گفتمان صدور انقلاب که برآمده و برساخته از گفتمان انقلاب اسلامی بود از جمله مباحث پردامنه در فرایند انقلاب اسلامی بوده است که انعکاس و پیامدهای داخلی و خارجی فراوانی داشته است و در این راستا دسته بندی ها و سوگیری هایی را درسطوح داخلی، منطقه ای و بین المللی پدید آورده است. با پیروزی انقلاب اسلامی و شکل گیری دولت انقلابی، بحث صدور انقلاب به یکی از مسائل مهم درون نظام حکومتی و جامعه تبدیل شد. با توجه به اینکه از آغازین روزهای انقلاب، امام بر مسئله صدور انقلاب تأکید داشتند، این امر موجب جبهه گیری هایی از طرف برخی جریانات سیاسی در داخل گردید که برخی از آنها به صورت تلویحی یا تصریحی مخالف صدور انقلاب بودند. اما امام با موضع گیری قاطع اعلام کردند که «ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می کنیم» (امام خمینی، 1378: 22) صدور انقلاب ایران را می توان به معنای ترویج گفتمان انقلاب اسلامی دانست که به  دلیل ماهیت جهان شمول دین اسلام به نوعی متضمن آگاهی بخشی و رهایی بخشی دیگران است. (دهقانی فیروزآبادی، 1388: 128) بنابراین، به  دلیل ماهیت اسلامی انقلاب و نیز تأکید امام، انقلابیان ایرانی پس از پیروزی به صدور انقلاب خود اقدام کردند. در پی این امر، گفتمان های متفاوت صدور، تکوین یافت که در منازعه ای سیاسی به رقابت پرداختند. در نهایت گفتمان رهبر انقلاب به گفتمان هژمون تبدیل شد و سایر گفتمان ها در حاشیه قرار گرفتند. منازعه این گفتمان ها، منازعه ایدئولوژی هایی بود که در پس این گفتمان ها، نهان بودند. این مقاله قصد دارد تا در راستای رابطه پیچیده زبان و سیاست، به تحلیل گفتمان صدور انقلاب بپردازد. در این راستا نگارندگان مقاله، با اتخاذ روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف به واکاوی معنایی گفتمان صدور امام خمینی (س) پرداخته اند.


تحلیل گفتمان، گرایشی تحقیقی است که سعی دارد با مطالعه اثراتِ ظاهری گفتار، ساختارِ تولید و زمینه وقوع متن یا گفتار یعنی عواملِ بیرون از متن (بافت موقعیتی، فرهنگی، اجتماعی و غیره ) به تحلیلی دست پیدا کند که رابطه بینِ تشکیلِ ایدئولوژی و تشکیلِ گفتار و تأثیراتِ آن را بر ساختار و کارگزار، آشکار سازد؛ چراکه در نگاه این رویکرد، رابطه تعاملی بینِ متن (1) و زمینه (2) وجود دارد.


بنابراین، مقاله حاضر با روش نورمن فرکلاف به تحلیل انتقادی گفتمان صدور امام خمینی (س) می پردازد تا به این سؤال اصلی پاسخ گوید که گفتار صدور انقلاب، با کدام پیش فرض ها و با کدام دلالت های ضمنی در فاهمه عمومی وارد شده و جاذبه ایجاد کرده بود؟


صدور انقلاب


اصطلاح «صدور انقلاب» همچون واژه های مداخله، تجاوز، دفاع از خود، در نوشته های روابط بین الملل آورده نشده است. «با این حال ایده اصلی در پیگیری اقدام به صادر کردن انقلاب نه دقیقاً در پرداخت اروپامحوری و به زبان جامعه بین الملل پس از معاهده وستفالیا، بلکه در تعریف وسیع کلمه، بخشی از روابط بین الملل کهنه و کنونی است» (اسپوزیتو، 1382: 55) که هر چند در داخل نظام بین الملل جریان می یابد اما شیوه به چالش کشیدن نظم موجود نظام بین الملل است. «مفهوم صدور انقلاب نتیجه قهری پدیده انقلاب در سراسر تاریخ جهان» شمرده می شود به طوری که انقلاب فرانسه الهام بخش اکثر دموکراسی ها بوده و انقلاب روسیه بر انقلاب های چین و کوبا تأثیر گذاشته است. بیشتر صاحب نظران هم بر تأثیر انقلاب اسلامی در خاورمیانه تأکید دارند. (Eddin, 2002: 96) روح الله رمضانی معتقد است که صدور انقلاب نتیجه قهری پدیده انقلاب است که در مورد انقلاب ایران هم صدق می کند. (رمضانی، 1380: 55)


هر چند برخی معتقد هستند «انقلاب ها به مثابه کالایی هستند که صادرات نسبتاً اندکی دارند». (گلدستون، 1385: 217) در مقابل، برخی از جمله اسلام گرایان بر این باورند که انقلاب، کالا نیست که صادر و وارد شود (فارسی، 1368: 402) بلکه «اساس انقلاب تغییر اوضاع نفسانی، تغییر روابط و رفتار اشخاص و تغییر احوال و نظامات جامعه است». (همان) از سوی دیگر نیز برخی صدور انقلاب را برنامه، اقدام و یا سیاستی می دانند که از طرف دست اندرکاران انقلاب در جهت تأثیرگذاری بر سایر جوامع اتخاذ می شود. (محمدی، 1386: 501)


در تعاریف ارائه شده، حضور یک کارگزار انسانی که به مداخله در جهت صدور انقلاب می پردازد نمایان است. زمانی که ملت ها جذب این انقلاب ها شوند به پیشبرد انقلاب کمک می نمایند و امواج جدیدی از انقلاب ها را با اهداف مشابه خلق می کنند. قدرت ایده های انقلابی را می توان در گستره دامنه انتشار و تأثیرشان بر منازعات انقلابی چندجانبه یافت (گلدستون، 1385: 221) که به تداوم آنها می انجامد. انقلاب با تداوم به تکامل خواهد رسید و وعده انقلاب محقق خواهد شد.


روش تحلیل گفتمانی نورمن فرکلاف


گفتمان را ادامه تعبیری که از لوگوس می شود دانسته اند؛ با این تفاوت که بعد اجتماعی و ایدئولوژیکی آن به غایت برجسته تر است. استلزام گفته و کارکردهای فکری ـ اجتماعی (یارمحمدی، 1383: 98 ـ 95) که به ساخت فراتر از جمله و عبارت تعبیر شده است.


نورمن فرکلاف (3) که از چهره های فعال و شاخص تحلیل انتقادی گفتمان است، منسجم ترین، جامع ترین و پرطرفدارترین نظریه را در مقایسه با سایر تحلیل گران انتقادی گفتمان ارائه داده است. او با تکیه بر مبانی بحث های فوکو، گفتمان را صرفاً بازتاب دهنده رابطه قدرت بیرون از آن نمی داند بلکه برای گفتمان وجهی تأسیس کننده قائل است. (غلامرضا کاشی، 1379: 71) از نظر او، گفتمان چنان نیست که به طور مستقل و از طریق ساختارهای یک متن قابل تحقیق باشد، بلکه در منظومه تعاملات گفتمانی و در رابطه پیچیده با شرایط اجتماعی و سیاسی قابل فهم و تحلیل است. (فرقانی، 1383: 78) اهمیت فرکلاف در مطالعات گفتمانی، فراتربردن متن از سطح صرف زبانشناختی و برقراری نسبتی روشمند میان متن و زمینه اجتماعی و سیاسی است. (غلامرضا کاشی، 1379: 72)


روش فرکلاف در تحلیل انتقادی گفتمان شامل سه مرحله وابسته به هم شامل توصیف، تفسیر و تبیین است.


