خاطرات منتشر نشده از مرحوم نورالله شاه آبادی، فرزند آیت الله محمدعلی شاه آبادی (استاد عرفان امام خمینی) از دوران همکاری با آیت الله شهید بهشتی

از همان دوران، من و آقای بهشتی به این فکر بودیم که شاید برای تبلیغات اسلامی و پیشبرد حرکت اسلامی، بهتر باشد به کشورهای زنده، از جمله آلمان برویم. آلمان از جهات مختلف بستر بسیار مساعدی بود؛ به ویژه اینکه پس از جنگ جهانی دوم موقعیت خاصی پیدا کرده بود.

عناوین مطالب خاطرات شخصیت ها

همه را به دیگران می‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ دادند

همه را به دیگران می‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ دادند

هرچه برای ایشان سوغات یا هدیه می ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏آوردند همه را به دیگران می‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ دادند.

نمونه کامل یک رفتار

نمونه کامل یک رفتار

حتی در حرکت و سکون امام هم، نظم و برنامه ویژه ‏ای حکمفرمایی می‏‏ کرد.

کسی بین دو خط فرق نمی‏ گذاشت

کسی بین دو خط فرق نمی‏ گذاشت

یکبار من نصف کاغذ را نوشتم و نصف دیگرش را ایشان نوشتند و هیچ‏کس نمی‏ توانست بین این دو خط فرق بگذارد.

همه می‏ میریم بفرمایید سر کارتان

همه می‏ میریم بفرمایید سر کارتان

اهل آسمانها می‏ میرند و از اهل زمین کسی باقی نمی‏ ماند همه می‏ میریم.

خیالتان راحت باشد

خیالتان راحت باشد

حاج احمد آقا مدتی طولانی به انتظار ایستاد، اما امام غرق در راز و نیاز با خداوند بودند.

اینها می‏‏ گویند من تبعید نشده ‏ام

اینها می‏‏ گویند من تبعید نشده ‏ام

من نیامده ‏ام اینجا که دکان اینها را تخته کنم، بلکه آمده‏ ام که اینها را آقا کنم.

کلمه انقلاب اسلامی را ذکر کنید

کلمه انقلاب اسلامی را ذکر کنید

باید کلمۀ انقلاب اسلامی ‏‏را حتماً ذکر کند و از هیچکس باک نداشته باشد.

نجف مانند امام ندیده است

نجف مانند امام ندیده است

بعضی مراجع امتیازاتی برای بعضی قایل بودند که گاهی جنبه‏ های دیگری هم داشت.

من بر تو منت دارم

من بر تو منت دارم

من باید بر تو منّت داشته باشم که مسؤولیت بزرگی را از گردن تو برداشتم و به عهدۀ خود واگذار نمودم.

غلط کرده است

غلط کرده است

نوجوانی سؤال کرده بود که پدرش فردی لاابالی و بی‏‏ دین است و به او گفته من راضی نیستم که در منزل من نماز بخوانی.

مخارج اضافه نمی‏ داد

مخارج اضافه نمی‏ داد

امام به هیچ وجه مخارج اضافه به او نمی‏ داد.

هرگز دستمال به سر نکشیدند

هرگز دستمال به سر نکشیدند

امام هنگام راه رفتن مقید بودند گوشه عبا را تا حدود سینه به دست بگیرند.

ما جای خلوتی نداریم

ما جای خلوتی نداریم

این مطلب بدان جهت بود که آنان نتوانند با توجه به اینکه ملاقاتشان با امام خصوصی بوده است مطالبی را برخلاف اظهار کنند.

قلم و کاغذت را بردار و برو

قلم و کاغذت را بردار و برو

وقتی مأمور پرسش های خود را در حضور امام مطرح ساخت با‏‏ بی‏‏ اعتنایی و سکوت ایشان مواجه شد.

طلبه ‏‏‏‏ها ندارند

طلبه ‏‏‏‏ها ندارند

وقتی که ایشان در نجف بودند مانند سایر طلبه ‏‏‏‏ها یخچال نداشتند.

ایشان ساقط خواهد شد

ایشان ساقط خواهد شد

من گرفتار تکلیف شرعی هستم، باید ظرف ده روز حساب همه چیز را روشن کند و الا من ناچارم عکس‏ العمل نشان بدهم و ایشان ساقط خواهد شد.

فهمیدم مصطفی را گرفته ‏اند

فهمیدم مصطفی را گرفته ‏اند

چندی پیش با موافقت سازمان، نامه‏‏ ای به خانواده‏ ام نوشتم، در جواب نوشته بودند آقا مصطفی فعلاً استراحت می‏‏ کند. در نتیجه فهمیدم که او را دستگیر کرده ‏اند.

وقتی امام زنگ می‏‏ زدند

وقتی امام زنگ می‏‏ زدند

امام هیچ وقت حتی یک چک یا یک امانت را بدون دلیل برای یک روز پیش خودشان معطل نمی‏ گذاشتند.

صفحه 47 از 58 < قبلی | 46 | 47 | 48 | 49 | 50 | بعدی >