و مرجعی بزرگ. از سوی دیگر، او بنیان گذار نظامی نو در عرصه سیاست جهان است.

گو اینکه هر قدر فقه و فلسفه به سیاست نزدیک است و تاریخ فلسفه سیاسی مهم ترین بخش تاریخ فلسفه به شمار می رود ولی عرفان علی الظاهر از سیاست و مقولات سیاسی نسبتاً دور است؛ هرچند بعضی از عرفای بزرگ، گوشه چشمی به سیاست داشته اند. اشعار شعرایی که به عنوان چهره های مشهور عرفان شناخته می شوند خصوصاً حافظ و سعدی و مولانا، دارای نکات سیاسی متعددی است یعنی نکاتی که به حکومت و اداره کشور مربوط می شود. البته غالب این گونه اشعار یا در جهت نصیحت به حکام است یا در جهت انتقاد از عملکرد آنان که در مورد اخیر بیشتر به صورت کنایه و طنز مطرح شده است. درهر صورت چنین نکاتی نسبت به مجموعه اشعار این عرفا درصد نازلی را تشکیل می دهد.

خلاصه در طول تاریخ، کمتر عارفی در پی براندازی نظام سیاسی ستمگر و بنیان گذاری نظامی بر مبنای حق و عدالت بوده است. شاید به همین دلیل است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که با رهبری امام خمینی به ثمر نشست، بحث ارتباط میان عرفان و سیاست به صورت بسیار گسترده ای در وسایل ارتباط جمعی بروز و ظهور پیدا کرد.

در هر صورت، دیدگاه های امام خمینی در زمینه های مختلف عمدتاً متکی به زندگی زاهدانـه و مطالعات عمیق فقهی و فلسفی و سیاسی و تجارب مبارزات طولانی انقلابی اوست. این ویژگی ها و جایگاه استثنایی اش در تاریخ معاصر از او شخصیتی یگانه ساخته است که بررسی دیدگاه ها و نظریاتش را اهمیتی مضاعف می بخشد. این دیدگاه ها آمیخته ای از فقه و فلسفه و سیاست و عرفان اسلامی است.

به همین دلیل نظریات او در هر زمینه ای از جمله هنر، نظریاتی چند بعدی است.

پیام معروف امام  خمینی خطاب به هنرمندان و خانواده شهدا از قرار ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم.

خون پاک صدها هنرمند فرزانه در جبهه های عشق و شهادت و شرف و عزتْ سرمایه زوال ناپذیر آن گونه هنری است که باید، به تناسب عظمت و زیبایی انقلاب اسلامی، همیشه مشام جان زیباپسندِ طالبانِ جمال حق را معطر کند. تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی- صلی الله علیه و آله و سلم- اسلام ائمه هدی- علیهم السلام- اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرم آور محرومیتها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد، و در یک کلمه «اسلام امریکایی» باشد ..

هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیمِ روشن عدالت و شرافت و انصاف، و تجسیم تلخکامی گرسنگانِ مغضوبِ قدرت و پول است ..

هنر در جایگاه واقعی خود تصویر زالوصفتانی است که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا، لذت می برند. تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهانخواران شرق و غرب، و در رأس آنان امریکا و شوروی، را بیاموزد.

هنرمندان ما تنها زمانی می توانند بی دغدغه کوله بار مسئولیت و امانتشان را زمین بگذارند که مطمئن باشند مردمشان بدون اتکا به غیر، تنها و تنها در چهارچوب مکتبشان، به حیات جاویدان رسیده اند.

و هنرمندان ما در جبهه های دفاع مقدسمان اینگونه بودند، تا به ملأ اعلا شتافتند. و برای خدا و عزت و سعادت مردمشان جنگیدند؛ و در راه پیروزی اسلام عزیز تمام مدعیان هنر بی درد را رسوا نمودند ..

خدایشان در جوار رحمت خویش محشورشان گرداند ..

- 30 / 6 / 67.

