پرتال امام خمینی(س): یادداشت/محمد نادری ملکشاه*

«اراده ملی» یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم در اصطلاحات علوم سیاسی، جامعه‌شناسی و از ارکان اصلی امنیت ملی در دنیای معاصر است. این مفهوم در معنای عام، به تصمیم‌گیری و تلاش یک ملت برای دستیابی به یک یا چند هدف بزرگ اطلاق می‌شود. لازمه تحقق این اراده، تکیه بر مؤلفه‌هایی همچون "حفظ هویت" و "استقلال" در برابر "تهدیدات خارجی" است؛ تا جایی که امروزه "اراده ملی" را نوعی «قدرت نرم» نیز تلقی می‌کنند.


حضرت امام خمینی (س) از آغاز نهضت اسلامی تا پایان عمر مبارکشان، "اراده ملی" را بر سه محور اساسی و بنیادی استوار می‌دانستند: ۱. حفظ اسلام؛ ۲. استقلال ایران؛ ۳. وحدت مردم. بر همین اساس، ایشان با تکیه بر "تکلیف الهی" (که منبعث از اسلام‌خواهی جامعه ایران بود) و "حفظ استقلال کشور"(که خاستگاهی تاریخی در میان تمام مردم و اقوام ایرانی داشت)، همواره همگان را به وحدت حول این دو محور علیه "دشمنان خارجی" تشویق می‌کردند.
در همین راستا، حضرت امام (س) در آغاز نهضت اسلامی و در تاریخ ۹ آذر ۱۳۴۱، طی سخنرانی کوبنده‌ای علیه لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، خطاب به مردم فرمودند:"اجانب به فکر از بین بردن ایران و کشور مسلمین افتادند."(صحیفه امام جلد ۱ ص ۱۰۴).

این قاطعیت در بیان ایشان، نشان‌دهنده توجه کامل و دقیق به حفظ مؤلفه‌های "اراده ملی" در مسیر مبارزه با دشمنان است؛ به‌طوری‌که هم‌زمان به هویت اسلامی، استقلال کشور و مقابله با تهدیدات خارجی تأکید دارند.

حضرت امام (س) در همان سال‌ها، بارها به این موضوعات محوری پرداختند که در ادامه به چند مورد از آن‌ها اشار می‌کنیم:
ایشان در اردیبهشت ۱۳۴۲ فرمودند:"خطر اسراییل بر اسلام و ایران بسبار نزدیک است."(همان جلد ۱ ص ۱۸۶). در ۱۲ اردیبهشت همان سال مجددا فرموند:"جرم ما حمایت از اسلام و استقلال ایران است." (همان‌ جلد ۱ ص۱۹۶). در ۱۶ اردیبهشت همان سال فرمودند:
"‌خطر اسراییل و عمال ننگین وی، اسلام و ایران را تهدید به زوال میکند."(همان جلد ۱ ص ۲۲۱). در ۲۱ فروردین‌۱۳۴۳ فرمودند:
"اگر علاقه به استقلال ایران دارید، وحدت مذهبی داشته باشید."(همان جلد ۱ ص ۲۶۸).

