امام خمینی (س) با شعور و آگاهی کامل و غیرتمندی مثال زدنی جهت پاسداری از مرزهای عقیدتی به دقت تحولات جاری ایران و جهان را رصد می کرد و در موقع لزوم به بیدارگری می پرداخت و در این جهت همواره مواضع خویش را صریح و روشن اعلام و با قاطعیت پیگیری می کرد و به هیچ وجه از آن عدول نمی کرد.

در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۵۰ صدور پیام آن بزرگوار خطاب به ملت ایران به مناسبت تصمیم رژیم شاه مبنی بر تشکیل سپاه دین نمونه ای از این دقت نظر و افشاگری برای برآمدن نغمه شوم استعمار از حلقوم سرسپردگان حاکم بر ایران بود. در این پیام ضمن بر شمردن حیله های استعمار و ضدیت آن با اسلام بر نقش و وظیفه روحانیت اصیل اسلامی و ضدیت رژیم شاه با آن، به تشکیل سپاه دین در این راستا و به منظور مبارزه با اسلام راستین اشاره و سپس بر ضرورت وحدت و همدلی و همراهی در بین روحانیت و مردم تأکید شده است.

امام خمینی در پیامی که به مناسبت توطئه جدید رژیم شاه، به ملت مسلمان ایران فرستاد، ابتدا به استعماری بودن و اهداف ضددینی طرح تشکیل سپاه دین اشاره کرد و سپس فریبکاری رژیم شاه در این باره را توضیح داد. شاه با طرح موضوع سپاه دین، می خواست خود را به اصطلاح دیندار و دل سوز به دین مطرح نماید، ولی امام خمینی این نیرنگ شاه را نقش بر آب کرد و فرمود:

بسمه تعالی

خدمت عموم طبقات ملت محترم ایران - ایدهم الله تعالی

پس از اهدای سلام و تحیات؛ کراراً تذکر داده ام که تنها چیزی که می تواند سد راه اجانب و دوَل استعمارگر باشد و نگذارد سلطه بر ذخایر ممالک اسلامی پیدا کنند اسلام و علمای جلیل اسلام است؛ و این حقیقتی است که در طول تاریخ برای دوَل استعمارگر ثابت شده است. از نخست وزیر اسبق خبیث دولت استعمارگر انگلستان نقل شده است که: «تا قرآن بین مسلمین است ما نمی توانیم در مقاصد خود پیشرفت کنیم». هدف اصلی دولتهای استعمارگر محو قرآن، اسلام و علمای اسلام است؛ و برای وصول به اهداف استعماری خود هر چند، نغمه ای را به وسیله عمال خبیث خود آغاز می کنند و چهره ضد اسلامی و ضد ملی آنها را ظاهرتر می سازند؛ چنانکه اخیراً نغمه «سپاه دین» را از حلقوم کثیف یکی از عمال سرسپرده خود آغاز کرده اند.

نغمه «سپاه دین» در شرایطی ساز می شود که دستگاه جبار هر روز ضربه های پیگیری به پیکره اسلام وارد می کند، و دست جنایتکار اسرائیل را در تمام شئون اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران باز گذاشته است. بسیاری از علمای اعلام، خطبای عظام، محصلین علوم اسلامی و ملت شریف ایران در زندان، تبعید و تحت شکنجه به سر می برند، و جوانان غیور وطنخواه، اعدام و تیرباران می شوند و یا مقدمات محاکمه و اعدام آنها فراهم می شود.