- روح الله الموسوی الخمینی. (صحیفه امام،ج21،ص 145-146)

**

اهمیت پیام امام به خاطر آن است که این پیام به صورت واضح، بخشی از گفتمان سیاسی امام خمینی محسوب می شود. البته بررسی گفتمانی کلام امام دارای پیچیدگی های خاصی است

و با یک پیام نمی توان عناصر اصلی گفتمان امام را مشخص ساخت ولی با توجه به تحقیقات گفتمانی که نسبت به کلام ایشان صورت گرفته است بعضی از مشخصات گفتمانی امام در پیام مورد نظر به شرح ذیل مطرح می شود:

 

1- واژگان مثبت و منفی، یعنی کدام کلمات یا اصطلاحات در متن مورد نظر جنبه مثبت دارد و کدام جنبه منفی.(واژگان ارزشی)

الف ـ بعضی از واژگان مثبت (خون پاک، هنرمند فرزانه، جبهه های عشق و شهادت و شرف و عزتْ، سرمایه زوال ناپذیر، عظمت و زیبایی انقلاب اسلامی، جان زیبا پسند، طالبانِ جمال حق، معطر، قرآن، اسلام ناب محمدی(ص)، اسلام ائمه هدی(ع)، اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، زیبا، پاک، کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام، نابود کننده اسلام رفاه و تجمل...، مدرسه عشق، عرفان اسلامی، عدالت، شرافت، انصاف، تجسیم تلخ کامی گرسنـگانِ مغضوبِ قدرت و پول، جایگاه واقعی، فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا، ستیز با جهانخواران، بدون اتکا به غیر، حیات جاویدان، دفاع مقدس، ملأ اعلا، خدا، سعادت، پیروزی، اسلام عزیز، و...

ب- بعضی از واژگان منفی (دردمند، تازیانه خوردگان، تلخ و شرم آور، محرومیت ها، سـرمـایه داری مدرن، کمونیسم خون آشام، اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد، اسلام امریکایی، نقاط کور، تلخ کامی گرسنگان، مغضوبِ قدرت و پول،

زالوصفتان، جهان خواران شرق و غرب، امریکا، شوروی، مدعیان هنر بی درد، و...

اشاره ـ نکته ای که در ملاحظه واژگان مثبت و منفی پیام بدست می آید اینکه اکثر قریب به اتفاق این واژگان جنبه مثبت دارد و حتی واژگان و اصطلاحات و ترکیبات اضافی یا وصفی در قالب مفهومی مثبت قرار گرفته است. مثلاً واژگانی مانند دردمند، تازیانه خورده، تلخ و شرم آور، محرومیت ها و غیره به خودی خود واژگانی منفی است ولی با توجه به مبتدای جمله یا شبه جمله این واژگان رنگ مثبت می گیرد، مانند اسلام تازیانه خوردگان، اسلام فقرای دردمند.

همین طور بعضاً واژگان مثبت با توجه به حالت اضافی یا وصفی، جنبه منفی دارد، مانند اسلام مرفهین بی درد یا اسلام امریکایی. در هر حال، تعداد واژگان مثبت غلبه دارد. و با توجه به تاریخ پیام که مدت کوتاهی بعد از پذیرش قطعنامه متارکه جنگ تحمیلی است که امام آن را برای خودش «از زهر کشنده تر» توصیف کرده بود (صحیفه امام،ج21،ص95) و در آن ایّام از لحاظ جسمی بیمار محسوب می شد و در دوران کهولت و نزدیک به پایان عمر پربرکت خویش بود، چنین روحیه مثبت و جوان و مبارز و پرشوری که در واژگان زیبا و ادیبانه وی هویدا است واقعاً شگفت آور می نماید. 

 

2- افراد و نهادهای مطرح شده، یعنی همانند واژگان، کدام فرد یا شخص یا نهاد، چهره مثبت دارد و کدام منفی.

الف ـ افراد و اشخاص با چهره مثبت (هنرمند فرزانـه، طالبـانِ جمال حق، رسـول الله(ص) و ائمـه هدی(ع) فقرای دردمند، پابرهنگان، تازیانه خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرم آور محرومیت ها، گرسنگانِ مغضوبِ قدرت و پول، هنرمندان ما، مردم و...)

ب ـ افراد و اشخاص با چهره منفی (زالوصفتان، جهانخواران شرق و غرب، امریکا، شوروی، مدعیان هنر بی درد.)

در واقع هنرمندان فرزانه و محرومان، در زیر لوای رسول الله(ص) و ائمه هدی(ع) در برابر جهانخوران شرق و غرب و مدعیان بی هنر، قرار می گیرند. می توان گفت از منظر امام، هنر بدون ایمان به حق تعالی و بدون مبارزه و ایستادگی در برابر مستکبران جهان خوار خواهی نخواهی در حوزه ستمگران تاریخ صف بندی می شود. اشاره امام به مبارزه همیشگی حق و باطل است که از ابتدای تاریخ ادامه داشته و تا انتهای زندگی بشر در دنیای خاکی ادامه خواهد داشت الّا اینکه مصادیق و صورت های آن، در زمان ها مختلف متفاوت است.

