پنجم مهر ماه سال ۶۰ عملیاتی در تاریخ دفاع مقدس رقم خورد که نه تنها فرمان امام را جامه عمل پوشاند که حساب را نیز دست ارتش بعث عراق داد که باید سر جای خودش بنشیند.
همان گونه که می دانید سرهنگ مولوی، رئیس ساواک وقت تهران بود، بعد از جریان معروف «توهین به حضرت امام، طی مقاله ای در روزنامه اطلاعات»، حضرت امام تصمیم گرفتند روز بعد در مدرسه فیضیه کذب محض بودن مسأله را اعلان کنند...
مانده بودیم که برای نگهداری تنگه چزابه با دست خالی چه کنیم؟ شهید مصطفی ردانی پور پیشنهاد داد: اگر موافق باشید چراغ را خاموش کنیم و دعای توسل بخوانیم. پس از آن خدمت حضرت امام رسیدیم گفتم: حضرت امام معجزه ای می بینم در جبهه؛ سرهنگ 58 ساله که در نظام طاغوت خدمت کرده در قرار گاه هنگام دعای توسل روی دست همه ما زد...
«آقای مطهری آن چه از یزدی شنیده بود باز گفت. از آن میان، یکی از حاضران گفت که چرا ما باید کاسه داغ تر از آش باشیم؟ اگر امام خمینی می خواهد بختیار را بدون استعفا بپذیرد، چرا ما مخالفت کنیم؟ اما چگونه این خبر را به اطلاع مردم برسانیم؟»
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.