نگاهی به پیدایش انقلاب اسلامی

 و نقش زنان در پیروزی آن

□ مریم یزدانی

 چکیده

انقلاب ایران بیشتر از هر عنوانی با نام «انقلاب اسلامی» مطرح شده است. بسیاری از تحلیلگرانِ انقلاب، آن را انقلابی مردمی یا مردم گرا می‏ دانند. محور مهم انقلاب اسلامی ایران که از ویژگی الهی بودن انقلاب سرچشمه می‏ گیرد، نقش دین، عالمان دینی و رهبری و هدایت انقلاب توسط امام خمینی است. طراح و معمار کبیر انقلاب اسلامی  همواره با تأکید بر پیوند عمیق و ناگسستنی انقلاب اسلامی ایران با آموزه های اسلامی  و تعالیم دینی بر استثنایی بودن آن تأکید می نمود. این انقلاب با رهبری و هدایت عالمان دینی آغاز شد و به سرانجام رسید. در رأس این بزرگان، شخص امام خمینی (س) قرار داشت که بالاترین جایگاه دینی، یعنی مرجعیت را دارا بود. امام خمینی، انقلاب و پیروزی آن را وام دار زنان می شمارد. چرا که آنان سبب تقویت روحیه و انگیزه انقلابی مردان شدند. حضور زنان در انقلاب، هر چند پدیده ای بی سابقه نبود و تاریخ جنبشهای سیاسی و اعتراض آمیز ملت ایران، از شور وشعور زنان مسلمان ایرانی حکایت دارد، اما با توجه به فراگیربودنِ انقلاب، باید گفت که آنان الهام بخش همگان بودند.

 کلید واژگان: امام خمینی، انقلاب اسلامی، زنان، پیروزی، تعالیم دینی

 مقدمه

با وقوع انقلاب اسلامی  ایران، برای اولین بار یک کشور مسلمان به طور موفقیت آمیزی در برابر قدرت های بزرگ استکباری ایستادگی و آنان را تحقیر کرد و چون صاعقه ای عظیم، آسمان جهل و غفلت و عناد را از هم گسست. انقلاب اسلامی  ایران از آنجا که بر اساس افکار بلند واندیشه متعالی حضرت امام خمینی، تکوین یافته است ، همواره درعوامل پیدایش و طرح شعار های محوری و تعیین اهداف و آرمان های بلند و راهکارهای وصول به آن ، با باورها و اعتقادها وآرمان های این شخصیت ملکوتی ، پیوندی ناگسستنی داشته است . از مهمترین دستاوردهای پیروزی انقلاب اسلامی در حوزه زنان، هویت بخشی به زن ایرانی و مسلمان و تعریف عملی آن در متن جامعه است. حضرت امام به عنوان رهبر نهضت با درایت خویش نه تنها زنان را به مشارکت در انقلاب دعوت نمودند، بلکه شرکت آنان را در نهضت اسلامی واجب و لازم شمردند و حتی موافقت پدر یا شوهر را نیز لازم ندانستند. این است که وجود تلاشهای گسترده ای که در جهت بی تفاوت کردن مردم و ایجاد روحیه خودمداری و عافیت طلبی، با هدف دور کردن آنها از فعالیت های حق طلبانه علیه رژیم شاهنشاهی انجام می شد، بردباری زنان متعهد مسلمان در برابر انبوه خطرات و مشکلات و ترغیب همسران و فرزندانشان به مبارزه و همکاری، عامل موثری در تداوم روند رو به تکامل انقلاب بود.

 مفهوم انقلاب

مطالعه نظام‏ مند مفهوم جدید انقلاب، از قرن نوزدهم میلادی آغاز شد. در فرهنگ‏های سیاسی و علوم سیاسی، انقلاب را چنین تعریف می ‏کنند:

 «سرنگونی یک نظام اجتماعی کهنه و فرسوده و جایگزین کردن آن با نظام اجتماعی نو و مترقی» یا «سرنگونی حکومت طبقه یا طبقات رو به زوال و جای‏گزین کردن آن با نظام اجتماعی جدید».

در برخی موارد هم برای تعریف عام انقلاب که هر نوع تحول اساسی را در بربگیرد، آن را چنین تعریف می‏کنند: «هر نوع تحول کلی و اساسی».

 انقلاب ایران

 اسلامی ـ دینی بودن

یکی از ویژگی های درجه اول انقلاب ایران، اسلام است؛ زیرا رهبر این انقلاب فردی روحانی و مرجع دینی بود و سازمان‏دهی آن عمدتاً از راه امکانات حوزه‏های علمیه صورت می‏گرفت؛ سازمانی که پنج عنصر و رکن اساسی داشت؛ علما و مراجع دینی، حوزه‏های علمیه و مدارس دینی، بقعه‏ها و مزارهای متبرک، مساجد و ائمه جماعات، دستجات و هیئت‏های مذهبی. بنابراین به دلیل نقش اساسی دین اسلام در شرایط انقلاب ایران، این پدیده متصف به صفت اسلامی گردیده است.

البته زمینه قوی اسلام  خواهی  ملت  ایران، رنگ  خاصی  به  انقلاب  بخشیده  و آن  را در اهداف  و ابزار، برتر از حرکت های  سیاسی  غیر مذهبی و ملی  گرایانه  قرار داده است. رهبر فقید انقلاب، پیشینه مبارزاتی  ملتی  را یادآور می شود که  در هیچ  کدام  از نهضت های  خود، تا به  این  مرحله  از رشد فکری  دست  نیافته  بود که  اسلام  را محور مبارزه  و انقلاب  تلقی  کند. ملت ایران با تبعیت از رهبری الهی، آزادی و استقلال خود را در یک جمهوری متکی به ایمان مذهبی سراغ می گرفت.

