دو «آیا» در عبارات فوق دیده می شود که اگر آنها را برداریم، قضایای زیر قابل انتزاع می شود:
- دیدگاه های امام در پاریس روشنفکرانه و منطبق با دموکراسی و حقوق بشر بود.
- دیدگاه های امام پس از برقراری جمهوری اسلامی تغییر کرد.
- دیدگاه های امام پس از برقراری جمهوری اسلامی روشنفکرانه و منطبق با دموکراسی نبود.
- اطرافیان امام دیدگاه های روشنفکرانه و منطبق با دموکراسی و حقوق بشر نداشتند.
- اطرافیان در دیدگاه های امام تا آنجا تاثیرگذار بودند که می توانستند دیدگاه های اساسی ایشان را تغییر دهند.
اگر چنین قضایایی را به عنوان نتایج یک مطالعه و تحقیق انجام شده باشد، لازمه آن این است که علاوه بر مطالعه بیست و یک جلد صحیفه امام(س) بخش عمده ای از تاریخ ده ساله انقلاب را بررسی کرده باشیم.
ممکن است سئوال کننده محترم بفرمایند آری برای یک محقق چنین مطالعاتی ضرورت دارد اما حتی مردم عادی هم می توانند با اندک پیگیری موضوعات و حتی بر اساس دریافت های شخصی، ادراکی مطابق با واقع، نسبت به موضوعی داشته باشند، هر چند نتوانند آن را به روش های علمی بیان دارند. بدیهی است در اینجا دیگر با سئوال مواجه نیستم بلکه با نظری مواجهیم که یا در اثر مطالعات همه جانبه نتیجه شده و یا لااقل مبتنی بر حس و ادارکات شخصی یا جمعی است. در این صورت هر پاسخی به آن در حقیقت پاسخ نیست بلکه مباحثه خواهد بود.
نظر به آنکه موضوع مورد بحث دامنه ای گسترده و مقدماتی دارد، باید از قبل اذعان کرد که موضوعات زیر همه جانبه نیست، اما می تواند سرفصل هایی را باز کند:
1- در کشور استبدادزده سطح توقعات حتی نخبگان از مردمسالاری چندان بالا نیست. چنان که برخی گروه های اصیل روشنفکری هم به این قانع بودند که شاه سلطنت کند و حکومت نکند. در چنین فضایی می شود استنباط کرد که سخنان امام در پاریس حتی برای بالا بردن سطح توقع مردم هم بوده است. وانگهی که ایشان اعتقاد داشت که دموکراسی مبتنی بر آموزه های اسلامی دارای پشتوانه های نظری قوی تری نیز هست.
2- چند روز قبل از پیروزی انقلاب که دولت موقت را تعیین کردند، مهم ترین وظیفه ای که به عهده آن دولت محول کردند، تدارک همه پرسی نوع نظام بود. شواهدی دلالت می دهد که حتی گروه هایی که خود را دوآتشه طرفدار دموکراسی می دانستند، این که یک انقلاب حتی اصل خود را به رفراندوم بگذارد، برای آنها قابل هضم نبود. زیرا خود پیروزی انقلاب را کافی برای مشروعیت نظام سیاسی می دانستد. ولی ایشان برای محکم کردن بنیان های مردم سالاری بر این امر اصرار داشتند.
3- تدوین قانون اساسی و به رای گذاردن آن از دغدغه های اصلی ایشان بود و با جدیت آن را پیگیری کردند.
4 – به رغم فضای آشفته ای که هم گروهک های داخلی و هم قدرت های خارجی بوجود می آوردند، ایشان هرگز اجازه ندادند که یک روز انتخابات به تاخیر بیفتد. حتی در زیر موشک باران نیز مردم را برای تعیین سرنوشت تشویق می کردند.
5 – پس از تحمیل جنگ و ترور رئیس جمهور و ترور بسیاری از شخصیت های تاثیرگذار، ایشان هرگز اجازه ندادند دولت نظامی تشکیل شود.
6 – در جو و فضای انقلابی که به طور قهری تندروی هایی از سوی افراد رشد نیافته بروز می کند با قاطعیت تمام و با ادبیاتی غیر قابل تفسیر، فرمان هشت ماده ای را برای تامین حقوق شخصی، اجتماعی و خانوادگی حتی برای افراد مخالف نظام صادر کردند و قبل از آن هم بارها بر این موضوعات تاکید داشتند و بزرگترین مدافع حقوق مردم در مقابل حکومت و مجاری قدرت بودند.
7 – برای پی ریزی یک نظام مردم سالار دست به نهادسازی زدند و مجلس شورای اسلامی را در راس امور اعلام کردند.
8 – قابل قبول و کاملاً محسوس است که در ادبیات امام(ره) در نوفل لوشاتو و بعد از پیروزی انقلاب، تفاوت هایی دیده می شود و گویی باید چنین تفاوتی هایی وجود داشته باشد. زیرا در فرانسه معرفی برخی مختصات یک اندیشه بود و معرفی اندیشه، ادبیات خاص خود را دارد و پس از پیروزی انقلاب زمان اجرای آنها بود. حال آیا ادبیاتی که ایشان به هنگام اجرا برای پی ریزی مردم سالاری بکار گرفته اند، مخالف آن اندیشه بوده است؟ بدیهی است کسی که به سرعت دست به نهادسازی بر اساس مردم سالاری زده، نمی تواند خلاف اندیشه خود حرکت کرده باشد.
9 – معاندین با نظام مبتنی بر مردم سالاری دو گروهند؛ گروهای خارجی که چنین نظامی با مطامع آنها سازگاری ندارد و گروهای داخلی اعم از سلطنت طلب ها و یا متحجرینی که هنوز هم درکی از مبانی مردم سالاری دینی ندارند و اگر در زمان ایشان جرات کارشکنی آشکار نداشتند، بدیهی بود که نه تنها شتاب دهنده نبودند، بلکه چوب لای چرخ نیز بوده اند و علاوه بر آنکه فضا را مسموم می کردند، بخشی از وقت ایشان صرف خنثی سازی توطئه ها و هدایت رفتار و افکار گروه هایی می شد که با مواهب مردمسالاری آشنایی نداشتند.
10 – مر...

. انتهای پیام /*