تئوری تروریسم ریشه در فلسفه سیاسی غرب دارد ضمن آنکه هیچ اتفاقِ نظری بین کارشناسان درخصوص مفهوم آن وجود ندارد. این جریان نوظهور در دنیای امروزی به‌عنوان یک عمل ضد ارزشی تحلیل می‌شود و به رغم داشتن عملکرد واحد، تفاسیر متفاوتی یافته است به‌ گونه‌ای که از هر نوع نگاهی ممکن است نفسِ این عمل مثبت یا منفی ارزش گذاری شود.

نظام جمهوری اسلام ایران یکی از بزرگترین قربانیان ترور و تروریسم در تاریخ معاصر جهان بوده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شمار زیادی از صدیق ترین و پاک ترین یاران امام خمینی (س)، بر اثر ترورهای ناجوانمردانه به شهادت رسیدند و از این رو بررسی نظر امام خمینی درباره این پدیده، راهگشا به نظر می رسد.

با نگاهی اجمالی به بیانات امام خمینی (س) درباره ترور، به راحتی می توان فهمید که امام خمینی (س)، نظری بسیار منفی درباره این پدیده داشته اند. به روشنی مشخص است که هر جایی امام از ترور و تروریسم صحبت کرده اند، لحن ایشان حاکی از نفرت و بیزاری از این پدیده است. امام خمینی (س)، به صراحت، ترور و اقدامات تروریستی را رفتاری غیر انسانی معرفی می کنند. از نظر ایشان، ترور، اقدامی غیر انسانی و در عین حال بسیار ناجوانمردانه است.

«تروریستها نمی توانند شخصیت انسانی مردان اسلام را ترور کنند. اینان که شکست و مرگ خود را لمس نموده و با این رفتار غیر انسانی می‏ خواهند انتقام بگیرند. (صحیفه امام؛ ج ‏7، ص 179) بفهمانید به اینهایی که این طور کارهای ناجوانمردانه می‏ کنند... بلکه این نحو کشتن که به طور ناگهانی و دزدکی می‏ کشند.» (صحیفه امام؛ ج ‏10، ص 441)

از طرف دیگر، از نظر امام، دست زدن به اقدامات تروریستی، نشانه بی عقلی و حماقت مرتکبین آنهاست. ایشان معتقدند که ترور، اقدامی احمقانه و ناشی از حماقت و نهایت بی عقلی است و بنابراین، می توان نتیجه گرفت که از نظر حضرت امام، افراد واقعاً عاقل، هیچ وقت دست به ترور و اقدامات تروریستی نمی زنند.

«حالا شخصیتها را ترور می‏ کنند. خیال می‏ کنند، در عین حالی که دیدند که یک شخصیتی را که ترور می‏ کنند سرتاسر ایران تظاهر می‏ کنند و قویتر می‏ شوند، مع ذلک از بی عقلی شان باز این کار را انجام می دهند.» (صحیفه امام؛ ج‏ 11، ص 350)

از آنجایی که از نظر امام خمینی (س)، ترور عملی غیر انسانی، غیر عقلانی و احمقانه است، پس ناشی از نداشتن منطق نیز هست، از نظر ایشان، دلیل اینکه بعضی ها به اقدامات تروریستی دست می زنند، این است که آنان منطق ندارند.

«دلیل عجز شماست که در سیاهی شب، متفکران ما را می ‏کشید. برای اینکه منطق ندارید. اگر منطق داشتید که صحبت می‏ کردید؛ مباحثه می ‏کردید. لکن منطق ندارید، منطق شما ترور است‏... !» (صحیفه امام؛ ج ‏7، ص 183)

از طرف دیگر، و علاوه بر موارد فوق، امام معتقد بودند که دست زدن به ترور ناشی از ضعف، شکست و زبونی است و فقط شکست خوردگان، زبونان و افرادی که در برابر منطق، احساس ضعف و شکست می کنند و بالنتیجه به علت نداشتن پایگاه مردمی، شکست خورده اند، به اقدامات تروریستی دست می زنند. از این رو، ایشان ترور را کاری مذبوحانه می دانند.

«اینان که شکست و مرگ خود را لمس نموده و با این رفتار غیر انسانی می‏ خواهند انتقام بگیرند یا به خیال خام خود مجاهدین در اسلام را بترسانند، بد گمان کرده‏ اند.» (صحیفه امام؛ ج ‏7، ص 179)

همچنین امام در سخنرانی خود به مناسبت ترور و شهادت محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، در جمع اقشار مختلف مردم در تاریخ 9 شهریور 1360، دست زدن به اقدامات تروریستی را نهایت ضعف و زبونی ترورگران می دانند. پس از نظر ایشان، افرادی که قدرتمند باشند، یعنی به قدرت منطق یا قدرت حمایتی مردمی مجهز باشند، به این اعمال زبونانه دست نمی زنند، بلکه فقط آنهایی که در نهایت ضعف باشند، از شیوه های تروریستی استفاده می کنند.