فرید هالیدی (استاد روابط بین الملل دانشگاه لندن) در مقدمه کتابی که درباره ایران تالیف کرده  می نویسد : «انقلاب اسلامی عظیم ترین انقلاب تاریخ است.همه می دانیم این کار عظیم در پرتو عظمت شخصیت امام خمینی پا گرفت و دست های پر قدرت و فرمانده او بود که این امواج عظیم انسانی را به شور و هیجان و خروش وا داشت.» (امام خمینی و معجزه انقلاب اسلامی - http: /  / tafsiraftab.mihanblog.com)

 انقلاب آزادی‏بخش

از آنجا که عموماً انقلاب‏های آزادی‏بخش ملی، بر ضد سلطه خارجی شکل می ‏گیرد و رژیم شاه در ایران نیز وابسته به امپریالیسم آمریکا بود و حتی خود شاه در مقاطع مختلف از جمله در کتاب " پاسخ به تاریخ" که بعد از سقوط نوشته به این موضوع اعتراف کرده است، بعضی ها انقلاب ایران را به عنوان حرکتی ضد امپریالیستی و در گروه انقلاب‏های آزادی‏بخش ملی قرار می‏ دهند، ولی با وجود جنبه ضد امپریالیستی انقلاب و نیز وابستگی رژیم پهلوی از آنجا که اصطلاح «انقلاب آزادی‏بخش» به جنبش‏ هایی گفته می ‏شود که بر ضد سلطه مستقیم خارجی شکل می‏ گیرد – مانند انقلاب هند-  کاربرد آن در مورد انقلاب ایران چندان مناسب به نظر نمی رسد.

 خاستگاه عاشورایی انقلاب

از دیدگاه بسیاری از اندیشمندانی که در زمینه علل و عوامل پیروزی انقلاب اسلامی ایران نظریه‏پردازی کرده‏اند، عامل مذهب از قوی‏ترین و اصلی‏ترین عواملی است که در پیدایش و پیروزی انقلاب نقش بسزایی داشته است. همچنین مروری بر ادبیات سیاسی رایج در روند وقوع انقلاب اسلامی، مانند شعارها، سخنرانی‏ها و بیانیه‏های امام خمینی و یاران و شاگردان ایشان، بیانگر این واقعیت است که از میان عناصر مذهبی، فرهنگ عاشورا و نهضت امام حسین علیه‏السلام، نقشی مهم در این زمینه بر عهده داشته است. فرهنگ شهادت، مبارزه همیشگی با باطل، طاغوت‏ستیزی، اصل پیروی از رضایت خداوند، توجه به مصالح مسلمانان و نیز فرهنگ نظارت عمومی و امر به معروف و نهی از منکر، از ویژگی‏های مؤثر فرهنگ عاشورا بر انقلاب ایران است. برخی از محققان برآنند که:

«علت اصلی و اساس قیام مردم این بود که شاه نسبت‏به نابودی ارزشهای مسلط جامعه آنها که از مذهب و آئین آنها سرچشمه گرفته بود، قیام کرده و به همین دلیل بود که با جریحه دار شدن احساسات مذهبی امت مسلمان ایران، دیگر مجالی برای صبر و تحمل و شکیبایی در مقابل سایر ناملایمات اجتماعی و اقتصادی وجود نداشت‏». (محمدی، 1370،88)

 

 فرهنگ عاشورا و تداوم انقلاب

اگر انقلاب اسلامی بخواهد بر مبنای فرهنگی که شکل گرفته تداوم یابد، ناگزیر باید همواره به آن فرهنگ توجه کند. روحیه شهادت‏طلبی، آزادگی و شرف، عزّت نفس، مبارزه با ظلم و… در عرصه ‏های مختلف سیاست خارجی و روابط با دیگر کشورها و همچنین عرصه سیاست داخلی، از سیاست‏گذاری در ابعادِ مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و… گرفته تا بخش‏های اجرایی، همه باید به آموزه‏های نهضت امام حسین علیه‏السلام و فرهنگ عاشورا پای‏بند باشد. امام خمینی در قسمتی از سخنان خویش می‏ فرماید:

« فداکاری سیدالشهدا- سلام الله علیه- است که اسلام را برای ما زنده نگه داشته است؛ زنده نگه داشتن عاشورا با همان وضع سنتی خودش از طرف روحانیون، از طرف خطبا، با همان وضع سابق و از طرف توده‏ های مردم با همان ترتیب سابق که دستجات معظم و منظم، دستجات‏ عزاداری به عنوان عزاداری راه می‏افتاد. باید بدانید که اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند، باید این سنتها را حفظ کنید».( صحیفه امام، ج‏15، ص: 331)

تحلیلی بر رفتار سیاسی امام  پیش از آغاز نهضت

برای بسیاری از پژوهش‏گران تاریخ معاصر ایران، این پرسش مطرح است که چرا امام خمینی پیش از سال 41 و در زمان زعامت مرحوم آیت الله بروجردی بر حوزه علمیه، نهضت‏خود را آغاز نکرد؟ برای پاسخ بدین پرسش، سه عنصر اساسی مؤثر بر رفتار سیاسی امام باید مورد بررسی قرار گیرد.این عناصر عبارت است از:

 1- اعتقاد به حرکت از طریق مرجعیت عامه

امام بر این باور بود که باید زمینه را برای حاکمیت مراجع دینی فراهم آورد و از اقتدار مرجعیت‏ حمایت کرد. بر همین اساس، چه در زمان آیت الله حاج شیخ عبد الکریم حائری و چه در زمان آیت الله بروجردی، بر خلاف کسانی که لب به انتقاد از این دو مرجع بزرگ می ‏گشودند، پیوسته از آنان حمایت می‏کرد.او می‏ دانست اگر موقعیت مرجعیت تخریب شود، در حقیقت دیواری که می‏ شد برای کنترل دولت‏ها پشت آن پناه گرفت، تخریب شده است. در نگاه وی اصلاح امور مسلمانان تنها از دست کسی بر می‏آمد که بر مسند مرجعیت عامه تکیه زده و بیشتر مردم ولایتش را پذیرفته باشند.

هر چند برخی از مراجع، به دلیل محدودیت‏ های موجود، تحرک سیاسی قابل توجهی نشان نمی‏ دادند، ولی امام معتقد بود که تضعیف مراجع، فرصت‏ بیش‏تری در اختیار رژیم‏ حاکم قرار می‏ دهد تا سیاست‏ های ضد دینی خود را دنبال کند. امام خمینی در پرتو شناخت عمیق از منابع اقتدار در جامعه ایران و تجربه‏ های کامیابی و شکست جنبش‏ها و حرکت‏ های اصلاحی، بر این اعتقاد بود که وادی اصلاح امر مسلمانان و سرفراز ساختن اسلام و امت اسلامی را بدون مرکب مرجعیت نمی‏ توان پیمود.

