بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.
بعد از فوت حضرت آیت الله بروجردی اوایل مرجعیت امام شور دیگری در مردم ایجاد کرده بود.
تنها کسی که از قم به عیادت آیت الله کاشانی رفت امام بود
عراقىها مىگفتند: اگر این یکى از یاران و طرفداران امام است، پس خود امام کیست؟
روزى دو دوشیزه فرانسوى به اقامتگاه امام آمدند و تقاضاى ملاقات با امام را داشتند
درس مرا آنچنان به وجد می آورد که تا دوشنبه و سه شنبه هفته بعد خودم را شدیداً تحت تأثیر آن می یافتم.
اگر امام ملاحظه می کردند که محصل علوم دینی به درس علاقه مند است و اشتغال به تحصیل دارد، در حد توان، به هر نحو ممکن به او کمک می کردند.
روزى نعمت الله نصیرى با نامه اى از دربار وارد اتاق شد و نامه را در مقابل حضرت آیت الله خمینى گذاشت.
من با کمال دقت و کنجکاوی شدید صورت امام را مورد توجه قرار داده بودم.
امام حاضر نمی شدند به خاطر همدردی با مردم به پناهگاهی که ساخته شده بود بروند
امام تشخیص داده بودند از کسی که به او اعتقاد ندارند و او را جزو ظلمه و فساق می دانند درخواست و خواهشی نکنند.
عملیات بدر را کسانى که دیده اند از شرایط سخت و دشوارى که براى ما پیش آمد، خبر دادند.
در ایامی که امام در بیمارستان تحت معالجه و عمل جراحی بودند لوله تنفسی در تراشه ایشان بود.
استاد علامه آقاى حاجآقا روحاللّه خمینى زعیم بزرگ شیعه از دانشمندان بزرگ و متفکر این عصراند
امام با فراستى که داشت به خوبى مىفهمید کدامیک از حاضرین در جلسه، درس را مىفهمند
رمز موفقیت امام در تربیت دانشمندان و محققان، در ویژگیهاى ایشان است.
از مسائلی که امام برای حیات علمی حوزۀ علمیه بعد از رحلت مرحوم آقای حائری یزدی ضروری میدانستند، حضور آیتالله بروجردی در قم بود
امام را از موقعی که به یاد دارم میان کتابهایشان میدیدم.
مام حتی نسبت به هدایت مخالفان و دشمنانشان تا اینقدر احساس دلسوزی میکردند.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.