این رویه در تمام ادوار رهبری ایشان جاری و ساری بود؛ به‌طوری‌که "وحدت کلمه" یکی از طلایی‌ترین واژگان در ادبیات سیاسی آن حضرت محسوب می‌گردید. ایشان سعی وافری داشتند تا وحدت کلمه را در کلِ ایران اسلامی، جهان اسلام و حتی در میان آزادی‌خواهان جهان حفظ کنند. بر همین اساس، با ابداع «هفته وحدت»، اعلام "روز جهانی قدس" و "صدور فتوای تاریخی علیه سلمان رشدی" (که به کتاب مقدسِ بیش از یک میلیارد مسلمان توهین کرده بود)، با نگرش و شیوه‌ای نوین به حفظ انسجام عمومی و اتحاد ذهنی جهان اسلام همت گماردند و از این طریق بر قدرت "اراده ملی ایران" افزودند.
حضرت امام‌خمینی(س) بی‌بدیل‌ترین رهبر و مرجع دینی در دنیای اسلام پس از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار(ع)  است که به صورت حقیقی و با باور یقینی به مردم ایمان داشت و بر همین اساس بود که توانست یک رژیم وابسته به همه قدرت‌های جهان و تا دندان مسلح را با مردم بدون سلاح سرنگون کند و ۴۴۴ روز جاسوسان سفارت ابرقدرت‌ترین قلدر جهان را گروگان بگیرد و ۸ سال در مقابل رژیم بعثی صهیونیستی متجاوز که مورد حمایت همه کشور‌های وابسته به غرب و شرق بود مقاومت کند و هیمنه هر دو ابر قدرت شرق و غرب را بشکند. همه اینها به برکت اراده ملی متکی به مردم مسلمان ایران اسلامی بود که می بینیم.
حضرت امام خمینی (س) بی‌بدیل‌ترین رهبر و مرجع دینی در جهان اسلام پس از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) است که به‌صورت حقیقی و با باوری یقینی به مردم ایمان داشت. بر همین اساس بود که ایشان توانست رژیمی تا بن دندان مسلح و وابسته به قدرت‌های جهانی را با تکیه بر مردمی بدون سلاح سرنگون کند. همچنین در سایه همین اراده، توانست ۴۴۴ روز جاسوسان سفارت قلدرترین ابرقدرت جهان را در بازداشت نگه دارد و ۸ سال در برابر رژیم متجاوز بعثی‌ـ‌صهیونیستی که از سوی تمام کشورهای وابسته به شرق و غرب حمایت می‌شد، مقاومت نماید و هیمنه هر دو ابرقدرت را در هم بشکند. تمامی این دستاوردها، به برکت "اراده ملی" و متکی بر "ایمان مردم مسلمان ایران اسلامی" تحقق یافت؛ چنان‌که امروز نیز شاهد آثار آن هستیم.  
جایگاه "مردم ایران" در منظومه فکری و "اراده ملی" حضرت امام خمینی (س)، مرجع فقید و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، از منزلت بسیار رفیعی برخوردار بود؛ به‌طوری‌که می‌توان گفت هیچ رهبر سیاسی-مذهبی و حتی مراجع ادیان دینی در جهان، این‌چنین از ملت و پیروان خود تعریف و تمجید نکرده‌ است.

ایشان در بخشی از وصیت‌نامه سیاسی-الهی خویش دربارۀ مردم شریف ایران چنین فرموده‌اند: "من با جراًت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول‌الله_ صلی‌الله‌علیه واله_ و کوفه و عراق در عهد امیرالمومنین و حسین بن علی_صلوات الله و سلامه علیهما_می‌باشند."(همان جلد ۲۱ ص ۴۱۰) این، سخن بسیار بزرگ و پرمعنایی است که تاکنون دربارۀ ملت ایران گفته و شنیده شده است؛ آن هم از جانب شخصیتی جامع‌الاطراف و چندوجهی که در فلسفه، عرفان و فقه، نام‌آور و پرآوازه است. زمانی عظمت این کلام بهتر درک می‌شود که بدانیم گوینده‌اش رهبریِ بزرگ‌ترین جنبش تاریخی چند قرن اخیر — و شاید هزاره — یعنی انقلاب اسلامی را بر عهده داشته است. این جملات نه تنها نشان‌دهندۀ باوری عمیق است که بر قلم جاری شده، بلکه برخاسته از شناختی کامل و در شأن ملت عظیم‌الشأن ایران است که این‌گونه در وصیت‌نامه سیاسی-الهی امام خمینی (س) تجلی یافته است.
امام خمینی (س) صرفاً به تعریف و تمجید زبانی یا قلمی از مردم ایران اکتفا نکردند؛ بلکه از سال‌های دورِ مبارزه تا پایان عمر مبارکشان بر این اعتقاد استوار بودند. ایشان در تمامی مراحل تشکیل حکومت جمهوری اسلامی، همواره به جایگاه ملت ایران باور قلبی داشتند و با پشتیبانی مردم، همۀ امور را پیش بردند.