3- توصیف یا قطب بندی، به این معنا که خود(من یا ما) چگونه توصیف شده است و غیر خود یا دیگران چگونه (در این متن، هرچند مفاهیم توصیفی در بارۀ هنر است ولی نویسنده متن هنرمندان شهید را " فرزانه " نامیده و با تأکید بر " هنرمندان ما " خود را در جمعی قرار می دهد که این هنرمندان از آنها هستند. این جمع، مردم ایران هستند. ولی علاوه بر این، چنین مردمی پیرو رسول الله(ص) و ائمه هدی(ع) و مؤمن به اسلام ناب محمدی اند. فقرای دردمند، پابرهنگان، مغضوبان قدرت و ثروت و محرمان تاریخ، همه در این مجموعه قرار دارند. یعنـی این مـجموعه از یک ملت بسیار فراتر می رود و تمامی مکانها و زمانها را در برمی گیرد. همان طور که " غیر" این مجموعه در طول تاریخ، مقابل " ما " ی متن، تاریخ تلخ و شرم آور محرومیت ها را رقم زده اند که چهره امروزی آنان در قالب سرمایه داری مدرن، کمونیسم خون آشام ـ امریکا و شوروی ـ زالو صفتان، مرفهین بی درد، سازشکاران و فرومایگان، خودنمایی می کند.

قطب بندی متن همانند اشخاص و نهادهای متن بر مبنای همان جدال همیشگی حق و باطل است. "ما" ی متن در جبهه حق و "غیر" متن در جبهه باطل قرار می گیرد.

 

4- استناد یا ذکر شاهد، به این معنا که برای تأیید کلام به کدام فرد یا شخص یا مدارک و تجربه و غیر آن استناد شـده اسـت (استـناد مـحوری متـن، اسـلام، قـرآن کـریم، رسـول  الله(ص) و  ائمه هدی (ع) هستند.)

در کنار این موازین عقیدتی، جبهه های جنگ تحمیلی و شهدای هنرمند به عنوان مهمترین استنادات عینی، ساختار پیام را شکل می دهند. این پیام با پیوستگی و انسجام، تمامی عناصر گفتمانی امام را در یک ساختار عقیدتی و تجربی شکل بخشیده است.  

 

5- دلالتهای ضمنی(پیش فرضها، تلقین و تداعی)، به معنای اینکه متن برای ارتباط میان مسایل و مقولات و درک موضوع بر چه مفروضاتی متکی است، چه آموزه های فکری و عملی را القاء می کند و چه مطالبی را تداعی می نماید (حقانیت اسلام، قرآن و اهل بیت علیهم السلام، اساس دلالت های ضمنی متن است. درعین حال، جنگ تحمیلی، شهدای هنرمند، هنر اصیل و صحیح، مردم ایران، محرومان عالم و... در این راستا قرار دارند که همگی مقابل قدرتمندان ستمگر، مرفهین بی درد، زالوصفتان و ... ایستاده اند.)

 

6- بیان، یعنی ابزارهای بیان مطلب بر چه اساسی است: نامگذاری، کلی بافی، تهدید، تحذیر، آگاهی بخشی، استدلال و...(در این پیام عمدتاً از آگاهی بخشی، نامگذاری و نیز تهدید و تحذیر به نحو احسن استفاده شده است.)

 

7- گزاره های اساسی متن کدام است؛ یعنی مخلص کلام گوینده چیست و چه می خواهد بگوید یا اینکه جان کلام او کدام است (اثبـات حـقانیـت اسلام، هنر اسـلامـی، شهـدای جنـگ تحمیلی خصوصاً شهدای هنرمند است که نتیجه آن حقانیت و عظمت انقلاب اسلامی است.)

 

8- منبع مشروعیت، به این معنی که برای گوینده، جایگاه او و کلام او چه چیزی از دیدگاه وی مشروعیت آفرین است (جایگاه تولید کننده پیام به عنوان رهبر انقلاب اسلامی، بنیانگذار نظامی نو در جهان، مرجع تقلید اعلم و... برای مخاطبان پیام، روشن و کاملاً مقبول است. او در جایگاهی قرار دارد که می تواند چنین قضاوتهای عظیمی را انجام دهد و قدرت های بزرگ جهان را محکوم کند و در باره هنر و هنرمند از منظر اسلام با قاطعیت نظر دهد. کل متن حاکی از آگاهی و اشراف کامل نویسنده متن نسبت به جایگاه و موقعیت خویش است. همین جایگاه است که به او این اختیار را می دهد تا چنین پیامی را تولید کند.)

