بررسی ابعاد گوناگون مشکلات و معضلات جامعهءزنان، بویژه زن مسلمان ایرانی پیش از انقلاب اسلامی، نیازمند فرصت و فراغت بیشتری است؛ اما آنچه که سعی برتبیین آن داریم، نقش و تاثیر بسزای حضرت امام(ره) در روشنگری و بیان سوء برداشتها و نیتهای پلیدی است که سعی و تلاش وافر برای توقف رشد بهینه جامعه زنان مسلمان کردند.

با نگاهی کلان در طول تاریخ بشری می‏توان مدعی شد، طبقات، اصناف و گروههای مختلف اجتماعی هر یک به نوعی در حرکتهای اجتماعی مؤثر بوده؛ و بنا به تعبیری حتی تأثیر متقابل و یا کنشهای متقابل ایجاد کرده‏اند.

«گی‏روشه» که شاید مبدع این رویکرد محسوب می‏شود، بر وجود چنین تأثیراتی تأکید می‏ورزد؛ اما آنچه ما در پی بیان و توضیح آن می‏باشیم، تبیین چگونگی دو گروه اجتماعی به ظاهر رودرروی، که در نهایت امر و انتهای مسیر می‏توانند موجب پیدایش یک تأثیر باشند.

همیشه جامعه انسان بویژه جوامع سنتی در حال رشد، مرکب از این دو گروه و صنف اجتماعی است که در جستارهای سیاسی می‏توان آن را به کندروها و تندروها تقسیم کرد.

از دیدگاه دینی و مذهبی، واپس‏گرایان و تجددخواهان و یا به تعبیر حضرت امام (ره) مقدس نمایان متحجر و تجددگرایان بی‏دین، [1] دو دم شمشیری هستند که در انتها یک محصول را به بار می‏نشانند، این تعبیرات در تاریخ دینی و سخنان حضرت امیرالمؤمنان علی بن ابیطالب (ع) نیز هست. ایشان می‏فرمایند:

قصم ظهری اثنان، جاهل متنسک، عالم متهتک[2] دو کس کمر مرا شکستند، نادان مقدس‏نما و دانای بی‏پروا و بی‏دین.

نقش این دو گروه در تخریب جوامع سنتی و دیندار آنچنان عمیق و ماندگار بوده که توضیح و تفسیر این ادعا، سالها تحقیق و بررسی را در دهها هزار برگ به عنوان شاهد گفتار می‏طلبد.

از آنجا که نیازهای جسمانی است و غرایز مادی بشر یکسان است و هر یک از افراد بشر در پی اشباع و سیراب کردن نیازهای خود می‏باشند، تمامی انسانها سعی می‏کنند به نوعی با توجیهات متناسب با تفکراتشان به مطامع نفسانی خود دست یابند و موانع را رفع و یا تفسیر نمایند.

دو بلیّه‏ ای که دامنگیر جامعهء زنان مسلمان ایرانی شده بود از سوی این دو گروه‏اجتماعی،خود موجبات عقب ماندن زنان را در ایران فراهم کرد؛ بدین ترتیب که از یک سو، آنان بازیچه دست شهوت‏رانان به ظاهر دیندار و زیاده‏طلب شده، و اصرار بر رنگ‏آمیزی این زیاده خواهی به نام دین می‏کردند و از سوی دیگر گرفتار شهوت پرستان نا اهلی گردیدند که برای توجیه مطامع نفسانی خود منکر وجود هرگونه تعهدی در وجودانسانی می‏شدند و اصولاً پیشرفت را در گرو بی‏قیدی و رهایی از تعهدات دینی و عرفی معرفی می‏ کردند.

حضرت امام(ره) با دقت نظر و فراست الهی خود در این میدان رزم و مبارزه، ستیزرا بر علیه هوا و هوس، انحراف و کجروی آغاز کردند. ایشان فرمودند:

«خداوند شما را با کرامت خلق کرده است، آزاد خلق کرده است. خداوند همان طوریکه قوانینی برای محدودیت مردها در حدود اینکه فساد بر آنها راه نیابد دارد، در زنهاهم دارد، همه برای صلاح شماست.

همۀ قوانین اسلامی برای صلاح جامعه است. آنها که زنها را می‏خواهند ملعبه مردان و ملعبه جوانهای فاسد قرار بدهند، خیانتکارند. زنها نباید گول بخورند، زنها گمان نکنند که این مقام زن است که باید بزک کرده بیرون برود، با سرِ باز و لخت، این مقام زن نیست، این عروسک بازی است نه زن، زن باید شجاع باشد، زن باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت بکند، زن آدم ساز است، زن مربی انسان است».[3]

در شرایطی که برخی روایات، ما را از حکومت کردن و یا دخالت زنان در امور جامعه پرهیز می‏دهد، اینگونه روایات، خود دستاویزی برای برخی مقدسان قشری برای نفی هرگونه دخالت زنان در امور اجتماعی خواهد بود. حضرت امام در این جمله و جملات دیگر که در پی خواهد آمد، زن را ترغیب به دخالت در مقدرات اساسی و امور مهم اجتماعی می‏نمایند تا شبهه دور ماندنِ نیمی از جامعه انسانی از فعالیتهای اجتماعی را به عنوان دینداری بر طرف نمایند.

