بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.
یک جزء قرآن را هشت قسمت کرده و هر قسمت را در زمان خاصی قرائت می کردند.
امام توصیه کردند که به این مسافرت نروم و از خود بیشتر محافظت بکنم.
علت احتیاط امام مصرف برق آن تنها نبود ایشان خیلی از تجملات بدشان می آمد.
در همه حال ذکر خداوند بر زبان و قلب ایشان جاری بود.
من دیگر حاضر نیستم به این طلبه به خاطر عدم لیاقتی که در او وجود دارد، پول سهم امام بدهم.
آنها این واهمه را دارند که مبادا در هنگام قدم زدن نتوانند امنیت شما را تأمین کنند.
بیشتر وقتشان را گذاشته بودند روی مطالعه و اهمیّت این کار را در عمل به ما نشان می دادند.
هنگامی که صدای مؤذن به گوش می رسید همگی به نماز می ایستادیم.
جواب هایی که شما نوشته اید بسیار متین است و من غرضی از انتشار کتاب اسرار هزار ساله نداشتم جز اینکه این سؤال ها برای مردم مطرح بود و من می خواستم کسی مثل شما به آنها جواب بدهد.
شعله آتشی روشن شده و همهۀ کشور را فرا می گیرد، و تنها من هستم که باید این آتش را خاموش کنم.
وظیفۀ ما عمل به احکام الهى است و این دیگر به عهدۀ خداست که نتیجۀ اعمال ما در زمان حیات ما یا پس از آن تحقق یابد.
در حالی که از جا بلند می شدند خطاب به یاسر عرفات فرمودند: شما بقیه حرف هایتان را با احمد بزنید.
تمام زمانی که سخنران در کنارشان ایستاده بود و دربارۀ شخصیت استاد مطهری سخن می گفت، امام در کمال آرامش و وقار گوش می دادند.
در طول عمرشان دیده نشد در انظار مردم تسبیح بدست بگیرند و ذکر بگویند.
رژیم کارهایی می کرد که مرجعیت شما را زیر سؤال ببرد و جنابعالی را از مقام مرجعیت به زیر بکشاند.
خمینی عقیده دارد که خدا همیشه در کنار اوست.
ما طلاب، به امام و آیت الله بروجردی یکسان نگاه می کردیم.
نکته مهمی که سبب شد امام در حوزه محبوبیتی پیدا کنند شیوۀ برخورد ایشان با این مسأله بود.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.