نظام مفاهیم اساسی تعلیم و تربیت در اندیشه حضرت امام خمینی(ره)
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : ملکی، حسن

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1374

زبان اثر : فارسی

نظام مفاهیم اساسی تعلیم و تربیت در اندیشه حضرت امام خمینی(ره)

‏‏نظام مفاهیم اساسی تعلیم و تربیت در‏‏ اندیشه تربیتی حضرت امام خمینی(س)‏‏ ‏

‏‏ نوشته: حسن ملکی‏

‏‏معاون دفتر برنامه ریزی و تألیف کتابهای درسی‏

‏‏مقدمه: ‏

‏‏به مجموعه اجزاء عناصری که برای تحقّق یک هدف وحدت و انسجام پیدا می کنند یک‏‎ ‎‏نظام گفته می شود. وقتی که از یک نظام فکری سخن می گوئیم منظور، مجموعه مفاهیم و‏‎ ‎‏اندیشه هایی است که در جهت معین با یکدیگر وحدت یافته اند. در یک نظام فکری می توان دو‏‎ ‎‏بخش معین و در عین حال مرتبط به هم را مطرح ساخت. یک بخش، اساس و زیربنای عناصر‏‎ ‎‏دیگر اندیشه است که اصطلاحاً «جهان بینی» نام دارد و بخش دیگر بایدها و نبایدهای مربوط به‏‎ ‎‏ادارۀ امور زندگی است که «ایدئولوژی» گفته می شود. ایدئولوژی از جهان بینی نشأت می گیرد. هر‏‎ ‎‏آنچه که در خصوص هدایت و اداره جنبه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فرد و‏‎ ‎‏جامعه مورد استفاده قرار می گیرد در انسان شناسی و جهان شناسی خاص ریشه دارد. ‏

‏‏یکی از جنبه های زندگی انسان، جنبۀ تربیتی است. یعنی افراد جامعه به شرایط و موقعیّت‏‎ ‎‏مناسبی نیاز دارند تا توانائیها و استعدادهای خود را شکوفا سازند و با کسب صلاحیتها و‏‎ ‎‏مهارتهای مورد نیاز به عضو مفید و کارآمد جامعه تبدیل گردد. اینکه کدام صلاحیتها و ویژگیها‏‎ ‎‏در افراد باید ایجاد و تقویت شوند و با چه روشها و شیوه های تربیتی صلاحیتهای مورد نیاز‏‎ ‎‏پرورش پیدا کنند بین مکاتب و صاحبنظران مختلف، تفاوت وجود دارد. علت تفاوت،‏‎ ‎‏گوناگونی و تفاوت نگرش به «ماهیّت انسان» در نظامهای فکری مختلف است. به عبارت دیگر‏‎ ‎‏جهان بینی هر مکتب تعیین کنندۀ جهت گیری و ویژگیهای تعلیم و تربیت در آن مکتب است.‏‎ ‎

‏
‏
‎

کتابمجموعه مقالات کنگره بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی(س)صفحه 118

‎‏

مکتب مادی تربیت مادی را تجویز می کند، مکتب اومانیسم تعلیم و تربیت انسان مدار و لائیک‏‎ ‎‏را مطرح می سازد و مکتب الهی، تعلیم و تربیت الهی را مطلوب می داند. به عبارت دیگر هر یک‏‎ ‎‏از مکاتب، نظام تعلیم و تربیت خاصی را ارائه می دهد. هر چند نظامهای تعلیم و تربیت ممکن‏‎ ‎‏است جنبه های مشترک نیز داشته باشند ولی محور اصلی هر نظام صبغه و رنگ انسان شناسی‏‎ ‎‏مربوط را دارد. ‏

‏‏حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان طراح و بانی‏‎ ‎‏اندیشه اسلامی در قرن حاضر با الهام از مکتب نجاتبخش اسلام در خصوص تعلیم و تربیت در‏‎ ‎‏مناسبتهای مختلف مطالب ارزشمندی مطرح ساخته اند. وقتی که مجموعه آنها به صورت یک‏‎ ‎‏ «کلّ» می نگریم وحدت و انسجام خاصی بین آنها می بینیم. به گونه ای که بعضی از عناصر جنبۀ‏‎ ‎‏زیربنایی دارند و در بخش جهان بینی و انسان شناسی قرار می گیرند و برخی از آنها به بایدها و‏‎ ‎‏نبایدهای تربیتی مربوط می شوند و در بخش ایدئولوژی جا دارند. ‏

‏‏می توان در اندیشۀ تربیتی حضرت امام(ره) انسجام خاصی بین عناصر و مفاهیم اساسی‏‎ ‎‏تعلیم و تربیت یعنی، انسان شناسی، جهت گیری تربیتی، مفهوم تربیت، هدف تربیت، محتوا‏‎ ‎‏اصول تربیت، روشهای تربیت و محصول و عوامل تربیت ملاحظه کرد. ارتباط مفاهیم اساسی‏‎ ‎‏در نظام تعلیم و تربیت در نمودار ذیل نشان داده می شود. ‏

‏
‏
‎

کتابمجموعه مقالات کنگره بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی(س)صفحه 119