 

مروری بر وقایع و حوادث تولید متن

تاریخ متن مورد نظر، سی ام شهریور ماه سال 1367 است، یعنی سالروز حمله نظامی رژیم بعث عراق به کشورمان (31 شهریورماه 1359). خود این تاریخ، معنا و مفهوم عمیقی دارد. گویی امام خمینی به رزمندگانی که به دفاع از کشور برخاسته اند پیام می دهد. 

این متن بعد از پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد، مورخ 29 تیرماه 1366 است که در تاریخ 27 تیرماه 1367 از سوی ایران پذیرفته شد. امام خمینی، پذیرش قطعنامه مزبور را به نوشیدن جام زهر تشبیه کرده بود: «قبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم.»(صحیفه امام، ج 21،ص95)

جنگ تحمیلی طولانی و مقاومت شجاعانه امام خمینی و رزمندگان به آن نتایجی که امام و پیروان امام، انتظار داشتند نرسیده بود. پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل هرچند در آن شرایط تنها راه و عقلانی ترین راه  ممکن بود ولی در عین حال نوعی عقب نشینی از اهداف مورد نظر امام و ملت ایران به حساب می آمد.

پیام پذیرش قطعنامه توسط آیت الله هاشمی رفسنجانی که از طرف امام فرماندهی جنگ را به عهده داشت در سیمای جمهوری اسلامی ایران اعلام شد. در زمان اعلام موضوع، چهره ایشان که به حلم و صبر و استواری در سختی ها مشهور است حاکی از درد و رنجی عمیق بود. نمی توان انکار کرد که بسیاری از مردم خوشحال شدند زیرا جنگ، فشار طاقت فرسایی را بر کشور تحمیل می کرد ولی بسیاری از مردم  ـ خصوصاً رزمندگان، حتی آنهایی که دیگر توان جبهه رفتن نداشتند ـ بسیار افسرده و پریشان شدند. نگارنده، رزمندگانی را می شناسد که بعد از پذیرش قطعنامه، روزها از منزل بیرون نیامدند و به گریه و زاری و قرآن و دعـا مشـغول بـودند و اگر پیام های امیدبخش امام نبود ممکن بود جان به جان آفرین تسلیم کنند.

امام خمینی در پیام خود، مسئله پذیرش قطعنامه را به روشنی توضیح می دهد و با پذیرش صادقانه مسئولیت کامل جریان دفاع و جنگ و چگونگی خاتمه دادن به آن، دلایل تصمیم خود را با همگان درمیان می گذارد. البته اینکه امام چرا و به چه دلیل توضیح می دهد و به چه کسانی توضیح می دهد نکته ها دارد که در حوزه بررسی این مقاله نیست.

ولی در هر حال وضعیت خاتمه جنگ به هیچ وجه از عظمت و زیبایی کار بزرگ رزمندگان ملت ایران سر مویی کم نمی کند. سخنان امام، انسان را به یاد سخن بسیار عمیق و راهگشای حضرت زینب سلام الله علیها می اندازد که حتی بعد از شکست ظاهری و اسارت خاندان و یاران رسول الله (ص) در برابر ستمگران زمان ندای " ما رأیت الاّ جمیلا" سرداد.  و تمام سخن امام همین است که آنچه زیبا و بزرگ است عمل انسان حقیقت جو است. ترسیم و تصویر و بیان این چنین عملی خود در شمار همان عمل است. نشان دادن زیبایی، خود زیباست.

امام خمینی در پیامهای متعددی که در مقاطع مختلف بیان کرده است بر انجام تکلیف تأکید دارد نه بر تحصیل نتایج دلخواه، و این یکی از محورهای گفتمانی امام است.

ایشان در پیام مربوط به پذیرش قطعنامه می نویسد:

«مردم عزیز و شریف ایران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش می دانم. و شما می دانید که من به شما عشق می ورزم؛ و شما را می شناسم؛ شما هم مرا می شناسید. در شرایط کنونی آنچه موجب امر شد تکلیف الهی ام بود. شما می دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز فقط برای تشخیص مصلحت بود؛ و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشتم؛ و اگر آبرویی داشته ام با خدا معامله کرده ام. عزیزانم، شما می دانید که تلاش کرده ام که راحتی خود را بر رضایت حق و راحتی شما مقدّم ندارم. خداوندا، تو می دانی که ما سر سازش با کفر را نداریم ...  خداوندا، تو می دانی که استکبار و امریکای جهانخوار گلهای باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بیداد، همه تکیه گاه ما تویی، و ما تنهای تنهایـیم و غیـر از تو کسی را نمی شناسیم و غیر از تو نخواسته ایم که کسی را بشناسیم. ما را یاری کن، که تو بهترین یاری کنندگانی. خداوندا، تلخی این روزها را به شیرینی فرج حضرت بقیة الله- ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- و رسیدن به خودت جبران فرما ..

