سخنرانی
اسلام، مقصد اصلی
سخنرانی در جمع ورزشکاران ورزش باستانی (اسلام، مقصد اصلی)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: صحیفه امام

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279 - 1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 8 خ‍رداد ‭1358

زمان (قمری) : 3 رج‍ب‌ ‭1399

مکان: قم

شماره صفحه : 541

موضوع : اسلام، مقصد اصلی

زبان اثر : فارسی

حضار : ورزشکاران ورزش باستانی

سخنرانی در جمع ورزشکاران ورزش باستانی (اسلام، مقصد اصلی)

سخنرانی

‏زمان: 8 خرداد 1358 / 3 رجب 1399‏

‏مکان: قم‏

‏موضوع: اسلام، مقصد اصلی‏

‏حضار: ورزشکاران ورزش باستانی‏

‏بسم الله الرحمن الرحیم ‏

تقویت نیروی جسمی و روحی

‏     از اینکه این جوانها از دست شما رفته است و مصیبت واقع شده است من متأثرم لکن‏‎ ‎‏برای اسلام و برای قرآن کریم ارزش دارد که همه از بین برویم. ما همه زنده ایم برای‏‎ ‎‏احیای سنت پیغمبر اسلام و احیای قرآن کریم؛ و باید دین خودمان را به اسلام ادا کنیم.‏‎ ‎‏من وقتی که شما جوانها را می بینم، ماشاءالله جوانهای برومند و پهلوان، خیلی خوشم‏‎ ‎‏می آید و افتخار می کنم به اینکه این جوانها علاوه بر برومندی بدنی، توجه به دیانت و‏‎ ‎‏اسلام دارند و همان طوری که ورزش کردند برای تقویت بدن، ان شاءالله ورزش برای‏‎ ‎‏تقویت روح هم کرده اند و می کنند. وقتی این دو تا قوه با هم شد ـ قوۀ جسمانی و قوۀ‏‎ ‎‏روحانی ـ این ارزش خیلی پیدا می کند. قوۀ جسمانی برای خدمت و قوۀ روحانی هم‏‎ ‎‏برای هدایت. با قوۀ روحانی انسان هدایت کند خودش را و با قوۀ جسمانی خدمت کند.‏‎ ‎‏این دو قوه وقتی که مجتمع شد، یک انسان ـ به تمام معنا ـ انسان می شود. همان طور که در‏‎ ‎‏یک جامعه یک قوای فعاله و یک قوای هادیه می خواهد، یک «جامعه را هدایت کن»‏‎ ‎‏لازم است، و جامعه هم باید به آن هدایت عمل بکند، وقتی هدایت هدایتِ صحیح باشد‏‎ ‎‏و عمل عمل صحیح باشد، یک جامعه را راه می اندازد و یک جامعه را معتدل می کند،‏‎ ‎‏صحیح بار می آورد، در شخص هم همین طور است. شخص هم مثل یک جامعه‏‎ ‎‏می ماند: یک قوۀ هادی می خواهد هدایت کند، و یک قوۀ عامله می خواهد که عمل‏‎ ‎‏بکند، یک عقل فعال می خواهد، یک عقل نظری می خواهد، و یک عقل عملی‏

‏می خواهد ‏‏[‏‏که‏‏]‏‏ ادراک کند به آن عقل نظری مطالب را، و هدایت کند همین انسانْ‏‎ ‎‏خودش را به اینکه در راه آن مقصدی که دارد عمل بکند. همان طور که جامعه با این دو‏‎ ‎‏قوه اصلاح می شود، انسان هم با این دو قوه اصلاح می شود. و من امیدوارم که همین‏‎ ‎‏طوری که شما قوۀ جسمی تان بحمدالله سالم و خوب است قوای روحی تان همین طور،‏‎ ‎‏باشد؛ و با این دو قوه به اسلام خدمت بکنید.‏

تمام مقصد، اجرای اسلام

‏     الآن وقتی است که ما بخواهیم این کشور را از این آشفتگیهایی که دارد نجات بدهیم،‏‎ ‎‏باید همه وجهۀ نظر را به اسلام بکنیم؛ تمام مقصد اسلام باشد. اسلام است که می تواند ما‏‎ ‎‏را به سعادت دنیا و آخرت برساند. اسلام است که برای ما آزادی ـ یک آزادی سالم،‏‎ ‎‏آزادی صحیح ـ تأمین می کند. اسلام است که می تواند ما را مستقل کند. اسلام است که‏‎ ‎‏می تواند روح ما را قوی کند، و به تبع آن جسم ما هم قوی بشود. ما همه الآن محتاج به این‏‎ ‎‏هستیم که در این آشفتگیهایی که البته بعد از هر انقلاب آشفتگیها هست و بحمدالله ‏‎ ‎‏انقلاب ایران یک انقلابِ کم آشفتگی است آشفتگی هست اما نه مثل آنها که در جاهای‏‎ ‎‏دیگر، انقلابات دیگر بوده است. انقلاب روسیه و انقلاب فرانسه ضایعاتش خیلی بوده‏‎ ‎‏است.‏

