پرتال امام خمینی (س)ـ حجت الاسلام و المسلمین محمدکاظم طباطبائی: «انسان» به عنوان اشرف مخلوقات و برترین موجود آفرینش، از ویژگی­ها و خصوصیاتی برخوردار است که او را از دیگر موجودات متمایز می کند. کرامت و بزرگواری ذاتی انسان، هدیه الهی نسبت به این مخلوق ویژه است که در شکل ظاهری، نیروی تعقل و تفکر، دارا بودن اراده و اختیار نسبت به پیشرفت خویش، انتخاب خیر از شر و... نمود و بروز یافته است.



دارا بودن این خصوصیات، انسان را شایسته تکریم و بزرگداشت ساخته است. اگرچه او با انتخاب خود می ­تواند مسیر بزرگواری و شرافت را ادامه داده و به قله های آن دست یابد و یا با انتخاب مسیر ذلت و پستی، خواری دنیا و آخرت خویش را رقم زند.


«کرامت انسان» در قرآن، سخن و سیره نبوی و سنت معصومین (ع) مورد توجه قرار گرفته است. آنان که مظهر تام و اکمل کرامت، شرافت و بزرگواری هستند، علاوه بر یادآوری بزرگواری ذاتی انسان، راهکارهای تجلی کرامت و تکامل آن را نیز بیان داشته اند. اکنون در این اقیانوس پرگهر معارف، در پی جستجو و دستیابی به گوهرهای ناب جلوه کرامت انسان در سخن و سیره امام علی(ع) هستیم.


مقایسه این گفتارهای الهی با روش، منش و سیرۀ امام خمینی (ره) سبب ملموس تر شدن مصادیق موجود در سیره علوی می گردد.


کرامت انسان


واژه کرامت برگرفته از ریشه کرم بوده و بر بزرگواری، شرافت و نفاست شی دلالت می کند.[1]


این واژه در مقابل لفظ «هوان» و «لؤم»؛ به معنای پستی و ذلت قرار دارد.


وَمَنْ یُهِنْ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُکْرِمٍ؛[2] هرکسی را که خدا او را پست سازد هیچ­کس او را بزرگ نخواهد داشت.


بنابراین واژه کرم، کریم و کرامت بر گونه­ ای از بزرگی، بزرگواری، عزت و نفاست دلالت داشته و در مقابل پستی، فرومایگی، ذلت، خواری و کوچکی قرار دارد.[3]


انسان، به عنوان برترین مخلوق الهی، دارای کرامت ویژه نسبت به دیگر موجودات است. خداوند کریم متعال، در بزرگداشت و برتری این مخلوق فرموده است: وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنْ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً؛[4] ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آنها را در خشکی و دریا (بر مرکب های راهوار) حمل کردیم و از انواع روزی های پاکیزه به آن­ها روزی دادیم و آن­ها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ایم برتری بخشیدیم.


مظهر کرامت انسان، دارا بودن روحی خدایی است: وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی؛[5]  این سخن، جلوه کرامت الهی و مظهر و نمود عقل و برتری انسان است.


به سبب دارا بودن این کرامتها، انسان به مقام خلافت الهی رسیده و گوی سبقت را از دیگران ربوده است.


وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَة؛[6]


جلوۀ دیگر تکریم الهی نسبت به انسان، آن است که او را بر دیگران بزرگی بخشید و به مقام شناخت و دانش الهی رساند  وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا؛[7] مقامی که حتی فرشتگان نیز فاقد آن بودند.


و در نهایت به سبب دارا بودن این ویژگی ها و خصوصیات بود که انسان مسجود ملائک قرار گرفت: وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَی وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنْ الْکَافِرِینَ؛[8]


امام علی (ع) با اشاره به این واقعه، سجده بر آدم را سبب گرامیداشت مقام انسان می شمارد:


«واستأدی الله سبحانه الملائکة ودیعته لدیهم وعهد وصیته إلیهم فی الإذعان بالسجود له والخشوع لتکرمته فقال سبحانه اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ [9]»؛[10] خداوند از فرشتگان خواست که ودیعه الهی و پیمان او را با سجود بر انسان و قبول کرامت و بزرگی او ادا کنند. آن جا که فرموده است: بر آدم سجده کنید و آنان هم سجده کردند مگر ابلیس.


تبیین کرامت انسان با توجه به امر خداوند به سجده بر آدم، در آثار امام خمینی (ره) نیز مورد اشاره قرار گرفته است.


کرامت ذاتی و کرامت استحصالی


آیات مذکور، به کرامت ذاتی انسان اشاره کرده اند. بنابراین انسان ـ بما هو انسان ـ دارای شرافت، عزت، بزرگی و بزرگواری خاص خویش است که او را از دیگر موجودات و مخلوقات، متمایز می کند.