الف) توصیف: این مرحله با تمرکز بر واژه ها و وجوه دستوری و تحلیل زبان شناختی متن به جستجوی ارزش های تجربی، ارزش های رابطه ای و ارزش های بیانی موجود در متن که فرکلاف آنان را ارزش های صوری متن می نامد می پردازد. از نظر فرکلاف «میان سه نوع ارزشی که ویژگی های صوری ممکن است واجد آن باشند، یعنی تجربی، رابطه ای و بیانی، باید تمایز قائل شد». (فرکلاف، 1379:171) او در ادامه، تمایز این سه نوع ارزش صوری متن را بدین شرح بیان می دارد:


ارزش تجربی: ردپا و سرنخی از روشی به دست می دهد که در آن تجربه تولیدکننده متن از جهان طبیعی یا اجتماعی بازنمایی می گردد. ارزش تجربی با محتوا، دانش و اعتقادات سروکار دارد. (همان: 171)


ارزش های رابطه ای: ردپا و سرنخی از آن دسته از روابط اجتماعی به دست می دهد که از طریق متن در گفتمان به مورد اجرا در می آید. ارزش رابطه ای با رابطه ها و روابط اجتماعی سروکار دارد. (همان: 172)


ارزش بیانی: ردپا و سرنخی از ارزشیابی تولیدکننده از بخشی از واقعیت را ارائه می دهد. ارزش بیانی با فاعل ها و هویت های اجتماعی سروکار دارد. (همان)


ب) تفسیر: طبق نظر فرکلاف، متن در زمینه ای تولید شده و تفسیر می شود که آن گفتمان ها تسلط دارند. در واقع او متن را در فضای خالی معلق نمی داند (فرقانی، 1383: 96) و تفسیرهای صورت گرفته از متن را «ترکیبی از محتویات خود متن و ذهنیت مفسر» می داند که مقصودش از ذهنیت مفسر «دانش زمینه ای است که مفسر در تفسیر متن به کار می بندد». (فرکلاف، 1379: 215) وی معتقد است:


تفسیرها، ترکیبی از محتویات خود متن و ذهن مفسر است. از منظر مفسر ویژگی های صوری متن در حقیقت سرنخ هایی هستند که عناصر دانش زمینه ای ذهن مفسر را فعال می سازند و تفسیر، محصول ارتباط دیالکتیکی این سرنخ ها و دانش زمینه ای ذهن مفسر خواهد بود. (همان)


البته مفسر، هم شامل محقق می شود و هم شامل کنشگرانی که با تکیه بر دانش زمینه ای خود، متن ها را تفسیر کرده و بر این اساس تعاملات میان خود را تنظیم می نمایند.


ج) مرحله تبیین: فرکلاف در ارتباط با مرحله پایانی تحلیل انتقادی گفتمان می نویسد:


هدف از مرحله تبیین، توصیفِ گفتمان به عنوان بخشی از یک فرآیند اجتماعی است، تبیین، گفتمان را به عنوان کنش اجتماعی توصیف می کند و نشان می دهد که چگونه ساختارهای اجتماعی، گفتمان را تعین می بخشند. همچنین تبیین نشان می دهد که گفتمان ها چه تأثیرات بازتولیدی می توانند بر آن ساختارها بگذارند؛ تأثیراتی که منجر به حفظ یا تغییرآن ساختارها می شوند. تبیین عبارت است از دیدن گفتمان به عنوان جزئی از روند مبارزه اجتماعی در ظرف مناسبات قدرت. (همان: 245)


در این مرحله، متن به عنوان بخشی از یک فرایند فعالیت اجتماعی محسوب می شود. از دید فرکلاف، تبیین نشان می دهد که گفتمان ها چه تأثیرات بازتولیدی می توانند بر ساختارها بگذارند، تأثیراتی که منجر به حفظ یا تغییر آن ساختارها شود. (فرقانی، 1383: 99) فرکلاف با استفاده از این سه مرحله، خواستار آن است تا بتواند روشی دقیق را برای تحلیل انتقادی گفتمان ارائه دهد تا هم متون و هم زمینه آن، همزمان مورد تحلیل پژوهشگر قرار گیرد تا نتیجه پژوهش با امر واقع از قرابت بیشتری برخوردار گردد.


با توجه به این ساختار تئوریک و براساس روش فرکلاف، در این مقاله به تحلیل گفتمان «صدور انقلاب» امام خمینی از 12 بهمن 58 تا فروردین 61 می پردازیم. ایشان هنگام تدوین قانون اساسی در تاریخ 29/4/58 ضمن ارائه خصوصیات قانون اساسی جامع بر صلاحیت نمونه و راهنما قرار گرفتن برای نهضت های اسلامی دیگر که با الهام از انقلاب اسلامی ایران درصدد ایجاد جامعه اسلامی برآیند، تأکید می نماید. (امام خمینی، 1379: 9 / 310 ـ 308) برای این کار ابتدا 500 فیش از 10 جلد صحیفه جمع آوری شد. سپس با توجه به آنکه تحلیل گفتمانی، تحلیلی کیفی است به کاهش نمونه ها با توجه به تکرار آنها پرداختیم تا در انتها نمونه های مورد نظر انتخاب شدند.


متون منتخب


1. صدور انقلاب، صدور تجاوز و جنگ و به معنای گرفتن زمین های دیگران نیست ... صدور انقلاب به معنای صدور پیام و صدور رسالت انقلاب است، صدور ارزش هایی مانند استقلال، عدم وابستگی، خودکفایی، خصلت های انسانی پاک، ایمان، شرف، افتخار، حمایت از مستضعفان و ... (امام خمینی، 1379: 4 / 188)


2. ... من امیدوارم که همه ملت های اسلام که به  واسطه تبلیغاتی که فعالیت هایی که از اجانب شد و اینها را از هم متفرق کردند و مقابل هم قرار دادند، بیدار شوند و همه با هم بشوند. یک دولت بزرگ اسلامی، یک دولت زیر پرچم لا اله الا الله تشکیل بدهند و این دولت بر همه دنیا غلبه بکند. (همان: 6 / 234)


3. در سال های طولانی کوشش کردند برای اینکه اسلام را مخفی نگه دارند؛ نگذارند اسلام آن طور که هست در خارج عرضه بشود. اگر اسلام به آن طوری که هست عرضه بشود، مکتب های دیگر عقب می نشینند، مکتب های دیگر شکست می خورند. (همان: 2 / 4)


4. من امیدوارم که این رمزی که در ایران رمز پیروزی شد، برای همه اقشار مستضعفین الگو باشد، آن رمز وحدت کلمه و اتکا به اسلام بود. (همان: 6 / 140)


5. ... البته همه مسلمین در این نهضت شرکت داشتند و این نهضتی بود که برای هدف اسلامی بود، نه فقط برای ایران؛ منتهی نقطه ابتدا از ایران است و همه مسلمین در این هدف شریک هستند. و نهضت برای اقامه عدل است که باید بگویم همه بشر در آن شرکت دارند؛ و چون برای اقامه اسلام است همه مسلمین در آن شرکت دارند. (همان: 197)


6 . یک وقت آزادی خواهان ما هم بیدار بشوند. از این غربی بودن بیرون بیایند؛ توجه بکنند به خودشان. خودشان را مستقل قرار بدهند. یک وقت از اسلام به همه جا چیز صادر می شد، فرهنگ صادر می شد! حالا ما همه چیزمان باید تابع باشد. (همان: 15 / 140)


7. من امیدوارم که این نهضت ایران به همه جا سرایت کند و همه به این فرضی که ایران پیش رفته است همه به این فرض پیش ببرند. (همان: 9 / 140)


8 . ... من امیدوارم این نهضت ایران الگویی باشد برای سایر ملت های مستضعف و امید است خداوند، دنیا را ازدست مستکبرین بگیرد و به دست مستضعفین بسپارد. (همان: 12 / 2)


9. ... مکتب های توحیدی نمی خواهند فتح کنند بلاد را و نمی خواهند با مردم با خشونت رفتار کنند. آنها می خواهند مردم را از ظلمت های ماده به نور بکشند، به طرف خدا بکشند؛ توجه به خدا بدهند. و لهذا تا آنجا که امکان دارد در مکتب های غیر مادی مدارا هست؛ خوشرفتاری هست، دعوت هست. (همان: 8 / 288)


10. صلاحیت نمونه و راهنما قرار گرفتن برای نهضت های اسلامی دیگر که با الهام از انقلاب اسلامی ایران درصدد ایجاد جامعه اسلامی بر می آیند. (همان: 9 / 310)


11. و من امیدوارم که پیروزی آخر، که آن عبارت از این است که در ایران، اسلام به همه معنا تحقق پیدا بکند، و انشاءالله سرایت بکند به سایر مملکت ها و مستضعفین همه بر مستکبرین پیروز بشوند. (همان: 437)