حضرت امام در روزهای واپسین اقامت در پاریس، در ۲۵ دی ۱۳۵۷، در مصاحبه با خبرنگار روزنامۀ "استریت تایمز" سنگاپور، در خصوص مردم ایران و اهمیت حضورشان فرمودند: "در کجای دنیا مردمی مثل ایران می‌توان سراغ داد که برای احقاق حق خود با دست خالی به جنگ امریکا، شوروی، انگلیس و سایر کشور‌های طرفدار شاه برود." ( همان جلد ۵ ص ۴۷۶) این فرمایش معظم‌له، نشان‌دهندۀ شناخت عمیق، ریشه‌ای و بنیادی ایشان نسبت به ملت ایران است.
حضرت امام (س)پس از سال‌ها تبعید، با ورود به ایران در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷، در فرودگاه مهرآباد طی سخنانی با لحنی خاص از ملت نجیب ایران تشکر کردند و فرمودند: "عواطف ملت ایران به دوش من بار گرانی است که نمی‌توانم جبران کنم." ( همان جلد ۶ ص ۸)
ایشان در همان روز، در بهشت‌زهرا نیز طی سخنرانی تاریخی خود، در تبیین جایگاه و منزلت مردم در تشکیل دولت فرمودند: "من به پشتیبانی این ملت دولت تعیبن می‌کنم." ( همان جلد ۶ ص ۱۶) ایشان در این سخنرانی، اهمیت نقش مردم را در اِعمال قدرت به تصویر کشیدند و به نوعی، مشروعیت سیاسی خود را که برخاسته از پشتیبانی ملت بود، به رخ هواداران دولت غیر قانونی بختیار کشیدند.


حضرت امام خمینی (س) تنها سه روز پس از بازگشت به ایران، طی حکمی مهندس مهدی بازرگان را به عنوان نخست‌وزیر دولت موقت منصوب کردند.

ایشان در فرازی از آن حکم، پس از استناد به پیشنهاد شورای انقلاب و حق شرعی خود، درباره نقش مردم می‌فرمایند: "و حق قانونی ناشی از آرای اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طی اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است ...جنابعالی ...را مامور تشکیل دولت موقت می‌نمایم." ( همان جلد ۶ ص ۵۴) این پیام امام خمینی (س)، به‌روشنی نشان‌دهندۀ اعتبار و جایگاه رفیع ملت در اندیشۀ ایشان برای تشکیل ساختارهای حاکمیتی است. ایشان نه تنها هیچ‌گاه نقش مردم را نادیده نگرفتند، بلکه به کارگزاران و نخبگان جامعه نشان دادند که مشروعیت سیاسی، منبعث از ارادۀ مردم است.


حضرت امام خمینی (س) مجدداً جهت یادآوری و گوشزد کردن وظایف مقامات و کارگزاران آینده، در ۹ اردیبهشت ۱۳۵۸ طی نامه‌ای به شورای انقلاب اسلامی مرقوم داشتند:" در جهت استقرار حکومت مردمی در ایران و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش که از ضرورت‌های جمهوری اسلامی است...." (همان جلد ۷ ص ۱۶۷)
تمامی این تأکیدها و اخطارها، نشانۀ وفاداری امام خمینی (س) به حفظ جایگاه پراهمیت مردم در حکمرانی است. ایشان مردم را صرفاً برای مقبولیت تبلیغاتی یا به عنوان «سیاهی‌لشکر» نمی‌خواستند، بلکه آنان را صاحبان اصلی انقلاب می‌دانستند.