این بزرگواری و برتری ذاتی از تفضلات الهی بوده و شایسته تکریم و بزرگداشت است. همچنین این برتری ذاتی، فراگیر بوده و نسبت به همۀ انسان­ها جاری است. نمود و بروز دیگر کرامت در انسان، آن است که به او این قدرت عطا شده که کرامت خویش را زیادت بخشد و با تحصیل کمالات انسانی و پاکسازی رذیلت های وجودی، به بزرگواری و شرافت بیشتر دست یابد آیه إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ؛[11] به این شرافت فراروی او اشاره دارد و کرامت انسان متقی را بیشتر و برتر از مردمان غیر متقی دانسته و مقام او، را در نزد پروردگار،  والاتر شمرده است.


خداوند در توصیف رسولان گرامی خویش آنان را عِبادٌ مُکرِمُونَ خوانده و ویژگی آنان را، اطاعت از دستورات الهی بیان کرده است:


بَلْ عِبَادٌ مُکْرَمُونَ لَا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ؛[12] آنان بندگان گرامی خدا هستند که از پیش خود سخنی نمی­ گویند و تنها به اوامر الهی عمل می کنند.


دارا بودن عقل و برخورداری از نیروی تعقل، بروز مظهر کرامت بزرگ انسان و تمایز او از دیگر موجودات است. این ویژگی موجب تعالی او و دستیابی به مقامات بالاتر و ارزشمندتر می گردد. دارا بودن عقل، سبب به­ وجود آمدن شایستگی در انسان برای ارسال پیامبران (ع) و دستگیری از او در راهیابی به بزرگواری های بیشتر است. اختیار و اراده انسان در راهیابی به والایی ها، نمونه ای دیگر از بزرگداشت او است. او این شایستگی را دارد که راه صحیح را بیابد، آن را انتخاب کند و با ارادۀ خویش به کمالات دیگر دست یابد. إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِراً وَإِمَّا کَفُوراً؛ [13] طبیعی است که این ویژگی می تواند موجب انحراف و سقوط او نیز گردد. او این قوه و قدرت را دارد که با انتخاب مسیر نادرست و راه شر، به پایین ترین درجه سقوط کند و مخاطب أُوْلَئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ؛[14] گردد.


امکان انحراف انسان و تبدیل شدن او به خطرناک ترین موجود، زوال کرامت ذاتی او را نیز به همراه خواهد داشت. زیرا او به اختیار و انتخاب خود این راه و شیوه را انتخاب کرده و در پیش گرفته است.


از زاویه دیگر، ویژگی دین ­گروی و زمینه رشد فضایل اخلاقی، برای آن است که کرامت ذاتی او را حفظ کرده و از کاهش سطح انسانیت او، جلوگیری کند. علاوه بر آن، مراتب والاتر بزرگواری را به او بنمایاند.


با این توصیف، روشن می­ شود که انسان بالذات دارای کرامت انسانی است و بدین سبب بزرگ داشته شده و شایسته تکریم است. او قدرت اتخاذ فضایل اخلاقی و رشد کرامت انسانی را دارد. در این حالت، او به مقامی برتر از فرشتگان نایل می­ شود. او همچنین قدرت انتخاب مسیر ناصواب را دارد که به حضیض ذلت پایان می پذیرد و او را از داشته های اولیه بزرگواری ذاتی نیز محروم می کند. در این حالت، او به مرتبه ای پست تر از حیوانات سقوط می کند.


اشاره به کرامت انسانی و پاسداشت آن در سیره و سخن معصومان (ع) فراوان به چشم می خورد. همچنان که کوشش در دستیابی به کرامت­های والای دیگر، بسیار توصیه شده است.


در این میان بررسی سخنان و سیره علوی در بزرگداشت کرامت ذاتی انسان، اهمیتی افزون می­ یابد. امام علی (ع) اولین امام شیعیان، وصی منصوب پیامبر اعظم (ص) و تنها امامی است که حکومت بر جامعه اسلامی را به گونه ای گسترده تجربه کرده است. بررسی نگرش، افعال، موضع گیری ها و سخنان امام علی (ع) ـ به عنوان حاکم اسلامی ـ در مواجهه با مردم ـ به عنوان انسانهایی عادی که شایسته تکریم وبزرگداشت هستند ـ بیانگر آرای اسلامی و شیعی در این زمینه است.


رهنمودها و موضع گیری های حضرت در تبیین ویژگی های کارگزاران حکومتی و نوع نگرش آنان به تودۀ مردم، به ویژه کسانی که از هیچ ویژگی و خصوصیتی برخوردار نیستند، شایسته دقت و تأمل بیشتر است. رفتار امام علی (ع) به عنوان خلیفه مسلمین و حاکم قدرتمند بخش بزرگی از کرۀ زمین،[15] بیانگر روش حکومت بر قلب ها می باشد. امام علی (ع) سیره سیاسی، فرهنگی و اجتماعی خاصی را بنیان گذاشت که باعث افتخار، گردن فرازی و سربلندی پیروان و دوستداران او است.