‏     بحمدالله ایران، آن هم از برکت اسلام است؛ برای اینکه این مردمی که انقلاب کردند‏‎ ‎‏اسلامی بودند؛ مردمی نبودند که بخواهند بیجا خرابکاری بکنند؛ به حد خودشان کردند،‏‎ ‎‏به آن اندازه ای که مفید بود می کردند، به آن اندازه ای که مجاز بود می کردند. ولهذا بعد‏‎ ‎‏از انقلاب اینطور آشفتگیهایی که در جاهای دیگر بود، اینطور آشفتگیها نیست. البته‏‎ ‎‏یک گوشه هایی از آن رژیم باز باقی است، و یک عمالی هم از خارجیها باز در بین مردم‏‎ ‎‏باقی هست لکن آن هم باید به همت ملت، به همت همه ـ با هم ـ این آشفتگیها ان شاءالله ‏‎ ‎‏رفع بشود، و بعد هم با همت همه سازندگی شروع بشود، به همت همه، اسلام آنطوری که‏‎ ‎‏خدای تبارک و تعالی امر فرموده است تحقق پیدا بکند.‏


همکاری برای ساختن کشوری الهی

‏     الآن الفاظ است، باز پا را از الفاظ بیرون نگذاشته ایم ‏‏[‏‏به‏‏]‏‏ جمهوری اسلامی رأی هم‏‎ ‎‏دادیم اما آن معنا و آن محتوایی که باید تحقق پیدا بکند باز نشده است. الآن آشفتگیها‏‎ ‎‏همه جور هست. تحول لازم دارد از همه چیز آن، که بخواهد بشود همۀ آن آثار‏‎ ‎‏طاغوتی، که در همه جا الآن هست، الآن هم آثار در همه جا هست، همۀ اینها باید متحول‏‎ ‎‏بشود؛ تا اینکه اسلام به اینطوری که، به آن چهرۀ زیبایی که دارد تحقق پیدا بکند؛ یک‏‎ ‎‏مملکت الهی بشود در مقابل یک مملکت طاغوتی. طاغوت را که از بین بردید، باید به‏‎ ‎‏جای آن یک مملکت اسلامی و یک مملکت الهی درست بشود. مقابل طاغوت، الله ‏‎ ‎‏است. با رفتن «طاغوت» باید مملکتِ «الله » پیدا بشود، مملکت الهی پیدا بشود. و آن هم با‏‎ ‎‏همت همه است. ‏‏[‏‏نه‏‏]‏‏ روحانیون می توانند تنها کار را انجام بدهند و نه دولت می تواند‏‎ ‎‏تنهایی انجام بدهد و نه قشری از اقشار ملت. همان طوری که همه پیش بردید، با هم مسئله‏‎ ‎‏را پیش بردید، با هم پیروزی را تا این حدود ایجاد کردید، نایل شدید به پیروزی، باز هم‏‎ ‎‏با هم باید این قافله را به منزل برسانید. اگر با هم نباشید، اگر این قوا همه با هم مجتمع‏‎ ‎‏نشوند، نمی توانند کار انجام بدهند.‏

در آرزوی پیاده شدن آرمانهای اسلامی

‏     این حرفهایی که این طرف و آن طرف گفته می شود، این اختلافاتی که دارد ‏‏[‏‏پیوسته‏‏]‏‎ ‎‏دامن به آن زده می شود، همۀ اینها مخالف با مسیر ملت است. ملت ما با هم همه اسلام را‏‎ ‎‏خواستند. همۀ ملت فریاد کردند با «الله اکبر» که ما اسلام را می خواهیم، ما حکومت‏‎ ‎‏اسلامی، جمهوری اسلامی می خواهیم. مقصد ملت اسلام است. اینها که گذشت، اینها‏‎ ‎‏مقدمات بود؛ اینها چون مانع بودند از اینکه اسلام تحقق پیدا بکند، مردم این مانعها را رد‏‎ ‎‏کردند، ظالمها را کنار زدند، آنهایی که غارت می کردند، اینها را کنار زدند لکن مقصد‏‎ ‎‏اصلی این است که یک حکومت اسلامی تحقق پیدا بکند؛ رژیم یک رژیم انسانی‏‎ ‎‏ـ اسلامی بشود و مملکت یک مملکت اسلامی ـ انسانی بشود؛ که اسلام در همۀ قشرهای‏

‏مملکت ـ در همۀ قشرهای مملکت، همه جا ـ اسلام باشد، هر جا بروید رنگ اسلام‏‎ ‎‏ببینید. و من امیدوارم که با همت همۀ شما آقایان و با همت همۀ اقشار ملت این آرزویی‏‎ ‎‏که ما داریم تحقق پیدا بکند. خداوند ان شاءالله شما را توفیق دهد. ‏

‏     من امیدوارم که خداوند به همۀ شما توفیق عنایت کند، و اختلاف که ریشۀ همۀ مفاسد‏‎ ‎‏است کنار گذاشته بشود. همه با هم برادر، همه با هم برابر و دوست. در بین شما آن چیزی‏‎ ‎‏که از همه بیشتر به چشم می خورد محبتی است که در شماهاست. شماها اهل محبت‏‎ ‎‏هستید و محبت اقتضا می کند که اختلاف در کار نباشد. دو نفر که هم را دوست دارند با‏‎ ‎‏هم اختلاف نمی کنند، و شماها بینتان محبت رایج است و مردانگی. و امیدوارم که این‏‎ ‎‏صفت بزرگی ـ که هر دو آن صفت از طرف خداوند تبارک و تعالی است ـ این اسباب این‏‎ ‎‏باشد که اختلاف در کار نباشد. همه با هم، همه مان با هم.‏

‎ ‎