پرتال امام خمینی (س): یادداشت / محمد نادری ملکشاه*

وحدت، یکی از محوری‌ترین، دیرینه‌ترین و در عین حال پایدارترین اندیشه‌های والای امام خمینی(س) بود. ایشان پایه اصلی نهضت خود را بر محور وحدت بنا نهادند و در تمام دوران مبارزه، چه در قم، نجف و چه در پاریس، همواره همگان را به همبستگی و پرهیز از تفرقه دعوت می‌کردند. حتی در سال‌های دور که میان علما و حوزویان درباره مدیریت حوزه، شیوه‌ رفتار با جریاناتی همچون شهید نواب صفوی و نهضت ملی شدن صنعت نفت اختلاف‌ نظر وجود داشت، امام خمینی(س) با اتخاذ مواضعی شفاف و وحدت‌ آفرین، همه اشخاص را به انسجام در برابر استبداد محمدرضا شاه فرا می‌خواندند.
نکته جالب‌ توجه اینجاست که حتی در دوران تبعید در عتبات عالیات، زمانی که گزارشِ اختلافات داخلی ایران به‌ویژه در فضای حوزوی به گوش ایشان می‌رسید، همواره شاگردان و اطرافیان خود را به بردباری و پرهیز از تفرقه توصیه می‌کردند. در آن سال‌ها که موضوعاتی همچون آرای دکتر شریعتی، حواشی کتاب "شهید جاوید"، فعالیت‌های انجمن حجتیه یا جریان دارالتبلیغ موجب بروز شکاف شده بود، امام خمینی(س) با درایتی تمام، اجازه نمی‌دادند دشمن از این اختلاف‌ سلیقه‌ها بهره‌برداری کند. نقل است زمانی که از یکی از نزدیکان شنیدند که برخی شاگردانشان نسبت به بزرگان حوزه نجف انتقاداتی مطرح کرده‌اند، به‌شدت برآشفتند و آنان را به توبه و ترک این رفتارها فراخواندند. ایشان همین رویکرد را در پاریس نیز ادامه دادند و توانستند سلایق مختلف، از تفاوت‌های ظاهری تا نحله‌های فکری گوناگون را، گرد محور وحدت جمع کرده و از بروز هرگونه تنش جلوگیری نمایند.
امام خمینی(س) در تداوم این مسیر، با تشکیل شورای انقلاب، چهره‌هایی با گرایش‌های مختلف سیاسی را در کنار هم قرار دادند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به پیشنهاد برخی از بزرگان، مرحوم مهندس بازرگان را به نخست‌وزیری دولت موقت منصوب کردند. هرچند برخی از یاران انقلاب این انتخاب را برنمی‌تافتند، اما ایشان در جهت حفظ "وحدت کلمه" و استواری جامعه بر محور انسجام، حمایتی حداکثری از دولت موقت به عمل آوردند. این رویکرد در ماجرای انتخاب دکتر بنی‌صدر به ریاست‌جمهوری نیز تکرار شد؛ علی‌رغم تضادهای شدید و اختلافات عمیق میان سران انقلاب و بنی‌صدر، حضرت امام(س) تا آخرین لحظات تمام تلاش خود را برای جلوگیری از ایجاد شکاف در بدنه نظام به کار بستند. ایشان با دفاع از جایگاه قانونی وی و دعوت همگان به خویشتن‌داری، کوشیدند تا از شکستن حصار وحدت در جامعه جلوگیری کنند.
حضرت امام خمینی(س) با تکیه بر وحدت و انسجام میان ملت، ارتش، سپاه، بسیج و دولت، موفق شدند هشت سال تجاوز دشمنی را که از حمایت بیش از ۳۰ کشور جهان، از جمله دو ابرقدرت وقت (آمریکا و شوروی) برخوردار بود، دفع کرده و پیروزی را برای ملت به ارمغان آورند. در سایه همین وحدت کلمه بود که تمامی نقشه‌های دشمنان ایران ابتر ماند و در برابر استکبار جهانی ایستادگی شد؛ به‌گونه‌ای که اجازه داده نشد کشور عزیزمان دچار تجزیه گردد یا حتی ذره‌ای از خاک مقدس آن در تصرف دشمن باقی بماند.