فرزندان انقلابی ام، ای کسانی که لحظه ای حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می گذرد.

می دانم که به شما سخت می گذرد؛ ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ می دانم که  شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست؛ مگر برای این خادمتان اینگونه نیست؟ ولی تحمل کنید که خدا با صابران است. بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید؛ و بدانید که پیروزی از آن شماست. و تأکید می کنم که گمان نکنید که من در جریان کار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولین مورد اعتماد من می باشند. آنها را از این تصمیمی که گرفته اند شماتت نکنید، که برای آنان نیز چنین پیشنهادی سخت و ناگوار بوده است. که ان شاء الله خداوند همه ما را موفق به خدمت و رضایت خود فرماید.» (همان، ص 95 و  96)

امام خمینی در این پیام های خود، اشاره ای به دیدگاه خودش در زمینه خاتمه دادن به جنگ بعد از فتح خرمشهرـ روز سوم خرداد 1361ـ نکرده است، موضوعی که بعد از ارتحال وی مشخص گردید. مرحوم حاج سید احمد آقا، پس از رحلت حضرت امام در مصاحبه ای اعلام کرد که حضرت امام، زمان پس از فتح خرمشهر را، زمان مناسبی برای صلح و ایستادن پشت مرزهای بین المللی به صورت آتش بس اعلام کرده بودند؛ و این بیانگر مخالفت آن حضرت با ادامه جنگ، پس از فتح خرمشهر بوده است. اما این نظر شخصی حضرت امام، مبنای عمل قرار نگرفت و در جمع بندی نظرات کارشناسان نظامی و سیاسی، نظر بر ادامه جنگ داده شد که مورد تایید حضرت امام واقع شد، یعنی حضرت امام در این امر اجتماعی، نظرات دلسوزان و کارشناسان نظام را بر نظر شخص خودشان مرجح قرار دادند.(پرتال پژوهشی و اطلاع رسانی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، دیماه 1394)

به هرحال، امام، در پیامهای خودش با استدلالی قوی ثابت کرد که هرچند پیروزی مطلوب و نهایی بدست نیامد ولی آنچه بدست آمد با همه شهادت ها و خسارت ها  پیروزی بود، پیروزی دفاع در برابر جهانخواران.

یکی از ویژگی های پیامهای امام آن است که دشمن را با اسم و مشخصات معرفی می کرد. در آن شرایط، جهان خوران شرق و غرب و در رأس آنان آمریکا و شوروی به عنوان دشمنان اسلام ناب و فرهنگ اصیل اسلامی معرفی می شوند. مبارزه با این جهان خوارن همان مبارزه با ظلم و در حمایت از مظلومان و دردمندان است. 

ولی نکته قابل توجه این است که  امام در طول دوران حکومتش، علی رغم جبهه گیری شدید علیه مستکبران و جهان خوران هرگز دشمنان خارجی را جوری محکوم نکرد که رافع مسئولیت خودش و مسئولین کشور باشد. سرانجام نیز در وصیت نامه سیاسی و الهی خودش از خداوند رحمان و رحیم و از ملت ایران به خاطر کوتاهی خدمت  و قصور و تقصیر، عذرخواهی کرد. امام خمینی واقعاً خود را خادم ملت مسلمان ایران می دانست و تمام زندگی و توان خود را وقف همین راه کرد.

در هر صورت پیام مورد بحث در واقع ادامه پیام مربوط به پذیرش قطع نامه است. اساساً پذیرش قطعنامه، مسئله ساده ای نبود که با یکی دو پیام فیصله یابد بلکه روشنگری عظیمی را می طلبید. امام خمینی، مردم را طی پیام های متعدد از کم و کیف موضوع آگاه کرد و با پیام های مختلف علاوه بر حفظ روحیه رزمندگان و مسئولان و عامه مردم، دشمنان نظام اسلامی را در موقعیت انفعال قرار داد. در واقع این پیام ها خود مبازره و دفاعی بزرگ بود تا مستکبران جهان خوار و وابستگان منطقه ای آنان نتوانند از موقعیت بدست آمده برای ضربه زدن به انقلاب و نظام اسلامی استفاده کنند، مبارزه ای که امام خمینی یک تنه آن را تا پایان حیات خود ادامه داد.