12. تمام کشورهای اسلامی چون ایران بنا به وظیفه اسلامی خویش باید از کشورهای در حال رشد و مبارزه با استعمار مادی و معنوی پشتیبانی کنند ... کشورهای اسلامی باید از سازمان های آزادی بخش سراسر جهان دفاع کنند. (همان: 15 / 396)


13. شما یک انقلابی کردید و یک سدی را شکستید که در دنیا نظیرش کم یا نبوده است ... مردانه همان طوری که تا حالا قیام کردید و نهضت کردید و این سد عظیم را شکستید. مردانه در میدان باقی باشید و جلو ببرید این نهضت را تا اینکه انشاءالله اسلام به محتوای مترقیش پیدا بشود و مملکت با یک مملکت اسلامی به تمام معنا بشود ... و انشاءالله این مملکت را الگویی قرار بدهیم از برای سایر کشورهای اسلامی؛ و بلکه سایر کشورهایی که مستضعفین گرفتار مستکبرین هستند. (همان: 441)


14. اشتباه است که خیال کنند کشورگشایی می کند اسلام. اسلام کشورگشایی نمی کند. اسلام می خواهد همه کشورها آدم بشوند. (همان: 10 / 449)


15. ما از اول گفتیم می خواهیم انقلابمان را صادر کنیم. صدور انقلاب به لشکرکشی نیست بلکه می خواهیم حرفمان را به دنیا بزنیم. (همان: 19 / 242)


16. حالا بسیاری از ملت ها با ما همراه اند. نهضت ما دارد توسعه پیدا می کند و می رود توی ملت ها. (همان: 16 / 336)


17. من از گوشه بیمارستان به آفریقا و شرق زیر سلطه و تمام کشورهای تحت ستم اخطار می کنم که متحد شوید و دست آمریکای جنایتکار را از سرزمین خود قطع کنید ... مرد جنگیم ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می کنیم؟ چراکه انقلاب ما اسلامی است. و تا بانگ لا اله الا الله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست و تا مبارزه در هر جای جهان علیه مستکبران هست ما هستیم. (همان: 12 / 149)


18. ما که می گوییم «انقلابمان را می خواهیم صادر کنیم» می خواهیم این را صادر کنیم، می خواهیم این مطلب را، همین معنایی که پیدا شده، همین معنویتی که پیدا شده است در ایران، همین مسائلی که در ایران پیدا شده، ما می خواهیم این را صادر کنیم ... ما می خواهیم که این انقلابمان را انقلاب فرهنگیمان، انقلاب اسلامیمان را به همه ممالک اسلامی صادر کنیم. (همان: 13 / 90)


19. ما می خواهیم که همه ممالک اسلامی این ویژگی ها را داشته باشد و این معنایی که در ایران تحقق پیدا کرده است در همه ممالک اسلامی باشد و این انقلاب صادر بشود به همه ممالک اسلامی و همه مستضعفان. (همان: 7 / 93)


20. ما که می گوییم انقلابمان را می خواهیم صادر کنیم به همه کشوهای اسلامی بلکه به همه کشورهایی که مستکبرین بر ضد مستضعفین هستند، می خواهیم یک همچو وضعیتی پیش بیاوریم... (همان: 13 / 96)


21. شما حق خودتان را بگویید، منتشر کنید و در مقابل آنهایی که بعکس جلوه می دهند این نهضت اسلامی ایران را شما در مقابل آنها بایستید و حق خودتان را به آنطوری که هست، ترویج کنید تا حق در همه بلاد اسلام پیاده شود و باطل خود به خود از همه ممالک اسلام، بلکه انشاءالله از همه ممالک دنیا از بین برود و زاهق شود. (همان: 13 / 164)


22. گفتار اسلامی باشد تا صادر بشود این جمهوری اسلامی در سایر کشورها، صدور با سرنیزه صدور نیست. صدور با زور، صدور نیست. صدور آن وقتی است که اسلام، حقایق اسلام اخلاق اسلامی، اخلاق انسانی در اینجاها رشد پیدا بکند. (همان: 13 / 488)


23. توجه داشته باشید که بالاتر چیزی که می توانید این انقلاب را در اینجا به ثمر برساند و به خارج صادر کند، تبلیغات است. تبلیغات صحیح در آنچه که هست، هیچ مبالغه نکنید. (همان: 14 / 58)


24. هر دو ابرقدرت، کمر به نابودی ملل مستضعف بسته اند و ما باید از مستضعفین جهان پشتیبانی کنیم. ما باید در صدور انقلابمان به جهان کوشش کنیم و تفکر اینکه ما انقلابمان را صادر نمی کنیم کنار بگذاریم؛ زیرا اسلام بین کشورهای مسلمان فرقی قائل نمی باشد و پشتیبان تمام مستضعفان جهان است. از طرفی دیگر تمام قدرت ها و ابرقدرت ها کمر به نابودیمان بسته اند و اگر ما در محیطی دربسته بمانیم قطعاً با شکست مواجه خواهیم شد. ما باید حسابمان را صریحاً با قدرت ها و ابرقدرت ها یکسره کنیم و به آنها نشان دهیم که با تمام گرفتاری های مشقت باری که داریم، با جهان برخوردی مکتبی می نماییم. (همان: 12 / 202)


1. توصیف


امام خمینی (س) در بازسازی جهان تجربی که بازتاب اعتقادات و ارزش های ایدئولوژیک منبعث از مکتب اسلام ایشان است از واژگان مثبت و منفی استفاده می کنند. در متون بررسی شده، هنگام پرداختن به انقلاب و اسلام و مکتب و صدور، کلمات بار مثبت پیدا می کنند و واژگان الگو، نمونه، راهنما، اقامه عدل، حق، احیا و ... همراه هم به کار می روند. در نقطه مقابل موقع گفتگو درباره غیر و دیگران، کلمات باری منفی می یابند. دیگری که در قالب کفر، آمریکا، اسرائیل، بازنمایی شده همراه با کلماتی نظیر اجانب، استثمار، استعمار، کفار مستکبرین و باطل ... حس منفی و سیاه را به مخاطب القا می کند. (فیش های 3، 2، 11، 14، 16)


در بسیاری از موارد کاربرد دگرسانی وجود دارد که مصداق طبیعی سازی و بدیهی ساختن تعلق انقلاب ایران به همه مسلمین است. به طوری که در پس کلمات، القای ایدئولوژی در قالب کلمه مسلمین ظهور می یابد و انقلاب ایران را امری مطلوب برای مسلمین می سازد که امری مشروع است. در فیش های شماره 2 و 6 و 11 و 18، این دگرسانی و همراهی را می توان مشاهده کرد. در حقیقت این وجه ایدئولوژیک گفتمان امام است که انقلاب اسلامی را جهان شمول می داند و هدف آن را انجام رسالت جهانی اسلام می داند.


امام با کاربرد کلماتی که دارای شمول معنایی هستند به برجسته سازی مقصود خود می پردازد و بدین ترتیب، باور ایدئولوژیک و آموزه های نظری امام در مخاطب، درونی می شود و در بافتار گفتمان امام کلماتی که شاید خارج از آن هم معنایی نداشته باشند هم معنا می شوند. مرور سخنان امام، تکرار کلماتی چون مسلمین، ملت ها، پیامبران، انبیاء، صدور اسلام، اتحاد، وحدت، کربلا، سیدالشهدا، مستضعفین در برابر کاربرد کمتر مستکبرین، لیبرالیسم، غرب و ... را نشان می دهد؛ در واقع امام با این کار سعی به برجسته سازی اسلام و القای برتری آن دارد. (فیش های 1، 4، 12، 21، 20)


در متن های موجود، کلماتی که هم معنا با صدور به کار رفته و در نظر گوینده به عنوان امری عادی، طبیعی و مشروع صورت می گیرد شامل این موارد است: «عرضه، ترویج، و... معرفی و جلوبردن، ادامه، پیشرفت، پیش بردن، پیشروی، دوام و صادر، صدور، توسعه، منتشر، انتشار، سرایت، گسترش، گسترده، موج، کشیده شود، برود، انعکاس، منعکس و نمایشگر، نمایش دادن نشان دادن الگو، نمونه و راهنما قرارگرفتن». (فیش های 4، 6، 7، 8، 16، 19، 20، 21، 22، 23، 24 و 25) در این میان دگرسازی با کاربرد افعال منفی از کاربرد خشونت و سرنیزه و وجه منفی بخشیدن به آن بازنمود می شود. (فیش 12 و 24) همچنین همسانی اسلام و انقلاب بر بدیهی بودن صدور دلالت دارد. (فیش های 3 و 4) در مقابل تأکید بر فرهنگ، معنای انقلاب ایران تقابلی را نشان می دهد که بر مثبت نشان دادن صدور فرهنگ و معنای انقلاب می انجامد. (فیش 16، 7، 14)