این نگرش و شیوه حکومتی در دوران معاصر، بروز دیگری یافت. امام خمینی (ره) به عنوان پیرو و رهرو مسیر اهل بیت (ع) به روزآمد کردن تفکر علوی پرداخت و آن را بر فراز آورد. ایشان، اولین فقیه مبسوط الید شیعی است که پس از راهبری هوشمندانه انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی را بر پایه تعالیم معصومان (ع) بنیان نهاد. امام خمینی (ره) افتخار آن را یافته است که تصویر ملموس رهرو صادق و فهیم اسلام ناب محمدی (ص) را به جهان معاصر هدیه کند. افتخاری که در طول تاریخ اسلام برای کمتر فقیه، مؤمن و سیاستمداری فراهم آمده است.


امام علی(ع) و کرامت انسان


کرامت ذاتی انسان، هدیه الهی بر جامعه بشری است. این کرامت آغازین فراتر از شاخصه های بزرگی و بزرگ­زادگی متداول است که در مقابل دیدگان مردم قرار می گیرد. این والایی مربوط به جنسیت، دین، مذهب، قوم، ملیت، نژاد و فرهنگ خاصی نیست.


یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنثَی وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ؛[16] ای مردم، شما را از مرد و زن آفریدیم و قوم ها و گروه های مختلف قرار دادیم تا موجب شناخت متقابل شما گردد. به درستی که گرامی ترین شما در نزد خدا با تقواترین شما است و خداوند دانا و با خبر است.


نمودهای ارج نهادن این کرامت در سخن و سیرۀ امام علی (ع) فراوان به چشم می آید. برخی نمونه های شاخص این ارج گذاری را در ادامه می آوریم:


1 ـ بزرگی ذاتی انسان


از منظر امام علی (ع)، انسان موجودی آزاده است که در بند و یوغ نمی گنجد و هیچ گونه ذلتی را نمی پذیرد. سزاوار نیست که انسانی، این گونه در نزد کسی کرنش کند و یا انسانی همانند خویش را ارباب خود بداند و بخواند.


«لا تکن عبد غیرک وقد جعلک الله حراً»؛[17] بردۀ هیچ کس مباش؛ زیرا خداوند ترا آزاد آفریده است.


افراد بشر؛ همه از اولاد حضرت آدم (ع) بوده و شایستگی زندگی کریمانه، همراه با عزت و آزادگی را دارا هستند. این آزادگی، در کنه وجود آدمیان پدید آمده و هیچ کس را یارای زدودن آن نیست. حتی خود انسان نیز حق تحقیر و کوچک کردن خود را ندارد. او می ­باید این امتیاز الهی را پاس دارد و در نزد هم نوع خود  سر خم نکند. سید رضی در نهج البلاغه آورده است: آن گاه که امام (ع)، در مسیر خویش به سوی شام، به شهر انبار رسید، بزرگان انبار (همراه با مردم) در جلوی مرکب امام (ع) دویده و این گونه امام علی (ع) را احترام می کردند. امام علی (ع) آنان را نهی نموده و نارضایتی خویش را از این عمل ابراز داشت.[18]


امام (ع) به گونه ای عزت مؤمنین را پاس می داشت که حتی همراهی پیادگان را بر مرکب و اسب خویش نمی پسندید. آن گاه که از صفین باز می گشت، به قبیلۀ «شبام» رسید. حرب بن شُرَحبیل شبامی به همراه حضرت حرکت می کرد. امام (ع) سواره بود و او پیاده در رکاب حضرت می رفت. حضرت بدو فرمود: بازگرد که پیاده آمدن چون تویی با کسی چون من، موجب پدید آمدن فتنه برای والی خواهد شد و خواری و ذلت مؤمن را در پی خواهد داشت.[19]


این سخن در جایی دیگر به گونه ای کلی گزارش شده است: «إنّ مشی الماشی مع الراکب، مفسدة للراکب ومذلّة للماشی»؛[20]  همراهی کردن پیاده به دنبال سواره موجب انحراف و فساد سواره گشته و ذلت و خواری مؤمن را سبب می شود.


این شیوه عمل به عنوان راهبرد به سیاست­های علوی است. مکتب امام علی (ع)، انسان مؤمن را بزرگ داشته و خواری او را نمی پسندد. حتی خود او نیز حق ندارد کرامت انسانی خداداد خویش را زیر پا نهد و در رکاب دیگری به تحقیر شخصیت خویش بپردازد.


2 ـ جلوۀ بزرگداشت مقام انسان


بزرگداشت این مقام ویژه که برگرفته از انسانیت انسان است، در سخن و سیرۀ امام علی (ع) مورد توجه می باشد. در این میدان، جنسیت، دین و مذهب و سایر فضایل انسانی مطرح نمی باشد.


