بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.
امام سر سجاده نشستند دو رکعت نماز خواندند و از خدا طلب خیر کردند.
من شبها که بیدار می شوم او مشغول نماز شب و استغاثه است و راز و نیاز و مناجات با خدا می کند.
وقتی امام در نجف بودند تبلیغات مغرضین علیه امام زیاد بود.
هرگز به فکر این نبودند که با ثروتمندان و زراندوزان دنیا نزدیک باشند.
شاید کسی باور نکند که امام در جایگاه یک رهبر انقلابی و سیاسی، اکثر دعاهای «مفاتیح الجنان» را خوانده باشند!
برای امام مصاحبت کسانی که احساس می کردند از دیگران باتقواترند جالب تر بود.
بعد از تکبیرةالاحرام ذکر «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» را که مستحب است خیلی مقید بودند و می خواندند.
شرکت در این مجلس برای همه آزاد بود و هر کسی می توانست خدمتشان برسد.
هر وقت کسی قرآن را ختم می کرد و به آخر می رسید، رسم بود که به سایر بچه ها و به ملا، ناهار بدهد.
اگر در مجلس طلبه ای عادی می آمد، امام برایش احترام بیشتری قایل می شدند.
قبل از پیروزی انقلاب ایران هر چه توانسته بود در حق امام یاوه و مهمل گفته بود و بعد به دیدار ایشان رفته بود.
برای آنها بسیار عجیب بود که یک شخصیت جهانی با این همه دشمن که دارد با چه جرأت و شهامتی این چنین در اجتماعات و نماز جماعت ظاهر می شود.
امام به زیبایی و تمیزی و عطر عشق می ورزیدند.
به کربلا یا جای دیگر نمی توانستیم تلفن بزنیم. زیرا آن را تحریم کرده بودند.
این یخچال خیلی بزرگ است یک یخچال کوچکتر باشد بهتر است.
ایشان هیچ وقت از سهم امام استفاده نکردند تا وقتی که مجتهد و صاحب رساله شدند.
در مورد نظافت، امام حساسیت خاصی داشتند.
خبرنگاران از حکم شرعی پیوند اعضا از محضر امام استفسار کردند.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.