تأکید امام بر هم معنایی نهضت ایران با نهضت مستضعفین در برابر مستکبرین و تکرار مکرر تقابل ها و منازعات مستضعفین، مستکبرین و استثمار، در نهایت، پیروزی مستضعفین و وعده حکومت جهانی را روشن می کند. (فیش های 10، 11، 14 و 16) در واقع، همسان سازی صورت گرفته در میان ملت ها و انقلاب ایران سعی دارد که حمایت از سازمان های آزادی بخش و ملل تحت ستم در سراسر جهان را امری طبیعی، مشروع و مثبت جلوه بدهد. (فیش های 6 ، 15 و 11) به همین سبب، آفریقا و شرق نیز در کنار ایران و ملت های مسلمان و مستضعف در مقابل آمریکا، شوروی و انگلیس و سایر دول استعمارگر قرار می گیرد و به این ترتیب تقابل سپید و سیاه بر دوگانه ارزشی صحه می گذارد تا دومی به نفع اولی محکوم به شکست شود. (فیش های 2، 19 و 23) در حقیقت، جهان ارائه شده توسط امام جهانی دو قطبی است که در یک طرف اسلام و انقلاب اسلامی به نمایندگی از مستضعفان و محرومان و... قرار دارد و در طرف دیگر، شرق و غرب استکباری و کافر و زورگو که به دنبال سلطه بر جهان است، قرار دارد. بسیج کلمات ارزشی و تقسیم بندی خوب، بد و خیر و شر و تأیید هر آنچه که در دایره شمول اسلام قرار می گیرد و تکذیب صدق هر آنچه خارج از آن است در تقابل های دوتایی تکرار می شود.


به کارگیری واژگانی مانند انقلاب نمونه، انقلاب بی نظیر، قیام یک ملت منسجم که با تعابیر متعدد سعی در تمایز و جداسازی انقلاب ایران از سایر انقلاب ها دارد و در یک مقایسه سعی دارد آن را در نزد مخاطب بی بدیل معرفی نماید. در موارد متعدد بر ارزش های وحدت کلمه، اتکال به خداوند به عنوان رمز پیروزی کلمه انقلاب ایران که باید بر آن مداومت داشت تا نهضت حفظ شود به عنوان ارزش هایی مثبت تأکید می گردد و حتی امیدوارانه می خواهد که به یک نمونه برای سایرین بدل شود. تقابل یک عده کم با زیاد، مستضعفین با مستکبرین، مسلمین صدر اسلام با کفار که در داستان کربلا تصویر می شود، به کرات مورد استفاده قرار می گیرد تا بر ارزش مبارزه مردانه بر استقامت و مقاومت و حفظ مکتب که راز تداوم انقلاب است صحه گذاشته شود. (فیش های 11، 16 و 24)


تشبیه انقلاب ایران به شکستن سد، اسلام به متاع قابل عرضه، استفاده از استعاره انعکاس، موج پرتو حق اسلام برای صدور انقلاب، حکومت ها به سرنیزه، آمریکا و ابر قدرت ها به شیطان (فیش های 4، 9 و 16) دیده می شود. استفاده از استعاره برای هر آنچه دلالتی بر اسلام و ارزش های آن است بر بداهت و طبیعی بودن صدور اسلام دلالت ضمنی دارد. این استعاره علاقه ایدئولوژیک مولد متن را در برابر علایق غیرمسلط و همچنین مطرود گفتمان نشان می دهد. از آنجا که در مواردی بر الگوسازی تأکید می گردد، استعاره انعکاس در برگرداندن این الگو به سایر کشورها و یا در موج که فراگیری و شباهت آن با ارزش های انقلابی بازسازی می شود مورد استفاده قرار می گیرد.


استفاده از استعاره در راستای حفظ منشور نهضت، تداوم و صدور انقلاب، گوینده را به بهره گیری از نمادهای مذهبی وادار کرده و هنگامه جنگ ایران و عراق به جنگ اسلام و کفر تشبیه می گردد. هر آنچه که از نظر گوینده دارای بار معنایی مثبت و والایی است در جبهه حق با کلماتی چون بارقه، طلیعه و نور، ادا می گردد. در واقع آنچه در دایره خود قرار می گیرد با تمام مفصل بندی هایش در تقابل دیگر بود ها قرار دارد.


دولت ها و ابرقدرت ها به عنوان شیطان، جبهه باطل را شکل می دهند و صدور انقلاب تداعی گر انعکاس بارقه نور در ایران به درون جبهه باطل است که صفوف آنها را مورد حمله قرار می دهد و این چنین عرصه ای است که شهدای انقلاب ایران را به شهدای کربلا نزدیک می کند و ملت ایران در پشت اولیا و انبیای خدا قرار می گیرند. بدین ترتیب، تقابل با دشمنان خدا امری بدیهی و عادی جلوه می کند.


در فیش های 3، 16، 19، 20، 22 و 23 صدور، نمایش بدهند، سرایت کند، صادر شود، صادر کنیم، منعکس کنیم، منتشر کنند، سرایت کند به عنوان یک کنش یاد شده است و کنش پذیری را از مخاطبان طلب می کند. در نمونه های 8 و 14 با توجه به جملات بعدی، نقش کنش گر فراهم کردن زمینه سرایت انقلاب به سایر بلاد است. آنجا که می گوید: «اگر ما خوب این نقش را بازی کنیم و اسلام را آن طور که هست ...» البته این در موارد متعددی مورد مشاهده است که نقش کنش گر بیشتر در ایجاد زمینه ها و یا همان تکیه بر الگوسازی از ایران اسلامی است. در برخی نمونه ها بر نقش کنش گر که در جمله نمود دارد تأکید می شود: «به تدریج ما انقلاب خودمان را به خارج به  نحوی که هست صادر کنیم به آن نحوی که هست منعکس کنیم» و یا در آن دیگری که «الحمدلله موفق شدید شما و موفق شدند ملت ایران که نام نامی این کشور را در همه دنیا منتشر کنند».


استفاده از ضمیر ما به عنوان کنش گر که جامع و شامل گوینده و مخاطب است و تأکید بر انقلاب خودمان که مالکیت ما را بر آن مورد تقویت قرار می دهد، یعنی انقلاب خودمان را به آن گونه ای که هست و موجودیت کنونی آن را صادر می کنیم.


در فیش 18، «نهضت ما دارد توسعه پیدا می کند و می رود توی ملت ها» اتفاقی است که دارد می افتد. اما چگونگی آن را ذکر نکرده و روندی عادی و معمولی به آن بخشیده است. در این گزاره آنچه که بازتاب پیدا می کند انعکاس ایدئولوژی اسلامی در متن است که جهانشمولی و همه گیری آن را نمایش می دهد. در اندیشه امام، سرایت انقلاب اسلامی ناشی از ایدئولوژی اسلام و ماهیت جهان شمول آن است. در این نمونه ها نقش خود انقلاب اسلامی ایران و به خصوص اسلام در صدور، مهم جلوه داده می شود که با حذف کنش گر و فاعل به تقویت کنش پذیر انجامیده است.


به کار بردن واژگانی مانند «باید» در فیش های 12 و 24 بر رابطه اقتدارآمیز بین متن و مخاطب صحه می گذارد. همچنین است تعیین اگرها و بایدها و نبایدهایی و توصیه هایی که بر وجه اقتدارآمیز آن می افزاید. استفاده از وجه منفی افعال در فیش های 4 و 12 امری را نفی می کند اما در واقع تأکید بر اجرای آن عمل است و در یک انسجام منطقی به برجسته سازی امر دیگر می پردازد. در «شما خیال نکنید صادر نشده، صادر شده است» که می توان گفت «خیال کنید صادر شده، صادر شده است» بر حتمیت صدور می افزاید. اینها اشارات مولّد متن به متن های مخالف در زمینه بین متنی است که مولد آنها را دوباره تدوین می کند و جمله بندی خاص خود را که به لحاظ ایدئولوژیکی در تقابل با جمله بندی متون مخالف قرار می گیرند جایگزین جمله بندی آن متون مخالف می کند.