 2- بیگانگی حوزه‏ های علمیه با سیاست

فضای آن روز حوزه، فضایی نسبتاً بیگانه با مسائل سیاسی بود و بر چسب خطرناک آخوند سیاسی ابزاری برای منزوی کردن روحانیان آگاه به شمار می ‏آمد. رژیم و وابستگان آن، که حضور قدرتمند مراجع را مانع اقدامات سیاسی خود می ‏دیدند، شعار جدایـی دین از سیاسـت را تبلیغ می‏ کردند. این اقدام در حوزه و روحانیت مؤثر افتاده بود، چنانکه امام  می‏ فرمود:

« اولین و مهمترین حرکت، القای شعار جدایی دین از سیاست است که متأسفانه این حربه در حوزه و روحانیت تا اندازه‏ ای کارگر شده است تا جایی که دخالت در سیاست دون شأن فقیه و ورود در معرکه سیاسیون تهمت وابستگی به اجانب را به همراه می‏ آورد؛ یقیناً روحانیون مجاهد از نفوذ بیشتر زخم برداشته‏ اند.

گمان نکنید که تهمت وابستگی و افترای بی دینی را تنها اغیار به روحانیت زده است، هرگز؛ ضربات روحانیت ناآگاه و آگاه وابسته، به مراتب کاریتر از اغیار بوده و هست. در شروع مبارزات اسلامی اگر می‏ خواستی بگویی شاه خائن است، بلافاصله جواب می‏ شنیدی که شاه شیعه است! عده‏ای مقدس نمای واپسگرا همه چیز را حرام می‏ دانستند و هیچ کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است.» (صحیفه امام،ج21،ص278)

بر این اساس، امام، شکستن این فضا را در درون حوزه گام نخست مبارزه تشخیص داد، زیرا در غیر این صورت، مبارزه با خود کامگی دربار معنایی جز نبرد هم زمان در دو جبهه دشوار نداشت. امام خمینی، در کتاب حکومت اسلامی، از آن دوران چنین یاد می‏ کند:

" روزی مرحوم آقای بروجردی، مرحوم آقای حجت، مرحوم آقای صدر، مرحوم آقای خوانساری - رضوان الله علیهم - برای مذاکره در یک امر سیاسی در منزل ما جمع شده بودند. به آنان عرض کردم که شما قبل از هر کار تکلیف این مقدس نماها را روشن کنید. با وجود آن‏ها مثل این است که دشمن به شما حمله کرده و یک نفر هم محکم دست‏های شما را گرفته باشد. این‏هایی که اسمشان «مقدسین‏» است - نه مقدسین واقعی - و متوجه مفاسد و مصالح نیستند، دست‏های شما را بسته‏ اند و اگر بخواهید کاری انجام بدهید، حکومتی را بگیرید، مجلسی را قبضه کنید که نگذارید این مفاسد واقع شود، آن‏ها شما را در جامعه ضایع می‏ کنند. (ولایت فقیه، ص 144)

 3- ضرورت تربیت نیروهای متفکر و انقلابی

 امام خمینی با درک این ضرورت که هر گونه تحول و انقلاب، نخست ‏باید از حوزه روحانیت آغاز شود، برای ایجاد تحول و اصلاح در درون حوزه  و ایجاد بستری مناسب برای شکل گیری مبارزه‏ای عمیق و فراگیر، به تربیت نیروهای آگاه، متفکر و انقلابی پرداخت. یکی از پژوهشگران تاریخ انقلاب اسلامی در این باره می‏ گوید: "ایشان در کلاس‏های درس فقه خود که معمولا مهمترین موضوع در برنامه درسی حوزه ‏ها محسوب می‏شد، الهام بخش و تعلیم دهنده نسل کاملی از علما بود که بعدا به سازمان دهندگان انقلاب تبدیل شدند. مشخصه بارز درس‏های او، توانایی عجیب او در ارتباط دادن فقه با عرفان و ملاحظات عقلانی و سیاسی بود.". (تاریخ کمبریج، 304)

نتیجه تربیت نیروهای متفکر، انقلابی و کار آمد در سال‏های 56 و 57 آشکار شد. در این سال‏ها که اوج درگیری نیروهای انقلابی و رژیم سلطنتی بود، امام توانست، با بهره برداری از نیروهای تربیت‏ یافته پیش از پیروزی انقلاب، نهضت را از انحرافات احتمالی حفظ کند و پس از پیروزی، راه نفوذ بیگانگان در ساختار شکل گرفته جدید را ببندد.

 روش‏های مبارزاتی امام خمینی

امام خمینی در جریان مبارزه، روش‏های مبارزاتی ویژه ‏ای داشتند که به بخشی از آن‏ها اشاره می ‏شود:

 1- اعتقاد به حرکت و بسیج مردمی

امام با اعتقاد راسخ به نقش کلیدی مردم در سـرنگونی نظام شاهنـشاهی، به طور مستقیـم با آن‏ها

سخن می‏گفتند و آنان را به مبارزه تا پیروزی فرا می‏ خواندند. ایشان  با توجه به رابطه معنوی شیعیان و مرجعیت، آحاد ملت  خصوصا زنان را علیه وضع موجود بسیج کرد.

امام خمینی حضور زنان را معجزه بزرگ اسلامی و نتیجه نور ایمان و قدرت اسلام و قرآن می دانستند و علّت تحول آنان  را اسلامی بودن نهضت اعلام می کردند. (هدایتی، 1388)

ایشان همین طور از دستاورد وحدت، به «بهترین ثمرات نهضت» تعبیرنموده اند و همه ، به ویژه اهل فکر و قلم را دعوت می کنند که در راه آزادی ملت و استمرار وحدت کوشش کنند.(ر.ک: صحیفه امام،ج6،ص188)

 2- برخورد قاطع و اعتماد به نفس کامل

امام در جریان انقلاب، با قاطعیتی منحصر به فرد، بر نابودی رژیم ستمشاهی و پدید آوردن نظامی مبتنی بر شعارهای انقلاب تاکید می‏ ورزید، به گونه‏ای که همگان باور داشتند وی به هیچ وجه و در هیچ شرایطی از این موضع، عقب نشینی نخواهد کرد. این رفتار الگوی مردم‏ قرار گرفت و در تشکیل و تشدید روحیه انقلابی در آن‏ها سودمند افتاد.