آن هنگام که امام علی (ع) با مردی غیر مسلمان، از روی اتفاق همراه می شود، با او به گرمی رفتار کرده و او را تکریم می کند. نهایت ابراز بزرگداشت مقام انسانی همسفر، آن­گاه جلوه گر می گردد که مسیر هدف این دو مسافر همراه، از یکدیگر جدا می گردد. امام علی (ع) مسیر مورد نظر خویش را فرو گزارده و در مسیر همسفر خویش گام برمی دارد. این حرکت امام (ع) موجب تعجب و حیرت همسفر غیر مسلمان امیرالمؤمنین (ع) می گردد و امام (ع) در پاسخ، این شیوه را حق همراهی و مصاحبت می شمارد. [21].


رعایت مقام و کرامت انسانی، در نامه امام علی (ع) به مالک اشتر، چشمگیر می ­باش:قلب خود را سرشار از رحمت و محبت نسبت به مردم ساز و همچون حیوان درنده نسبت بدانان مباش؛ زیرا آنان یا برادران دینی تو هستند و یا انسان­هایی همچون تو. [22].


بنابراین همۀ انسان ها شایسته تکریم، بزرگداشت، محبت و دلسوزی هستند؛ چون ویژگی «نظیر لک فی الخلق» شامل آنان می گردد. بسیاری از نمونه های تکریم انسان به ویژه تهیدستان در نامه حضرت به مالک اشتر، به عنوان والی مصر، مورد اشاره قرار گرفته است. [23]


آن هنگام که به حضرت خبر می دهند که غارتگران سپاه معاویه بر مردم هجوم برده و زیورآلات زنان را با خفت و خواری از آنان گرفته ­اند، برمی ­آشوبد و آن­گونه سخن می­ گوید که خواننده از دیدن روح بلند و حساس ایشان در مواجهه با این حادثه در عجب می­ ماند.


«و لقد بلغنی أنّ الرجل منهم کان یدخل علی المرأة المسلمة والاُخری المعاهدة فینتزع حجلها وقلبها وقلائدها ورعثها... فلو أنّ امرأً مسلماً مات من بعد هذا أسفاً ما کان ملوماً بل کان به عندی جدیراً»؛[24] به من خبر رسیده است که یکی از آن (غارتگران)، بر زنی مسلمان و زنی غیر مسلمان وارد شده و زیور آلات آنان را از تن آنان بیرون آورده و برده است... اگر به سبب این حادثه و ناراحتی حاصل از آن، مسلمانی بمیرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من کاری سزاوار و در خور است.


این سخن، نمونۀ زیبای ارزش انسان و گرامیداشت مقام او، از منظر امام علی (ع) است.


نکته مهم این سخن آن است که: امام علی (ع) دین و مذهب را در این حادثه دخالت نداده و تعدی به اقشار مظلوم و ستمدیده ای را که در نظام اسلامی زندگی می کنند، ناپسند دانسته است.


از این رو زن مسلمان و غیر مسلمان را در کنار هم یاد کرده و بین آنان تمایزی قائل نشده است. امام خمینی (ره)، این سخن و برخورد امام علی (ع) را زیبا شمرده و از آن یاد کرده است. [25]


توجه به کرامت ذاتی انسان، فارغ از جنسیت، قومیت و حتی دین، در سخن و عمل امام خمینی (ره) نیز مشهود است.


ایشان در سخنانی خطاب به زنان، کرامت انسانی بدون نگرش به جنسیت را یادآوری کرده و فرموده است: خداوند شما را با کرامت خلق کرده است. آزاد خلق کرده است. [26]


و در جای دیگر حتی تفاوتهای قومی و دینی را نیز نادیده گرفته است: مبارک باد بر شما! روزی که در آن، تمام اقشار ملت به حقوق خود می رسند، فرقی بین زن و مرد و اقلیت های مذهبی و دیگران در اجرای عدالت نیست. [27]


مبارک باد شما را چنین حکومتی که در آن اختلاف نژاد و سیاه و سفید و ترک و فارس و لر و کرد و بلوچ، مطرح نیست. همه برادر و برابرند. فقط و فقط کرامت در پناه تقوا و برتری به اخلاق فاضله و اعمال صالحه است. [28]


انشاء الله خداوند قدرت شکستن چهارچوب سیاست­های حاکم و ظالم جهانخواران و نیز جسارت ایجاد داربست­هایی بر محور کرامت انسانی را به همۀ مسلمین عطا فرماید و همه را از افول ذلت به صعود عزت و شوکت همراهی نماید. [29]


3 ـ برخورداری از زندگی متعارف


نمود بارز کرامت انسانی، برخورداری از زندگی متعارف و تأمین رفاه عمومی برای افراد جامعه است. در جامعۀ علوی، تمام مردم حق برخورداری از زندگی آبرومندانه و مطابق با شأن خویش را دارا هستند. آنان شایستگی استفاده از نعمت­های الهی را دارند. توصیف امام (ع) نسبت به کوفه و برخورداری آنان از نعمت­های الهی، شنیدنی است:


«ما أصبح بالکوفة أحدٌ إلّا ناعماً، إن أدناهم منزلة یأکل من البرّ ویجلس فی الظلّ ویشرب من ماء الفرات».[30] همه مردم کوفه برخوردار از نعمت هستند. پایین دست ترین آنان نان گندم می خورد و در سایه زیست می کند و آب فرات می آشامد.


