بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.
این خطمشى علامت یک تمرینى است که از اول نوجوانى داشتند.
امام فرمودند: بولتنهاى متعدد و مختلف بهصورت اسرافآمیزى منتشر مىشود
آن جناب در سرماى سوزان در رواق کوچک خانه خود روى یک صندلى کهنه نشسته بودند
یک بار عده ای از شخصیت های دولت عراق خدمت چند نفر از آقایان مراجع از جمله حضرت امام رسیده بودند .
در قضیه انتخابات انجمن هاى ایالتى و ولایتى امام قاطع تر از دیگر علما و مراجع به جنگ این توطئه آمدند.
یک روز براى ارعاب مردم در قم تیراندازى هوایی شده بود.
آیتالله مدنی تصور میکرد میتواند طرفداران خلق مسلمان را جذب کند.
چون در زیارت رجبیه مقاماتی را برای خدا ذکر کرده است که: «لا فرق بینک و بینهم الا انهم عبادک»
امام سعی بر آن داشتند کسانی که در پای درسشان حاضر میشدند صاحبنظر باشند.
این نقل قول از خود امام است چون در حضور من مکرر به پسر من می گفتند.
امام در یکی از تابستانها که در تهران بودند، در نماز جماعت آیتالله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی شرکت می کردند.
همیشه حقیقت رفتارشان با حقیقت گفتارشان تطابق داشت.
به اعتراف بسیاری از شاگردان امام، معظم له از نفاق و ریاکاری متنفّر بودند.
سؤالات بسیاری از حجاج و کاروانهای ایران از مراجع نجف دربارۀ دو رکعت نماز پشت مقام ابراهیم از طریق اینجانب به مراجع نجف عرضه شد.
امام از سنى که طلبه شدند و مشغول درس شدند، حالت مبارزه علیه استکبار را داشتند.
قبل از دستگیری امام روزی شایعهٔ رفتن شاه از ایران قوت گرفت.
امام نقل می کردند که صاحب جواهر برای نوشتن «جواهر» برنامه داشتند و هر شب مقداری از آن را می نوشتند.
هرگز نشد که حوادث و رویدادهای بزرگ سیاسی موجب شود که امام از برنامه حوزهای و تدریس فقه اسلام باز بمانند .
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.