عناوین مطالب خاطرات

ترحم نسبت به گروگان بیمار

ترحم نسبت به گروگان بیمار

امام قبل از هر چیز نظرشان متوجه بعد معنوی قضیه شد و دستور انتقال ایشان را صادر کردند.

ارادت امام به ائمه(ع)

ارادت امام به ائمه(ع)

امام حاضر نبودند کلمۀ على یا محمد در زیر پایشان قرار بگیرد؛ گرچه اسم حضرت رسول(ص) یا حضرت على(ع) نباشد.

تحسین همگان از رفتار و منش امام

تحسین همگان از رفتار و منش امام

امام درس رسائل مى‏ گفت، آقاى گلپایگانى کفایه، آقا سید احمد خوانسارى مکاسب و آقا سید محمد داماد رسائل تدریس مى‏ کرد.

ما معرفت الرجال نداریم

ما معرفت الرجال نداریم

تعدادی از حقوقدانان و دانشگاهیان جلسه‏ ای خصوصی با امام در سالن نمایش مدرسه علوی داشتند.

به تنهایی به درس می‏‏‏‏‏ رفتند

به تنهایی به درس می‏‏‏‏‏ رفتند

معمولاً‏ رسم بر این بود که طلاب پشت سر علما حرکت می ‏‏‏‏‏کردند، ولی امام خوششان نمی‏ آمد.

کوه صلابت بودند

کوه صلابت بودند

حالا که آن خاطرات به یادم می ‏آید خدا را سپاس می‏ گویم که ما را نصرت داد.

از بیت ‏المال نمی‏ توانم خرج کنم

از بیت ‏المال نمی‏ توانم خرج کنم

مرحوم آیت‏ الله اشراقی به امام گفتند این خانه را رنگی بزنید و درست کنید. امام فرمودند: «من از بیت ‏المال نمی‏ توانم خرج کنم.»

همان‏طور که حدس زده بودیم

همان‏طور که حدس زده بودیم

ایشان سر ساعت هشت و دو سه دقیقه زنگ می ‏‏زدند و ما برای گزارش کارها و انجام وظایفی که داشتیم خدمتشان می‏‏ رسیدیم.

این گل سه روزه است

این گل سه روزه است

به گل پژمرده ‏ای اشاره کرده و گفتند: «این هم منم.»

در مسأله نامحرم سختگیر بودند

در مسأله نامحرم سختگیر بودند

چون دامادها به همۀ اهل منزل محرم نیستند، امام با رفت و آمد زیاد دامادها موافق نبودند.

این آقا پدر من است

این آقا پدر من است

می‏ دیدم که این آقا مصطفی همیشه با یک سید خیلی باوقار و سنگین و متین به مدرسه می ‏آید.

نماز شب

نماز شب

امام رأس ساعت دو نیمه شب جهت اقامه نماز شب، از خواب بر می‏ خواستند.

روی کاغذ باطله می ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏نوشتی

روی کاغذ باطله می ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏نوشتی

وضع بیرونی منزلشان در کربلا طوری بود که من نمی‏ توانستم داخل بروم،گاهی مطالبم را روی کاغذی می‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ نوشتم و می‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ دادم.

وقتی مادرم صحبت می ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏کند

وقتی مادرم صحبت می ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏کند

امام هم مقید بودند و هم خیلی احتیاط ‏کار، حتی شهریه هم نمی‏ گرفتند.

من تنها باید اینجا بروم

من تنها باید اینجا بروم

وقتی امام از منزل بیرون آمدند طلبه ‏‏‏ها در خدمت ایشان و همراهشان حرکت کردند.

مگر من می ‏‏توانم به کوفه بروم؟

مگر من می ‏‏توانم به کوفه بروم؟

مرسوم بود که بزرگان نجف هرکدام یک منزل در کوفه و نزدیک شط فرات داشتند.

از شما توقع نداشتم

از شما توقع نداشتم

گفتم آقا شما اینجا نشسته‏ اید و می‏‏ خواهید مطالعه کنید و بنویسید، یک کولر شاید کفایت همه منزل را بکند.

این خانه تجملی است

این خانه تجملی است

خانۀ خود ایشان در کوچه پس کوچه بود و رفت و آمد مشکل بود.

صفحه 62 از 101 < قبلی | 61 | 62 | 63 | 64 | 65 | بعدی >

پیش خوان

امام خمینی (ره): جناب حجت الاسلام دانشمند محترم آقای مفتح ... در دل ملت و جوانان آگاه ما حماسه آفریدند و آتش نهضت اسلامی‏‎ ‎‏را افروخته تر و جنبش قیام ملت را متحرک تر کردند.

شهید مفتح و پیوند تاریخی حوزه و دانشگاه

امام خمینی (س): شما بانوان در ایران ثابت کردید که در پیشاپیش این نهضت قدم برداشتید. شما سهم بزرگی در این نهضت اسلامی ما دارید.

زنان، عناصر ارزنده و مقاوم

پیشنهاد سردبیر

امام خمینی (ره): جناب حجت الاسلام دانشمند محترم آقای مفتح ... در دل ملت و جوانان آگاه ما حماسه آفریدند و آتش نهضت اسلامی‏‎ ‎‏را افروخته تر و جنبش قیام ملت را متحرک تر کردند.

شهید مفتح و پیوند تاریخی حوزه و دانشگاه

امام خمینی (س): شما بانوان در ایران ثابت کردید که در پیشاپیش این نهضت قدم برداشتید. شما سهم بزرگی در این نهضت اسلامی ما دارید.

زنان، عناصر ارزنده و مقاوم