امام خمینی زمانی که از کشتار مردم (در 15 خرداد 42)  آگاه شد، غم و اندوهی جانکاه به وی دست داد و پس از آزادی در سخنرانی خود در 21 فروردین 43 با اشاره به ابعاد قیام 15 خرداد از کشتار مردم در 15 خرداد به عنوان مصیبت یاد کردند و از آن پس بارها از این مصیبت با تلخی و اندوه یاد می‌کردند. از جمله در 15 خرداد 43 در اعلامیه‌ای به همراه مراجع تقلید حضرات آیات میلانی، مرعشی نجفی، قمی بیانیه‌ای در این باب صادر کردند.

در این بیانیه ضمن یادآوری فاجعه 15 خرداد و محکوم کردن این عمل ننگین، بر وظیفه علما و دفاع از اسلام و استقلال مملکت و مقابله با ظلم و بیداد، بر وابستگی رژیم شاه به اجانب به ویژه اسرائیل و صهیونیسم اشاره و خطر آن را گوشزد کرده‌اند. در این اعلامیه سالروز 15 خرداد عزاى ملى اعلام شده بود. این نخستین اعلامیۀ امام خمینى پس از آزادى از زندان مى ‏باشد که با امضاهاى برخى از علماى طراز اول قم و مشهد همراه است. اعلامیه مشترک، در آن شرایط گام دیگرى بود براى ایجاد اتحاد و اتفاق در جامعۀ روحانیت، و به نوبۀ خود داراى اهمیت ویژه‏اى بود که مایۀ امید ملت مسلمان ایران شد. این اعلامیه در روز هشتم محرم 84 مطابق با 30/2/43 منتشر شد.

متن آن چنین است:

روز دوازدهم محرم عزاى ملى اعلام مى ‏شود

بسم ‏اللّه‏ الرحمن الرحیم

إنَّا للَّهِ و إنَّا الَیهِ رَاجِعُونَ‏

و سَیَعلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ

یک سال از فاجعه خونین 12 محرّم 83 (15 خرداد 1342) گذشت. یک سال از مرگ فجیع عزیزان ملت سپرى شد. یک سال از بى‏ خانمان شدن و بى ‏سرپرست شدن یتیمان بى‏ پدر و زنهاى بى‏ شوهر و مادران داغدیده گذشت. واقعه 15 خرداد ننگ بزرگى براى هیأت حاکمه به بار آورد. این واقعه فراموش شدنى نیست. تاریخ آن را ضبط کرد. آیا ملت مسلمان چه جرمى مرتکب شده بود؟ زنها و اطفال صغیر چه گناهى کرده بودند؟ چرا آنها را به مسلسل بستند؟ علماى اسلام و خطباى مذهبى چه جرمى داشتند؟ گناه آنها دفاع از حق بود؛ دفاع از قرآن کریم بود. به جرم نصایح مشفقانه و صلاح ‏اندیشى اهانت شدند، به حبس کشیده شدند، محصور گردیدند، مبتلا به مصایب شدند.

علماى اسلام وظیفه دارند از احکام مسلّمه اسلام دفاع کنند، از استقلال ممالک اسلامى پشتیبانى نمایند، از ستمکاری ها و ظلمها اظهار تنفر کنند، از پیمان با دشمنان اسلام و استقلال و ممالک اسلام اظهار انزجار کنند، از اسرائیل و عمال اسرائیل- دشمنان قرآن مجید و اسلام و کشور- برائت جویند، از اعدام هاى بى‏ جهت و تبعیدهاى دسته جمعى و محاکمات غیر قانونى و محکومیت هاى بدون مجوز بیزارى جویند؛ و صلاح حال ملت و مملکت را در هر حال بیان کنند. اینها جرم است؟ اینها ارتجاع سیاه است؟ در این مملکت تمام فرق ضاله آشکارا تبلیغ ضد اسلامى مى ‏کنند، محافل آزاد دارند، مجالس علنى دارند. مسیحیین، فرستنده در کلیساى انجیلى در تهران دارند، مؤسسه در کرمانشاه دارند؛ مدارس رسمى دارند، برخوردار از پشتیبانى دولتها هستند، نشر کتب ضد دینى آزاد است؛ فقط مسلمانها و مبلغین مذهبى و علماى اسلام آزاد نیستند. تبلیغات دینى و بیان قانون ‏شکنیها «ارتجاع سیاه» شناخته شده و ممنوع گردیده. محافل دینى و مجامع مذهبى محتاج به اجازه شهربانی ها و سازمانهاست. دستجات عزادارى بر حضرت سید الشهداء- علیه الصلاة و السلام باید محدود و ممنوع باشد.