در همین راستا، امام خمینی (س) در حکم انتصاب نخست‌وزیری مهندس بازرگان، تأکید کردند که هرچه سریع‌تر تمهیدات لازم برای برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی فراهم شود. به‌طوری‌که کمتر از ۵۰ روز پس از پیروزی انقلاب، در دهم و یازدهم فروردین ۱۳۵۸، رفراندوم تغییر نظام برگزار شد و مردم با رای قاطع بیش از ۹۸ درصد به «جمهوری اسلامی» آری گفتند.
این رویداد، نشان‌دهندۀ اعتماد و باور متقابل میان امام و ملت بود و حفظ جایگاه منزلت مردم را در پی‌ریزی نظم جدید کشور (که امام پیش از پیروزی وعده داده بود) به‌خوبی نمایان کرد. در ادامۀ این مسیر، در ۱۲ مرداد ۱۳۵۸ مردم در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی شرکت کرده و نمایندگان خود را برگزیدند. سپس در ۱۱ و ۱۲ آذر همان سال، با شرکت در همه‌پرسی قانون اساسی، به آن رای قاطع دادند و در نهایت در ۲۴ اسفند ۱۳۵۸، اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی با مشارکت پرشور مردم برگزار شد.


بدین ترتیب، ملت ایران در کمتر از یک سال، چهار بار پای صندوق‌های رأی رفتند. این حجم از مشارکت در فاصله‌ای چنین کوتاه، مبین گرایش عمیق امام خمینی (س) به مردم‌سالاری و تأثیرگذاری مستقیم ارادۀ مردم در تشکیل و استقرار ارکان حکومت جمهوری اسلامی بود.
تمامی این وقایع گویای آن است که طبق اندیشۀ امام خمینی(س)، فرآیند پیشبرد انقلاب و ادارۀ حکومت باید به دست مردم باشد. به همین سبب، ایشان همواره حضور مردم در میدان عمل را خواستار بودند و بر مدار ارادۀ آنان حرکت می‌کردند.

در جای‌جای بیانات ایشان، مردم در امر حکومت و زمامداری «اصل» محسوب می‌شوند؛ چرا که امام به‌خوبی به قدرت بی‌بدیل ملت پی برده بودند. آن حضرت تا پایان عمر شریفشان، هرگز از دخالت دادن مردم در امور کلان کشور و مدیریت جنگ تحمیلی عدول نکردند و هر جا گره‌ای در کار پیش می‌آمد، با تکیه بر حضور مردم آن را برطرف می‌ساختند.

حضرت امام برای حق و رأی مردم چنان اهمیت و جایگاه رفیعی قائل بودند که در جمله‌ای ماندگار فرمودند: "میزان، رای مردم است." ( همان جلد ۸ ص ۱۷۳)
«ایشان همچنین در جای دیگری، در تبیین حق اکثریت و اعتبار رأی مردم فرمودند: "اکثریت هرچه گفتند آرایشان معتبر است ولو به خلاف ، به ضرر خودشان باشد." ( همان جلد ۹ ص ۳۰۴)
حضرت امام (س) هر زمان احساس می‌کردند که جریانی به دنبال محدود کردن دایرۀ انتخاب ملت است، قاطعانه وارد عمل شده و از حقوق مردم دفاع می‌کردند. ایشان در سال ۱۳۶۶ (در آستانۀ انتخابات دورۀ سوم مجلس) با صراحت بر استقلال رای مردم تأکید کرده و فرمودند: "باید مردم را برای انتخابات آزاد گذاریم و نباید کاری بکنیم که فردی بر مردم تحمیل شود." ( همان جلد ۲۰ ص ۲۹۵_۲۹۴)
همچنین حضرت امام در ۲۹ دی ۱۳۶۶، در پاسخ به استفتای دبیرخانۀ وقت ائمه جمعۀ سراسر کشور مبنی بر اینکه "در چه صورت فقیه جامع‌الشرایط بر جامعۀ اسلامی ولایت دارد"، مرقوم داشتند: "تولی امور مسلمین وتشکیل حکومت بستگی دارد با آرای اکثریت مسلمین، که در قانون اساسی هم از ان یاد شده است و در صدر اسلام‌تعبیر می‌شده به بیعت با ولی مسلمین." ( همان جلد ۲۰ ص ۴۵۹) این پاسخ از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ چرا که اولاً لحنی کاملاً صریح، روشن و شفاف دارد و ابهامات را برطرف می‌کند؛ ثانیاً نشان می‌دهد که آن حضرت، حتی در اواخر عمر و در اوج اقتدار نظام جمهوری اسلامی، همچنان بر همان عهد سال ۱۳۵۷ باقی مانده و به جایگاه ملت و رأی آنان وفادار بودند.