هویت های فاعلی در این متون در قالب ضمایر من، شما و ما به کار می رود اما ضمیر ما بیشتر مورد استفاده است که در جهت همسانی و همذات پنداری مخاطب و گوینده بوده است. کاربرد ضمیر «من»، هویت فاعلی مقتدرانه ای را برای امام شکل داده است. مرجع این ضمیر چنان اقتدارآمیز و تحکیم آمیز از آن بهره می گیرد که تمام دولت ها، سازمان های بین المللی، دولت های مسلم، مسلمین و مخاطبان متعدد را در مقابل خود شکل می دهد و به گونه ای این امیدها و آرزوها، توصیه ها و تذکرات را به خود نسبت می دهد و در واقع بدین گونه خود را از دیگران متمایز و جدا می سازد. (فیش های 3، 5 و 10)


«شما» که مرجع آن گاهی ملت ایران است که مورد خطاب قرار می گیرد، مخاطب ایدئال مورد تصور سخنران است و فردی است ایرانی از هر قشر و طایفه ای اما مسلمان، مؤمن و کسی که خود را برای انقلاب و جانفشانی در راه آرمان های آن مهیا کرده است و گوش به فرمان رهبری و مشتاق شنیدن کلام اوست. در کاربرد کلمه «شما» وجه ایدئولوژیک بارز می شود (فیش های 21 و 13) و گاه این «شما» حوزه گسترده ای را که شامل ملت های مسلم و غیر مسلم و یا دولت های اسلامی است، در بر می گیرد. یا محدود به مخاطبانی خاص است که گاه با واژه ای چون «جنابعالی»، خطابشان می کند که نمود فضای رسمی جلسه و گاه بخشی از سران و دولتمداران است.


در واقع به کارگیری واژگان مذکور، ارزش رابطه ای را نشان می دهد که مخاطبان دارای احترام و اهمیت نزد مولد گفتمان هستند. گاهی اوقات کاربرد «شما» مخاطبان بالقوه و بالفعلی را در بر می گیرد که هویتشان برای مخاطبان ناشناس و نامعین است. این مسئله به خصوص زمانی که حوزه کاربرد آن گسترده باشد صدق می کند. این امر نشان گر سلطه گفتمان گوینده است که مخاطب را در وضعیت ضعف قرار داده است؛ این مخاطب می تواند ملی گراها باشند که در قالب دولت موقت با گفتمان صدور انقلاب موافق نیستند.


ضمیر «ما» نیز گاه به طور جامع و گاه به طور مانع استفاده شده است. «ما» به صورت جامع، پیوستگی و هم اندیشی گوینده با مخاطب را مورد نظر دارد که دایره شمول آن، هم مخاطب و هم گوینده را در بر می گیرد. آوردن ضمیر «ما» مدعی شدن این امر است که جمع دارای این تفکر است و یا صاحب این انقلاب است و یا در این امر نقش دارد و همه را در وضعیتی مشابه قرار می دهد. «ما» در این گونه موارد عهده دار همسانی رهبر با مردم است. (فیش های 1، 9 و 20) و هویت یکسانی را شکل می دهد.


گاه مرجع «ما» دارای ابهام است و اینکه شامل همه مردم ایران یا تنها عده محدود دیگر باشد، مشخص نیست. این ابهام اجازه می دهد تا اندیشه گوینده و عده محدود به عنوان اندیشه همه مردم ایران تلقی شود و یا هر کسی بدین گونه خود را در آن شریک بداند و با آن هم ذات پنداری نماید؛ هرچند شاید منظور سخنران از آن، عده محدودی باشد. این «مای» شناور اگر مای جامعی باشد، آنجا که از طرف خود و مخاطبانش سخن می گوید، به طور ضمنی ادعای اقتدار می کند. اقتداری که به او اجازه می دهد تا از طرف همه ملت ایران صحبت کند؛ آن هم با جملات بلندی که از پیوست جمله های کوتاه زنجیره ای به دنبال هم تشکیل شده است که گاه جمله اول تکرار مکرر همان مطلب ابتدایی است و یا جمله ابتدایی حاوی منظور اصلی گوینده بوده و جملات پیاپی آن به بسط موضوع یا ذکر نمونه آن که به تصدیق ادعای اولیه گوینده می انجامد، است. (فیش های 1، 9 و 20)


هویت های فاعلی بنا شده بر تمایز دو هویت «خود» و «دیگری» پیش می رود. این تمایزات هویت ملت ایران و ملت مسلمان را با مولد متن یکی می کند تا در مقابل هویت های دیگری غرب، دولت و کشورهای غرب تعریف شود. این هویت ها برساخته قدرتی است که پس از انقلاب در یک چرخه گفتمانی دچار تحول شده است.


برجسته سازی هم در متن های مذکور، زیاد مشاهده می شود. به خصوص زمانی که بخواهد مطلبی را برجسته تر کند و آن را مهم جلوه دهد با حروف ربط آن را در قالب جمله ای مجزا می آورد و یا با حروف ربطی، امری را بدیهی جلوه داده و آن را برای خود و مخاطب امری صادق فرض می کند و به بدیهی ساختن ایدئولوژی گوینده و همچنین صدور برای مخاطب می انجامد. در واقع، ایجاد یکسان سازی و شبیه سازی با حروف ربط رخ می دهد و گاهی چرایی و چگونگی صدور را برای مخاطب تشریح می کند.


در مجموع ارزش های صوری متن حاوی ارزش های تجربی (در عبارت بندی های دگرسان، روابط شمول معنایی، هم معنایی و تضاد)، ارزش های رابطه ای (بیان رسمی یا محاوره ای و استفاده از واژگان ارزشی) و ارزش های بیانی (هم آوایی منفی یا مثبت کلمات در بافتار متن) نشان داد مولد متن، جهان طبیعی و اجتماعی را در گستره مذهب اسلام بازنمایی می کند و اسلام معیار محک تمایزات در جامعه است. بر این مبنا صدور انقلاب به امری طبیعی و براساس مبانی عقلی به امری بدیهی و لازم تبدیل می شود. فاعلان و کنشگران گفتمان مذهبی همچون مسلمانان و امت ها و ملت های مستضعف از ارزش مثبت و جایگاه فراتری برخوردارند و عاملان گفتمان های رقیب، طرد و به حاشیه رانده شدند. نهادهای بین المللی به  دلیل تعلق به نظم گفتمانی مطرود گفتمان مزبور نیز هویتی منفی است که به حاشیه می رود. از دیدگاه بینامتنی، پیوند گفتمان مذهبی و سیاسی شکل گرفته است که بیانی تحکمی و دستوری را در بر دارد. در نهایت به نظر می رسد تناسب استفاده از بینامتنیّت و مخاطبان توسط مولد متن، آگاهانه صورت می پذیرد.


2. تفسیر


در ابتدای امر مناسبت دارد تا به بازسازی فرایند تولید متن توسط امام خمینی، پرداخته شود. گام اول در این راستا تحلیل بافت موقعیتی متن است. نوع کنش سخنرانی است که سخنگو و مخاطب را که می تواند بیننده یا شنونده آن باشد در بر می گیرد. مخاطبانی که آن را از طریق رسانه و یا به طور مستقیم با حضور در آن مجلس، دریافت می کنند.


سخنرانی از دو مجموعه هویتی تشکیل شده که یکی رهبر انقلاب اسلامی ایران و دیگری مخاطب آن است که ترکیبی متنوع از حیث اجتماعی و سیاسی را در بر می گیرد. افراد درگیر در کنش و مناسبات میان آنها در قالب این جایگاه های فاعلی قرار گرفته اند: 1. سخنران و مخاطبان (وابسته به موقعیت) 2. گوینده و شنونده (جایگاه وابسته به کنش گفتاری) 3. دو مجموعه هویتی بر حسب وضعیت نهاد رسانه ای (چهره سرشناس رسانه ای و مخاطبان) و در نهاد سیاست (رهبر سیاسی وگروهی از مردم). البته به  دلیل سیاسی شدن نظم مذهبی، رهبر سیاسی هویتی مذهبی نیز دارد. نظم مذهبی که هویت های فاعلی درگیر گفتمان را در قالب ولی فقیه، روحانی، امت و مسلمانان شکل می دهد، رابطه خصمانه ای با هویت هایی چون مستکبرین، کمونیست ها، استعمارگران و کافران به عنوان خصم گفتمان، برقرار می کند.


