خاطرات منتشر نشده از مرحوم نورالله شاه آبادی، فرزند آیت الله محمدعلی شاه آبادی (استاد عرفان امام خمینی) از دوران همکاری با آیت الله شهید بهشتی

از همان دوران، من و آقای بهشتی به این فکر بودیم که شاید برای تبلیغات اسلامی و پیشبرد حرکت اسلامی، بهتر باشد به کشورهای زنده، از جمله آلمان برویم. آلمان از جهات مختلف بستر بسیار مساعدی بود؛ به ویژه اینکه پس از جنگ جهانی دوم موقعیت خاصی پیدا کرده بود.

عناوین مطالب خاطرات شخصیت ها

جلوگیری از اشراف در ادارات و سازمان ها

جلوگیری از اشراف در ادارات و سازمان ها

امام فرمودند: بولتنهاى متعدد و مختلف به‏صورت اسراف‏آمیزى منتشر مى‏شود

از طریق جراید دنیا تکذیب می‏‏ کنم

از طریق جراید دنیا تکذیب می‏‏ کنم

یک بار عده ‏ای از شخصیت‏ های دولت عراق خدمت چند نفر از آقایان مراجع از جمله حضرت امام رسیده بودند .

اینجا که مجلس روضه‏خوانی نیست

اینجا که مجلس روضه‏خوانی نیست

امام سعی بر آن داشتند کسانی که در پای درسشان حاضر می‏شدند صاحبنظر باشند.‏

رفتار و گفتارشان مطابق بود

رفتار و گفتارشان مطابق بود

همیشه حقیقت رفتارشان با حقیقت گفتارشان تطابق داشت.

رفتار و گفتارشان مطابق بود

رفتار و گفتارشان مطابق بود

من یک مرتبه هم ندیدم امام در کارهایشان حتی یک حیله شرعی به کار برده باشند.

اسلام به من بستگی ندارد

اسلام به من بستگی ندارد

روزی یکی از دوستان و شاگردان امام به بنده پیشنهاد کرد خدمت ایشان بروم بلکه موافقتشان را برای چاپ رساله بدست آورم.

سادگی امام مرا مجذوب خود کرد

سادگی امام مرا مجذوب خود کرد

امام در پاریس در یک خانه کوچک زندگی می ‏کرد که دو اتاق بیشتر نداشت.

باید این القاب برداشته شود

باید این القاب برداشته شود

وقتی امام متوجه مطلب شدند با کمال قاطعیت از توزیع آن منع کردند.

تشک را کنار زدند

تشک را کنار زدند

امام در مسجد جامع شهر قبل از غروب و در ماه مبارک رمضان درس اخلاق می‏‏گفتند.

برخورد قاطع امام با بنی صدر

برخورد قاطع امام با بنی صدر

امام خطاب به بنی‏صدر گفتند این را از مغزت بیرون کن که اگر در جنگ نباشی، جنگ شکست می‏‏خورد

 تفریحات مشروع داشته باشید

تفریحات مشروع داشته باشید

امام به طلبه‏ها می‏فرمودند: «اول اگر جوانها زیاد سراغ مستحبات بروند، از‏ واجباتشان باز می‏مانند.»

ظاهراً بطلان حج است

ظاهراً بطلان حج است

برخی از کاروانها توسط بنده از مراجع نجف استفتا کرده بودند که...

نیمه شب صدای قلم و کاغذ می‏‏آمد

نیمه شب صدای قلم و کاغذ می‏‏آمد

امام در 24 ساعت چهار ساعت بیشتر نمی‏خوابیدند

ما معرفت الرجال نداریم

ما معرفت الرجال نداریم

تعدادی از حقوقدانان و دانشگاهیان جلسه‏ای خصوصی با امام در سالن نمایش مدرسه علوی داشتند.

پیام من با دلارهای امانتی چاپ نشود

پیام من با دلارهای امانتی چاپ نشود

زمانی که پیام برائت امام منتشر شد، من معتقد بودم که این پیغام تنها برای مردم ایران اسلامی نیست

من رویه‏ام این نیست

من رویه‏ام این نیست

در تنفس از آقای رجایی خواستم که با امام ملاقات کنند تا ببینند مسأله چیست؟

مطبوعات به تفرقه دامن نزنند

مطبوعات به تفرقه دامن نزنند

در ملاقاتی با امام در مورد کیهان از امام راهنمایی خواستم.

من از اول نهضت شما را می‏‏شناسم

من از اول نهضت شما را می‏‏شناسم

اولین باری که خصوصی خدمت امام رسیدم در همان اتاق پنج دری منزل ایشان در قم بود.

صفحه 51 از 58 < قبلی | 51 | 52 | 53 | 54 | 55 | بعدی >