سخن امام (ع) ناظر به وضعیت مردم در دیگر نقاط عراق و عربستان است. آنان حداقل زندگی را دارا نبودند. امام علی (ع) کوفه را می ستاید که جایگاهی مناسب و شایسته برای انسان است و او را به خواری دچار نمی کند.


در گزارشی دیگر آمده است: آن گاه که امام (ع) مردی را مشاهده می کند که از آبروی خویش گذشته و دست طلب به سوی دیگران دراز کرده است، بر می آشوبد و سبب انجام این کار را جویا می شود. اطرافیان پاسخ می دهند: او مردی مسیحی است (و مسلمان نیست؛ تا دیگران او را از زیر بار منت گدایی بیرون آورند) امام(ع) در پاسخ می فرماید: او را (تا زمانی که قدرت داشت) به کار گماردید و آن­گاه که پیر و عاجز گشته، رهایش کرده اید؟ آن­گاه امر فرمود تا از بیت المال زندگی او را تأمین کنند. [31]


اظهار تعجب امام علی (ع) نسبت به تکدی گری یک شخص و ابراز آن با جمله «ما هذا» نشانگر آن است که در جامعه علوی، هیچ کس کرامت انسانی خویش را زیر پا نمی نهد تا از دیگران گدایی کند.


امام (ع) حتی یک مورد تکدی­گری را نیز ناپسند می شمارد؛ زیرا نظام اسلامی وظیفه دارد زندگی اولیه و متعارف تمامی افراد را به گونه ای آماده سازد تا آنان بدون هیچ خفت، ذلت و حقارتی، زندگی در خور شأن خویش داشته باشند.


سخن پایانی امام (ع)، اشاره به گونه ای از بیمۀ اجتماعی است که موجب تکریم سالمندان در جامعه می گردد؛ زیرا کار، اشتغال و تولید، فرایندی اجتماعی است و علاوه بر سود رساندن به عامل، کارگر و یا صنعتگر، موجب رواج امور مربوط به نظام اجتماعی نیز می گردد.


بنابراین، جامعه و اجتماع بزرگ شهری و کشوری، که از ثمره کار و فعالیت انسان های موجود در سطح آن، به رشد و پیشرفت دست یافته است، ملزم به پرداخت هزینه های لازم برای گسترش خود است و  باید زندگی انسان های مؤثر در پیشرفت جامعه را، در دوران سالخوردگی، فراهم کند.


4 ـ رعایت کرامت افراد پایین دست


بزرگداشت انسان، وابسته به روح انسانی است که در وجود انسان جاری است. مقام و موقعیت اجتماعی، ثروت اندوزی و برخورداری از بنیۀ مالی، شرافت نسبی و... هیچ یک موجب نمی ­شود که شخصیت انسانی دیگران در نظر گرفته نشود.


امام خمینی (ره) در سخنی، خطاب به معلولین جسمی، به زیبایی بر این نکته تأکید کرده و بزرگی روح آنان را نمایان کرده ­اند:


دعا کنید که شما جامعه معلولین جسمی، معلولین روحی نباشید. اگر روح شما سالم باشد... چه باک که دست یا پای انسان معلول باشد. دست و پای انسان، مناط انسانیت نیست. این قشر است. لب انسان، روح انسان است.... انسان به روح، انسان است. [32]


از این منظر، رعایت کرامت اشخاصی که برخی از ویژگی های بزرگداشت عرفی را ندارند، اهمیت فراوانی می یابد. سخن امام علی (ع) در مواجهه با تهیدستان و اقشار پایین­دست جامعه، از این منظر مورد توجه است.


در نامۀ 53 نهج البلاغه آمده است:


خدا را دربارۀ طبقات فرودست، در نظر گیر؛ آنان که راه چاره ندارند. مستمندان، نیازمندان، تهیدستان و ازکارافتادگان. همانا در این طبقه کسانی هستند که دست سؤال دارند و افرادی هم هستند که بدون پرسش باید به آنان بخشش شود. بنابراین، بدانچه خداوند در مورد آنان به تو دستور داده، عمل نما؛ قسمتی از بیت المال و قسمتی از غلات هر سرزمین را به آنان اختصاص بده...؛ زیرا این گروه از مردم بیشتر شایسته توجه و احقاق حق هستند... و دربارۀ یتیمان و از کار افتادگان، بررسی و دقت کن... و برای حاجتمندان وقت خاص مقرر کن که به نیاز آنان شخصاً رسیدگی کنی. مجلس عمومی و همگانی برای آنان تشکیل ده و به خاطر خداوند؛ آفریدگار خود، برای آنان تواضع کن و لشکریان و محافظان و پاسبانان را از این مجلس دور ساز تا هر کس به صراحت و بدون ترس و لکنت زبان با تو سخن بگوید. [33]