حضرت امام خمینی(س) با هر فردی، در هر مقام و جایگاهی، که با اقدامات خود وحدت مردم را خدشه‌دار می‌کرد، به‌شدت مقابله می‌کردند و در این مسیر با هیچ‌کس مدارا نمی‌نمودند. ایشان با وجود نگاه ویژه‌ای که به جایگاه مجلس داشتند و آن را "در رأس امور" می‌دانستند، در دو مورد خاص که احساس کردند اقدامات برخی نمایندگان به انسجام جامعه آسیب می‌زند، با تشری قاطع با آنان برخورد کردند. مورد نخست، به مخالفت گروهی از نمایندگان با نخست‌وزیر وقت در دوران جنگ تحمیلی باز می‌گردد؛ پس از رأی اعتماد مجلس، امام در دیدار با نمایندگان، به مخالفان هشدار شدیدی دادند با این مضمون که نباید برای به کرسی نشاندن حرف خود کارشکنی کنند، بلکه باید با حمایت موثر، به پیشبرد امور کشور کمک نمایند؛ ایشان حتی تهدید کردند که در صورت تداوم کارشکنی، موضوع را مستقیماً با مردم در میان خواهند گذاشت. مورد دوم نیز مربوط به سوال چند تن از نمایندگان درباره سفر مخفیانه "مک‌فارلین" به ایران بود؛ زمانی که آنان با سوءاستفاده از شرایط، به دنبال تسویه‌ حساب سیاسب با دولت بر آمدند، با تشر بسیار شدید امام مواجه شدند. در هر دو واقعه، امام خمینی(س) شخصاً ورود کردند تا از تبدیل شدن اختلافات سیاسی به غائله‌ای علیه وحدت ملی جلوگیری کنند.
حفظ وحدت جامعه، به معنای واقعی کلمه، "خط قرمز" امام خمینی(س) بود و ایشان در برابر هر عاملی که این رکن رکین را تهدید می‌کرد، قاطعانه می‌ایستادند. رویکرد ایشان حمایت از تمامی مسئولان و جریاناتی بود که در چارچوب نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کردند؛ در این نگاه حمایتی، تفاوتی میان رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر، نماینده مجلس یا امام‌جمعه وجود نداشت و ایشان این پشتیبانی را از هیچ‌کس دریغ نمی‌کردند؛ هرچند در کنار این حمایت عمومی

، تذکرات لازم را نیز در جای خود و به صورت مقتضی ابلاغ می‌فرمودند. هنر بزرگ امام در دوران جنگ تحمیلی این بود که علی‌رغم وجود اختلاف‌ سلیقه‌های شدید میان دولت، مجلس، شورای نگهبان و گروه‌های انقلابی، فضا را به‌گونه‌ای مدیریت کردند که این تنش‌ها به میان مردم و رزمندگان در جبهه‌ها سرایت نکند و انسجام ملی آسیب نبیند.