ما نمى‏ دانیم اینها چه بستگى با اسرائیل و عمال اسرائیل دارند! آیا براى مملکت کهنسالى مثل ایران ننگ نیست که دولت اسرائیل بگوید ما حمایت از ایران مى ‏کنیم! ایران بزرگ تحت الحمایه اسرائیل است؟ آیا خلاف مصالح کشور نیست که مطالب خودساخته بى‏سر و پایى را در افواه ملت بیندازند، و روزنامه ‏ها در اطرافش بحث کنند و ضعف دولت را بر ملا نمایند؟ این سیاست غلط نیست؟ این فضیحت نیست؟ اینها ملت را خواب فرض کردند.

ما براى دفاع از اسلام و ممالک اسلامى و استقلال ممالک اسلامى در هر حال مهیا هستیم. برنامه ما برنامه اسلام است، وحدت کلمه مسلمین است، اتحاد ممالک اسلامى است، برادرى با جمیع فرق مسلمین است در تمام نقاط عالم، هم پیمانى با تمام دوَل اسلامى است در سراسر جهان؛ مقابل صهیونیست، مقابل اسرائیل، مقابل دوَل استعمارطلب، مقابل کسانى که ذخایر این ملت فقیر را به رایگان مى‏ برند و ملت بدبخت در آتش فقر و بیکارى و بینوایى مى ‏سوزد. در حضور چهره ‏هاى رنگ پریده از گرسنگى و بینوایى دائماً دولتها دم از ترقى و پیشرفتهاى اقتصادى مى ‏زنند.

این حقایق تلخ ما را به تنگ آورده، علماى اسلام را رنج مى ‏دهد. اگر اینها «ارتجاع‏ سیاه» است بگذار ما مرتجع باشیم! ما از واقعه 12 محرّم (15 خرداد) خجلت مى‏ کشیم. واقعه شوم 15 خرداد و مدارس علمى، فیضیه و غیر آن، پشت ما و هر مسْلم غیرتمند را مى ‏شکند؛ تا هیأت حاکمه چه عقیده داشته باشد! ملت اسلام این مصیبت را فراموش نمى ‏کند. ما روز 12 محرّم را عزاى ملى اعلام مى‏ کنیم. بگذار ما را مرتجع بخوانند، کهنه ‏پرست بدانند.

ما از عواقب این اعمال جائرانه خائف هستیم و نصیحت هیأت حاکمه را لازم مى‏ دانیم؛ و کراراً نصیحت کردیم و خیر و صلاح را گوشزد کردیم، و رعایت نشده است. ما مصلحت مى ‏دانیم که دولت، رویّه را تغییر دهد. سازمانها و شهربانی ها را این قدر بر ملت ستمدیده و بر علماى اسلام و خطباى محترم چیره نکند. از این اعمال خلاف قوانین اگر مى ‏توانند جلوگیرى کنند. علاقه علماى اسلام به ممالک و قوانین اسلامى علاقه الهى ناگسستنى است‏.

ما از جانب خداى تعالى مأمور حفظ ممالک اسلامى و استقلال آنها هستیم و ترک نصیحت و سکوت [را] در مقابل خطرهایى که پیش ‏بینى مى‏ شود براى اسلام و استقلال مملکت جرم مى ‏دانیم؛ گناه بزرگ مى ‏دانیم؛ استقبال از مرگ سیاه مى‏ دانیم. پیشواى بزرگ ما، حضرت امیر المؤمنین- علیه السلام- سکوت را در مقابل ستمکارى جایز نمى ‏دانست؛ و ما نیز جایز نمى‏ دانیم. وظیفه ما ارشاد ملت است، ارشاد دولتهاست، ارشاد جمیع دستگاه هاست. ما از این وظیفه به خواست خداى تعالى خوددارى نمى‏ کنیم‏.

در این زمان، سکوت در مقابل ستمکارى، اعانت به ستمکاران است. وظایف اسلامى وظیفه ما تنها نیست وظیفه تمام طبقات است، وظیفه مراجع اسلام است، وظیفه علماى اسلام است؛ وظیفه خطباى اسلام است؛ وظیفه تمام ملت است؛ وظیفه تمام ممالک اسلامى و ملل اسلام است. ما امید واثق داریم که ملل اسلامى در آتیه نزدیکى بر استعمار چیره شوند. و ما در موقع خود، به خواست خداى تعالى، از هیچ گونه فداکارى دریغ نمى‏ کنیم‏. از خداوند تعالى صلاح حال ممالک اسلامى و ملل اسلام و دولتهاى اسلامى را خواستاریم. «اللَّهُمَّ اجْعَلْ أَفئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهوى إِلَینَا» و السلام على من اتبع الهدى‏

روح اللَّه الموسوی الخمینى، محمد هادى الحسینى المیلانی، شهاب الدین النجفی المرعشى، حسن الطباطبایى القمی‏

(صحیفه امام، ج‏1، ص: 335) 

. انتهای پیام /*