5 ـ رعایت کرامت شخصی


کرامت انسانی، هدیه خدا به انسان و بزرگداشت مقام او است. همان­گونه که همه اشخاص وظیفه دارند بزرگی مقام انسان را ارج نهاده و او را گرامی دارند، خود شخص نیز موظف است این کرامت الهی را پاس داشته و آن را حفظ کند.


از دیدگاه امام علی(ع) از هر کار که موجب استخفاف و پستی نفس و شخص انسانی گردد،  باید اجتناب و دوری شود.


«أکرم نفسک عن کلّ دینّةٍ وإن ساقتک إلی الرغائب فإنّک لن تعتاض بما تبذّل من نفسک عوضاً ولا تکن عبد غیرک وقد جعلک الله حراً»؛[34] بزرگوارتر از آن باش که به هر پستی تن دهی؛ هر چند که تو را به مقصودت (از اموال فراوان دنیا) برساند؛ زیرا تو نمی توانی در عوض آبرو و شخصیت انسانی خود که از دست می دهی، چیزی به دست آوری. و بنده هیچ کس مباش؛ زیرا خداوند تو را آزاد آفریده است.


پرهیز از خفت و پستی، به گونه ای که سبب مشّوه شدن چهرۀ کرامت انسانی گردد، در این دعای امیرالمؤمنین (ع) مورد توجه قرار گرفته است:  «اللّهمّ اجعل نفسی أوّل کریمة تنتزعها من کرائمی وأوّل ودیعة ترتجعها من ودائع نعمک عندی»؛[35] خدای من، نخستین نعمت گرانبهایی که از من سلب می کنی، جانم باشد (تا علیل و خفیف و حقیر در نزد مردمان جلوه نکنم) و جان من، اولین امانتی باشد که از من باز پس می گیری.


این سخن بلند، حاکی از روح کریمانه و بزرگوارانه امام علی (ع) است که هیچ­گونه، خفت و پستی را در دنیا نمی پذیرد.


از جانب دیگر، کرامت انسانی اقتضا می کند که انسان سفره دل خویش را برای هرکسی باز نکند، تا موجب خفت و خواری وی نشود. تحقیر انسان، حتی به وسیلۀ خود شخص نیز، ممنوع می باشد.


«أزری بنفسه من استشعر الطمع، ورضی بالذُلّ من کشف عن ضُرَّه، وهانت علیه نفسه من أمَّر علیها لسانه»؛[36] هر کس طمع ورزد، خود را تحقیر کرده و کسی که سختی­ها و ناراحتی هایش را فاش کند، به ذلت خویش راضی گشته و کسی که زبانش را بر خود امیر کند، شخصیت خویش را پایمال ساخته است.


عمل و رفتار انسان نیز نباید بیانگر تحقیر باشد. سخن امام علی (ع) را با حرب بن شُرَحبیل شبامی که پیاده در کنار مرکب حضرت حرکت می ­کرد، سابقاً آوردیم [37]. ذلت ناپذیری انسان، در تمامی موارد، جلوه ای از کرامت خداداد به او و مورد ستایش همۀ کریمان است.


6 ـ رعایت کرامت انسانی در مقام قضاوت


یکی از مهم ترین جلوه های رعایت کرامت و شخصیت انسان، در مقام بازخواست، محاکمه و قضاوت پدید می ­آید. طبیعی است که احتمال انجام خطا و عمل ناشایست یکی از طرفین دعوا، بسیار زیاد است؛ زیرا رجوع به قاضی و داور، در این مرحله پدید می آید. بنابراین، سختگیری و بی اعتنایی نسبت به مراجعان، امری دور از ذهن نیست.


تحقیر شخصیت متهم، در این گونه موارد، امری رایج است. بنابراین، توصیه به گرامیداشت شخصیت این افراد، در این جایگاه و مرحله نمود بیشتری خواهد داشت.


امام علی (ع) به حقوق مراجعه کنندگان به قاضی، اهمیت داده و شیوه و آداب بررسی کریمانه پرونده های قضایی را نمایان ساخته است.


ایشان در نامه به محمد بن ابی بکر، در تبیین رعایت مقام انسانی در مقام قضاوت و داوری، نوشته است:هرگاه در میان مردم داوری می­کنی، در برابر آنان فروتنی کن و به نرمی رفتار بنما و گشاده رو باش و در نگاه کردن به گوشۀ چشم و خیره شدن، با برابری رفتار کن تا بزرگان به ستمگری ات، به سود آنان، طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو بر آنها ناامید مباشند. [38].