این جانب به ملت محترم ایران اعلام خطر می کنم که اگر خدای نخواسته، ایادی اجانب و دشمنان اسلام در این مقصد شوم و کمرشکن توفیق پیدا کنند، اولًا علمای اعلام و وعاظ و مروجین اسلام را کنار زده، و ثانیاً اسلام و احکام آسمانی آن را محو و نابود می نمایند. خطر این سپاه نامیمون که باید در خدمت استعمار، جمیع حقایق اسلام را به نفع آنها توجیه و تأویل کند، بزرگترین خطری است که مسلمین و در رأس آنها علمای اعلام با آن مواجه شده اند. آنها در تجربه های طولانی خود فهمیدند که علمای معظم اسلام و وعاظ محترم با مجاهدات پیگیر خود ملتها را به نفع اسلام و قرآن سوق داده هیچ گاه با تهدید و تطمیع به نفع دستگاه جبار و اجانب چپاولگر قدمی برنداشته اند، و با کمال قدرت پستهای خود را حفظ کرده و مساجد و مجامع را در خدمت قرآن کریم و اسلام عزیز در دست دارند؛ و اگر چند نفر معمم بی حیثیت و از خدا بیخبر به نفع دستگاه جبار قدمی بردارد، مطرود جامعه علمیه و جوامع اسلامی است. لهذا این نقشه خطرناک را کشیده اند تا به خیال باطل خود دست علمای اعلام و مبلغین را کوتاه کرده و اسلام را به وسیله عمال خود بازیچه قرار دهند و اساس دیانت را برچینند تا به مقصد خود که قبضه کردن تمام ذخایر کشور است برسند، و ملت مُسْلم را عقب مانده و استعمارزده نگه دارند.

باید ملت اسلام بدانند خدمتهایی که علمای دین به کشورهای اسلامی در طول تاریخ کرده اند قابل شمارش نیست. در همین اعصار اخیر، نجات کشور از سقوط قطعی مرهون مرجع وقت «مرحوم میرزای شیرازی» و همت علمای مرکز بود. حوزه های علمیه و علمای اعلام همیشه حافظ استقلال و تمامیت ممالک اسلامی بوده اند. خدمتهایی را که با الهام از اسلام برای آرامش و حفظ انتظامات کشورها کرده اند عُشْری از اعشار آن را دولتها و قوای انتظامی نکردند؛ با آنکه هیچ تحمیلی بر بودجه مملکت نداشته اند. در نظر اجانب و عمال خائن آنها باید این سنگر شکسته شود تا با خیال راحت به تاخت و تاز و چپاول و عیاشی به زندگانی ننگین خود ادامه دهند.

اینک بر مسلمین غیور و خصوص نسل جوان روشنفکر است که با کمال جدیت از این نغمه ناموزون خانمانسوز اظهار تنفر کنند، و مساجد و محافل دینی را هر چه بیشتر گرم کنند، و علاقه خود را به اسلام و علمای اعلام و وعاظ و خطبای محترم - دامت برکاتهم - بیش از پیش ابراز نمایند، و با این اظهار علاقه مشتی محکم به دهان عمال استعمار- خذلهم الله - بکوبند.

بر کافّه علمای اعلام و وعاظ محترم است که اگر گلایه هایی از هم دارند، نادیده گرفته و خود را مجهز نموده صفوف خود را فشرده تر کرده و در صف واحد در این امر حیاتی چاره جویی کنند. و بر آنان و سایر دانشمندان و علاقه مندان به اسلام و استقلال کشور است که ملت مسلمان، خصوصاً ساکنین قرا و قصبات را از این فکر شیطانی که با نام فریبنده «سپاه دین» می خواهند دین و استقلال کشور را پایمال کنند، آگاه سازند و با هر وسیله ممکن مفاسد این نغمه شوم را به مردم برسانند.

این جانب از نسل جوان اهل علم و منبری تقاضا دارم به طبقه بزرگان و علما احترام شایسته نمایند، و از حضرات اعلام تقاضا دارم که با نسل جوان با مهر و عطوفت رفتار فرمایند. رجای واثق است که با خواست خداوند متعال، عمال خبیث اجانب در این امر نیز مثل سایر کارهای ضد اسلامی و ضد انسانی در پیشگاه ملت با شرافت ایران - ایدهم الله تعالی - مفتضح تر شوند. خداوند تعالی حافظ دین و حوزه های دینی است: انَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکرَ وَ انَّا لَهُ لَحافِظُونَ. از خداوند متعال قطع ایادی استعمار و عامل خائن آن را خواهانم. و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

روح الله الموسوی الخمینی

منبع: صحیفه امام؛ ج ۲، ص ۳۹۶- ۳۹۸

. انتهای پیام /*