آنچه که امام در خشت خام می دید به روایت مرحوم محمدنبی حبیبی

بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.

عناوین مطالب خاطرات

اگر یک روز دیدم

اگر یک روز دیدم

اگر یک روزى ببینم مجلس برخلاف اسلام می‏‏ خواهد حرکت کند من طلبه جلوى آنها می‏‏ ایستم. حالا مجلس است و من ملاحظه قانون را می ‏کنم و دخالت نمی‏‏ کنم و قانون باید کار خودش را انجام بدهد.

گم شده من کجاست؟

گم شده من کجاست؟

آن افراد که ادعای ارتباط با امام زمان(عج) را داشتند پس از مدتی از پاسخگویی به سؤالات امام اظهار عجز کردند و مشخص شد که افراد صالحی نبوده‏ اند.

عدم دخالت در مسائل مرجعیت

عدم دخالت در مسائل مرجعیت

نامه ای با محوریت قضیۀ مرجعیت که بعد از فوت حضرت آیت‏ اللّه‏ العظمى حاج سید محسن حکیم، بحث روز حوزه‏ هاى علمیه بود.

خودتان را به عبادات عادت دهید

خودتان را به عبادات عادت دهید

تا جوان هستید به‏ عبادات و خصلتهای خوب، خودتان را عادت بدهید.

برای مرجعیت حتی یک قدم برنداشته ‏ام

برای مرجعیت حتی یک قدم برنداشته ‏ام

می ‏فرمودند من راضی نیستم در خانه من کوچکترین قدمی در جهت مرجعیت‏ و رهبری برداشته شود.

حاضر نیستم حتی برای یک نفر مزاحمت داشته باشم

حاضر نیستم حتی برای یک نفر مزاحمت داشته باشم

آقا به طلبه‏‏ ها فرموده بودند: «من عادت به اینکه نماز جماعت بروم ندارم، قم هم که بودم در منزل نماز جماعت می‏خواندم و حاضر نیستم حتی برای یک نفر مزاحمت داشته باشم.»

به بچّه کاری نداشته باشید

به بچّه کاری نداشته باشید

دیدم سرش را روی زانوی امام گذاشته و پایش را به دیوار تکیه داده و با امام صحبت می‏ کند و می‏ گوید این کاغذ را درست بگذار، درست بچین و از این حرفها.

در بیت من افراد باید بیطرف باشند

در بیت من افراد باید بیطرف باشند

در بیت من تمامی افراد باید‏ بی‏‏طرف باشند و جانب گروهی خاص را نگیرند و در بیت من به احدی نباید توهین شود. اخلاق اسلامی باید صد در صد رعایت شود. اگر آقایان نمی‏توانند اینگونه عمل کنند شرعاً موظفند از بیت من خارج شوند.

حتی فرزندشان سخنگوی ایشان نبود

حتی فرزندشان سخنگوی ایشان نبود

امام به شخصیت علمی مرحوم حاج آقا مصطفی احترام می‏‏گذاشتند و ایشان را یک صاحب‏نظر و یک فیلسوف می‏‏شناختند ولی هیچگاه اجازه نمی‏دادند آن مرحوم در خط‏ مشی مبارزاتی ایشان دخالت کند.

درس خود را تعطیل کردند

درس خود را تعطیل کردند

این حرکت امام زمانی بود که برای مرحوم آقای‏ کاشانی سرودهای مبتذل می‏ خواندند و مرحوم کاشانی را در روزنامه‏ ها با سرودها و‏ شعرهای مبتذل هتک می‏ کردند.

بیخود اینها این کار را کرده ‏اند

بیخود اینها این کار را کرده ‏اند

بعد از فوت آیت ‏الله حکیم عده‏ای از فضلای حوزه در یک ورقه مشترکی‏ مرجعیت و اعلمیت امام را امضا کرده بودند.

در خانه درس می‏ گفتند

در خانه درس می‏ گفتند

امام برای اینکه در مقابل مرجع اعلم و مطلق عصر، جبهه نگیرند، گوشه ‏گیری را‏ انتخاب کردند.

چرا کسی را که به بیت انتساب دارد برای سخنرانی بردید

چرا کسی را که به بیت انتساب دارد برای سخنرانی بردید

ایشان هیچ سخنی برای من و به منظور انتخاب شدن من ایراد نکرده ‏اند.

می‏‏ نشینم تا کار تمام بشود

می‏‏ نشینم تا کار تمام بشود

به منظور یکى شدن نظرهاى این سه نهاد پیرامون نامزدهاى انتخاباتى مجلس خبرگان، بعد از نماز مغرب و عشاء در خدمت ایشان جلسه را آغاز کردیم.

در آن موقع نبودی!

در آن موقع نبودی!

مرحوم حاج شیخ مهدى حاکمی ‏‏پسرى داشت که منحرف از کار درآمد و اسرار هزار ساله را نوشت که تقریباً به اسلام توهین کرده بود. من ردّ آن کتاب را نوشتم و نام آن را کشف اسرار گذاشتم که کشف اسرار هزار سالۀ آن مرد بود.

هیچ‏کس مثل امام از دنیا دوری نگرفت

هیچ‏کس مثل امام از دنیا دوری نگرفت

می‏‏ توانم بگویم برای هیچ‏کس مثل امام شهرت، ریاست، دنیا و متاع آن روی نیاورد و هیچ‏کس هم مانند امام از این مناصب دوری و فاصله نگرفت.

دوست ندارم شخصیت شما کوچک شود

دوست ندارم شخصیت شما کوچک شود

من از این کار شما تشکر می‏‏‏‏‏ کنم اما دوست ندارم که شخصیت شما با حرکت کردن به دنبال من کوچک شود.

فرصت‏ شناسی در اوج بیماری

فرصت‏ شناسی در اوج بیماری

در شب قبل از عمل و روی تخت بیمارستان هم از مطالعه و قرائت قرآن و تهجد و نماز شب غافل نماندند.

صفحه 58 از 103 < قبلی | 56 | 57 | 58 | 59 | 60 | بعدی >