«و گمان نکنید که اینها از روی قدرت یک همچو کارهایی را انجام می‏ دهند، یک بمب در یک جا منفجر کردن، یک بچه دوازده ساله هم می ‏تواند او را بگیرد یک جایی بگذارد و خود او منفجر بشود. این قدرتی نیست، این کمال ضعف است‏.» (صحیفه امام؛ ج‏ 15، ص 139)

از نظر ایشان، نه تنها افراد، بلکه حتی دولتهایی هم که احساس ضعف می کنند، به ترور پناه می برند.

«امروز استکبار شرق و غرب چون از رویارویی مستقیم با جهان اسلام عاجز مانده است، راه ترور و از میان بردن شخصیتهای دینی و سیاسی را از یک طرف و نفوذ و گسترش فرهنگ اسلام امریکایی را از طرف دیگر به آزمایش گذاشته‏ اند.» (صحیفه امام؛ ج ‏21، ص 120)

از سوی دیگر، ایشان تروریست ها را افرادی می دانند که از درک مسیر صحیح عاجز گشته اند. از نظر ایشان، ترور، مکتبی انحرافی است و توسل به اقدامات تروریستی و ترورگری را از جمله ویژگیهای منحرفین و گمراهان می دانند.

«امریکا بد گمان کرده است که با کشتن و با ترور می‏ تواند کاری انجام بدهد. کمونیستهای ساختگی ‏... مکتبهای انحرافی، ریشه‏ های گندیده رژیم سابق بد خیال کرده‏ اند که می‏ توانند با ترور جلو احساسات ملت ما را بگیرند.» (صحیفه امام؛ ج‏ 7، ص 191)

مشاهده می شود که از نظر ایشان، نه تنها ترور مساوی با غارت، فساد و چپاولگری است، بلکه قدرتهای شیطانی و یا افراد فاسد سرسپرده و یا جاهلان بی اراده، از این شیوه ها برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کنند.

همچنین  با بررسی بیانات امام خمینی (س) در مورد ترور، به این نتیجه می رسیم که از نظر ایشان، در درجه اول، ترور عملی غیر انسانی است.  باید اشاره کرد که از نظر ایشان، انسان کرامت و ارزش خاصی دارد و از این رو تنها افرادی که به حضیض ذلت افتاده اند به اقدامات غیر انسانی دست می زنند. از طرف دیگر، ایشان، ترور را غیر عقلانی و احمقانه می دانند.

علاوه بر این ایشان به عنصر عقل انسانی، اهمیت زیادی قائلند، پس در نتیجه، ترور نشان دهنده این است که فرد از ندای فطرت و عقل خود دور شده و رو به سوی فساد و مکاتب انحرافی آورده است؛ و اراده خود را ازدست داده و به وادی جهالت افتاده است. از این رو، نداشتن منطق، و احساس ضعف، زبونی و شکست خوردگی است که باعث می شود، فرد به اعمال و اقدامات تروریستی دست بزند. از طرف دیگر ایشان، ترور را مساوی با فساد و مفسده و چپاول و غارت می دانند و معتقدند افرادی که از ادراک مسیر صحیح و پیمودن راه کمال انسانی عاجز شده و به ورطه انحراف و گمراهی افتاده و البته خود اسباب محرومیت خود از هدایت الهی را فراهم کرده اند، برای رسیدن به اهداف غیر انسانی خود، به ترور متوسل می شوند.

از سوی دیگر، ایشان، نظر اسلام در برابر ترور را نیز بیان می کنند، علاوه بر اینکه، ایشان شخصاً به عنوان یک از بزرگترین اسلام شناسان، فقها و اندیشمندان اسلامی، نظر شخصی خود را در مورد ترور بیان داشته اند. حکم اسلام درباره ترور را نیز گفته اند. از این رو ایشان بارها فرموده اند که دین اسلام ترور را باطل می داند. از نظر ایشان، منطق اسلام اجازه ترور نمی دهد و ترور در نقطه مقابل منطق اسلام قرار دارد. ایشان همچنین معتقدند که مسلمان نمی تواند تروریست باشد.

«اگر منطق داشتید که صحبت می‏ کردید؛ مباحثه می ‏کردید. لکن منطق ندارید، منطق شما ترور است! منطق اسلام ترور را باطل می ‏داند. اسلام منطق دارد؛ لکن با ترور شخصیتهای بزرگ ما، شخصهای بزرگ ما، اسلام ما تأیید می ‏شود.» (صحیفه امام؛ ج 7، ص 183)

  مریم کاظمی

. انتهای پیام /*