در نگاه امام خمینی، بافت نهادی مذهب بر سیاست برتری دارد و نهاد سیاست، وجهی فرعی دارد. این برنامه سخنرانی، برنامه ای سیاسی ـ مذهبی است. مخاطبان بیشتر به  دلیل مرجعیت معنوی و مذهبی، در قالب پیرو و انقلابی گوش به فرمان امام به مثابه رهبری مذهبی ـ سیاسی قرار می گیرند. نام گذاری ایشان به «امام» که در فرهنگ مذهبی شیعه از جایگاه والایی برخوردار است، نشانگر مناسبات بین سخنران و مخاطبان است. امام دستگاه رسانه را ابزاری درخدمت اهداف انقلابی قرار می دهد و مخاطبان را در وهله نخست به عنوان انقلابیون و امت اسلامی دریافته است. هدف از این سخنرانی، اقناع مخاطبان مسلمان، انقلابیون و امت اسلامی است تا تحت تفوق گفتمان اسلام انقلابی هویت یابند.


درباره چگونگی صدور و راه های آن علی رغم وفاداری متن به الگوسازی بر صدور فرهنگی و تبلیغ، راه هایی چون حمایت از کشورهای در حال رشد و سازمان های آزادی بخش جهان به منزله نمودی از تقابل با دیگربود و بازتولید ایدئولوژی انقلاب در متن دیده می شود. استفاده از مناسبات دستوری به  نحوی است که سعی دارد معنای انقلاب ایران را به عنوان نمونه آرمانی در مخاطب درونی سازد و بدین ترتیب استیلای گفتمانی خود را تداوم بخشد. مرکز توجه گفتمان بر ملت های ستمدیده و مستضعف است که در جریان صدور نقش دارند. از یک سو مردم به عنوان توده انقلابی که وجودشان موجب تداوم و مشروعیت حکومت است خطاب قرار می گیرند (فیش های 12 و 16) و از طرفی نیز توجه به مناسبات دستوری، نشان از هم ذات پنداری با مردم سایر بلاد دارد. عاملانی که درصورت جذب، تقابل با دیگربود غرب و شرق که در قالب مفاهیم منفی بازنمایی شده اند را تقویت می کنند. گفتمان مزبور به  دلیل تعلق به رهبر انقلاب، در جایگاه هژمون قرار دارد و رابطه فرودستی و فرادستی بر عاملان گفتمانی حاکم است. فضای انقلابی بر گفتمان امام حاکم شده و آن را به سخنرانی تبلیغاتی تبدیل کرده که در جهت اقناع مخاطبان صورت پذیرفته است. بنابراین باید به مقتضای حال مخاطب سخنان موجز و مؤثر، ساده و بی پیرایه باشند. با توجه به بافت بینامتنی می توان دریافت امام آن بخشی از تجریه بینامتنی مخاطبان را که از شمولیت بیشتری برخوردار است به کار می گیرد که همان تجربیات مذهبی است.


وضعیت مولد متن به عنوان رهبر انقلاب، به وی خصوصیتی قابل توجه می دهد؛ چراکه متضمن رسالتی است که هدفش احیای عقیده یا عرضه آرمانی نو می باشد. شکل گیری زیست جهانی برآمده از اصول مذهب که قرار است خلأ معنایی را پر کند که عامل به وجود آمدن وضعیت بحرانی است، در این متن، حکومت جهانی اسلام است که پیش فرض گوینده بوده و بر متن سایه افکنده است. (فیش های 1 و 2 و 3 و 13 و 21)


امام خمینی (س) به عنوان مولد متن با شناخت حافظه جمعی مخاطب، بافت تاریخی را به حرکت درمی آورد و در واقع با به جریان انداختن آن، تقابل مستضعفین و مستکبرین را تداوم بخشده و بازتولید می کند تا جایگاه انقلاب ایران و محصول آن یعنی ساخت جمهوری اسلامی را به عنوان نماد دولت مستضعفین تثبیت کند. از طرفی نیز صدور را وجهه ای ایدئولوژیکی بخشیده و مبارزه این دو طبقه را مبارزه ای مستمر نشان دهد. (فیش های 11 و 14)


در واقع پیروزی این گفتمان در دست یافتن به جایگاه هژمون، معنابخشی به واژه هایی است که در این دوران در حوزه گفتمانی سرگردان بودند و به نظر با توجه به بافت مذهبی، گفتمان مذهبی فرصت مطلوبی را برای معنابخشی و از سویی آگاهی بخشی به سوژه های ایدئولوژی فراهم آورده است. بنابراین مولد متن، در جایگاه یک رهبر و هادی بر مبنای ساختی خارج از ساخت های مستقر و سلسله مراتب آمریت قرار می گیرد و خود متضمن ابداع و انقلابی پیامبرگونه می گردد. مخاطبان او «پیروانی» هستند که رابطه ای عاطفی ـ دینی بین آنها برقرار است و همین امر توانایی بسیج آنها را می دهد.


این گفتمان در جهت بازتولید مشروعیت نظام جدید و ساختار نوین قدرت که بر پایه ایدئولوژی ولایت فقیه ایجاد شده است حر کت می کند و نمادهای آن را مورد استفاده قرار می دهد و از سویی برای بازتولید فضای انقلابی بر تداوم انقلاب و صدور تکیه می کند؛ چراکه از نگاه امام «این واقعه به پویایی مبارزه انقلاب اسلام در بخش سیاسی نیز کمک کرده است». (عزتی، 1359: 162)


از نظر امام، حکومت مبتنی بر اسلام (دال مرکزی گفتمان انقلاب) مشروعیت دارد و حکومت جهانی اسلام با نفی دو قطب شرق و غرب محقق خواهد شد. بنابراین در راستای درونی کردن این امر، این دو قطب به عنوان غیریت گفتمانی با آوردن کلماتی نظیر اجانب، مستکبرین و استعمارگر نفی می شود. (فیش های 2، 3، 11 و 16) این چنین کاربرد واژه های مستضعفین، مستکبرین، جهاد، استثمار، تأکید به رهایی تمامی ملت های دربند، تأکید بر مردم تهیدست و پابرهنه مشخص می گردد. (خلیلی، 1385: 87)


یکسان انگاری انقلاب ایران و اسلام در متن، دلالت بر ذاتی بودن صدور انقلاب ایران دارد و انقلاب ایران به همه مسلمین تعلق می یابد. (فیش های 3 و 4) این فرآیند نشان دهنده یک نیروی سیاسی است که نقش تعیین کنندگی قواعد و معانی را در یک صورت بندی خاص به دست آورده و خواسته خود را با روندی تلقینی از طریق توصیه، الزام و دستور به مخاطب تلقین می کند.


3. تبیین


انقلاب اسلامی تنها پدیده ای تاریخی نیست که در بهمن 57 اتفاق افتاده باشد بلکه آغازگر یک گفتمان جهان شمول و رهایی بخش و نویدبخش آزادی و مبارزه علیه ظلم در جهان بود. به همین دلیل صدور انقلاب به عنوان مبنایی برای آشنایی با اندیشه رهایی بخش اسلام جزو اهداف سیاست خارجی ایران قرار گرفت؛ (ملکی، 1385: 68) زیرا انقلاب ایران که برآمده از مکتب جهان شمول اسلام بود نمی توانست در مرزهای جغرافیایی ایران محدود گردد. از دیگر سو انقلاب ایران ساختار نظام بین الملل را به چالش کشیده بود و با نفی ایدئولوژی های غربی و شرقی در تلاش برای استقلال از آن ایدئولوژی ها می خواست ملت های محروم و مظلوم را مخاطب قرار دهد. از آنجایی که انقلاب، تغییر و گسست و یک زمینه بازساختن است؛ گسست از گذشته و پیوند با وضعیت نوینی که ایدئال گفتمان انقلاب بوده، این امر موجب تمایز فضای انقلابی از فضای پیش از خود می گردد که همه چیز را تحت تأثیر خود قرار داده و تغییر می دهد و در این فضا، نظم جدید متولد می شود. به همین ترتیب انقلاب اسلامی نیز موجب شد تا نظم گفتمانی نوینی شکل بگیرد. این نظم بازتاب ایدئولوژی اسلامی انقلاب ایران بود.


