پنجم مهر ماه سال ۶۰ عملیاتی در تاریخ دفاع مقدس رقم خورد که نه تنها فرمان امام را جامه عمل پوشاند که حساب را نیز دست ارتش بعث عراق داد که باید سر جای خودش بنشیند.
امام در مورد خوددارى از اسراف تأکید فراوان مىکردند.
ساختمان بیرونی منزل امام در نجف که ملاقات های ایشان در آنجا بود خرابه شده بود.
امام برنامه های رادیو و تلویزیون و نشریات داخلی را کنترل می کردند.
امام اگر کاری داشتند یا با کسی قرار می گذاشتند، از آن هیچ عدول نمی کردند.
یک روز امام زنگ زدند و فرمودند شیر آب چکه می کند.
امام تمام کارهایشان از نظم کافی برخوردار بودند.
عنایت و توجه خاص حضرت امام به شنیدن حرف شاگرد و حوصله کامل پاسخ گفتن برایم جالب بود
صاحب جواهر آن شب در کنار جنازۀ فرزندشان نشستند و به مقدارى که هر شب مىنوشتند همانجا نوشتند
یکى جنبۀ معنوى و روحانى امام بود که وقتى به محلى وارد مىشدند، کسى که شاگرد ایشان هم نبود و ارتباطى نداشت، مجذوب جاذبۀ ایشان مىشد.
در موارد زیادى اتفاق مى افتاد که امام به مناسبت و حتى بى مناسبت و ابتدا به ساکن، از افرادى سراغ مى گرفتند.
امام از همان دوران که ما بچه بودیم خیلی به دنبال اینکه ما را نصیحت کنند، نبودند
در یکى از ملاقاتهایی که قبل از انقلاب پس از آزادى از زندان با امام داشتم ایشان فرمودند: تو جوانى...
امام از اول عمرشان، چه وقتی که در قم بودند و چه موقعی که به نجف تبعید شدند...
پس از پیروزى انقلاب با پانزده نفر از طلاب خدمت امام مشرف شدیم
امام خمینى این رباعى را در سالهاى سیاه اختناق رضاخانى سرودند
امام طبق برنامهٔ همه روزه در مجلس درس حاضر گردید و با یک دنیا آرامش و اطمینان به تدریس پرداخت.
در مرز عراق که اتومبیل امام عازم کویت بود، امام چند کلمه اى سخن گفتند.
در سال 1323 امام به درخواست مسؤول کتابخانه وزیرى یزد نامه اى نوشتند که در جلد اول صحیفه نور موجود است.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.