امام در جریان انقلاب پیوسته وعده پیروزی می ‏داد، در برابر نغمه‏های ناسازگار با مواضع اعلام شده می ‏ایستاد و هشدار می‏ داد. (طلوعی، 548)

 3- جذب ارتش

 امام، باور داشت که بدنه ارتش به مردم مسلمان کشور تعلق دارند و با مردمند. بنابر این از درگیری ملت و ارتش جلوگیری می‏ کرد و ارتشیان را به سر پیچی از فرمان سران و پیوستن به ملت فرا می‏ خواند. بدین ترتیب، مردم به پای ارتش گل می‏ ریختند و شعار "ارتش برادر ماست" ‏سر می‏ دادند و ارتشیان نیز گروه گروه به نهضت اسلامی پیوستند. سرانجام با پیوستن همافران نیروی هوایی به انقلاب، نهضت‏ به پیروزی نزدیک شد.

 4- عدم همگرایی با جریان‏های انحرافی

 امام با توجه به عملکرد گذشته نیروهای انقلابی نما و چپ، می‏ گفت:

"ما حتی برای سرنگون کردن شاه با مارکسیست ها همکاری نخواهیم کرد. من همواره به هواداران خود گفته‏ام که این کار را نکنند. ما با طرز تلقی آنان مخالفیم. ما می‏ دانیم آنها از پشت به ما خنجر زده‏ اند و اگر روزی به قدرت برسند، رژیمی دیکتاتوری برقرار خواهند کرد و این مخالف روح اسلام است."( صحیفه امام،ج3،ص371)

 نگاهی به وضعیت زنان قبل از انقلاب اسلامی ایران

در قرن اخیر یکی از اهداف استعمار غرب در ایران، تهاجم به ارزش‏های دینی و ملی از جمله حجاب زنان بوده است. اقدام رضاخان علیه حجاب زنان به تقلید از فرهنگ غرب نشانه عملی و خشن این تهاجم فرهنگی بود. اهداف این حرکت از آن ناشی می‏ شود که با استقرار سلطنت پهلوی و تثبیت آن، در حقیقت دوره اجرای سیاست مذهب‏ زدایی و استحاله فرهـنگی از طـریق فرهنگ تجددگرایی در دستور کار هیئت حاکمه قرار گرفت. جامعه ایران برای تبدیل شدن به جامعه ‏ای بی‏هویت و غیر مولد باید از فرهنگ و ارزش‏های ملی و اسلامی تهی می‏ شد.

از آنجا که به دلیل ریشه ‏دار بودن تفکر و تقیدات مذهبی و عرف و سنن ملی، سـیاست مذهـب‏ زدایی با مشکلات جدی و مقاومت اجتماعی مواجه بود، بنابراین دولتمردان رژیم پهلوی همانند تجربه اروپا تهاجم به مذهب را از طریق رواج سکولاریزم و تحقیر نمادهای دینی و سنن ملی آغاز کردند.

امام خمینی با فراست خاص خود دریافته بود که استعمار و ایادی آن بر اساس سلطه‏ طلبی خود در جستجوی راهها و شیوه‏ های مناسب برای نفوذ فرهنگی- سیاسی در جامعه ایرانی هستند و لذا برای رسیدن به هدف، موقعیت زنان را بهانه قرار داده و با شعار به ظاهر زیبای آزادی و مساوات، فرهنگ برهنگی و بی‏ بندو باری را اشاعه می دادند و در این راه حتی خشن ‏ترین رویه‏ های استبدادی را نیز در قالب کشف حجاب رضاخانی به کار گرفتند. این منش در دوران فرزند رضاخان یعنی محمد رضا پهلوی، شکل زیرکانه تر و موذیانه تری به خود گرفت که در سخنان شاه بعضاً به  عنوان «فریبابودن» از آن یاد شده است.

 

 در منطق شاه زن مدرن و زن آزاد رسالتش فریبایی است و همه موانع موجود بر سر راه تحقق این رسالت باید برداشته شود. بدین ‏سان بود که نه تنها زنان بلکه نیم دیگر جامعه یعنی مردان را نیز به بند افسون فریبایی کشاندند. این ویژگی نظام ماتریالیستی و لیبرالیستی غرب است که زن را در حد کالا و شی‏ء برای بهره وری و سودآوری مادی تنزل داده است زیرا پس از انقلاب صنعتی اروپا و حاکمیت تفکر منحط سکولار و دیدگاه های لیبرالیستی بر پایه اومانیسم ، برای دنیای غرب تنها ملاک های مادی شاخص ارزیابی قرار گرفتند و با چنین ملاک هایی ارزش‏های مقدس انسانی - از جمله هویت زن- تا حد ملعبه بودن تنزل می یابد و همه چیز در تحکیم نظام سرمایه‏داری نقش ابزاری پیدا می کند.

امام خمینی که خود از نزدیک شاهد این گونه برداشت‏های متحجرانه از جایگاه زن بود و نتیجه آن یعنی  ابتذال و فساد و از خود بیگانگی و خودباختگی جوامع مسلمان را به خوبی احساس می‏کرد، با تعمق مجتهدانه در میراث گرانقدر سنت نبوی (ص) و تعالیم ائمه معصومین (ع) به نقد این دیدگاه پرداخت و در سخنان خویش زن مسلمان را دارای شخصیتی آزاد و قدرتمند و شایسته توصیف می نمود که قادر است در کنار مسئولیت های خانوادگی با حفظ شرافت و کرامت و عفاف و نجابت در عرصه فعالیت های اجتماعی حضور یافته و با اتکا به الگوهای دینی ثابت کند که اسلام هرگز خواستار انزوای زن در جامعه نیست.

 انقلاب، آغازی برای موفقیت های علمی زنان

می توان وجود معلمان زن در کلیه پایه ها و مقاطع تحصیلی مدارس دخترانه را فرصتی ممتاز در جهت ایجاد فضای امن آموزشی برای دختران در ایران ارزیابی کرد. زنانی که تا پیش از انقلاب به خاطر مشکلات فرهنگی و اجتماعی ایجاد شده توسط دستگاه حاکم، کمتر فرصت ادامه تحصیل می یافتند، پس از انقلاب اسلامی و حاکمیت دیدگاه مذهبی بر نظام، از فضای امن ایجاد شده در جامعه استفاده کرده، به ادامه تحصیل پرداختند.