باید توجه داشت که فضای اجتماعی آن زمان تحت رقابت سه گفتمان متفاوت در باب صدور انقلاب بود. گفتمان ملی گراها که مخالف صدور انقلاب بودند؛ چنان که یزدی وزیر امور خارجه دولت موقت می گوید: «ما قصد صادر کردن انقلاب خود را نداریم». اینها اعتقاد داشتند که انقلاب فقط در چهارچوب مرزهای ملی قابل قبول است و باید از ایجاد حساسیت جهانی نسبت به انقلاب دوری کرد. دیگر گفتمان انقلابی که با توجیه قدرتمند «اسلام مرز نمی شناسد و دارای رسالت جهانی است»، مجرای صدور را در حرکت های نظامی، چریکی و اطلاعاتی و تجهیز تسلیحاتی مورد تأکید قرار داده و صدور انقلاب را معنایی تهاجمی ـ نظامی بخشیدند. گفتمان آخر، هم پوشاننده دو گفتمان دیگر بود و با هم پوشانی مواردی از دو گفتمان قبل بر ایجاد یک نمونه و الگو و صدور فرهنگی به صدور معنا می داد. (محمدی، 1385: 65 ـ 62)


گفتمان رهبر انقلاب، گفتمانی است که در منازعه و رقابت گفتمان های مزبور در جایگاه فرادستی قرار گرفت. این گفتمان برای حفظ جایگاه هژمون خود با استفاده از مناسبات اجتماعی حاکم بر فضای انقلاب و خصوصیت مرجع مذهبی و سیاسی بودن مولد متن، گفتمان های دیگر را به حاشیه راند. وجوه دستوری و سایر دلالت های متن نشان می دهد گفتمان مزبور با اشاره به صدور فرهنگی، عدم صدور انقلاب (گفتمان اول) را رد می کند و با دادن صفات غربی (ارزش بیانی منفی) آن را طرد می کند و با نفی حرکت های نظامی و مصالحه نیز دو گفتمان بعدی را به حاشیه می راند. (فیش 24) در مجموع آنچه به عنوان یک منازعه درون متنی جاری است، فراخواندن گفتمان های رقیب صدور و جبهه گیری درمقابل ملی گراها، عملگراها و تندروها است. (فیش 10، 19، 20 و 23 و 24) در این متون ایدئولوژی و نظام معانی صدور انقلاب برساخته اسلام بر سایر گفتمان ها چیره شده و تثبیت هژمونیک گفتمان صدور امام بر آنها در قالب نفی روش های نسبت داده شده از سوی دیگرهای داخلی و خارجی به خود شکل می گیرد. از طرفی نیز منازعه بین انقلاب اسلامی ایران و نظام بین الملل در متن امری بدیهی جلوه گر می شود که از تقابل گفتمان انقلاب با نظام بین الملل برخاسته است. (فیش های 11، 14 و 18 و 24) البته ساخت متکثر قدرت در سال های آغازین انقلاب موجب شکل گیری گفتمان های متعددی شد که تأثیر آن را در پراکندگی گفتمان صدور انقلاب مشاهده کردیم.


امام خمینی (س) انقلاب ایران را انقلابی اسلامی می دانست که متعلق به همه مسلمانان است، لذا صدور انقلاب وظیفه ای حتمی و اسلامی برای همگان است. ایشان صدور را خصلت ذاتی و اجتناب ناپذیر انقلاب اسلامی معرفی کرده و از طرفی آن را تکلیفی در راستای حاکمیت اسلام و احکام تعالی بخش آن می دانند. امام بر وجه فرهنگی انقلاب تأکید دارند و درصدد الگوسازی برای دیگر ملل هستند. ایشان همچنین صدور انقلاب را برای مقابله با ساختار نظام جهانی موجود و صیانت از انقلاب و دفع خطر دشمن و نیز حفظ پویایی انقلاب ضروری می دانست. (فیش 25)


در منازعه سیاسی موجود، علی رغم هژمون شدن گفتمان رهبر انقلاب، رقابت و منازعه گفتمان ها پایان نیافت. در این منازعه نهادهایی که محصول گفتمان انقلابی بودند، با هژمون شدن این گفتمان در سیاست حاکم شدند که برآیند آن استیلای نهادهای انقلابی بود. در این فرآیند، یکپارچگی رهبری و نهادهای انقلابی شورای انقلاب، کمیته، بسیج، سپاه به عنوان نهادهای اعمال قدرت انقلابی موجب شد تا جایگاه قدرت تحکیم شود. هرچند مقاومت از سوی گفتمان لیبرال و چپ به  دلیل جایگاه آنها در دیگر نهادها مانند دولت موقت، مجلس و وزارت خارجه و سایر گروه های چپ صورت گرفته و ادامه یافت.


در این راستا گفتمان رهبر انقلاب، مملو از دلالت های ضمنی و صریح و ناگفته های بسیار بر نقد و طرد گفتمان لیبرال و چپ است. گفتمانی که بر تقاطع ایدئولوژی ها شکل گرفته است. گفتمانی که به عنوان بیان نظم انقلابی سعی در تغییر ساختارهای حکومت سابق و حفظ ساختارهای انقلابی دارد. این بیان طرحی ایدئولوژیک است که برای ایجاد بنیان سیاسی جدید، فاعلان سیاسی مردم، امت مسلمان و نهادهای انقلابی را به کار می گیرد و خود نیز بخشی از یک طرح و برنامه سیاسی برای ایجاد و تداوم هژمونی جبهه مذهبی که نیروهای مذهبی در کانون آن قرار دارند، می باشد.


نظم گفتمانی امام، به  دلیل تقاطع گفتمان تجددگرا و سنتی و ارائه گفتمان اسلام سیاسی نظمی است که اقتدار و سلطه و برابری را در کنار هم قرار داده است. (وحدت مسلمین و استیلای فکر شیعی و عناصر دموکراسی خواهی و اقتدارگرایی) باید متذکر شد که گفتمان اسلام سیاسی تنها ناشی از پیوند آشکار بین دین و سیاست در اسلام نیست، بلکه در چگونگی عمل اسلام گرایان برای تبدیل اسلام از یک نقطه مرکزی درون چند گفتمان به یک دال برتر جستجو می شود. شعار رایج اسلام گرایان این است: «اسلام یگانه راه حل است». (سعید، 1379: 238) بنابراین به تدریج این گفتمان ساخت قدرتی را تولید کرد که به تثبیت جایگاه نیروهای مذهبی انجامید. این فرآیند از قدرت به گونه ای پیش رفت که نهادهای محافظه کار سیاسی و حتی انقلابی ناهمخوان با ایدئولوژی حکومت را طرد کرده و به دیگربود خود بدل ساخت.


ساختار حاکم بر کشور در دو بازه زمانی جنگ و پس از پایان جنگ نیز خود عاملی برای تغییر و تحول گفتمان موجود بود. افزون بر این امر، یک نوع تحول گفتمانی در دو مقطع قبل و بعد از جنگ بر بالقوه بودن صدور انقلاب به لحاظ محتوای اسلامی آن تأکید دارد. زمانی که عامل اسلام را تقویت می کند از صدور به رخدادی یاد می کند که اتفاق افتاده است. در واقع زمانی که تقابل عینی آرمان های اسلامی با نظام بین الملل شکل مشخص به خود می گیرد و به خصوص از آغاز جنگ این تأکید بر عامل انسانی در صدور، تشخص ویژه ای می یابد و تمام حوزه ها به عرصه نبرد بدل می شود و نقش کنش گر مشخص تر می گردد. به تدریج کاربردهای گفتمانی صدور و سایر فعالیت های انقلابی که توده مردم در چارچوب آن اجتماعی شده بودند تحت تأثیر فضای جدید پایان جنگ دچار تغییر شد. بنابراین در وضعیت جدید، گفتمان صدور نظمی جدید را به خود گرفت تا بتواند در ساخت نوین اجتماعی به تداوم قدرت کمک کند.


