بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.
یکبار که در خدمت امام بودم از ایشان در مورد حج مستحبی سؤال کردم.
زمانی که مدینه دوم بودیم عمال سعودی شب هنگام وحشیانه به بعثه امام حمله کردند.
امام فرمودند که اطلاعیه را به عربی ترجمه کنید و ترجمۀ عربی آن را چاپ کنید و به مکه بفرستید.
یکی از طلاب به امام عرض کرد: «شما چرا در بین صحبتهایتان از امام زمان(ع) کمتر اسمی میبرید؟»
هنگامی که میخواستیم از نماز جماعت امام با شخصیتهای سیاسی و خانواده شهدا در ماه رمضان فیلمبرداری کنیم
امام در مسجد جامع شهر قبل از غروب و در ماه مبارک رمضان درس اخلاق میگفتند.
روزی شنیدم که امام در ماه رمضان، با یک تخممرغ و یکی دو چایی افطار میکردهاند.
در سال 1325 در یک ماه رمضان که امام به محلات تشریف آوردند
به امام عرض کردم مطلب چه بود؟ فرمودند: «به شاه برخورد داشت.»
در آن زمان ادارۀ حوزه به عهدۀ سه نفر از علمای بزرگ بود که به علمای ثلاث معروف بودند.
امام خطاب به بنیصدر گفتند این را از مغزت بیرون کن که اگر در جنگ نباشی، جنگ شکست میخورد
قبل از سال 42 بود که پلههای جلوی ایوان منزل امام ساییده شده بود.
بعد از درگذشت مرحوم آیتالله بروجردی چهل روز درسهای حوزه علمیه قم تعطیل شد
یک روز امام مرا خواستند و فرمودند: «حکومت بعث بنا دارد حوزه نجف را منحل کند
امام به طلبهها میفرمودند: «اول اگر جوانها زیاد سراغ مستحبات بروند، از واجباتشان باز میمانند.»
برخورد امام با شاگردانش بسیار متواضعانه بود.
برخی از کاروانها توسط بنده از مراجع نجف استفتا کرده بودند که...
یکی از روزنامه نگاران از حضرت امام پرسید: عامل گستردگی عظیم نهضت شما چه بوده است؟
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.