این ثبات رأی ثابت می‌کند که نگاه ایشان به مردم، نه یک تاکتیک موقت برای پیروزی انقلاب، بلکه یک باور عمیق و بنیادین دینی و الهی در اندیشۀ سیاسی‌شان بود.

حضرت امام خمینی (س) در آستانۀ انتخابات سومین دورۀ مجلس شورای اسلامی، در ۱۱ فروردین ۱۳۶۷، در مقام دفاع از حقوق ملت و در مواجهه با انحصارگرایان، صراحتاً فرمودند: "مردم در انتخابات آزادند و احتیاج به قیم ندارند." ( همان جلد ۲۱ ص ۱۰)
حضرت امام هرگز اجازه ندادند عده‌ای به جای مردم تصمیم بگیرند و در برابر هرگونه دخالتی که ارادۀ ملت را نادیده می‌گرفت، می‌ایستادند. ایشان حتی در اواخر عمر شریفشان، مجدداً بر این اصل تأکید کردند که در مهم‌ترین امور کشوری، از جمله شکل‌گیری حکومت و انتخاب رهبری، رأی و نظر مردم تعیین‌کننده است. ایشان در این خصوص فرمودند:"اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند، وقتی آنهاهم فردی را تعیین کردند تا رهبری را برعهده بگیرد، قهری او مورد قبول مردم است. در این صورت او ولی منتخب مردم‌می‌شود و حکمش نافذ است." ( همان جلد ۲۱ ص ۳۷۱)
وقتی با ژرف‌نگری به اندیشه‌های امام خمینی می‌نگریم، درمی‌یابیم که ایشان در تمامی بزنگاه‌های تاریخی، به صور گوناگون از آحاد مردم و جایگاه رأی و نظر آنان دفاع کرده‌اند. آنچه در نظر ایشان برجستگی ویژه‌ای دارد، نقش اثرگذار و مستقیم مردم در اصلی‌ترین ارکان تشکیل و استمرار حکومت و انتخابات است. این نگاه، از آغاز نهضت اسلامی در سال ۱۳۴۰ تا آخرین روزهای عمر پربرکت ایشان، به‌صورتی یکنواخت و مستحکم قابل مشاهده است؛ به‌طوری که میان مواضع ایشان در ابتدای انقلاب با آنچه در وصیت‌نامه سیاسی-الهی‌شان مرقوم فرموده‌اند، کمترین تفاوتی دیده نمی‌شود.
حضرت امام خمینی (س) در بزنگاه‌های حساس، هرگاه احساس می‌کردند "وحدت" و "اراده ملی" به‌واسطه اختلاف‌نظرها یا توطئه‌ها در معرض خدشه قرار گرفته است، سریع و قاطعانه وارد عمل می‌شدند تا ریشه اختلاف را در اسرع وقت متناسب با شرایط بخشکانند.
ایشان برای حفظ این انسجام، از ابزارهای گوناگونی بهره می‌جستند: گاهی با گله‌گذاری، گاه با انحلال، عزل، برکناری یا انتصاب، و گاه با تشر یا تعریف و تمجید. در این مسیر، ایشان گاه با نامه‌نگاری و سخنرانی و گاه با افشاگری و نصیحت به جریان‌های سیاسی، جامعه را هدایت می‌کردند. ایشان با دعوت به همدلی میان حوزویان، مدرسین و طلاب و یادآوری دوران سخت مبارزه، به تکریم روحانیت اصیل در برابر "مرگ‌آبادِ تحجر و مقدس‌مآبی" می‌پرداختند؛ تا جایی که با تلخی از خاطره‌ی آب‌کشیدن کوزه‌ای که فرزند شهیدش از آن آب نوشیده بود، یاد می‌کردند.
حضرت امام (س) با ترسیم مرزهای دقیق میان "اسلام ناب محمدی (ص)" و "اسلام آمریکایی"، "اسلام پابرهنگان" و "اسلام سرمایه‌داری"، "مبارزان حقیقی" و "مرفهان بی‌درد"، و "عالمان متعهد" و "روحانی‌نماها"، به صیانت از اراده ملی همت گماردند. ایشان با ابراز بیزاری از تحجر، واپس‌گرایی و مقدس‌نماهای بی‌بصیرت، و همچنین با اعلام تنفر از لیبرال‌ها، منافقین و انجمن حجتیه، استمرار "اراده ملی" و "وحدت نیروهای انقلابی" را تضمین کردند.
علاوه بر آنچه پیش‌تر اشاره شد، اوج این پیوند عاطفی و تکریم ملت را در کلام لطیف ایشان پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ می‌بینیم که خطاب به مردم فرمودند: "مردم عزیز و شریف ایران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش می‌دانم. و شما می‌دانید که من به شما عشق می‌ورزم؛ و شما را می‌شناسم؛ شما هم مرا می‌شناسید." (همان جلد ۲۱ ص ۹۵)
این فرمایشات به‌روشنی نشان‌دهنده پیوند عمیق و ناگسستنی میان امام خمینی و ملت ایران است؛ پیوندی که در طول دوران زعامت ایشان، روزبه‌روز مستحکم‌تر شد. ثمره این اعتماد متقابل و پافشاری امام بر حق و جایگاه مردم، خود را در سال ۱۳۶۸ به شکلی بی‌نظیر نشان داد؛ آنجا که بیش از ۱۰ میلیون ایرانی در تشییع پیکر آن فقید سعید شرکت کردند تا بزرگ‌ترین وداع تاریخی را رقم بزنند. این حضور حماسی، گواهی بر این حقیقت بود که مردم ایران، رهبر خود را نه تنها یک حاکم، بلکه پاسدار حقیقی حقوق و کرامت خویش و کشورشان می‌دانستند و به همین سبب، یاد و نام ایشان را همواره در قلب خود گرامی می‌دارند.