پیام های آن رادمرد بزرگ از زمان پذیرش قطعنامه تا آخرین پیامها قطعاتی از یک سپر الهی متصل به هم برای جلوگیری از صدمات و ضربات دشمنان نظام اسلامی بود. و نتیجه آن حفظ نظام اسلامی، اثبات حقانیت ایران و پیروزی درخشان ملت مسلمان ایران بود که در همه جا طنین انداز شد، هرچند پیروزی همه جانبه و نهایی و مطلوب امام و رزمندگان بدست نیامده بود. در یک کلام، امام خمینی، نشان داد و اثبات کرد که پیروز نبرد دفاعی با جهانخوران، ملت مسلمان ایران بوده است، نبردی که تا پیروزی نهایی ـ که وعده قطعی حق تعالی است ـ ادامه خواهد داشت.

چند نکته:

الف ـ  برای درک بهتر پیام حضرت امام به هنرمندان بایستی آن را در مجموعه ای از پیامهای بعد از خاتمه جنگ تحمیلی ملاحظه کرد که در حد امکانات یک مقاله کوتاه نیست. با این همه چون اکثر عناصر گفتمانی امام خمینی در غالب پیام های ایشان وجود دارد می توان با توجه به هریک از این پیام ها بعضی از عناصر یا چارچوب کلی گفتمانی ایشان را در هر موضوعی و در هر مقطع زمانی بدست آورد.

قابل توجه است که در این پیام، به ترسیم، تجسیم، تصویر و در واقع نشان دهنده بودن هنر  اشاره شده است. یعنی تولید کننده پیام به درستی به نقش و کارکرد هنر، وقوف دارد. کار هنر، نشان دادن است. هم چنین، خالق متن، موضوعات گوناگونی را برای هنر متذکر می شود که جنبه انحصاری ندارد و بیشتر به عنوان سرتیتر موضوعات مطرح شده است مانند ترسیمِ روشن عدالت و شرافت و انصاف، و تجسیم تلخکامی گرسنگانِ مغضوبِ قدرت و پول، نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و ... ولی این ترسیم و نشان دادن در یک فضایی رخ می دهد که امام از آن به عنوان جایگاه واقعی هنر، مدرسه عشق و عرفان اسلامی، نام می برد. این جملات منعکس کننده همان مفهوم کهن هنر ایران زمین یعنی عرفان است. از نظر امام، هنری زیبا و پاک است که مشام جان زیبا پسندِ طالبانِ جمال حق را معطر کند. چنین هنری طبعاً در برابر ظلم و ستمگری قرار می گیرد. چنین هنری در راه مبارزه با ظلم و ستم است که راه خود را به سوی کمال و حق مطلق می گشاید. اساساً ارسال رسولان الهی و نزول کتاب و میزان به منظور اقامه عدل است. (قرآن کریم، حدید، 25)

این است که ارتباط هنر و جهاد و مجاهده در راه حق، با توجه به حضور هنرمندانی که بسیاری از آنها در جریان جنگ تحمیلی، شربت شهادت نوشیدند نمود بیشتری دارد. ولی عرصه های دیگری نیز وجود دارد که حضور هنر در آنها ضروری و عمل هنرمندانه در آنها نیز مجاهده محسوب می شود مانند ترسیم عدالت و شراف یا نشان دادن نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی و غیره.

نکته دیگر اینکه توصیه های امام، هرچند در شرایط بسیار دشوار مطرح شده است ولی اساساً ناظر به آینده است. بنا بر این، پیام ایشان بر محورهایی بنا شده است که با تغییر و تحول زمان از میان نمی رود. در واقع، امام خمینی، انقلاب اسلامی را فراتر از آن چیزی می داند که در انقلاب اسلامی ایران بدست آمده است. این انقلاب، دورخیز و آمادگی انقلاب بزرگی است که قطعاً بنا به وعده الهی تمام جهان را دربر خواهد گرفت و هنر واقعی و اصیل در این مسیر معنا پیدا می کند. چنین هنری در مسیر کمال و عرفان است؛ چه در جبهه عشق و شهادت باشد، چه در مقام مبارزه با ظلم و استعمار و استکبار و چه در موضع خدمت به محرومین و گرسنگان و چه در پی حل مضلات و مشکلات و نابسامانی های اجتماعی و...