در نظام اسلامی ایران خانواده ها با میل و رغبت دخترانشان را برای ارتقای سطح تحصیلات تشویق می کنند. آمار گواه این موضوع است. همچنان که پیش از انقلاب تنها 10درصد از دانشجویان دانشگاه ها را دختران تشکیل می دادند در حالی که اکنون 67 درصد افراد ورودی به دانشگاه ها دختران هستند که این مسئله نشانگر ایجاد فرصت برابر تحصیلی برای دختران و پسران در جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. موفقیت های درخشان بانوان در عرصه های علمی حرکتی است که شتاب گرفته و یکی از شاخصه های غیرقابل انکار در دگرگونی هویت زن ایرانی محسوب می شود.

 

شأن زن از دیدگاه امام خمینی

 در میان رهبران سیاسی و فکری جهان شخصیتی را پیدا نمی کنیم که به اندازه رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران از بانوان تجلیل و تکریم نموده باشد. امام خمینی، انقلاب و پیروزی آن را وام دار زنان می شمارد. چراکه آنان سبب تقویت روحیه و انگیزه انقلابی مردان شدند.

ایشان می فرمایند:

" این پیروزی را ما از بانوان داریم قبل از اینکه از مردها داشته باشیم. بانوان محترم ما در صف جلو واقع بودند. بانوان عزیز ما اسباب این شدند که مردها هم جرأت و شجاعت پیدا کنند. ما مرهون زحمات شما خانمها هستیم." (صحیفه امام،ج7،ص6)

امام، با الهام از تعالیم انبیاء و اولیاء الهی نه تنها رهبر سیاسی جامعه بلکه تجسم اخلاق و فلسفه و فقه و عرفان نیز بود. ایشان هرگاه در باره زنان سخن  می گفتند با زیباترین و شیواترین کلمات، جایگاه و  ارزش آنان را بیان و معرفی می کردند. امام که تعلیمات اسلام را پیکره و چارچوب شأن و مقام و شخصیت انسانها و حقوق و آزادی های آنان می دانستند با اتکا به چنین دیدگاهی «زن» را دارای شخصیت و مقامی والا برشمرده و دیدگاه های منحط جوامع غیرمذهبی و سرمایه داری را نفی می کردند.

 انگیزه  حضور زنان  در انقلاب  اسلامی

زنان  و مردان  مسلمان  در ایران  با انگیزه  الهی  انقلاب  کردند. آنان  خواستار حکومت  اسلامی  و احیای  اسلام  ناب  محمدی  (ص ) و زنده  شدن  نام  قرآن  و ائمه  اطهار (ع ) بودند. از این  رو با نام  فاطمه  زهرا (س ) و زینب  کبری و امام  حسین (ع ) به  خیابان ها می ریختند و تظاهرات  راه  می انداختند. بعضی از عواملی که در بوجود آمدن این انگیزه موثر بود از قرار ذیل است:

 1 ـ عشق  به  اسلام  و قرآن

کسی  زنان  مسلمان  را مجبور نکرده  بود کودکانشان  را در آغوش  گرفته، در مقابل  توپ  و تانک  و مسلسل های  رژیم  طاغوت  بایستند. آنان  به  خاطر مقام  و قدرت  و ریاست ، خود و فرزندانشان  را در معرض  خـطر قرار ندادند، بلکه  عشق  به  اسلام  و قرآن  و پیشوایان  معصوم (ع)  بود که  آنان  را به  صحـنه  کشاند. عشق  به  فاطـمه  زهرا (س ) و زینـب  کبری (ع) بود که  زنان  مسلمان  ما را انقلابی  کرد.

امام  خمینی انگیزه  زنان  مسلمان  را چنین توصیف می کند:

«ملت ما عاشق اسلام بود که در همه اطراف با دست تهی سینه‏ های خودشان را سپر کردند، جوانهای خودشان را بردند در میدان، زنها و مردها رفتند و مبارزه کردند و پیروز شدند.»(صحیفه امام،ج12،ص308)

یا می فرمایند:

«خانمها برای اینکه یک چیزی مثلًا دستشان بیاید یا یک فرض کنید که صاحب منصب بشوند نمی‏ آیند بیرون، خودشان و بچه هایشان را به کشتن بدهند. این اسلام و قرآن است که خانمها را آورده است بیرون و همدوش مردها بلکه جلوتر از مردها وارد در صحنه سیاست کرده.»( صحیفه امام، ج13،ص26)

 2  ـ استقلال  ،آزادی  ،جمهوری  اسلامی

شعار زنان ، در انقلاب  اسلامی - همانند مردان- سه  کلمه  بود:

استقلال ، آزادی، جمهوری  اسلامی . آنان  نیز خواستار استقلال  بودند و می خواستند زیر سلطه  هیچ  کشور و قدرتی  نباشند و می خواستند آزاد باشند؛ یعنی  در سایه  اسلام  زیست  کنند؛ بنده  خدا باشند و عبد و ذلیل  دیگران  نباشند. جمهوری  اسلامی  یعنی  حکومتی  بر اساس  اسلام  ناب  محمدی  (ص )؛ می خواستند که  ارکانش  را توحید و عدل  الهی  تشکیل  داده  باشد و ولایت  خدا و پیامبر بر آن  حاکم  گردد.

امام  امت  فرمودند:

« زن و مرد زحمت کشید، به خیابانها ریخت، جورها کشید، خونها داد که اسلام را زنده کند؛ برای اسلام خون داد، برای شهادت داوطلب شد. آنکه می‏ خواست ملت ما، آنکه به او رأی داد ملت ما، «جمهوری اسلامی» بود. اسلام مورد نظر بود.» (صحیفه امام،ج7،ص485)

«آن که از سرتاسر کشور فریادش در خیابان و در کوچه‏ ها و در مدارس و در همه جا بلند بود این بود که «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی». این سه تا کلمه بر سر زبان همه بود.»(صحیفه امام،ج10،ص516)

3 ـ الگوپذیری  از حضرت  زهرا (س ) و زینب  کبری (س )

زنان  مسلمان  ایران  با اقتدار و الگوپذیری  از حضرت  فاطمه  زهرا (س ) و دخت  بزرگوارش  زینب  کبری (س ) وارد نهضت  شدند و در مقابل  طاغوت  ایستادند و از اسلام  و قرآن  دفاع  کردند.