شیوه و سیرۀ عملی حضرت امام (ره) در خانواده نیز به ما نشان می‏دهد که چه جایگاهی برای زنان قائل بوده، و هرگز سعی نمی‏کردند شیوۀ زیاده خواهان را تأیید نمایند.

دومین مصیبتی که دامنگیر زنان جامعه ایران اسلامی شده، و سیر قهقرایی را برای ایشان رقم زد، اشاعه جهل و بیسوادی است. جهل قشری که همیشه تحصیل و کسب علم را منافی با جنس زن می‏دانست، در طول قرنها فعالیت خود، آنچنان ضربه‏ای بر پیکر اصلی زنان جامعه ما وارد آورد که برای اصلاح آن قرنهای متمادی نیاز به چالش و فعالیت مثبت می‏باشد.

حضرت امام (ره) در پاسخ به سؤال در خصوص «محدوده فعالیت زنان» می‏فرمایند:

«چنان موضوع آزادی زن را برای مردم مشتبه کرده‏اند که خیال می‏کنند فقط اسلام آمده است که زن را خانه‏نشین کند. چرا با درس خواندن زن مخالف باشیم؟ چرا با کار کردن زن مخالف باشیم؟ چرا زن نتواند کارهای دولتی انجام دهد؟ چرا با مسافرت کردن زن مخالفت کنیم؟ زن چون مرد، در تمام اینها آزاد است، زن هرگز با مرد فرقی ندارد».[4]

از سوی دیگر مدرن خواهان بی‏تعهد نیز مبدأ پیدایش جهل دیگر شدند که شاید به وضوح و روشنی دسته اول نبوده، و برخی نیز آن را جهل نپندارند؛ اما حضرت امام آن را نوعی از جهل و نادانی مزمن محسوب می‏داشتند و می‏فرمودند:

«زنان شجاع ما دیگر از بلاهایی که غرب به عنوان تمدن به سرشان آورده است، به ستوه آمده‏اند و به اسلام پناهنده شده‏اند». [5]

تشویق فراوان و حمایت بی‏دریغ حضرت امام (ره) از تحصیل و پیشرفت علمی زنان در سیره خصوصی و شیوه خانوادگی ایشان مشهود است؛ و این در شرایطی بود که در همان زمان برخی طبقات اجتماعی و اصناف جامعه، دختران و زنان خود را از کسب علم و فضیلت به نام دین و دینداری تا بدانجا باز می‏داشتند که حتی برخی از ایشان از دانش سواد اولیه، یعنی خواندن و نوشتن محروم بودند؛ و این ننگ که مدرسه نرفتن زنان، نشانه فضیلت است، برای جامعه مسلمانان تا ابد باقی ماند. آنان اینچنین فضیحتی را به نام فضیلت تا سالهای اخیر و حتی پس از انقلاب برخود افتخار می‏انگاشتند. تحصیلات عالی و کسب کمالات علمی در قشر بانوان خانوادۀ حضرت امام(ره) گویای مبارزۀ عملی ایشان با چنین جهلی می‏باشد، ایشان بارها و بارها به مسئولان و دست‏اندرکاران کشور سفارش می‏کردند که آموزش و تعلیم و تعلم ارتباطی با جنسیت افراد ندارد.

ایشان می‏فرمایند:

«زنان از نظر اسلام، نقش حساسی در بنای جامعه اسلامی دارند و اسلام زن را تا حدی ارتقا می‏دهد که او بتواند مقام انسانی خود را در جامعه باز یابد و از حدّ شی‏ء بودن بیرون بیاید و متناسب با چنین رشدی می‏تواند در ساختمان حکومت اسلامی مسئولیتهایی به عهده بگیرد. 6- صحیفه امام ، ج 4 ، ص 436

اعطای برخی مسئولیتهای سنگین به زنان و اصرار بر همراهی ایشان در سفرهای خارجی مانند همراهی یک زن مسلمان به عنوان سفیری در جمع دیگر سفیران به اتحاد جماهیر شوروی همگی گویای این مدّعا می‏باشد.