ب ـ یکی از مهم ترین ویژگی های امام خمینی، سرودن اشعار فراوان در مقاطع مختلف زندگی است که بعد از ارتحال ایشان در قالب یک دیوان حجیم منتشر شده است. البته این دیوان حاوی تـمامی اشعـار ایشان نیست و ظاهـراً بخـشی از آنها ـ مانـند بسیـاری از نوشته های ایشـان ـ در  جریان مبارزات و تبعید آن بزرگ مرد مفقود شده یا از بین رفته است. ولی در هرحال می توان گفت دیوان امام شامل اکثریت قریب به اتفاق اشعار ایشان است.

نکته دیگر اینکه این اشعار تاریخ ندارد و دقیقاً معلوم نیست در چه زمان هایی سروده شده است. هرچند از مفاهیم بعضی از آنها می توان تاریخ سروده شدنشان را به صورت تقریبی بدست آورد. تمامی این اشعار ـ اعم از غزل و قصیده و رباعی و ... ـ در قالب شعر کهن ایران سروده شده است و عمیقاً با مفاهیم عرفانی اشعار شعرایی همچون حافظ و سعدی ممزوج است و بسیاری از عناصر معنایی آنان را بازآفرینی کرده است.

مفاهیم قریب به اتفاق اشعار امام، در دایره سیر و سلوک عرفانی قرار می گیرد. و احتمالاً عدم درج تاریخ از سوی شاعر به همین فرا زمانی معانی اشاره دارد. 

همچنین از دیدگاه امام، هنرمندانی که در کنار رزمندگان بودند و وظیفه سنگین انتقال عمل و سخن آنان را داشتند و بسیاری از آنها در جریان فعالیت های خود به شهادت رسیدند چیزی از رزمندگان کم ندارند و خود جزو افضل رزمندگان دین حق محسوب می شوند. امام خمینی شهادت را « هنر مردان خدا» می داند. ایشان هنرمندان را رزمندگانی می داند که  در راه پیروزی اسلام، تمام مدعیان هنر بی درد را رسوا نمودند. در حقیقت از منظر امام، رزمندگانی همچون همت ها و باکری ها و هنرمندانی همچون آوینی ها، مسیر عشق و عرفان الهی را طی می کنند که اوج تکاملشان در نقطه شهادت به یکدیگر می پیوندد.

 

«هنر آن است که بی هیاهوهای سیاسی و خودنمایی های شیطانی برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی ، و این هنر مردان خداست ...» (صحیفه امام،ج14،ص478)

 

تحلیل متن و فرامتن

تمرکز متن بر مرزبندی میان حق و باطل، استوار است. مخاطبان پیام، واژگان مثبت و منفی و افراد و اشخاص و قدرت هایی که دیدگاه خالق متن نسبت به آنها مثبت یا منفی است، همگی مؤید این مرزبندی است. این متن در شرایط پس پذیرش قطع نامه تولید شده است که ظاهراً جنگ به پایان رسیده ولی از دیدگاه تولید کننده پیام، نبرد حقیقی همچنان ادامه دارد و تا پیروزی نهایی حق بر باطل ادامه خواهد داشت.

در این پیام اشاره ای به شخص صدام یا حزب بعـث عـراق و بعضی دیـگر از مـسایل مهم جنگ هشت ساله مانند تحمیل جنگ به ایران و... نشده است که مهمترین دلایل احتمالاً از این قرار است:

یک ـ ملاحظات سیاسی؛ زیرا معارضه علیه صدامیان ـ ولو لفظی ـ با پذیرش قطعنامه تناسبی نداشت.

دو ـ مشخص کردن چهره دشمن اصلی؛ زیرا از منظر امام، صدام و حزب بعث عراق ـ و بسیاری از شیوخ منطقه ـ فقط به عنوان مهره های ابرقدرتها و در جهت سیاست های آنان عمل می کردند.

دیدگاه قرآنی امام، متکی بر مبارزه با ظلم و ستم است که در شرایط آن روز شامل هردو ابرقدرت شرق و غرب می شد که این پیام اشارات مشخصی به عملکرد آنان دارد. 

"غیر" یا دیگر پیام عمدتاً همین دو قدرت بزرگ هستند که مدعیان هنر  بی درد و امثال آنان ملحق به همین قدرتهای استکباری هستند. هنری که در جهت اسلام ناب نباشد در خدمت اسلام آمریکایی است.

امام خمینی همواره از حقانیت "اسلام ناب" نام می برد و آن را در برابر سایر برداشت های انحرافی از اسلام قرار می داد و همه آنها را با عنوان "اسلام آمریکایی" مشخص می ساخت.

