بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.
اینگونه تغییر، افتتاحیهاى جهت دستبرد اساسى به قوانین موضوعۀ این کشور خواهد شد.
اجازهٔ سخنگویی از طرف خودشان را به والاترین و برجسته ترین شخص مثل مرحوم حاج آقا مصطفی نمی دادند.
سرزمین اسلام متعلق به عموم مسلمانان است.
حتی اگر یک جمله شوخی می کردند در آن یک جمله هم نظر سازندگی داشتند.
همۀ مشکلات به نظرشان آسان می آمد.
ایشان هر روز مدتی قبل از وقت به انتظار شرکت در نماز جماعت حاضر بودند.
مفاتیح را دستان مبارکشان گرفته بودند و دعای عهد را قرائت می کردند.
تمام وسایل امام با نظم و در جای مخصوص به خود بود.
سقف اتاق آقا ترک خورده بود، خاک می ریخت.
شما یک جفت دارید یک سال می پوشید من هفت جفت دارم هفت سال می پوشم، اسراف نکردم.
الله اکبر اذان که شنیده می شد امام آماده نماز می شدند
بعد از نقل حادثه عکس العمل امام عادی بوده و با گفتن کلمه انا لله و انا الیه راجعون و از این قبیل که بسیار پرمعنا بود بردبارانه با حادثه برخورد می کردند.
بیایید هر کدام چند قاشقی از غذای خود را در این بشقاب بریزید تا به اندازه غذای یک نفر بشود.
مرتباً قالی های نفیسی برای امام ارسال می شد ولی ایشان حتی یکی از آنها را به آقا مصطفی یا خانم که نیاز داشتند نمی داد.
علوم انسانی علومی است که می تواند در معنویت و رشد و هدایت بشر مؤثر باشد.
برخورد امام با این گونه افراد به نحوی سازنده بود که باعث میشد روح توقع در طلاب بوجود نیاید
مرحوم شیخ نصرالله خلخالی یکی از عکسهای امام را از نجف به لبنان فرستاده بود
روزهای اولی که امام به پاریس تشریف بردند دو روز در حومه پاریس در منطقهای به نام کشان در آپارتمانی زندگی کردند.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.