روایتی از آیت الله پسندیده از تبعید امام خمینی به ترکیه

این سخنرانی و اعلامیه که بسیار آموزنده و مستدل بود در قلوب افراد مومن و جمعیت ها آثار بسیار مطلوبی داشت و علاوه بر شاه، دولت آمریکا را درصدد توطئه گری علیه قائد عظیم الشان ایران قرار داد و موجب شد که در شب ۱۳ آبان ۱۳۴۳ ماموران و کماندوهای زیادی منزل را محاصره و معظم له را از منزل خارج کردند و سوار ماشین فولکس کرده و همراه نظامی ها حرکت کردند و در خیابان دیگری سوار ماشین شورلت کرده و به تهران بردند.

عناوین مطالب خاطرات شخصیت ها

تحسین همگان از رفتار و منش امام

تحسین همگان از رفتار و منش امام

امام درس رسائل مى‏ گفت، آقاى گلپایگانى کفایه، آقا سید احمد خوانسارى مکاسب و آقا سید محمد داماد رسائل تدریس مى‏ کرد.

به تنهایی به درس می‏‏‏‏‏ رفتند

به تنهایی به درس می‏‏‏‏‏ رفتند

معمولاً‏ رسم بر این بود که طلاب پشت سر علما حرکت می ‏‏‏‏‏کردند، ولی امام خوششان نمی‏ آمد.

کوه صلابت بودند

کوه صلابت بودند

حالا که آن خاطرات به یادم می ‏آید خدا را سپاس می‏ گویم که ما را نصرت داد.

از بیت ‏المال نمی‏ توانم خرج کنم

از بیت ‏المال نمی‏ توانم خرج کنم

مرحوم آیت‏ الله اشراقی به امام گفتند این خانه را رنگی بزنید و درست کنید. امام فرمودند: «من از بیت ‏المال نمی‏ توانم خرج کنم.»

همان‏طور که حدس زده بودیم

همان‏طور که حدس زده بودیم

ایشان سر ساعت هشت و دو سه دقیقه زنگ می ‏‏زدند و ما برای گزارش کارها و انجام وظایفی که داشتیم خدمتشان می‏‏ رسیدیم.

این گل سه روزه است

این گل سه روزه است

به گل پژمرده ‏ای اشاره کرده و گفتند: «این هم منم.»

این آقا پدر من است

این آقا پدر من است

می‏ دیدم که این آقا مصطفی همیشه با یک سید خیلی باوقار و سنگین و متین به مدرسه می ‏آید.

نماز شب

نماز شب

امام رأس ساعت دو نیمه شب جهت اقامه نماز شب، از خواب بر می‏ خواستند.

روی کاغذ باطله می ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏نوشتی

روی کاغذ باطله می ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏نوشتی

وضع بیرونی منزلشان در کربلا طوری بود که من نمی‏ توانستم داخل بروم،گاهی مطالبم را روی کاغذی می‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ نوشتم و می‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ دادم.

من تنها باید اینجا بروم

من تنها باید اینجا بروم

وقتی امام از منزل بیرون آمدند طلبه ‏‏‏ها در خدمت ایشان و همراهشان حرکت کردند.

مگر من می ‏‏توانم به کوفه بروم؟

مگر من می ‏‏توانم به کوفه بروم؟

مرسوم بود که بزرگان نجف هرکدام یک منزل در کوفه و نزدیک شط فرات داشتند.

از شما توقع نداشتم

از شما توقع نداشتم

گفتم آقا شما اینجا نشسته‏ اید و می‏‏ خواهید مطالعه کنید و بنویسید، یک کولر شاید کفایت همه منزل را بکند.

این خانه تجملی است

این خانه تجملی است

خانۀ خود ایشان در کوچه پس کوچه بود و رفت و آمد مشکل بود.

خدا به ما نعمتی داد

خدا به ما نعمتی داد

ایشان خیلی قاطعانه در مقابل این فاجعه بزرگ و مصیبت کمرشکن ایستادگی کردند و در برنامه درس و نماز و مطالعاتشان کوچکترین تغییری به وجود نیامد.

تنظیم اوقات زندگی

تنظیم اوقات زندگی

امام هر کاری را روی همان زمان‏بندی و تنظیم خاص انجام می‏ دادند.

می ‏خواستم دستش را ببوسم

می ‏خواستم دستش را ببوسم

پیرمردی به امام عرض کرد من دوتا از فرزندانم شهید و مفقودالاثر شده‏ اند اجازه بفرمایید خودم هم بروم به جبهه.

منزل ساده امام در نجف و تهران

منزل ساده امام در نجف و تهران

امام همچون صدها طلبه معمولی اجاره ‏نشین بودند.

نظم امام در منزل

نظم امام در منزل

افراد خانوادۀ ایشان از حرکات و کارهای امام حد و حدود اوقات را به دست می ‏‏آوردند.

صفحه 46 از 59 < قبلی | 46 | 47 | 48 | 49 | 50 | بعدی >