در سنگر دیگر و مبارزه‏ای بی‏امان با مدرن زدگان و تجددخواهان، ایشان ارزش علم را از پستی رذالت و آلودگی فساد جدا کردند، و می‏فرمودند:

«مراقب باشید از شما توسط وسایل جدید بهره‏کشی نشود: « اسلام نمی‏خواهد که زن به عنوان یک شی‏ء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام می‏خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسان جدی و کارآمد بسازد».[6]

و یا می‏فرمودند: «ارزشها را داشته باشید و در هنگامی که شما می‏خواهید دانش‏اندوزی کنید، همان‏گونه که شیوه و ساختار ادیان توحیدی ابتدا نفی و مبارزه با هر بدی و معبودی است بنا بر کلمه «لا اله» تثبیت خوبیها هم با کلمه «الااللّه‏» سازگار ومیسر می‏باشد». این بیان شیوایی است که حضرت امام(ره) در بازگرداندن شخصیت واقعی زنان به کار می‏بستند. اجازۀ شفاهی و سیره عملی حضرت امام(ره) در ورود زنان به سیاست، حق رأی و انتخاب شدن، کاندیداتوری مجلس و دیگر مصادر و پستهای مهم کشوری و لشکری و تشویق بر تحصیل و کسب مدارج عالی علمی، اجازه ورود به صحنه‏های هنر، نمایش، ادبیات، شعر و بسیاری دیگر از هنرهای تجسمی و نوین در راستای آفرینش ارزشهای اسلامی و انسانی از دیگر فعالیتهایی بود که حضرت امام برای تثبیت خوبیهای ماندگار و اعتلای مقام زنان ایرانی مسلمان به انجام رساندند. به عنوان نمونه پس از پخش مجموعه تلویزیونی پاییز صحرا و جبهه‏گیری تند برخی افراد در برابر ظاهر افراد و نوع نمایش، به عنوان دلسوزی برای اسلام، حضرت امام (ره) با ارائه برخی تذکرات کوچک، این مجموعه را تأیید کردند.

مواضع حضرت امام (ره) در برابر فیلم مبتذل و یا موسیقی انحرافی، فقط بنابر شیوه تعبدی موضوع نبوده، بلکه ملاک مهم برای جلوگیری از اشاعه اینگونه مفاسد از سوی ایشان نتایج و محصولاتی است که این مفاسد بر جای گذاشته، و موجبات تخدیر جامعه را فراهم می‏آوردند و آن را از فعالیت مثبت و پرسرعت باز می‏داشتند.

بر همین اساس، شیوۀ حضرت امام (ره) در بازیابی و استحصال بهینه زنان مسلمان، بازگرداندن شخصیت، هویت و نقش واقعی زنان به آنان می‏باشد. همان‏گونه که می‏فرمایند:

«در نظام اسلامی، زن به عنوان یک انسان می‏تواند مشارکت فعال با مردان در بنای جامعۀ اسلامی داشته باشد؛ ولی نه به صورت یک شی‏ء نه او حق دارد خود را به چنین حدی تنزل دهد و نه مردان حق دارند که به او چنین بیندیشند».[7]

اینک در سالهای فقدان آن ابرمرد تاریخ جهان و اسلام، برماست که با مبارزه‏بی‏امان در دو جبهه با مقدس مآبان و تجدد خواهان بی‏دین و حفظ تعادل و دوری از هرگونه افراط و تفریط، اجازه ندهیم جامعهء اسلامی بویژه جامعهء زنان مسلمان از مسیر صحیح منحرف شده، و در یکی از دامهای اصناف بالا گرفتار آیند؛ و بدانیم رشد و ترقی هر جامعه مدیون همه اقشار آن جامعه می‏باشد و جنسیت نمی‏تواند مانع پیشرفت یا پس رفت جوامع بویژه کشورها و جوامع در حال توسعه باشد. خطر جدی در سالهای اخیر، ارائه سلیقه‏های مختلف و بی‏اساس است که سردرگمی و نوعی از هیجانات کاذب را موجب گردیده که به نوبۀ خود موجبات بی‏هویتی جدیدی را فراهم می‏آورد. باید توجه داشت که سلیقه‏های گوناگون تا زمانی که حول محور ملاکهای عمیق و ریشه‏دار طرح و ارائه شود، هیچ خطری را در پی نخواهد داشت؛ اما دو گروه مذکور با تغییر چهره و ورود از مسیرهای جدید و اشاعه سلیقه‏های غیراصولی، موجب تخریب جدی و بی‏هویتی نوینی در جامعه خواهند شد که بر پیروان آن پیر عزیز است تا با ادامه مبارزه و پرداختن به شیوه‏های نو از ورود و اشاعه اینگونه تفکرات و سلیقه‏های فردی و اغراض فردی جلوگیری کنند.

1- برگرفته شده از پیام 3/12/67 حضرت امام ره، معروف به منشور روحانیت.

2- المواعظ العددیه باب الاثنان.

3- صحیفۀ امام؛ ج 6، ص 301.

4-صحیفۀ امام؛ ج 5، ص 294.

5-صحیفۀ امام، ج 522، ص 541.

6-ـ صحیفۀ امام، ج 5، ص 294.

7- صحیفه امام ، ج 4 ، ص 414.

. انتهای پیام /*