نگاه امام خمینی(س) به جریانات سیاسی انقلابی، همواره بر محور وحدت، حق‌الناس و مردم‌داری استوار بود؛ اصولی که برخاسته از بن‌مایه اسلام ناب محمدی(ص) محسوب می‌شد. تذکرات ایشان به گروه‌ها و اشخاص نیز دقیقاً در راستای صیانت از همین اصول بود. امام(س) در مواجهه با جریانات، نگاهی منصفانه و عادلانه داشتند؛ چنان‌که وقتی به دلایلی، انحلال "حزب جمهوری اسلامی" (که برآمده از بطن انقلاب و تحت هدایت بزرگانی چون حضرات آیات بهشتی، باهنر، خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی بود) درخواست شد، ایشان ضمن موافقت با این تصمیم، از رؤسای آن به گرمی تقدیر و حمایت کردند تا این تغییر ساختار به وحدت جامعه خدشه‌ای وارد نکند. همچنین در ماجرای انشعاب "مجمع روحانیون مبارز" از "جامعه روحانیت مبارز"، علی‌رغم آنکه خود بر تشکیل مجمع صحه گذاشته بودند، به محض آنکه احساس کردند این انشعاب ممکن است به تفرقه در جامعه بینجامد، با صدور "منشور برادری" از هر دو جریان وابسته به انقلاب تمام‌قد دفاع کردند. ایشان با رفع سریع سوءتفاهمات، مانع از حرکت جامعه به سوی تشتت شدند تا پرچم وحدت همچنان برافراشته بماند. ایشان با سوق دادن جامعه و جریانات سیاسی به سوی وحدت عمومی، به کالبدشکافی عوامل اختلاف و وفاق پرداختند و مسیر صحیح را پیش پای نیروهای انقلاب روشن ساختند. در این راستا، امام(س) همگان را به پیوند با "اسلام ناب محمدی(ص)" و دوری از "اسلام آمریکایی" فراخواندند و به تبیین ویژگی‌های این دو جریان پرداختند. ایشان شاخصه‌های اسلام ناب محمدی(ص) را در حق‌طلبی، مردم‌داری، حمایت از پابرهنگان، مبارزان و زجرکشیدگان راه انقلاب برشمردند؛ در مقابل، اسلام آمریکایی را با ویژگی‌هایی همچون سرمایه‌پرستی، راحت‌طلبی و تحجر توصیف کردند. بسط این دو مفهوم توسط ایشان، در حقیقت ارائه مدلی برای وحدت بر مبنای آموزه‌های وحیانی و دینی بود تا مرز میان وفاق اصیل و فریبکاری‌های شیاطین و مصلحت‌آمیز مشخص گردد.
امام خمینی(س) در پاسخ به شبهات و نقدها، با نگاهی عمیق به دین و جایگاه حکمرانی، بن‌بست‌های قانونی و فقهی را می‌شکستند تا وحدت جامعه حفظ شود. ایشان با نگاهی نو به موضوعاتی مثل قانون کار، تأمین اجتماعی و اختیارات دولت، نشان دادند که فقیه عادل باید مصلحت مردم و نظام را در اولویت قرار دهد. تبیین نظریه ولایت مطلقه فقیه توسط ایشان، نه برای تمرکز قدرت، بلکه ابزاری برای گره‌گشایی از امور جامعه و تقویت انسجام ملی بود. امام(س) در حالی که با سعه‌صدر به دلسوزان پاسخ می‌دادند، در برابر متحجرانی که با نگاهی صلب و خشک راه پیشرفت کشور را می‌بستند، با تندی و قاطعیت برخورد می‌کردند تا اجازه ندهند تحجر به وحدت و کارآمدی نظام ضربه بزند.
حضرت امام خمینی(س) در صیانت از "وحدت کلمه" و حفظ مصالح عالیه جامعه، با هیچ‌کس دچار رودربایستی نمی‌شدند. در نگاه ایشان، میان نوه، جانشین، شاگرد یا همراه دیرین مبارزات، تفاوتی در برابر قانون و مصلحت اسلام وجود نداشت. امام(س) در مسیر حراست از انسجام ملی و اصول انقلاب، با هیچ فردی مماشات نکردند و هرگاه احساس می‌کردند پیوند‌های شخصی یا جایگاه افراد به سدی در برابر وحدت و مسیر صحیح نظام تبدیل شده است، با قاطعیتِ تمام برخورد می‌کردند. این ایستادگی بدون تنازل، نشان‌دهنده‌ی آن است که وحدت برای ایشان، نه یک ابزار سیاسی، بلکه یک تکلیف شرعی خلل‌ناپذیر بود.
امروز ایران اسلامی در پی تهاجمات دشمنان غدار و حادثه‌ی عظیمِ شهادت رهبر معظم انقلاب و فرمانده کل قوا، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(ره) و جمعی از فرماندهان و دولتمردان، در موقعیتی خطیر قرار گرفته است. داغ شهادت هم‌وطنان غیرنظامی، به‌ویژه کودکان معصوم مدرسه "شجره طیبه میناب" و آسیب‌های وارده به زیرساخت‌ها، بیش از هر زمانی ضرورتِ تحقق عینی "وحدت کلمه" و انسجام مطلق میان مردم و جریانات سیاسی را گوشزد می‌کند.
