بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.
یکی از دوستان در جلسۀ درس از امام خواست که به مسأله انتخابات وارد شوند و وکلای مؤمن و متعهد را معرفی کنند.
در حالیکه فشار امام پنج بود اما ایشان با تمام وجود می خواستند انتخابات به صورتى عادى پایان پذیرد.
امام فرمودند به شما هم پول می دهیم، ولى خرج انتخابات نکنید، بلکه خرج مراسم اعزام مبلّغ و کارهاى دیگرى از قبیل کارهاى دفترى و رسیدگى به امور مردم بشود.
برخلاف عرف روزنامه خوانی که معمولاً افراد به تیترها و عناوین بیشتر تکیه می کنند تا به محتوا؛ امام قبل از هر چیز به طرز فکر روزنامه نویسان و خط مشی سیاسی آنها تکیه می کند.
با این کار هم خبر صحیح را می توانستند پیدا کنند و هم افراد را می توانستند بهتر بشناسند.
از پانزده خرداد دیگر احساس کردند که باید قیام کنند، حالا چه تنها باشند و چه طرفدار داشته باشند و از این جهت قیام کردند.
بگذار مردم به روش خودشان هر طور می خواهند وجوهات بدهند. شما جای خودتان باشید هر کس خواست وجوهات بدهد خودش پیش شما بیاید.
امام همان گردنبندی را که زن ایتالیایی فرستاده بود برداشتند و با دست مبارکشان بر گردن دختربچه انداختند.
امام به من دستور دادند که در نوفل لوشاتو به منزل همسایگان بروم و از اینکه در مدت اقامتشان از سکوت حاکم بر دهکده محروم شده اند، از طرف ایشان از آنها عذر بخواهم.
با وجود مشکلاتی که در روزهای اول اقامت امام در قم از نظر حفاظت و امنیت ایشان وجود داشت، امام مانع می شدند پاسداران با اسلحه دنبال ایشان باشند.
به محض اینکه ایشان جمله ای در خصوص کثرت علاقه و اعتقاد گفتند که شاید در آن غلوّ بود، رنگ مبارک امام یک مرتبه سرخ شد.
من گرفتار تکلیف شرعی هستم، باید ظرف ده روز حساب همه چیز را روشن کند و الا من ناچارم عکس العمل نشان بدهم و ایشان ساقط خواهد شد.
اگر من تأیید کنم کسانی که ایشان را تخطئه می کنند فعالتر می شوند و مسأله جنبۀ سیاسی پیدا می کند.
رفتار ایشان از زمان طلبگی تاکنون هیچ فرقی نکرده است. از موقعی که به خاطر دارم همین برخوردها را با ما داشته اند.
امام آن دو را علی و فاطمه نام نهادند.
بعد از آن که شما گفتید این آقا چنین کرده و به شما ارادتمند است، چون نمی توانم قصد قربت کنم ، به این جهت نمی آیم.
هر قدمی بردارم با مخالفت و کارشکنی عده ای از آخوندهای نجف مواجه می شوم.
خوف این را دارم که این ساختمانها به حیثیت معنوی حوزه ها لطمه وارد کند.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.