بنیانگذار انقلاب  اسلامی  فرمودند:

«فردا روز زن است. روز زنی است که عالم به او افتخار دارد؛ روز زنی است که دخترش در مقابل حکومت های جبار ایستاد و آن خطبه را خواند و آن حرفها را زد که همه می‏ دانید؛ زنی که در مقابل یک جباری ایستاد- که اگر مردها نفس می ‏کشیدند همه را می کشتند- و نترسید و ایستاد و محکوم کرد حکومت را، یزید را محکوم کرد. به یزید فرمود تو قابل آدم نیستی، تو انسان نیستی. زن یک همچو مقامی باید داشته باشد.»(صحیفه امام،ج7،ص340)

«ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری زینب گونه- علیها سلام الله- فریاد می‏ زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خود گذشته و مفتخرند به این امر؛ و می‏دانند آنچه به دست آورده‏اند بالاتر از جنات نعیم است، چه رسد به متاع ناچیز دنیا ...» ( صحیفه امام،ج21،ص398)

 حضور زن در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران

هرچند زنان ایرانی برای اولین بار نبود که حضور خویش را در صحنه سیاسی و اجتماعی به اثبات می‏رساندند ولی گستردگی و کیفیت و مشارکت فعالانه و متعهدانه این قشر در لحظات حساس و سرنوشت ساز ملت در انقلاب اسلامی، بی سابقه و در جهان بی نظیر است. پس از فرمان تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی همسران ناصرالدین شاه به شکستن قلیان ها اقدام کردند و در نهضت انقلابی جنگل زنان خطه گیلان با کمک‏های مادی و معنوی خویش مبارزان را یاری رساندند، تا آنها در انجام وظیفه خود ترسی به دل راه ندهند، مقاومت زنان مسلمان در توطئه کشف حجاب و به پاکردن تظاهرات بزرگ در مشهد و اعتراض به این وضع هرگز از خاطره‏ ها محو نمی‏ گردد. ولی نقش زنان در صحنه‏ های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بسیار فعالانه‏ تر و قوی تر از هر زمان دیگری بود.

حضور زنان در صحنه‏ های مبارزه و تلاش، بردباری خانواده‏ های انقلابی در برابر انبوه مشکلاتی که رژیم ستمگر شاه برای آن‏ها پیش می‏ آورد، ترغیب و تشویق همسران و پسران و مجاهده و تلاش در سرنگونی طاغوت از جمله عوامل مؤثر در روند روبه تکامل انقلاب بود.

صبوری مادران داغدیده که جوانهای خود را در صحنه تظاهرات و راهپیمایی‏ ها از دست می‏ دادند و هیچ شکایتی نداشتند از اموری است که نمی‏ توان همانندی برای آن در جنبش های ملی و یا مذهبی در دیگر نقاط جهان پیدا کرد.

در واقع اگر همکاری خالصانه زنان با خانواده و همسرانشان در میادین مبارزه، زندان رفتن ها و شکنجه ها و آزارها نبود شاید این مقاومت‏ ها به ثمر نمی‏ رسید و ریشه‏ های سازنده و شکل دهنده انقلاب پا نمی‏ گرفت.

شهـادت تعداد زیادی از زنان مـسلمان چه در تـظاهرات و چه در زندانها از جـمله واقـعه 17 شهریور و نـدای لبیـک به رهبر انقـلاب در راهپیمـایی‏ های گستـرده‏ ای چون تاسوعا و عاشـورای سال 57 نشانگر روحیه بالا و وفاداری زنان به اسلام و رهبر آن بود که از اراده‏ ای محکم و خلل‏ ناپذیر و ایمانی قوی سرچشمه می‏ گرفت.

مأموران رژیم وقتی صحنه نـمایش میلیـونی زنان را در تـظاهرات خیابانی می‏ دیدند و رفتـارهای محبت ‏آمیز و مادرانه آنها را که دلسوزانه از نظامیان می‏ خواستند به جمع ملت بپیوندند مشاهده می‏ کردند، سرانجام تصمیم گرفتند به آغوش مردم باز گردند و اسلحه‏ های خود را بسوی فرماندهان و سرسپردگان رژیم نشانه ‏گرفتند. امام خمینی که بارها به نقش کلیدی و قابل ملاحظه زنان در پیروزی انقلاب تأکید کرده  بودند فرمودند:

" در تظاهرات خیابانی زنان ما، بچه‏ های خردسال خود را به سینه فشرده، بدون ترس از تانک و توپ و مسلسل، به میدان مبارزه آمده‏ اند. جلسات سیاسی ‏ای که زنان در شهرهای مختلف ایران، برپا می‏کنند کم نیست، آنان نقش بسیار ارزنده‏ ای را در مبارزات ما ایفا کرده ‏اند. مادران شجاع فرزندان اسلام، خاطره جانبازی و رشادت زنان قهرمان را در طول تاریخ زنده کرده‏ اند. در چه تاریخی این چنین زنانی را سراغ دارید و در چه کشوری؟ " (صحیفه امام،ج4،ص440)

آنها با شرکت در فعالیت‏های سیاسی و حتی نظامی، توان خویش را در هر زمینه‏ ای که حرکت عظیم ملت را به جلو می‏ برد بروز می‏ دادند. این کار به گوشه‏ نشینی و عدم تحرک و ناکار آمدی زن و همچنین آزادی‏های دروغین و سطحی‏ نگری در خصوص زن مهر باطل زد. امام خمینی، حضور زنان را معجزه بزرگ اسلامی می دانستند و نتیجه نور ایمان و قدرت اسلام و قرآن و علّت تحولشان را اسلامی بودن این نهضت بیان می داشتند و نهایتاً انقلاب اسلامی را وامدار زنان مسلمان و متعهد برمی‏ شمردند.

حمایت ایشان از زنان و قدردانی از آنها در سخنرانی ها و دیدارهایی که برگزار می‏ شد بخوبی مشهود است. در روزهای نخستین بازگشت امام به وطن در مدرسه‏ای که با ایشان ملاقات صورت می‏ گرفت، کثرت جمعیت به حدی بود که مسئولین نگران وضعیت امام شده تصمیم گرفتند، ملاقات خواهران را حذف کنند. امام که متوجّه این مطلب شدند فرمودند:

«زنها سهم افزون تری در انقلاب داشتند، شما می‏خواهید این نیروی فعّال را که مشوق مردها بودند و تشجیع کننده آنان در میدان مبارزات از صحنه خارج کنید.» (حضور زن در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران http: /  / women1357.blogfa.com)

شهید مطهری نیز بر نقش سازنده و مفید بانوان در انقلاب اشاره دارد و می‏ فرماید:

«انقلاب اسلامی ایران ویژگی‏هایی دارد که مجموع آن را در میان تمامی انقلاب‏های جهان بی‏نظیر و بی‏رقیب ساخته است یکی از آن ویژگی‏ها ذی سهم بودن بانوان است. بانوان سهم بزرگی از انقلاب را به خود اختصاص دادند و این حقیقتی است که جملگی برآنند.» (حضور زن در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران- http: /  / women1357.blogfa.com 1392)

زنان در پرتو معنویت و عظمت انقلاب اسلامی به این واقعیت رسیدند که اسلام برای آنها هویتی انسانی قائل است که ریشه در گرایش های عالی دارد و الگوگیری از مکتـب حضرت زهرا(س)، بزرگ بانوی عالم بشریت و اتکال به قوّه لایزال الهی و چـنگ زدن به ریســمان حق آنان را در جایگاهی رفیع و ارزشمند قرار می دهد.