چنین برداشتی از اسلام با تجمل و رفاه و التقاط  و ظلم و ستم قدرتمندان، مشکلی ندارد و درجهت منافع جان خواران است. ولی هنر اصیل و مورد قبول اسلام در حرکت متعالی خود، حامی محرومان و دردمندان و فقرا و دشمن قدرتهای ستمگر است.

وقتی امام می گوید « شهادت، هنر مردان خداست.»، در واقع مسیر اصلی هنر را ترسیم می کند که مجاهده در جهت حق تا لقاءالله است.

عرفان از دیدگاه امام خمینی مجاهده در راه حق تعالی است. هنر اصیل نیز در همین فضا معنا می شود. هنر، چیزی جز عرفان نیست. همان طور که مجاهده در راه حق، والاترین سیر و سلوک عرفانی است، هنر ناب و مورد قبول اسلام نیز مجاهده در راه حق محسوب می شود. این است که در نقطه اوج «شهادت» هردو مسیر به یک هدف ختم می شود.

طبعاً در مقابل چنین مسیری، نیروها و قدرتهای داخلی و خارجی متعددی صف آرایی کرده اند که امام خمینی با واژگان منفی آنان را مشخص می کند: جهانخواران شرق و غرب، مرفهین بی درد، طرفداران اسلام آمریکایی، مدعیان بی هنر و... 

علاوه بر اینها وقتی امام در آغاز پیام خود به "جبهه های عشق و شهاد و شرف و عزّت" تأکید می کند، پرچم حقانیت و تسلیم ناپذیری اسلام ناب را در برابر تمامی جهان خوران و عوامل آنان ـ از جمله صدامیان ـ برمی افرازد.

به طور کلی پیام های امام خمینی بعد از پذیرش قطعنامه، حال و هوای دیگری دارد. در این پیام ها عناصر گفتمانی امام خمینی به صورت روشن تر و صریح تری نمایان می شود. عنصر اصلی گفتمان امام، مبارزه با ظلم و ستم و دفاع از مظلومان و محرومان است. این عناصر گفتمانی در سایر سخنان ایشان در باره هنر ـ خصوصاً قبل از پذیرش قطعنامه ـ کمرنگ تر به نظر می رسد. در واقع با منظور داشتن این پیام، می توان کلام امام را در باره هنر و عرفان، بهتر درک کرد.

 

جمع بندی

هنر در منظر هنرمندان بزرگ عالم، وجهه ای اخلاقی و متعالی دارد. این حالت در هنر کشور ما پررنگ تر به نظر می رسد. علاوه بر این، هنر ایران زمین با عرفان اصیل درآمیخته است و بسیاری از هنرمندان بزرگ کشور ما عرفای بنامی نیز بوده اند. شاید مهم ترین تفاوت امام خمینی با چنین هنرمندان و عرفایی، مسئله عرفان عملی ایشان باشد. مسیر عرفان امام در درجه اول از راه بسیار دشوار مبارزه با نفس و سپس از راه مبارزه عملی با ستمگران، می گذرد. اول، باید مرد خدا بود تا بتوان در جهت مبارزه در راه حق به اوج حرکت متعالی انسانی یعنی لقاء الله رسید. اقتضای چنین هنری، مقابله با ستمگران و وابستگان آنان و دفاع از ستمدیدگان و محرومان و تلاش درجهت حل مشکلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و تصویرگری عدالت و انصاف و شرافت و نیز نشان دادن درد و رنج مغضوبان قدرت و پول است. هنر در عرفان اسلامی در خدمت جامعه است. در گفتمان امام خمینی، عرفان و هنر از یکدیگر جدا نیست و با هدفی مشترک در عرصه جامعه معنا پیدا می کند و معرفی می شود.

 

 

منابع:

1- قرآن کریم

2- امام خمینی، صحیفه امام (بیانات، پیامها، مصاحبه ها، احکام، اجازات شرعی و نامه ها)، دوره بیست و دو جلدی، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، پاییز 1378، چاپ اول

3- ویکی پدیا، دیماه 93

4- دیوان سعدی

5- دیوان حافظ

6- مثنوی مولانا

7- پرتال پژوهشی و اطلاع رسانی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، پرسش و پاسخ، دیماه 1394)

(honar-masaeel.persianblog.ir )8 -

http: /  / www.firooze.ir / article-fa-219.html )9 –

منبع: حضور، ش 95، ص 181.

. انتهای پیام /*