جماران، 1359_ سخنرانی در جمع دانشجویان پاکستانی و معلمان ایرانی (تعلیم و تربیت انسان)

اهم بیانات:

مقام معلّم و مقام دانشجو، که باید مغز متفکر یک ملت را تشکیل بدهد، از اموری‏‎ ‎‏است که باید به آن توجه زیاد بشود و وظیفۀ معلم و دانشجو مشخص باشد تا ان شاءالله ،‏‎ ‎‏بر آن طریقی که اسلام می خواهد و مقام انسانیت اقتضا می کند، از همان طریق راه بروند‏‎ ‎‏و طیّ مقامات رابکنند و به آنجایی برسند که انسان شوند.‏

در اسلام‏‎ ‎‏همۀ امور مقدمۀ انسان سازی است. اگر رها کنند این موجود دوپا را، تمام عالَم را به تباهی‏‎ ‎‏می کشد. برای جلوگیری از این فسادهای بزرگ و این جنگهای ویران کن و این کارهای‏‎ ‎‏بسیار ناروا که در کشورها هست، انبیا آمده اند تا بشر را هدایت کنند به راهی که همه در‏‎ ‎‏آن راه سیر کنند و همه انسان صحیح و کامل بشوند. اگر این موجود دوپا تربیت شد، تمام‏‎ ‎‏حوایج دنیا و آخرت بشر تحقق پیدا می کند و اگر این موجود دوپا سرخود شد یا به‏‎ ‎‏خلاف مسیر طبیعی خودش حرکت کرد، تمام عالَم به تباهی کشیده می شود.‏

یک جامعه ای پیدا بشود که همه متوجه به خدای ـ تبارک و تعالی ـ‏‎ ‎‏باشند و همه در راه او. اگر همه در راه او شد، اقتصاد هم الهی می شود، فرهنگ هم الهی‏‎ ‎‏می شود، ارتش هم الهی می شود، ژاندارمری هم الهی می شود، دانشجو و معلّم هم الهی‏‎ ‎‏می شوند. خداست و طاغوت، همین دو، غیر از این نیست. یا راه خداست و یا راه‏‎ ‎‏طاغوت.

ر.ک صحیفه امام؛ ج 13، ص 171 - 174

***

جماران، 1360_ سخنرانی در جمع اقشار مختلف مردم

اهم بیانات:

‏‏منطق ملت ما، منطق مؤمنین، منطق قرآن است: ‏‏اِنا لله ِ وَ انّا اِلَیْهِ راجِعُونَ.‏‎ با این منطق،‏‎ ‎‏هیچ قدرتی نمی تواند مقابله کند. جمعیتی که ـ ملتی که ـ خود را از خدا می دانند و همه‏‎ ‎‏چیز خود را از خدا می دانند و رفتن از اینجا را به سوی محبوب خود، مطلوب خود‏‎ ‎‏می دانند، با این ملت نمی توانند مقابله کنند. آن که شهادت را در آغوش، همچون عزیزی‏‎ ‎‏می پذیرد، آن کوردلان نمی توانند مقابله کنند. اینها یک اشتباه دارند و آن اینکه شناخت‏‎ ‎‏از اسلام و شناخت از ایمان و شناخت از ملت اسلامی ما ندارند. آنها گمان می کنند که با‏‎ ‎‏ترور شخصیتها، ترور اشخاص، می توانند با این ملت مقابله کنند؛ و ندیدند و کور بودند‏‎ ‎‏که ببینند که در هر موقعی که ما شهید دادیم ملت ما منسجمتر شد.‏

جمهوری اسلامی ما وضعی دارد که خود ملت یک فردی را می آورند و‏‎ ‎‏خود ملت یک فردی را کنار می گذارند و خود ملت ‏‏[‏‏اگر‏‏]‏‏ فردی شهید شد، به جای او باز‏‎ ‎‏یکی را انتخاب می کنند و خود را از دولت می دانند و دولت را از خود می دانند و خود را‏‎ ‎‏از رئیس جمهوری مکتبی می دانند و رئیس جمهوری مکتبی را از خود می دانند. از این‏‎ ‎‏جهت، ولو اینکه رئیس جمهور شهید بشود، نخست وزیر شهید بشود و هر مقامی شهید‏‎ ‎‏بشود ملت ما هیچ خم به ابرو نمی آورند و کسان دیگر را به جای آنها انتخاب می کنند.‏

ر.ک صحیفه امام؛ ج 15، ص 134 - 140

***

جماران، 1361_ سخنرانی در جمع مسئولان کشور (بیان مشکلات ـ حفظ دستاوردهای انقلاب)

اهم بیانات:

حب قدرت است‏‎ ‎‏که امریکا را وادار می کند که این جنایتهایی که در طول تاریخ بی سابقه است، انجام بدهد.‏‎ ‎‏و حب سلطه و ریاست است که شوروی را برمی انگیزد که اینطور با مردم دنیا و مظلومین‏‎ ‎‏دنیا رفتار کند. و حب نفس است که کشورهای اسلامی، سران کشورهای اسلامی در‏‎ ‎‏مقابل جنایاتی که از این قدرتها واقع می شود و از وابستگان آنها واقع می شود،‏‎ ‎‏بی تفاوتند. اگر این حب نفس در این سران کشورهای اسلامی نبود و این حب جاه و‏‎ ‎‏قدرت نبود، با این فجایع که واقع شده است، با این ظلمهایی که واقع شده است بر ایران و‏‎ ‎‏بدتر از او بر لبنان، نمی نشستند و تماشا کنند.

این حمله ای که صدام به ایران کرد، خوب، همه می دانید که برای این بود که سردار‏‎ ‎‏قادسیه بشود! و آن مسائل و این حمله ای که اسرائیل بر لبنان در مقابل چشم همۀ مسلمانان‏‎ ‎‏منطقه و دولتهای منطقه کرد، همه می دانید که برای قدرت طلبی وجاه طلبی ‏‏[‏‏بود.‏‏]‏‏ و‏‎ ‎‏امریکا هم همین وهمۀ قدرتها هم همین و این ممکن است که در شما هم پیدا بشود، در ما‏‎ ‎‏هم پیدا بشود. شیطان فقط نمی رود سراغ صدام و امریکا و شوروی. او همه جا هست و‏‎ ‎‏مظاهر شیطان، که نفس امارۀ خود ماست، پیش همه هست. چنانچه یک وقت دیدید که‏‎ ‎‏حب این را دارید که به مردم زور بگویید، حب این را دارید که مردم پیش شما خاضع‏‎ ‎‏باشند، بدانید که از آن حظ شیطانی پیشتان هست.

ر.ک صحیفه امام؛ ج 16، ص 458 - 469

***

جماران، 1362_ نامه به رئیس دیوان عالی کشور (موافقت با تأسیس محکمه در مناطق سپاه)

ر.ک صحیفه امام؛ ج 18، ص 85

***

. انتهای پیام /*