بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.
امام فرمودند: چون در قم رسم نیست بچهها توپ داشته باشند
امام مطالب را خوب بیان مىکرد، خوب تقریر مىکرد و خوب تثبیت مىکرد.
خاطرۀ جالبى که از درس امام(ره) دارم اولین جملۀ اولین درس امام در نجف است.
از طرف کمیسیون دفاع مأمور شدم از امام سؤالی کنم.
روزى امام در خصوص ارثیه اى که از طرف مرحوم پدرشان به ایشان به ارث رسیده بود ما را خواستند.
امام در ملاقاتهاى خود، به برادران جانبازى که با ویلچر خدمتشان مى آمدند بیشتر از همه نگاه مى کردند.
امام در طول 60 سال هیچ وقت از خانم حتى یک لیوان آب نخواستند.
در رابطه با امور مالى حزب جمهورى اسلامی ما خودمان فکر می کردیم که حزب باید روى پاى خودش بایستد.
در قم مجاهدین خواستند با امام ملاقات کنند امام به آنها فرمودند: اصول دین خود را بنویسید
در ابتدای انقلاب که هر گروه و دستهای در مملکت یک روزنامه داشت.
تیمور بختیار کوشش میکرد به ملاقات امام بیاید.
در قضیه اعدام شهید نواب صفوی و سایر اعضای فداییان اسلام، امام از برخی مراجع دلخور شدند
امام روز شروع و ختم درس خود را به موعظه اختصاص می داد.
وقتی امام به قم رفته بودند، در کوچه استاد علامه طباطبایی ساکن شده بودند.
امام در کوچه و خیابان در عین اینکه وقار و متانت خاصی داشتند متواضع جلوه می کردند.
بیان امام در تدریس به قدری شیرین و رسا بود که هیچکس را نیازمند به اینکه از کس دیگری بپرسد و نظر امام را استفسار کند نبود.
شبى که امام از تهران عازم قم بودند، شوراى انقلاب خدمت ایشان بودند.
اواخر ماه مبارک رمضان چند نفر از صاحب منصبان عراق خدمت امام رسیدند
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.