خانواده امام اصرار دارند که امام را به زیرزمین حسینیه ببرند ولی ایشان به آنها می فرمودند که شما بروید، مسأله ای نیست. نترسید!
می توانم با اطمینان بگویم که ایشان اصلاً وقت تلف شده ندارند.
تفکر و اندیشیدن ایشان بیش از تتبع و جست وجو کردن در کتاب بود.
گفتند رسم ما این است وقتی به کسی علاقمند شدیم هنگام خداحافظی و جدایی بهترین هدیه را به او تقدیم می کنیم.
ایشان در آن حال اغما و بیهوشى هر وقت که چشمشان به یکى از ما مى افتاد، سراغ او را مى گرفتند.
امام در کل با جریانات با دید مثبت نگاه مى کردند. یعنى حمل به صحّت داشتند.
مى خواستند احیاناً ناراحت نشوم.
با اینکه واقعاً کار خطرناکى بود که یک جوان تنها و بدون شناسایى با امام دیدن کند اما امام پذیرفتند.
من کفران نعمت مى کنم یا شما که نعمت خدا را به این روز انداخته اید؟
والله ظلم است کسی در کنار دریای علم امیرالمؤمنین(ع) باشد و تشنه بخوابد.
مرحوم شهید محمد منتظرى زمانى که در نجف بودند، خبرهاى محرمانه اى را که از ایران مى آمد دریافت و تنظیم مى کردند.
در مورد نامگذارى کودکان، حضرت امام به نام ائمه خیلى اهمیت مى دادند.
همین که شما اینچنین فرزندانى دارید این بالاترین اجر است. شما باید صبر کنید و دعا کنید براى پیروزى اسلام.
من مسئولیت دارم به زنان بگویم در راهى که تاکنون رفته اید باید تجدید نظر کنید، به صحنه بیایید، در خراب کردن بنیان شاهنشاهى مشارکت کنید، درس بخوانید و به دانشگاه بروید.
موقعی که می خواستم از خدمتشان مرخص شوم سؤال کردند آیا از من گذشتید؟
موقعی که می خواستم از خدمتشان مرخص شوم سؤال کردند آیا از من گذشتید؟
حتی الامکان از کتابهایی که مسلمانان نوشته اند استفاده شود.
یک شب عده ای را مسلح به داخل حرم فرستاده بودیم و تمام مناطق مهم را تحت کنترل گرفتیم و بعد امام را به وسیله ماشین حفاظت کردیم و رفتیم تا حرم عبدالعظیم(ع).