در گزارشی دیگر آمده است: مردی از امام علی (ع) به نزد عمر شکایت برد. امام در مجلس داوری حاضر شد. خلیفه دوم، ایشان را با کنیه نام برده و محترمانه گفت: ای ابوالحسن! برخیز و در کنار طرف دعوایت بنشین. با شنیدن این سخن، چهرۀ امام (ع) دگرگون شد، به گونه­ ای که پس از پایان یافتن جلسه نیز تغییر چهره ایشان مشهود بود. خلیفه از او پرسید: یا اباالحسن! چرا تو را دگرگون می­بینم؟ آیا از آنچه اتفاق افتاد ناراحتی؟ فرمود: آری. پرسید: چرا؟ فرمود: مرا در حضور طرف دعوا با کنیه (که محترمانه تر از معمول است) نام بردی. چرا نگفتی یا علی! برخیز و در کنار طرف دعوایت بنشین؟ [39]


سیرۀ امام علی (ع) این گونه است که حتی احترام زائد نسبت به خویش را در جایی که موجب تحقیر و دل­ آزردگی دیگری شود، بر نمی­ تابد.


شاید دل انگیزترین سخن حضرت در بزرگداشت کرامت انسانی، تکرار این سخن پیامبر (ص) باشد: «إنّی سمعت رسول الله (ص) یقول فی غیر موطن: لن تقدس اُمّة لا یؤخذ للضعیف فیها حقّه من القوی غیر متتعتع»؛ [40] من بارها از رسول خدا (ص) این سخن را شنیدم که فرمود: «تقدیس و ستایش نمی شود گروهی که حق ضعیف را از قوی بدون پرده پوشی و لکنت زبان نگیرد.


امام خمینی (ره) در عمل به این فرمان و در فرمان هشت ماده ای خود، به برخی از موارد رعایت کرامت انسانی در مقام دادگری، اشاره کرده و نوشته اند: هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید. فقط باید به وظیفۀ نهی از منکر، به نحوی که در اسلام مقرر است، عمل نمایند و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساکنان آن را ندارند و تعدی از حدود الهی، ظلم است و موجب تعزیر و گاهی تقاص می باشد. [41]


در قسمت دیگری از این فرمان آمده است: هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار شخصی کسی، بدون  اذن صاحب آنها، وارد شود یا کسی را جلب کند... و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر انسانی ـ اسلامی مرتکب شود... یا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید، یا اسراری که از غیر به او رسیده ولو  برای یک نفر فاش کند. [42]


7 ـ کرامت انسانی و دوری از گناه


از دیدگاه امام علی (ع)، شخصیت و کرامت انسانی انسان، اقتضای آن دارد که او اصول اخلاقی را پاس دارد و از ناپسندی ها دوری جوید. گناه، اوج تجلی تحقیر روح بلند انسانی است که به امور پست و حقیر دل خوش کرده و در منجلاب ناپاکی ها دست و پا می ­زند.


«من کرمت علیه نفسه  هانت علیه شهواته»[43] کسی که شخصیت خود را گرامی بدارد، شهوات (و ناپسندی ها) را خوار خواهد شمرد.


این سخن، ترجمان کرامت والای الهی است که انسان با عمل و شخصیت خویش آن را تقویت کرده و بارور می سازد. سخن خداوند متعال إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ؛[44] با زبان علی (ع) این گونه تبیین و تفسیر گشته و جلوه گری نموده است.


از منظر تربیتی و روان شناختی، انجام گناه و یا تن دادن به کارهای ناپسند اخلاقی، ارتباطی مستقیم با دیدگاه فاعل عمل نسبت به شخصیت خویش دارد. انسان بزرگ­مرد و شایسته، کسی است که وجود و شخصیت خویش را گرامی داشته و از گناه و اعمال ناشایست پرهیز می کند. همچنان که زن، به عنوان موجودی کریم، از تبرّج، جلوه گری و کارهای سبک احتراز کرده و شخصیت خویش را والاتر از آن می شمارد که در اختیار دیگران و بازیچه دست آنان گردد. آری، «من کرمت علیه نفسه  هانت علیه شهواته».


این همه که آوردیم، جزئی کوچک از تجلی کرامت انسان در سخن و سیرۀ علوی است که به دست ما رسیده است. امید که این مقدار نیز راهنمایی روشن در مسیر والایی ها باشد. 


منابع


قرآن کریم.


1. معجم مقاییس اللغة، احمد بن فارس، مکتب الإعلام الإسلامی، قم، 1404 ق.


2. مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، ذوی القربی.


3. الکافی، محمد بن  یعقوب کلینی، دار الکتب الإسلامیة.


4. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی؛ صحیفه امام؛  ج 22، چ 5، تهران، 1389.