در جهان پیچیدۀ امروز، تجربه نشان داده است که پایدارترین جوامع، آن‌هایی نیستند که صرفاً بر قدرت نظامی یا اقتصادی تکیه دارند، بلکه جوامعی هستند که بر بنیانِ "اعتماد متقابل میان حاکمان و مردم"، "اراده‌ ملی" و "قدرت نرم" استوار شده‌اند. این پیوند عمیق، نه‌تنها مسیر موفقیت و اقتدار ملی را هموار می‌کند، بلکه با ایجاد آرامش روانی و ثبات اجتماعی، افق‌هایی روشن و سرشار از امید را پیش روی نسل‌های آینده می‌گشاید.
این حقیقت در دوران زعامت امام خمینی (ره) در ایران به وقوع پیوست. ایشان با باور قلبی به جایگاه ملت و دخالت دادن ارادۀ مردم در سرنوشت خویش، با استحکام قوی "اراده ملی" توانستند پیوندی میان حاکمیت و توده‌های عظیم ملت ایجاد کنند که سخت‌ترین بحران‌های قرن را با موفقیت پشت سر بگذارد. این میراث ارزشمند ثابت کرد که هرگاه صدای مردم شنیده شود و آرمان‌های حاکمان با خواست ملت گره بخورد، آن جامعه در برابر تندبادهای حوادث و در مقابل هر متجاوزی سخت مقاومت خواهد کرد. 
تمامی این فراز و نشیب‌ها در جهت تحقق اراده ملی و دفاع از ایران اسلامی، با انسجامِ اقوام، مذاهب، فرهنگ‌ها و جریان‌های سیاسی پیرامون اصول بنیادین (دین، ایران و دفاع)، تکثّر ایرانیان را به "ما" یعنی قدرت "اراده ملی" تبدیل کرد. 


*دانش آموخته علوم سیاسی

. انتهای پیام /*