نجف اشرف، ۱۳۵۳_ نامه به آقای سید احمد خمینی (خانوادگی)
‏ ر.ک صحیفه امام؛ ج ۳، ص ۵۴

***

نوفل لوشاتو، ۱۳۵۷_ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج (پیشرفت نهضت)
اهم بیانات:
مگر مردم صدایشان این است که وا وزیرا! ای‏‎ ‎‏وزیر ما چطور است! مردم می گویند ما شاه نمی خواهیم، تو می خواهی وزیر درست‏‎ ‎‏بکنی؟! جواب اینکه ما شاه نمی خواهیم این است که وزیر شما این بود، این باشد؟!‏‎ ‎‏خوب بروند ببینند این خارجیها که می گویند این ملت چه می گوید، چه می خواهد، ملت‏‎ ‎‏را بروند ببینند توی بازارها چه می گویند، توی مدرسه ها چه می گویند، توی دانشگاهها‏‎ ‎‏چه می گویند، بیرون دانشگاه چه می گویند، توی مزارع چه می گویند؛ خوب بروند ببینند‏‎ ‎‏اینها. ببینند که این ملتْ سرتاسر ایران چه دارد می گوید؛ چه می خواهد این ملت. اگر یک‏‎ ‎‏شبانه روز بر اینها گذشت و از هر آدمی چند دفعه این کلمه را نشنیدند، خوب ما از قولمان‏‎ ‎‏برمی گردیم، می رویم سراغ زندگی مان. اگر نشنیدند که ما نمی خواهیم این را، «مرگ بر‏‎ ‎‏شاه»؛ از بچۀ اینقَدَریِ تازه زبان باز کرده این را می گوید تا آن پیرمردی که حالا دیگر‏‎ ‎‏یواش یواش باید حرف بزند، مثل من. خوب، همه نمی خواهند. وقتی یک ملتی یک‏‎ ‎‏چیزی را نخواست، خوب شاه برای ملت است، وقتی ملت نمی خواهد او را، که نمی شود‏‎ ‎‏که به زور آورد او را. آوردند به زور اما فایده ندارد.‏
ر.ک صحیفه امام؛ ج ۴، ص ۲۸۲ - ۲۹۳


***


قم، ۱۳۵۸_ حکم انتصاب آقای سید اسد الله مدنی به سمت امامت جمعه تبریز
‏‎ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۰، ص ۴۵۰


***


قم، ۱۳۵۸_ سخنرانی در جمع ورزشکاران و اهالی قزوین (ره آوردهای انقلاب)
اهم بیانات:
شیاطین، الهام به اینها کرده که این ملتی که با عزم راسخ خودش یک همچو قدرت بزرگی‏‎ ‎‏را شکست، در صورتی که هیچ در دستش نبود و با ایمان راسخ خودش و اجتماع و‏‎ ‎‏وحدت کلمه این سد را شکست. آنها یک همچو قدرتی از کشور ما و جوانهای ما دیدند‏‎ ‎‏و این خوف درشان پیدا شد که اگر این طور پیش برود، دیگر امکان ندارد که آنها بتوانند‏‎ ‎‏باز آن چپاولگری خودشان را اعاده بدهند، پس چه بکنند؟ از طریقهای مختلف شروع‏‎ ‎‏کردند به سمپاشی. هر جا توانستند عملاً هم خرابکاری کردند، مثل کردستان، خوزستان،‏‎ ‎‏اینجاها عملاً هم مشغول به فساد و مَفْسَده شدند. چنانچه می دانید اخیراً هم جنایت‏‎ ‎‏بزرگی کردند و عده ای از سربازها به شهادت رساندند و همین طور باز جنایت دومی را‏‎ ‎‏که اشاره کردید که مرحوم آقای قاضی طباطبایی ـ رحمه الله ـ که از دوستان سابق من‏‎ ‎‏هستند و سوابق دارم با ایشان، ایشان حبسها رفته است، مجاهدات کرده، تبعیدها شده‏‎ ‎‏است. آنها این طور اشخاص را یکی یکی ترور می کنند و منظور این است که مأیوس‏‎ ‎‏کنند شما را. آنجا هم که عملاً دست به کار نمی توانند بشوند، شروع می کنند با تبلیغات.‏
ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۰، ص ۴۵۱ - ۴۵۷