5. فضائل الصحابة، محمود احمدی، سازمان حوزه ها و مدارس علمیه خارج از کشور. 


6. مصنف ابن ابی شیبة، سعید اللحام، دارالفکر، بیروت.


7. تحف العقول، حسن بن علی بن شعبه، امیرکبیر.


8. تهذیب الأحکام، شیخ طوسی، دار الاضواء، بیروت.


9. بحارالأنوار، محمدباقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، 1403 ق.


10. ربیع الأبرار، زمخشری، مؤسسة اعلمی للمطبوعات، بیروت.


11. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، کتاب آوند دانش.


منبع: مجموعه مقالات دومین همایش بین‏المللی امام خمینی و قلمرو دین «کرامت انسان»، صص 1-13


پی نوشتها :






[1]. ابن فارس می‌نویسد: «کرم: أصل صحیح له بابان؛ أحدهما: شرف فی الشیء نفسه أو شرف فی خلق من الأخلاق»، او به گوهر معنایی واژه کرم اشاره کرد و آن را به معنای شرافت ذاتی و یا در برداشتن اخلاق نیکو معرفی کرد معجم مقاییس اللغة؛ ج 5، ص 172. [2]. حج / 18. [3]. آیاتی در قرآن که اشاره به کرامت کرده اند همگی این بار معنایی را دارا هستند: َفلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلاً کَرِیماً اسراء / 23؛ إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ  حجرات / 13؛  قِیلَ ادْخُلْ الْجَنَّةَ قَالَ یَا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ * بِمَا غَفَرَ لِی رَبِّی وَجَعَلَنِی مِنْ الْمُکْرَمِینَ یس / 26 ـ 27؛ هَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ ضَیْفِ إِبْرَاهِیمَ الْمُکْرَمِینَ ذاریات / 24. [4]. اسراء / 70. [5]. حجر / 29. [6]. بقره / 30. [7]. بقره / 31. [8]. بقره / 32. [9]. بقره / 34. [10]. نهج البلاغه، خطبه 1. [11]. حجرات / 13. [12]. انبیاء / 26 ـ 27. [13]. انسان / 3. [14]. اعراف / 179. [15]. محدوده حکمرانی امام علی (ع) از منطقۀ خراسان تا سرزمین مصر گسترش داشت. این محدوده فراتر از خاورمیانۀ فعلی بوده و کشورهای فراوانی را در بر می‌گرفت. [16]. حجرات/ 13. [17]. نهج البلاغه، نامۀ 31. [18]. همان، حکمت 37؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 104. [19]. همان، حکمت 322؛ فقال: «إرجع فإنّ مشی مثلک مع مثلی فتنة للوالی ومذلّة للمؤمن». وقعة صفین: ص 531. [20]. الکافی، ج 6، ص 540، ح 6. [21]. ر.ک: همان، ج 2، ص 670. [22]. نهج البلاغه، نامه 53؛ «وأشعِر قلبک الرحمة للرعیة والمحبة لهم واللطف بهم ولا کونن علیهم سبعاً ضاریاً تغتنم أکلَهم فإنّهم صنفان: إما أخ لک فی الدین أو نظیر لک فی الخلق». [23]. در نامه 53 نهج البلاغه حدود 30 مورد تذکر نسبت به ناس، رعیت، کل امرء و... وجود دارد. [24]. نهج البلاغه، خطبه 27. [25]. ر.ک: صحیفه امام[26]. صحیفه امام، ج 6، ص 301. [27]. همان، ص 453. [28]. همان. [29]. همان، ج 21، ص 83. [30]. فضائل الصحابة، ج 1، ص 531، شماره 883؛ مصنّف ابن ابی شیبة، ج 8، ص 157، ش 15؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 2، ص 99. [31]. تهذیب الأحکام، ج 6، ص 293. ش 811: «مرّ شیخ کبیر یسأل، فقال امیرالمؤمنین(ع) «ما هذا؟» فقالوا یا امیرالمؤمنین! نصرانی. فقال امیرالمؤمنین: «استعملتموه حتی إذا کبر وعجز منعتموه؟ انفقوا علیه من بیت المال». [32]. صحیفه امام، ج 6، ص 246. [33]. نهج البلاغه، نامۀ 53. [34]. همان، نامۀ 31. [35]. همان، خطبه 215. [36]. همان، حکمت 2. [37]. ر.ک: همان، حکمت 332. [38]. تحف العقول، ص 177؛ بحارالأنوار، ج 33، ص 586. [39]. ربیع الأبرار، ج 3، ص 595؛ مناقب خوارزمی، ص 98؛ شرح نهج البلاغه، ج 17، ص 65. [40]. نهج البلاغه، نامه 53. [41]. صحیفۀ امام، ج 17 ص 141. [42]. همان، ص 140. [43]. نهج البلاغه، حکمت 449. [44]. حجرات / 13. 



. انتهای پیام /*