مجله خردسال 17 صفحه 18
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

مترجم : احمد قائمی مهدوی

ویراستار : نیرالسادات والاتبار

ناشر مجله : موسسه چاپ و نشر عروج

نویسنده : افشین علاء - مرجان کشاورزی آزاد

موضوع : خردسال

مجله خردسال 17 صفحه 18

از آن­جا می­گذشت، وقتی صدای را شنید، نزدیک آمد و پرسید:«کو؟ کجا گیر افتاده؟» ، را به داد و گفت:«این تو! نگاه کن.» توی نگاه کرد و گفت:«وای خدای من یک کوچولو این تو گیر افتاده!» گفت :«نه یک گیر افتاده.» گفت:« نیست یک است.» گفت:« نه نیست یک است.» که تازه به خواب رفته بود از سر وصدای آن­ها بیدار شد وگفت:«چی شده؟ چرا این­ قدر سر و صدا می­کنید؟» جواب داد:«آقای کمک کنید یک این تو گیر افتاده!» و دوباره فریاد زد :«نه. نه. من خودم دیدم که یک این تو گیر افتاده!» گفت:«هر دوی شما اشتباه می­کنید. نه است و نه . یک است!» از بالای درخت پر زد و پایین آمد و به نگاه کرد. بعد خندید و گفت: «این نه است نه و نه . چه طور متوجه نشدید که یک این تو گیر افتاده!؟» و و با تعجب سرشان را جلو بردند و توی نگاه کردند.

مجلات دوست خردسالانمجله خردسال 17صفحه 18