بهار خفته
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

زمان (شمسی) : 1370

بهار خفته

‏‏«بهار خفته»‏

‏‏خیز ای نهفته در سکوت خاک‏

‏‏چندی از شکست ساقه‏‎‌‎‏ات گذشت‏

‏‏عشق اگرچه با دلم انیس بود‏

‏‏با تو رفت از این دیار و برنگشت‏

‏‏***‏

‏‏ خیز کز سکوت دیر پای تو‏

‏‏خیمه بسته‏‎‌‎‏ام به سینه آه را‏

‏‏کرده‏‎‌‎‏ام به رشته‏‎‌‎‏های انتظار‏

‏‏خوشه‏‎‌‎‏های چیده نگاه را‏

‏‏***‏

‏‏باز پولک خزان دمیده است‏

‏‏بر جداره ز محنت شاخه‏‎‌‎‏ها‏

‏‏دست می‏‎‌‎‏کشد دوباره باد سرد‏

‏‏روی بازوان لخت شاخه‏‎‌‎‏ها‏

‏‏***‏

‏‏ ابر مثل سالهای پیش از این‏

‏‏باز هم ز گرد ره رسیده است‏

‏‏روی گونه‏‎‌‎‏های داغ آسمان‏

‏‏دستمال اطلسی کشیده است‏

‏‏***‏

‏‏خیز ای بهار خفته غزل‏

‏‏بی تو یأس می‌شود امیدها‏

‏‏دست می‏‎‌‎‏کشد دوباره باد سرد‏

‏‏روی کاکل بلند بیدها‏

‏‏***‏

‏‏بی تو در حصار سست هر عزل‏

‏‏بخت واژه‌های ناب خفته است‏

‏‏زهرخندی از چکامه فریب‏

‏‏پشت هر تغزلی نهفته است‏

‏‏***‏

‏‏خیز تا به اقتدای چشم تو‏

‏‏سوی قبله نگاه رو کنیم‏

‏‏باغ را، بهار را، نسیم را‏

‏‏روی گونه تو جستجو کنیم‏

‏‏عبدالجبار کاکایی‏

‏‎ ‎

‏‎

‎