بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.
شب قبل از پرواز نماز شب و نماز صبح خود را خیلی به آرامی و بر طبق معمول هر شب خودشان به جای آوردند.
اکنون ما در حضور آیت الله در اتاقی 2×3 متر و در خانه ای هستیم که در دورترین قسمت نجف واقع است.
وقتی برای چای بردن به اتاق ایشان می رفتیم، می دیدیم کتابهای زیادی را نیمه باز در اطرافشان چیده و مشغول مطالعه هستند.
امام هیچ وقت حتی یک چک یا یک امانت را بدون دلیل برای یک روز پیش خودشان معطل نمی گذاشتند.
امام همیشه می گفتند که در ساعت تفریح، درس نخوانید و در ساعت درس خواندن، تفریح نکنید.
امام در نجف که بودند طلاب ساعت های خود را از روی کار امام تنظیم می کردند.
امام در منزل خودشان در سال 1343 خطاب به رییس جمهور امریکا گفتند که منفور جامعه است.
دخترم نامه ات را خواندم، تو هر موقعی که دلت می خواهد می توانی بیایی اینجا.
امام از داخل اتاق به من اجازه ورود نداده و فرمودند من گفته بودم ساعت هشت، حالا برو فردا ساعت هشت بیا.
امام فوق آنچه در مورد مثل ایشان متصور و متوقع بود تا آخرین روزهای حیات وی نسبت به او اظهار علاقه می فرمودند.
مرحوم آیت الله طالقانی در اعتراض به دستگیری فرزندشان چند روزی به عنوان اعتراض از نظرها پنهان شدند.
ایشان برای اجازه دادن شفاهی به کسی که تمام وجودش ارادت به ایشان است تمام جهات شرعی را رعایت می کنند.
بعضی پیشنهاد کردند به علت عدم امنیت، محل استراحت ایشان را عوض کنند.
بین دو نماز مستحب است که عطر مصرف شود.
یکی از آقایان به یکی دیگر از علما گوشه و کنایه می زد.
امام توجه خاصی نسبت به حفظ بیت المال داشتند و اینکه حالا یک نفر از اعضای دفترشان میخواهد منشور انقلاب را چاپ کند یا نکند برایشان اهمیت نداشت.
با خیال راحت و بدون مراعات حتی اصول ایمنی و امنیتی توی اتاقی که اطرافش همه شیشه بود با مردم تماس می گرفتند.
طول آن سلول چهار قدم و نیم بود و من سه تا نیم ساعت طبق روال همه روزهام در آنجا قدم زدم.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.