***


قم، ۱۳۵۸_ سخنرانی در جمع فرماندهان کمیته ها وسپاه خراسان (اختلاف شیاطین با اسلام)
اهم بیانات:
عتبه بوسی مولا علی بن موسی از آرزوهای من است. کراراً هم از خراسان اظهار‏‎ ‎‏لطف کردند آقایان و دعوت کردند. و من اگر فرصتی پیدا بکنم آرزو دارم که بیایم‏‎ ‎‏خدمت ایشان و خدمت همۀ ملت خراسان، لکن شما می دانید که الآن من گرفتاریهایی‏‎ ‎‏دارم و در یک اجتماعات بزرگی هم برای من میسور نیست که رفت و آمد کنم، از این‏‎ ‎‏جهت، عجالتاً، موقتاً، معذور هستم.
‏‎ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۰، ص ۴۵۸ - ۴۶۳


***


جماران، ۱۳۵۹_ سخنرانی در جمع دانشجویان مسلمان پیرو خط امام (شکست قدرت های پوشالی)
اهم بیانات:
از جمله چیزهایی که دولتهای بزرگ، ابرقدرتها و به تبع آنها، دولتهای کوچک عمل‏‎ ‎‏می کنند و از چیزهایی که آنها برای پیشرفت مقاصد خودشان اجرا می کنند این است که‏‎ ‎‏ایجاد خوف بکنند در ملتها، دولتهای کوچک در بین ملت خودشان ایجاد خوف بکنند.‏‎
از جمله چیزهایی که خیلی به آن دامن زده بودند و می ترساندند همه را، این معنا بود‏‎ ‎‏که این دو تا قدرت بزرگی که الآن در عالَم هست، از این دو قدرت نمی شود اصلاً کسی‏‎ ‎‏احتمال بدهد که کنار برود و خودش مستقل باشد؛ حتماً یا باید در بلوک شرق باشد یا در‏‎ ‎‏بلوک غرب، از این دو حال هیچ نمی شود خارج شد؛
ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۳، ص ۳۰۱ - ۳۱۶


***


جماران، ۱۳۶۰_ پیام به انجمن اسلامی دانشجویان در امریکا و کانادا (رسالت دانشجویان مسلمان)
اهم پیام:
ای جوانان عزیز، و ای دانشجویان و دانشمندان، و ای امید امروز و فرداهای‏‎ ‎‏امت و اسلام، امانت بزرگ استقلال و آزادی که از دام دو قطب شرق و غرب با مجاهدت‏‎ ‎‏و فداکاری ملت عظیم الشأن ایران به دست آمده است، به شما عزیزان سپرده شده و‏‎ ‎‏مسئولیت بزرگی به عهدۀ همه گذاشته است. همۀ ملت و خصوص دانشجویان مسلمان که‏‎ ‎‏رهبران آینده هستند، مسئول نگهبانی از این امانت بزرگ الهی می باش
ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۵، ص ۳۴۷ - ۳۴۹


***


جماران، ۱۳۶۱_ نامه به سید حسین آیت اللهی (افزایش اختیارات ایشان در استفاده از سهم امام «ع»)
ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۷، ص ۷۶


***


جماران، ۱۳۶۱_بیانات در جمع مسئولان سپاه (پیام به رزمندگان)
سلام مرا به همۀ رزمندگان اسلام برسانید و بگویید که آنها قوی باشند، قویدل باشند‏‎ ‎‏و نفسهای آخر این متجاوزان را بگیرند و با قدرت عمل کنند که خداوند پشتیبان شما‏‎ ‎‏است.
ر.ک صحیفه امام؛ ج ۱۷، ص ۷۷ 

***

. انتهای پیام /*