آنچه که امام در خشت خام می دید به روایت مرحوم محمدنبی حبیبی

بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.

عناوین مطالب خاطرات

به کسی که برای من به زندان رفته جایزه نمی‏دهم

به کسی که برای من به زندان رفته جایزه نمی‏دهم

بعد از آزادی امام از زندان، روزی که در منزل آقای روغنی بودند، خواستم خدمت ایشان برسم

این دعا برای اوست

این دعا برای اوست

یکی از دوستان مقدار زیادی پول را به عنوان وجوه شرعی به من داد تا به امام بدهم.

همان روش را ادامه بدهید

همان روش را ادامه بدهید

امام می ‏‏کوشیدند هر امری که به صلاح جامعه است انجام بگیرد.

نماز اول وقت در اوج بیماری

نماز اول وقت در اوج بیماری

عرض کردم: «آقا شما در فقه مجتهد هستید و من در طب.

تمام مستحبات را انجام می‏دادند

تمام مستحبات را انجام می‏دادند

حتی بیماری مانع نی‏شدکه ایشان ریش خود را شانه نزنند.

همان مقدار که دکتر توصیه کرده مصرف شود

همان مقدار که دکتر توصیه کرده مصرف شود

سال 65 امام بدلیل عارضه قلبی مدتی را در بیمارستان مقابل حسینیه جماران بستری شدند.

پس از عمل جراحی تلویزیون خواستند

پس از عمل جراحی تلویزیون خواستند

امام در بدست آوردن اخبار منعکس شده از رادیوهای بیگانه اهتمام داشتند.

تحسین همگان از رفتار و منش امام

تحسین همگان از رفتار و منش امام

امام درس رسائل مى‏گفت، آقاى گلپایگانى کفایه، آقا سید احمد خوانسارى مکاسب و آقا سید محمد داماد رسائل تدریس مى‏کرد.

بررسى همه‏جانبه و بى‏نیازى از کتاب دیگران

بررسى همه‏جانبه و بى‏نیازى از کتاب دیگران

برنامۀ امام در تحقیقات علمى بسیار عجیب و بهت‏انگیز است.

ارادت برادر ارتشى

ارادت برادر ارتشى

در همان اوایل اسارت، یکى از برادران ارتشى را گرفتند و از او خواستند به امام توهین کند..

از شانه تا پاى بچه را دست کشیدند

از شانه تا پاى بچه را دست کشیدند

بعد از انقلاب وقتى حضرت امام به قم تشریف آوردند، معمولاً براى بازدید به منزل حضرات علما مى‏رفتند.

شکلات ایرانی

شکلات ایرانی

من و على هر موقع با هم تنها مى‏شدیم، به قصد گرفتن شکلات پیش خانم می رفتیم.

بافته‏هایشان را پنبه مى‏کردیم

بافته‏هایشان را پنبه مى‏کردیم

گاهى آخوندهایى از بغداد مى‏آمدند تا براى ما صحبت کنند و کارى کنند ما دست از‏امام‏و انقلاب برداریم.

چرا او را معالجه نمى‏کنند؟

چرا او را معالجه نمى‏کنند؟

یک روز فاطمه با بچه‏ها در بیت امام مشغول بازى بود، ناگهان شنید که بچه‏ها مى‏گویند امام آمد.

خمینی هر جا برود آنجا را کربلا و نجف می‏‏کند

خمینی هر جا برود آنجا را کربلا و نجف می‏‏کند

اواخر ماه مبارک رمضان چند نفر از صاحب منصبان عراق خدمت امام رسیدند.

روزی به اشتباه خود اقرار می ‏‏کنید

روزی به اشتباه خود اقرار می ‏‏کنید

اعضای دفتر و از جمله خود من از حضور سفیر شوروی در دفتر امام در آن وقت شب بسیار متعجب بودیم.

طلبه‏‏‏‏ ها ندارند

طلبه‏‏‏‏ ها ندارند

امام در مورد استفاده از امکانات زندگی، هم راجع به خودشان و هم راجع به اهل منزل جز به قدر ضرورت استفاده نمی‏ کردند.

چون مخالف واقع است تذکر می‏دهم

چون مخالف واقع است تذکر می‏دهم

امام از بازگو شدن ویژگیها و برجستگیهای دینی، علمی و اخلاقیشان ناراحت بودند.

صفحه 74 از 103 < قبلی | 71 | 72 | 73 | 74 | 75 | بعدی >