از نجف نیز کاروانی شامل حدود 80 دستگاه ماشین که سرنشینان آن را علما و روحانیون و تعدادی از مردم نجف تشکیل می‌دادند در قریه «خان نص» در 80 کیلومتری کربلا به استقبال امام آمدند. شهر نجف به مناسبت ورود امام جلوه دیگری داشت. «شهر نجف به قهرمان مجاهد اسلامی، خیر مقدم می‌گوید» و «مردم مسلمان نجف از ورود امام خمینی سمبل فداکاری و جهاد مسرت خود را ابراز می‌دارند» مضمون پاره‌ای از پارچه نوشته‌هایی بود که به زبان عربی در ورودی و میادین شهر نصب شده بود. مقارن ساعت 4 بعد از ظهر امام و همراهان در برابر صحن مطهر حضرت امیرالمؤمنین(ع) پیاده و در میان انبوه روحانیون و مردم با سلام و صلوات وارد حرم شدند و به زیارت پرداختند و سپس به منزل پیش‌بینی شده منتقل گردیدند و دید و بازدیدها به عمل آمد و 13 سال تلاش و مبارزه در نجف از اینجا شروع شد. «این جانب در این تبعیدگاه ثانوی چشم امیدم به جوانان روحانی و دانشگاهی مسلمان بوده و انتظار دارم که با تهذیب نفس و اخلاص، مطالعات و تحقیقات وسیع و دامنه‏داری را در زمینه شناخت احکام اسلام و مبانی نورانی قرآن آغاز نمایند؛ اسلام واقعی را بشناسند و بشناسانند. ملت اسلام را بیدار و آگاه ساخته، تباین اسلامِ پیغمبر خدا و اولیای او را از اسلام ساختگیِ امثال معاویه و حکومتهای غاصب و جائر دولتهای دست نشانده استعمار- که از تلویزیونها، رادیوها و وزارتخانه‏ها به خورد مردم می‏دهند- به آنان برسانند». (صحیفه امام، ج2، ص 487)

نخستین ملاقات امام خمینی با مراجع نجف در 27 مهر 1344

نخستین ملاقات امام خمینی با مراجع و آیات عظام حکیم، خویی و شاهرودی پس از ورود به شهر نجف. در نخستین شب ورود امام به نجف مراجع عظام شاهرودی و خویی و شماری از علما و مقامات حوزه علمیه نجف از امام دیدن کردند و آقای حکیم شب دوم به دیدار امام آمدند. حضرت امام خمینی(س)در شب 27/7/44 برای بازدید به دیدار علما و مقامات روحانی پرداخت و با آقایان حکیم، شاهرودی و خویی ملاقات کرد. در ملاقات با آقای حکیم گفتگویی بین این دو بزرگوار صورت گرفت که بیانگر موقعیت‌سنجی و استفاده درست از فرصت‌ها توسط امام و تفاوت نگاه این بزرگواران است. در این گفتگو بعد از اشاره امام به نقش مردم و صداقت و راستی آنها در راه اسلام آیت‌الله حکیم می‌فرماید: من که نمی‌بینم کسی را داشته باشم که اگر اقدامی کردیم تعقیب نماید. امام پاسخ می‌دهد: شما اقدام و قیام نمایید من اولین کسی خواهم بود که از شما تبعیت خواهم کرد و در آخر آقای حکیم لبخندی می‌زنند و سکوت می‌کنند.

. انتهای پیام /*