زنان متعهد در دوران انقلاب اسلامی نقشی ماندگار از خود به جای گذاشتند و به همگان ثابت کردند که شخصیت زن مسلمان در تبعیت از الگوهای مصرفی غرب و مد و مدپرستی و آنچه آنها برایش به ارمغان می ‏آورند نیست بلکه چیزی که بر اعتبار و ارزش او می ‏افزاید نجابت، شرافت و فداکاری در راه آرمان های اصیل دینی است که خداوند به آن‏ها ارزانی داشته است.

امام خمینی شناخت و فهم زن مسلمان ایرانی را ستوده و می‏ فرماید:

« اینجانب به زنان پرافتخار ایران، مباهات می ‏کنم که تحولی آنچنان در آنان پیدا شد که نقش شیطانی بیش از پنجاه سال کوشش نقاشان خارجی و وابستگان بی‏شرافت آنان، از شعرای هرزه گرفته تا نویسندگان و دستگاه های تبلیغاتی مزدور را نقش بر آب نمودند، و اثبات کردند که زنان ارزشمند مسلمان دچار گمراهی نشده و با این توطئه‏ های شوم غرب و غربزدگان آسیب نخواهد پذیرفت.»(صحیفه امام،ج14،ص316)

 حضور زنان در نهضت انقلابی ایران

بعد از پیروزی انقلاب، برای دفاع از حقوق زنان، فعالیت های زیادی شده است. در حقیقت باید گفت که بعد از انقلاب، از زن ایرانی تجلیل شده است. پیشقراول این تجلیل هم امام بزرگوار بود که با همه وجود برای زن ایرانی مسلمان ارزش و احترام قائل بود. همین بینش بود که موجب شد زنان کشور در انقلاب اسلامی سهم بزرگی داشته باشند به طوری که اگر حضور زنان در نهضت انقلابی ملت ایران نمی بود به احتمال زیاد این انقلاب به این شکل پیروز نمی شد؛ یا اصلا پیروز نمی شد، یا مشکلات بزرگی در سر راه آن پدید می آمد.

بنابراین، حضور زنان مشکل گشا بود. در جنگ تحمیلی هم همین طور بود.

در مسائل دیگر نیز از اول انقلاب تا به حال هم همین گونه بوده است. با همه اینها نمی توان گفت زمینه های کاملی برای رفع ستم از زنان کشور فراهم شده که دیگر نیاز به تلاش ندارد. هنوز فعالیت های بسیاری خصوصاً در عرصه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بایستی صورت پذیرد تا حقوق زنان در حد مطلوبی بدست آید و این خود زنان هستند که همانند سایر اقشار بایستی در جهت پیشرفت و تکامل انقلاب اسلامی کوشا باشند.

اگر فضای فرهنگی جامعه در زمینه مسائل زن، شفاف شود و احکام اسلامی و نظرات قرآنی در این زمینه روشن گردد، راه هموار خواهد شد. برای این که بانوان کشور ما بتوانند به آن نقطه ای که برای یک زن، آرمانی و غایت مطلوب است برسند، هنوز تلاشهای بسیاری باید انجام شود.

 بازخوانی مقاله ای از شهید مطهری

شهید مطهری که از شاگردان و یاران نزدیک امام و از اندیشه مندان بزرگ انقلاب اسلامی ایران محسوب می شود در باره نقش زنان در انقلاب اسلامی اعتقاد دارد زنان هم در شکل گیری و هم در پیروزی، نقش مستقیم و غیر مستقیم داشته اند.

مانند صدر اسلام که هم زنان در بعد تربیت فرزندان و پرورش آنان و همراهی و شکیبایی حضور همسران در جنگ، یاری گر حضرت رسول (ص) بودند و هم زنانی مانند «نسیبه جرّاح» و عمه حضرت رسول (ص) و... در صحنه های جهاد مستقیم نقش داشته اند، هم در هجرت به مدینه و حبشه و هم در بیعت های مختلف با حضرت هم در همراهی در خانه و راهی کردن همسران و فرزندان.

بحق، این گونه الگوهای عینی است که استاد مطهری را جرأت می بخشد از منطق متعادل اسلام دفاع کند و ویژگی ذی سهم بودن بانوان در انقلاب و جمهوری اسلامی را یادآور شود و حتی سهم بانوان را عظیم تر از سهم مردان شمرده و بفرمایند:

«به نظر می رسد این چنین نقش تاریخی برای زن در جهان بی سابقه است... و به همین جهت ایجاب می کند که تحقیق کنیم چه عواملی موجب گشت که زن بار دیگر ـ علاوه بر صدر اسلام ـ در صحنه تاریخ ظاهر شود و تاریخ را از «مذکر» بودن محض خارج کند و آن را «مؤنث» (مذکر ـ مؤنث) نماید.»( استاد مطهری، «آینده انقلاب اسلامی ، ص ۲۲۴)

ایشان تحولی را که در این سالیان موجب شد تا زنان بتوانند چنین نقشی را ایفا کنند، آگاهی از اسلام راستین می دانند و همچنین به نقش رهبری اشاره کرده، می گویند:

"در سفری که خود ما رفتیم پاریس، ایشان (امام خمینی) با آن تیز هوشی و دور بینی ای که دارند صریحا و اکیداً  گفتند - قبلا هم گفته بودند- شرکت خانم ها در تظاهرات و راهپیمایی ها

ولو با منع صریح پدران و شوهران شان مواجه شوند، واجب است. شوهر ها و پدر ها حق ندارند که مانع شرکت این ها بشوند." (احمدی افزادی، 1392)

 زن ایرانی و نهضت اسلامی

مدتها بود که  ایران مورد تاخت و تاز بیگانگان و هجوم افکار وارداتی واقع شده بود و منابع عظیم کشور از جمله فرهنگ غنی اسلام توسط تاراج گران غرب و شرق مورد چپاول قرارگرفته و فرهنگ بیگانه بر سراسر ایران چهره کریه خود را نمایان کرده بود؛ فرهنگ مبتذلی که نتیجه نفوذ گسترده ابر قدرت ها در ایران در زمان پهلوی بود.

