پنجم مهر ماه سال ۶۰ عملیاتی در تاریخ دفاع مقدس رقم خورد که نه تنها فرمان امام را جامه عمل پوشاند که حساب را نیز دست ارتش بعث عراق داد که باید سر جای خودش بنشیند.
امام در کل با جریانات با دید مثبت نگاه مى کردند. یعنى حمل به صحّت داشتند.
مى خواستند احیاناً ناراحت نشوم.
با اینکه واقعاً کار خطرناکى بود که یک جوان تنها و بدون شناسایى با امام دیدن کند اما امام پذیرفتند.
من کفران نعمت مى کنم یا شما که نعمت خدا را به این روز انداخته اید؟
والله ظلم است کسی در کنار دریای علم امیرالمؤمنین(ع) باشد و تشنه بخوابد.
مرحوم شهید محمد منتظرى زمانى که در نجف بودند، خبرهاى محرمانه اى را که از ایران مى آمد دریافت و تنظیم مى کردند.
در مورد نامگذارى کودکان، حضرت امام به نام ائمه خیلى اهمیت مى دادند.
همین که شما اینچنین فرزندانى دارید این بالاترین اجر است. شما باید صبر کنید و دعا کنید براى پیروزى اسلام.
من مسئولیت دارم به زنان بگویم در راهى که تاکنون رفته اید باید تجدید نظر کنید، به صحنه بیایید، در خراب کردن بنیان شاهنشاهى مشارکت کنید، درس بخوانید و به دانشگاه بروید.
موقعی که می خواستم از خدمتشان مرخص شوم سؤال کردند آیا از من گذشتید؟
حتی الامکان از کتابهایی که مسلمانان نوشته اند استفاده شود.
یک شب عده ای را مسلح به داخل حرم فرستاده بودیم و تمام مناطق مهم را تحت کنترل گرفتیم و بعد امام را به وسیله ماشین حفاظت کردیم و رفتیم تا حرم عبدالعظیم(ع).
از روز اول دیدارهای مردمی امام شروع شد. صبحها تا نماز ظهر ملاقات با آقایان بود و بعداظهر ها بعد از نماز و نهار حضرت امام یک استراحت مختصری می کردند و از ساعت سه به بعد خانمها برای دیدار امام می آمدند. برخی خانمها که جوان بودند...
مگر از نظر اداره مملکت امکان دارد که فردا بگویند همه زنها در خانه بنشینند؟
امام تمام تلاششان را می کردند که به مردم مستضعف، و مسلمانان محروم تا آن جا که می شود خدمت بشود.
از طرف امام پیام آوردند که ایشان دستور فرموده اند که شورای انقلاب اینجا را تخلیه کند و برود و کاری هم به من نداشته باشد.
آن روزها که انقلاب در آستانه پیروزى بود و ما در کنار امام بودیم، صفات و روحیات امام همه را متعجب کرده بود.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.