از شهادت حاج آقامصطفی تا استمرار حوزه/ تجلی صبر و بینش الهی امام خمینی

اول آبان ماه سال ۵۶ بود که به طرز مشکوکی فرزند ارشد امام خمینی را به شهادت رساندند. این قضیه به فرمایش امام از الطاف خفیه الهی بود.

عناوین مطالب خاطرات

اجازه دهید به فرودگاه برویم

اجازه دهید به فرودگاه برویم

دولت کویت خیلی خوشبخت می‏ شود که میزبان آقای خمینی باشد ولی در شرایط فعلی و در این روزها نه.

کسی بین دو خط فرق نمی‏ گذاشت

کسی بین دو خط فرق نمی‏ گذاشت

یکبار من نصف کاغذ را نوشتم و نصف دیگرش را ایشان نوشتند و هیچ‏کس نمی‏ توانست بین این دو خط فرق بگذارد.

همه جز امام نگران بودند

همه جز امام نگران بودند

هیچ‏کس از این نگرانی نتوانست بخوابد جز یک نفر که آن هم شخص امام خمینی بود.

همه می‏ میریم بفرمایید سر کارتان

همه می‏ میریم بفرمایید سر کارتان

اهل آسمانها می‏ میرند و از اهل زمین کسی باقی نمی‏ ماند همه می‏ میریم.

خیالتان راحت باشد

خیالتان راحت باشد

حاج احمد آقا مدتی طولانی به انتظار ایستاد، اما امام غرق در راز و نیاز با خداوند بودند.

حتی به بچه‏ ها سلام می‏ کردند

حتی به بچه‏ ها سلام می‏ کردند

امام همیشه در سلام مقدم بر دیگران بودند و حتی اگر مواجه با بچه‏ ها می‏ شدند به آنها سلام می‏ کردند.

اینها می‏‏ گویند من تبعید نشده ‏ام

اینها می‏‏ گویند من تبعید نشده ‏ام

من نیامده ‏ام اینجا که دکان اینها را تخته کنم، بلکه آمده‏ ام که اینها را آقا کنم.

کلمه انقلاب اسلامی را ذکر کنید

کلمه انقلاب اسلامی را ذکر کنید

باید کلمۀ انقلاب اسلامی ‏‏را حتماً ذکر کند و از هیچکس باک نداشته باشد.

نجف مانند امام ندیده است

نجف مانند امام ندیده است

بعضی مراجع امتیازاتی برای بعضی قایل بودند که گاهی جنبه‏ های دیگری هم داشت.

بیا با هم صحبت کنیم

بیا با هم صحبت کنیم

یکی از آشنایان چون نسبت به مسأله ‏ای معترض بود کمی بلند صحبت می ‏کرد و نظرات خود را ابراز می‏ نمود.

من بر تو منت دارم

من بر تو منت دارم

من باید بر تو منّت داشته باشم که مسؤولیت بزرگی را از گردن تو برداشتم و به عهدۀ خود واگذار نمودم.

این نعمت خداست

این نعمت خداست

یکی از پلیس های فرانسه که چتری را بالای سر خود گرفته بود نزدیک آمد و خواست که چتر خود را بالای سر امام بگیرد.

بسیار گرم و مهربان بودند

بسیار گرم و مهربان بودند

امام همه اولادشان را به یک نظر نگاه کردند و به همه یک اندازه محبت داشتند.

کدام درخت قشنگ ‏تر است؟

کدام درخت قشنگ ‏تر است؟

ببین طرز قرار گرفتن ساقه و شاخه چطور است. تنۀ درخت چه شکلی است. برگ های آن چطور بر شاخه‏ ها قرار گرفته‏ اند. سایۀ درخت چطور است... اینها را یکی‏ یکی می‏‏ گفتند و به من نشان می‏‏ دادند.

غلط کرده است

غلط کرده است

نوجوانی سؤال کرده بود که پدرش فردی لاابالی و بی‏‏ دین است و به او گفته من راضی نیستم که در منزل من نماز بخوانی.

مخارج اضافه نمی‏ داد

مخارج اضافه نمی‏ داد

امام به هیچ وجه مخارج اضافه به او نمی‏ داد.

نمی‏ خواستید بین جمعیت باشم

نمی‏ خواستید بین جمعیت باشم

گفتم نه خیر، به خاطر اینکه نمی‏ خواستید من در میان جمعیت باشم که بروم.

هرگز دستمال به سر نکشیدند

هرگز دستمال به سر نکشیدند

امام هنگام راه رفتن مقید بودند گوشه عبا را تا حدود سینه به دست بگیرند.

صفحه 65 از 101 < قبلی | 61 | 62 | 63 | 64 | 65 | بعدی >

پیش خوان

امام خمینی (ره): جناب حجت الاسلام دانشمند محترم آقای مفتح ... در دل ملت و جوانان آگاه ما حماسه آفریدند و آتش نهضت اسلامی‏‎ ‎‏را افروخته تر و جنبش قیام ملت را متحرک تر کردند.

شهید مفتح و پیوند تاریخی حوزه و دانشگاه

امام خمینی (س): شما بانوان در ایران ثابت کردید که در پیشاپیش این نهضت قدم برداشتید. شما سهم بزرگی در این نهضت اسلامی ما دارید.

زنان، عناصر ارزنده و مقاوم

پیشنهاد سردبیر

امام خمینی (ره): جناب حجت الاسلام دانشمند محترم آقای مفتح ... در دل ملت و جوانان آگاه ما حماسه آفریدند و آتش نهضت اسلامی‏‎ ‎‏را افروخته تر و جنبش قیام ملت را متحرک تر کردند.

شهید مفتح و پیوند تاریخی حوزه و دانشگاه

امام خمینی (س): شما بانوان در ایران ثابت کردید که در پیشاپیش این نهضت قدم برداشتید. شما سهم بزرگی در این نهضت اسلامی ما دارید.

زنان، عناصر ارزنده و مقاوم