آنچه که امام در خشت خام می دید به روایت مرحوم محمدنبی حبیبی

بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.

عناوین مطالب خاطرات

رادیو را بگذارید سر جای خود

رادیو را بگذارید سر جای خود

وقتی حاج احمد آقا و آقای هاشمی خدمت ایشان رفتند، امام به آنها دلداری دادند.

سعی کن دعای عهد را بخوانی

سعی کن دعای عهد را بخوانی

صبحها سعی کن دعای عهد را بخوانی، چون در سرنوشت دخالت دارد.

امام: شهید چمران شخصیتى بود که دور  از هیاهوهاى سیاسى به تصفیۀ نفس خویش پرداخت

امام: شهید چمران شخصیتى بود که دور از هیاهوهاى سیاسى به تصفیۀ نفس خویش پرداخت

این سخن زیباى حضرت امام براى ما خیلى ارزشمند بود و ما را متوجه مى‏ کرد که در واقع، انسان باید به خودش برسد و این براى ما در اسارت خیلى ارزشمند بود و همیشه در نظر ما بود.

دلم برای چمران تنگ شده است

دلم برای چمران تنگ شده است

یک روز حاج احمد آقا از دفتر امام به ستاد جنگ های نامنظم در اهواز تلفن کردند و گفتند که امام می‏‏ فرمایند: «دلم برای دکتر چمران تنگ شده است بگویید به تهران بیاید.»

پیروان شریعتی باید فراتر از او بروند

پیروان شریعتی باید فراتر از او بروند

تعالیم شریعتی برخی بحث‏ها و اختلافات را در میان علما برانگیخت، ولی در عین حال نقش بزرگی در هدایت جوانان و روشنفکران به سوی اسلام ایفا کرد.

اینطوری که می‏‏ گویند نیست

اینطوری که می‏‏ گویند نیست

این که می ‏‏گویی انحرافی است، مشخص کنید. یک چند جایی را نشان من داد. دیدم نه این کتاب اینطوری هم که اینها می‏‏ گویند، نیست.

نظم مطالعاتی امام تغییرناپذیر بود

نظم مطالعاتی امام تغییرناپذیر بود

امام تمامی کتابهای مرحوم دکتر شریعتی را مطالعه می‏‏ کردند و معتقد بودند آنقدرها که به این آثار اعتراض و حمله می‏‏ شود، بی‏‏ مورد است و تا این حد انحراف در میان آنها وجود ندارد.

متانت ایشان زبانزد بود

متانت ایشان زبانزد بود

امام با شاگردهایشان مهربان و شاگردانشان هم با وی صمیمی بودند.

با دار و دسته راه نمی‏ رفتند

با دار و دسته راه نمی‏ رفتند

امام با دار و دسته ‏ای نمی‏ رفتند و از راه انداختن اصحاب و عساکر و اطرافی متنفر بودند.

زندگى طلبگى

زندگى طلبگى

امام در ابتداى ازدواجشان با خانم یک منزل کوچک اجاره کرده و اثاث منزل را هم خانم آوردند و اثاث دیگرى نداشتند. مجموعاً زندگى امام یک زندگى طلبگى آبرومند بود.

باید تحقیق کنم

باید تحقیق کنم

امام از غالب خبرها زودتر از ما مطلع می ‏‏شوند. بنده اتفاق افتاده بارها رفتم خدمت ایشان یک چیزی را از من پرسیدند، من دیدم خبر ندارم بعد برگشتم مثلاً منزلمان دیدم بله خبرنامه امروز این بوده که بنده بنا بوده، عصری می‏‏ دیدم، امام اول صبح این موضوع را دیده ‏اند.

انگار حادثه ‏‏‏‏‏‏‏‏ای رخ نداده است

انگار حادثه ‏‏‏‏‏‏‏‏ای رخ نداده است

هرگز نشد که حوادث و رویدادهای بزرگ سیاسی موجب شود که امام از برنامه حوزه ‏ای و تدریس فقه اسلام باز بمانند.

ایراد سخن در کمال آرامش

ایراد سخن در کمال آرامش

در سال 1348 یعنی درست در سالهایی که طاغوت جشن های تاجگذاری 2500 ساله را به عنوان نشانه‏ های محکم شدن میخ حکومت طاغوتی‏ اش در سرزمین ایران برگزار می‏ کرد یا مقدماتش را فراهم می‏ کرد، امام با چنان چهره مطمئن و آرامی سخن می‏ فرمودند و با مسایل برخورد می‏ کردند که هر دیدارکننده و بیننده را به آینده امیدوارتر می‏ ساخت.

امام بلافاصله رد امانت می‏‏ کردند

امام بلافاصله رد امانت می‏‏ کردند

با وجود کثرت کارها و تعدد امور و گزارشها، هیچ نشانه ‏ای از شلوغی و تراکم و کارهای بجا مانده در زندگی امام مشاهده نمی‏ شد.

نصیحت امام برای ما یک درس بود

نصیحت امام برای ما یک درس بود

امام تنها سالی چند بار در پایان سال تحصیلی یا فرارسیدن ماه رمضان یا ایام محرم یا‏ تعطیلات تابستان نصیحت می‏ کرد.

امام به آنها التماس می‏‏ کردند

امام به آنها التماس می‏‏ کردند

در بعضی از موارد من از واسطه‏ های مکرری بودم که از طرف حضرت امام پیغام می ‏‏بردم که امام به آنها التماس می‏‏ کردند که شما راه خودتان را از مردم و توده‏ های میلیونی جدا نکنید.

جویای وقت نماز شب شدند

جویای وقت نماز شب شدند

امام حتی در مدتی که در بیمارستان تحت مداوا بودند هر شب ساعت دو بعد از نیمه شب برای نماز شب از خواب برمی‏ خاستند.

بگذارید بیایند

بگذارید بیایند

و این آخرین ملاقاتهای امام در قم بود و شاید هیچ روزی من امام را مثل آن روز متأثر ندیدم چون این اولین ضربه از طرف عناصر خودی بود که بر پیکر این انقلاب وارد می ‏آوردند و کسالت قلبی امام از همین جا شروع شد.

صفحه 57 از 103 < قبلی | 56 | 57 | 58 | 59 | 60 | بعدی >