دو غزل از حضرت امام(س)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

زمان (شمسی) : 1370

دو غزل از حضرت امام(س)

‏

‏‏● دو غزل از‏‎ ‎‏حضرت امام «س»‏

‏‏خرقه‏‏ء‏‏ شرک‏

‏‏خار راه منی ای شیخ ز گلزار برو‏

‏‏از سر راه من ای رند تبهکار برو ‏

‏‏تو و ارشاد من ای مرشد بی‌رشد و تباه ‏

‏‏از بر روی من ای صوفی غدار برو ‏

‏‏ای گرفتار هواهای خود ای دیرنشین ‏

‏‏از صف شیفتگان رخ دلدار برو‏

‏‏ای قلندرمنش ای بوق به کف خرقه به دوش ‏

‏‏خرقۀ شرک تهی کرده و بگذار برو ‏

‏‏خانۀ کعبه که اکنون تو شدی از این دار برو‏

‏‏زین کلیسای که در خدمت جباران است ‏

‏‏عیسی مریم از آن خود شده بیزار برو‏

‏‏ای قلم بر کف نقاد تبهکار پلید ‏

‏‏بنه این خامه و مخلوق میازار برو‏

‏
‏

‏‏ ‏

‏
‏

‎

‎

‏‏محرم عشق‏

‏‏غزل منتشر نشده‏

‏‏وه! چه افراشته شد، در دو جهان پرچم عشق ‏

‏‏آدم و جن و مَلَک، مانده به پیچ و خم عشق ‏

‏‏عرشیان، ناله و فریادکنان در ره یار ‏

‏‏قدسیان، بر سر و بر سینه زنان از غم عشق ‏

‏‏عاشقان از در و دیوار، هجوم آوردند‏

‏‏طُرفه سرّی است هویدا ز دژ محکم عشق ‏

‏‏ریزه‌خوارانِ درِ میکده، شاداب شدند ‏

‏‏جلوه‌گاهی است ز رندان، به در حاتم عشق ‏

‏‏غم مخور ای بت دیوانه که راهت ندهند ‏

‏‏پیش سالک نبود فرق، ز بیش و کم عشق ‏

‏‏به حریفان ستم پیشه، پیامم برسان ‏

‏‏چون من مست، نباشد دگری محرم عشق ‏

‏‎ ‎

‏

‎

‎