از هنگامی که زمامداری و حکمرانی شاهان پهلوی و نفوذ وسیع انگلیس و حضور بی چون و چرای آمریکای جهانخوار، فرهنگ اسلام را مورد تاراج و چپاول قرار داد و فرهنگ غربی جای پای خود را جهت ناتوان کردن جامعه در ایران مستحکم نمود بدیهی بود که در این تاراج گسترده و نفوذ وسیع، بیش از همه زنان جامعه مورد آسیب واقع شوند.

سلطه گران بخوبی می دانستند که خواهند توانست از طریق نفوذ و هجوم بر افکار زنان، اجتماع را به ابتذال بکشند و قوه محرکه جامعه را سست و ناتوان و بی اثرسازند و احساس مسئولیت و تعهد اجتماعی را از  بین ببرند.

استعمارگران با شعارهای فریبنده، زن را در لجنزار سیاسی اهداف شوم خویش قرار دادند و از او تنها به عنوان یک وسیله تعیش و ابزار تبلیغاتی ضد اخلاقی بهره جستند.( ملک فام، 1391)

ولی از جنبشی که در پانزده خرداد 1342 آغاز شد، زن مسلمان ایرانی که در این سالها همچون آتش زیر خاکستر منتظر فرصت بود همگام با مردان در جهاد و مبارزه با طاغوت به حرکت درآمد و هر چه به سال 1357 نزدیک می ‏شد بر تعداد و شدت فعالیت این زنان افزوده می‏ شد. با شعله ور شدن آتش انقلاب، زن مسلمان نیز که تا پیش از این با فعالیت‏های مخفی و به عنوان مادر شهید و یا همسر مبارزین در بند با رژیم شاه مبارزه می‏ کرد، به خیابان‏ها آمد و با فریاد «مرگ بر شاه‏» نهضت انقلاب را تداوم بخشید.

«مردها به تَبَع زنها در خیابانها می‏ ریختند. تشویق می کردند زنها مردان را. خودشان در صفهای جلو بودند.» (صحیفه امام،ج7،ص339) شهادت شهید، ثمره دامان پر مهر و اندوخته دستان زحمتکش مادران فهیم و گرانقدری است که محبت مادری را با عشق الهی پیوند می ‏زنند و روح و جان فرزندان خود را آماده می‏ سازند که به قربانگاه شهادت قدم گذارند و به همین جهت‏ حضرت امام خمینی‏، بزرگ مصلح قرن، در جای جای کلام خویش زنان را پیشگامان انقلاب معرفی می‏ کند و در نهایت می‏ فرمایند:

«ما نهضت‏ خودمان را مرهون زن‏ها می‏ دانیم.» (صحیفه امام،ج7،ص339) و همین نکته برای بیان نقش زنان در پیروزی انقلاب اسلامی از هر کلامی رساتر است.

 جمع بندی

انـقلاب اسـلامی ایران، بی هیچ تردید معجزه ای الهی بـود که بـه دست معجزه گر مردی از سلاله پـاک پـیامبـر(صلی الله علیه و آله و سلم) بـه انجام رسید و نگاه امید مظلومان و مستـضعفان جـهان را بـه خـود خـیره ساخـت. از ویژگیهای مهم این انقلاب، نقش دین، علماء دین و رهبری و هدایت انقلاب است. انگیزه های اصلی مردم مسـلمان ایران در رویارویی با رژیم طاغوت، عمدتاً عبارت بودند از:

استقلال، خصوصاً استقلال سیاسی و فرهنگی، آزادی سیاسی و جـمهوری اسلامی.

در این انقلاب حضور استوار زنان را در صحنه های قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می  توان دید. زنان ، نه  تنها در پیروزی  انقلاب  اسلامی  سهم  بزرگی  ایفا کردند، بلکه  در تثبیت  نظام  جمهوری  اسلامی  و تداوم  انقلاب  اسلامی  حرف  نخست  را زدند و با حضور در صحنه  گوناگون انقلاب  اسلامی ، توطئه های دشمنان  را نقش بر آب ساختند.

زن ایرانی که بر اساس اعتقادات مذهبی، زمینه های لازم را داشت به برکت روشنگری ها و راهنمایی های امام خمینی از حاشیه به متن جامعه آمد. جامعه زنان مسلمان و متعهد ایرانی برپایه ایمان و عفت و صبر و هوش، حقیقت را دریافت کرد و با تلاشی روزافزون درصدد جبران عقب ماندگی های گذشته برآمد.

 

 منبع: حضور، ش 89، ص 87.


منابع و مآخذ

 1- امام خمینی، صحیفه امام (بیانات، پیامها، مصاحبه ها، احکام، اجازات شرعی و نامه ها)، دوره بیست و دو جلدی، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، پاییز 1378، چاپ اول

2- امام خمینی، ولایت فقیه، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1390(چاپ بیست و چهارم)

3- امام خمینی (ره) و معجزه انقلاب اسلامی ، سایت جامع فرهنگی مذهبی شهید آوینی، خرداد 1393 

4 - احمدی افزادی، فاطمه. (1391). حضور زن در شکل گیری انقلاب اسلامی ایران

              http: / / women1357.blogfa.com

5- سلسله پهلوی و نیروهای مذهبی به روایت تاریخ کمبریج، ترجمه عباس مخبردزفولی، تهران، طرح نو، 1371، ص 304

6- محمدی، منوچهر(1370)، تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم، ص88

7- طلوعی، محمود، داستان انقلاب، تهران: انتشارات علمی، 1370

8- مطهری، مرتضی، آینده انقلا ب اسلامی ایران، تهران: انتشارات صدرا، فروردین 1389(چاپ سی و یکم)

9- هدایتی، ابوالفضل، دستاوردهای انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)، خبرگزاری صدای افعان(آوا)، 1388

 

 

. انتهای پیام /*