نتیجه


تحلیل گفتمان از رویکردهای متنوعی برخوردار است؛ در این میان تحلیل انتقادی گفتمان رویکردی است که برخی خلأهای نظری تحلیل گفتمان توصیفی را می پوشاند. در تحلیل انتقادی این پرسش که چگونه گفتمان به طور فزاینده در بازتولید ساختارهای کلان دخیل است، در مرکزِ جستجوهای تبیینی قرار دارد. تحلیل انتقادی گفتمان در بررسی پدیده های زبانی و اَعمالِ گفتمانی به فرآیند های ایدئولوژیک در گفتمان، روابط بین زبان، قدرت و ایدئولوژی، سلطه و قدرت و پیش فرض های دارای بارِ ایدئولوژیک در گفتمان که موجد تولید و بازتولیدِ قدرت و سلطه و نابرابری می گردد توجه می کند و عناصر زبانی و غیرِ زبانی را به همراه دانش زمینه ای کنشگران هدف و موضوع قرار می دهد.


این مقاله با توجه به روش فرکلاف در سه بخش توصیف، تفسیر و تبیین به بررسی گفتمان صدور انقلاب امام خمینی (س) پرداخت. در مرحله نخست یعنی توصیف متن، پژوهشگر به آشکارسازی گزاره ها و مواضع ایدئولوژیک متن دست یافت؛ متن برخاسته از ایدئولوژی اسلام شیعی بود که بنیان ایدئولوژی انقلابی را هم شکل می داد. در مرحله دوم یعنی تفسیر، تعامل بین متن و بافت و در مرحله سوم یعنی تبیین به تأثیر دو سویه ساختارها بر گفتمان و گفتمان بر ساختارها پرداخته شد.


در مجموع، واکاوی معنایی این گفتمان نشان داد گفتمان صدور انقلاب امام خمینی (س) در راستای بازتولید ساختار قدرت انقلابی و مشروعیت برای آن بود. همچنین تثبیت جایگاه هژمون و رقابت در برابر گفتمان های رقیب، باعث می شد تا این گفتمان به تقاطعی پارادوکسیکال از وجوه برابرخواهانه و نابرابرخواهانه باشد و همین امر انشقاق گفتمانی را ایجاد می کرد. تحولاتی چون جنگ و پایان آن نیز ساخت گفتمانی را با تحولاتی رو به رو ساخت که به تعریف نوینی از هویت ها، روابط اجتماعی و معنا منجر شد. در نهایت می توان گفت گفتمان صدور انقلاب امام خمینی (س) به دنبال ارائه سرمشقی از ایدئولوژی اسلام است که با تأکید بر ارزش ها و آرمان های اسلام و انقلاب در داخل و خارج کشور الگویی برای تمامی ملل باشد و بتواند جایگاه هژمون را در نظام جهانی پیدا کند.


منابع و مآخذ


1) اسپوزیتو، جان ال، 1382، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، تهران، باز. 2) افتخارزاده، محمود، 1360، انقلاب اسلامی و مواضع استکبار جهانی، تهران، نشر روح. 3) امام خمینی، سید روح الله، 1378، صدور انقلاب از منظر امام خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم نشر و آثار امام خمینی. 4) ــــــــــــــــ ، 1379، صحیفه امام، ج 16 ـ 6، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چ سوم. 5) انصاری، حمید، 1374، حدیث بیداری، تهران، مؤسسه تنظیم نشر و آثار امام خمینی. 6) بشیریه، حسین، 1379، انقلاب و بسیج سیاسی، تهران، چاپ دانشگاه تهران. 7) تاجیک، محمدرضا و جلال دهقانی، 1382، «الگوهای صدور انقلاب در گفتمان های سیاست خارجی ایران»، راهبرد، شماره 27، بهار82. 8) تاجیک، محمدرضا، 1385، مجموعه مقالات، آسیب شناسی انقلاب اسلامی، تهران، نشر سنبله. 9) جمعی از نویسندگان، 1359، امروز و فردای انقلاب ایران، تهران، نوید اسلام. 10) خاتمی، جعفر، 1359، کیفیت تداوم انقلاب اسلامی، تهران، دانشگاه امام صادق×. 11) خرمشاد، محمدباقر، 1381، «انقلاب اسلامی ایران و بازتاب آن در رویکرد نظری»، فصلنامه اندیشه انقلاب اسلامی، شماره یک، بهار81 . 12) ــــــــــــــــ ، 1391، بازتاب های انقلاب اسلامی ایران در رویکرد نظری، تهران، سمت. 13) خلیلی، محسن، 1385، مجموعه مقالات، آسیب شناسی انقلاب اسلامی، تهران، نشر سنبله. 14) داوری اردکانی، رضا، 1361، انقلاب اسلامی و وضع کنونی آن، تهران، مرکز فرهنگی علامه طباطبایی. 15) دهقانی فیروزآبادی، سیدجلال، 1388، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، سمت. 16) ــــــــــــــــ ، 1389، الگوهای صدور انقلاب در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، دانشگاه امام صادق×. 17) رمضانی، روح الله، 1380، چهارچوبی تحلیلی برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تهران، نشرنی. 18) سعید، بابی، 1379، هراس بنیادین: اروپامداری و ظهور اسلام گرایی، ترجمه غلامرضا جمشیدیها و موسی عنبری، تهران، انتشارات دانشگاه تهران. 19) سلطانی، علی اصغر، 1384، قدرت گفتمان و زبان، سازوکارهای جریان قدرت در ایران، تهران، نشر نی. 20) عزتی، ابوالفضل، 1359، انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی، تهران، انتشارات هدا. 21) غلامرضا کاشی، محمدجواد، 1379، جادوی گفتار (ذهنیت فرهنگی و نظام معانی در انتخابات دوم خرداد)، تهران، نشر آینده پویان. 22) فارسی، جلال الدین، 1368، فلسفه انقلاب اسلامی، تهران، امیرکبیر. 23) فرقانی، محمدجواد، 1383، راه دراز گذار: تحول گفتمان توسعه سیاسی در ایران 1385 ـ 1377، تهران، فرهنگ و اندیشه. 24) فرکلاف، نرمن، 1379، تحلیل انتقادی گفتمان، ترجمه فاطمه شایسته پیران، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها. 25) فوران، جان، 1382، نظریه پردازی انقلاب ها، ترجمه فرهنگ ارشاد، تهران، نشرنی. 26) فوزی، یحیی، 1384، اندیشه سیاسی امام خمینی (س)، تهران، دفتر نشر معارف. 27) فولر، گراهام، 1377، قبله عالم، ترجمه عباس مخبر، تهران، نشر مرکز. 28) کالبرت، پیتر، 1383، انقلاب و ضد انقلاب، ترجمه سعید قانعی، تهران، آشیان. 29) کواکبیان، مصطفی، 1380، سیری در نظریه های انقلاب، تهران، قومس. 30) کوهن، استانفورد، 1377، تئوری های انقلاب، ترجمه علیرضا طیب، تهران، نشر قومس. 31) گلدستون، جک، 1385، مطالعات نظری تطبیقی انقلاب ها، ترجمه محمد تقی دلفروز، تهران، کویر. 32) گی روشه، مایکل، 1386، تغییرات اجتماعی، ترجمه منصور وثوقی، تهران، نشر نی. 33) محمدی، منوچهر، 1385، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی. 34) مسجدجامعی، محمد، 1362، ایدئولوژی و انقلاب، تهران، بی نا. 35) ملکی، عباس، 1385، «کندوکاوها در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران:مفاهیم مطرح و فرایند انجام»، راهبرد یاس، شماره 5، بهار85 . 36) هاشمی رفسنجانی، علی اکبر، 1360، انقلاب یا بعثت برگزیده، گردآوری حسین رضوانی ، تهران، یاسر. 37) هانتیگتون، ساموئل، 1370، سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی، ترجمه محسن ثلاثی ، تهران، نشر علم. 38) یارمحمدی، لطف الله، 1383، گفتمان شناسی رایج و انتقادی، تهران، هرمس.


39. Eddin, Ibrahim, 2002, Egypt, Islam and democracy, cariro, university of gairo press.


40. Fairclough, N, 1995, Media Discourse, London, Edward Arnold.


41. __________ , 1997, Critical Discourse Analysis, r.wodak, in. T.a.Van Dijk (ed), Discourse as interaction, London.


42. Jaworski, Adam, 1999, the discourse reader, Nikolas Coupland, London, Routledge.


43. Jorgensen, Marianne, Phillips, Louise j, 2002, Discourse Analysis as Theory and Method, London: Sage Publications.


منبع: فصلنامه علمی ـ پژوهشی مطالعات انقلاب اسلامی 34 

. انتهای پیام /*