در این برهه، بازخوانی "منشور برادری" حضرت امام خمینی(س) نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورتِ حیاتی است؛ آنجا که فرمودند: "باید از واسطه‌هایی که فقط کارشان القای بدبینی نسبت به جناح مقابل است، پرهیز نمود... با تبادل افکار و اندیشه‌های سازنده مسیر رقابت‌ها را از آلودگی و انحراف و افراط و تفریط باید پاک نمود. من باز سفارش می‌کنم کشور ما در مرحله بازسازی و سازندگی به تفکر و به وحدت و برادری نیاز دارد."‌
باید هوشیار بود که ما اکنون در وضعیتی مشابه پایان دفاع مقدس (حالت آتش‌بس) قرار داریم؛ با این تفاوت که پیچیدگی‌های نسل امروز، ماهیتِ نوین دشمن و ابزارهای تقابل، آسیب‌پذیری‌ها

را بسیار متفاوت و حساس‌تر کرده است. لذا هرگونه اقدامی که به اختلافات داخلی دامن بزند، گناهی نابخشودنی است. جریانات سیاسی و اجتماعی نباید برای حفظ جایگاه یا فرصت‌طلبی‌های جناحی به "فرافکنی" و "تفرقه‌افکنی" روی آورند. تکلیف امروز، "پمپاژ وحدت" به شریان‌های جامعه است؛ چرا که سوق دادن کشور به سوی هرج‌ و مرج، عواقبی به مراتب سهمگین‌تر و خطرناک‌تر از تجاوز بیگانگان در پی خواهد داشت؛ پیامدی که هیچ دلسوز کشور و نظام، مقصودش آن نخواهد بود.
بر همه صاحب‌نظران حوزه‌ی حقوق بین‌الملل، علوم سیاسی و روابط بین‌الملل مبرهن است که قدرت‌های جهانی به هیچ عهد و پیمانی پایبند نیستند. واقعیت تلخ آن است که اصل حقوق بین‌الملل — برخلاف حقوق ملی کشورها — بر پایه "زور و قدرت" استوار گشته و حرکت در این مسیر، مستلزم سازوکارهای بسیار خاص و پیچیده است.
فعالیت در این عرصه، مدلی متفاوت از رفتار را می‌طلبد؛ چرا که در این فضای مسموم، هر کنش نسنجیده صرفاً یک بازتاب تبلیغاتی ساده نیست، بلکه می‌تواند "تاوان‌های سنگین" و خسارات مادی و معنوی جبران‌ناپذیری برای مردم یک‌کشور به بار آورد. نباید فراموش کرد که دنیای زورمداران، بر پایه جنگ و ویرانی بنا شده است.
تجربه تلخ تجاوز بی‌امان و بی‌دلیل به خاک میهنمان و حجم عظیم خسارات وارده، پرده از رخسار حقیقی نظم بین‌الملل برداشت. در حالی که پیکر ایران عزیز آماج حملات بود، دنیا در سکوتی مرگبار به تماشا ایستاد؛ سکوتی که نشان داد در معادلات جهانی، وجدان بشری مرده است. این واقعیت تلخ نظام بین‌الملل، بیش از پیش ضرورت بازگشت به مانیفست وحدت و مقاومت را در اندیشه امام خمینی (ره) یادآور می‌شود.
امروز، تنها راه برون‌رفت از این "تله‌ی سخت" که استکبار جهانی پیش روی ما گسترده است، وحدت آحاد ملت و تمامی اقشار حول محور اعتماد به مقامات عالی‌رتبه و گردانندگان نظام جمهوری اسلامی است. در سایه‌ی وجود نعمت رهبری، باید از هرگونه "خودسری" و اقدامات نسنجیده به‌شدت پرهیز کرد؛ چرا که عبور از این گردنه‌ی تاریخی، تنها با انسجام ملی و تبعیت از تدابیر حکیمانه نظام میسر خواهد بود.
"وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ ۖ وَاصْبِرُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ"

*دانش آموخته علوم سیاسی

. انتهای پیام /*