روایت رحیم صفوی از حصری که به فرمان امام شکسته شد

پنجم مهر ماه سال ۶۰ عملیاتی در تاریخ دفاع مقدس رقم خورد که نه تنها فرمان امام را جامه عمل پوشاند که حساب را نیز دست ارتش بعث عراق داد که باید سر جای خودش بنشیند.

عناوین مطالب خاطرات

پیام من با دلارهای امانتی چاپ نشود

پیام من با دلارهای امانتی چاپ نشود

امام توجه خاصی نسبت به حفظ بیت ‏المال داشتند و اینکه حالا یک نفر از اعضای دفترشان می‏‏‏‏خواهد منشور انقلاب را چاپ کند یا نکند برایشان اهمیت نداشت.

هر کسی می ‏توانست خودش را به امام برساند

هر کسی می ‏توانست خودش را به امام برساند

با خیال راحت و بدون مراعات حتی اصول ایمنی و امنیتی توی اتاقی که اطرافش همه شیشه بود با مردم تماس می‏ گرفتند.

نظم حتی در سلول انفرادی

نظم حتی در سلول انفرادی

طول آن سلول چهار قدم و نیم بود و من سه تا نیم ساعت طبق روال همه روزه‏ام در آنجا قدم زدم.

همواره با قرآن مأنوس بودند

همواره با قرآن مأنوس بودند

یک جزء قرآن را هشت قسمت کرده و هر قسمت را در زمان خاصی قرائت می‏ کردند.

به این مسافرت نروید

به این مسافرت نروید

امام توصیه کردند که به این مسافرت نروم و از خود بیشتر محافظت بکنم.

خیر، لازم نیست

خیر، لازم نیست

علت احتیاط امام مصرف برق آن تنها نبود ایشان خیلی از تجملات بدشان می‏‏ آمد.

رو به قبله وضو می‏ گرفتند

رو به قبله وضو می‏ گرفتند

در همه حال ذکر خداوند بر زبان و قلب ایشان جاری بود.

اگر حاضری جهنم را تحمل کنی

اگر حاضری جهنم را تحمل کنی

من دیگر حاضر نیستم به این طلبه به خاطر عدم لیاقتی که در او وجود دارد، پول سهم امام بدهم.

من هم کار خودم را می‏‏ کنم

من هم کار خودم را می‏‏ کنم

آنها این واهمه را دارند که مبادا در هنگام قدم زدن نتوانند امنیت شما را تأمین کنند.

یک‏ بار ندیدیم مهمانی بروند

یک‏ بار ندیدیم مهمانی بروند

بیشتر وقتشان را گذاشته بودند روی مطالعه و اهمیّت این کار را در عمل به ما نشان می‏‏ دادند.

به نماز می‏ ایستادیم

به نماز می‏ ایستادیم

هنگامی که صدای مؤذن به گوش می‏ رسید همگی به نماز می ‏ایستادیم.

نمی‏ خواستم معروف بشوم

نمی‏ خواستم معروف بشوم

جواب هایی که شما نوشته‏ اید بسیار متین است و من غرضی از انتشار کتاب اسرار هزار ساله نداشتم جز اینکه این سؤال ها برای مردم مطرح بود و من می‏ خواستم کسی مثل شما به آنها جواب بدهد.

من باید آتش را خاموش کنم

من باید آتش را خاموش کنم

شعله آتشی روشن شده و همهۀ کشور را فرا می‏ گیرد، و تنها من هستم که باید این آتش را خاموش کنم.

وظیفه ما عمل به احکام الهى است

وظیفه ما عمل به احکام الهى است

وظیفۀ ما عمل به احکام الهى است و این دیگر به عهدۀ خداست که نتیجۀ اعمال ما در زمان حیات ما یا پس از آن تحقق یابد.

بقیه حرف هایتان را با احمد بزنید

بقیه حرف هایتان را با احمد بزنید

در حالی که از جا بلند می‏‏ شدند خطاب به یاسر عرفات فرمودند: شما بقیه حرف هایتان را با احمد بزنید.

دستمالشان را درآوردند

دستمالشان را درآوردند

تمام زمانی که سخنران در کنارشان ایستاده بود و دربارۀ شخصیت استاد مطهری سخن می‏ گفت، امام در کمال آرامش و وقار گوش می‏ دادند.

از تظاهر به تقوی بیزار بودند

از تظاهر به تقوی بیزار بودند

در طول عمرشان دیده نشد در انظار مردم تسبیح بدست بگیرند و ذکر بگویند.

مثل اینکه غافل از خدا شدم

مثل اینکه غافل از خدا شدم

رژیم کارهایی می‏ کرد که مرجعیت شما را زیر سؤال ببرد و جنابعالی را از مقام مرجعیت به زیر بکشاند.

صفحه 69 از 103 < قبلی | 66 | 67 | 68 | 69 | 70 | بعدی >