‎‏ 

(کلیّت متصاعد) ‏

‏‏ ‏

‏‏از ایدئولوژی به جهان بینی‏

‏‏ ‏

‏‏جهان بینی‏

‏‏ ‏

‏‏انسان شناسی‏

‏‏ ‏

‏‏ماهیّت تربیت‏

‏‏ ‏

‏‏هدف تربیت‏

‏‏ ‏

‏‏محتوای تربیت‏

‏‏ ‏

‏‏اصول تربیت‏

‏‏ ‏

‏‏روشهای تربیت‏

‏‏ ‏

‏‏عوامل تربیت‏

‏‏ ‏

‏‏محصول تربیت‏

‏‏ ‏

‏‏از جهان بینی به ایدئولوژی‏

‏‏(تعیّن متنازل) ‏

‏
‏
‎

کتابمجموعه مقالات کنگره بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی(س)صفحه 120

‎

‏مفاهیم اساسی تعلیم و تربیت در اندیشه حضرت امام(ره) طرح می شوند و ارتباط آنها‏‎ ‎‏تبیین می گردند. ‏

‏‏انسان شناسی ‏

‏‏در انسان شناسی حضرت امام چند نکته قابل ذکر است. یکی اینکه انسان را «عصارۀ هستی» ‏‎ ‎‏معرفی می کنند و خلاصه هستی می دانند: ‏

‏‏انسان این موجودی که عصاره خلقت است. جنبه های مختلف، ابعاد مختلف و شئون‏‎ ‎‏مختلف دارد.‏‎[1]‎

‏‏در جای دیگر می فرمایند: ‏

‏‏انسان یک موجود جامع است، نه یک موجود یک بعدی یا دو بعدی.‏‎[2]‎‏ ‏‏ویژگی دیگر‏‎ ‎‏انسان شناسی امام(ره) تأکید بر جنبه های باطنی و معنوی ماهیت انسان است. آنچه که در ظاهر‏‎ ‎‏از انسان سر می زند ظاهر وجود اوست. ولی بُعد معنوی وجود انسان بُعد پنهان است که با نفحه‏‎ ‎‏روح خدایی در وجود آدمی قرار داده شده است. ‏

‏‏جنبۀ ظاهری همین است که می بینید و همین مادیات است که مشهود است و جنبه معنوی‏‎ ‎‏جنبه دیگری است که ماورای این عالم است در انسان است.‏‎[3]‎

‏‏همچنین انسان را موجودی که بین دو بی نهایت قرار دارد معرفی می کنند. از یک طرف در‏‎ ‎‏بعد خاکی و مادی بی نهایت است، یعنی هر قدر در جنبه های مادّی و غریزی حرکت کند و خود‏‎ ‎‏را به امیال و شهوات بیالاید باز جای این دارد که بیشتر خود را در تمایلات حیوانی فرو ببرد. از‏‎ ‎‏طرف دیگر در جنبه الهی نیز انتها ندارد. اگر شرایط مساعد تربیتی برای او فراهم باشد به همان‏‎ ‎‏اندازه صفات الهی را کسب می کند و موجود الهی می شود. ‏

‏‏حضرت امام می فرمایند: ‏

‏‏ «‏‏هیچ موجودی مثل انسان نیست، اعجوبه ای است که از او یک موجود الهی، ملکوتی‏‎ ‎‏ساخته می شود و یک موجود جهنمی، شیطانی هم ساخته می شود. موجودات دیگر اینطور‏‎ ‎‏نیستند. این طور نیست که این فاصله باشد بین فرد کامل و مابین فرد جهنّمی ناقص.‏‎[4]‎‏ ‏

‏
‏
‎

کتابمجموعه مقالات کنگره بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی(س)صفحه 121

‎‏

ماهیّت تربیت‏

‏‏درانسان شناسی حضرت امام، انسان عصارۀ هستی است و همۀ صفات موجودات عالم‏‎ ‎‏در او جمع شده است. او ویژگیهای نباتی و حیوانی را داراست و علاوه بر آنها یک جنبه الهی دارد‏‎ ‎‏که موجودات دیگر فاقد آن هستند. این بُعد الهی انسان را در کلّ هستی ممتاز نموده است. به‏‎ ‎‏تعبیر حضرت امام کودکان جدیدالعهد به ملکوت هستند و نفوسشان پاکتر است. ‏‎[5]‎‏ این نفوس‏‎ ‎‏پاک باید پرورش پیدا کنند و انسانها به طور اکتسابی نیز پاکیها و زیبائیها را بدست آورند.‏‎ ‎‏استعدادهای ذاتی آدمی برای بروز و پرورش به شرایط و محیط مساعد نیاز دارند. ‏

‏‏بنا به این ضرورت مفهوم تربیت در اندیشه تربیتی امام(ره) معنای خاص و عمیقی پیدا می کند. ‏

‏‏می فرمایند: ‏

‏‏ «این تربیت است که یا همین فطرت را شکوفا می کنند و یا جلوی شکوفایی فطرت را‏‎ ‎‏می گیرند، این تربیت است که یک کشور را ممکن است به کمال مطلوب اسلام باشد و همین‏‎ ‎‏تربیت ها با تعلیم های بدون تربیت ممکن است که اینها را در آن وقتی که مقدرات یک کشوری‏‎ ‎‏دست آنهاست و همه چیز کشور به دست آنهاست کشور را به تباهی بکشند».‏‎[6]‎

‏‏لذا می توان گفت در نظر حضرت امام تعلیم و تربیت صرفاً این نیست که افراد را برای زندگی‏‎ ‎‏در جامعه آماده کنیم. یا کاری کنیم که آنان برای زندگی در بزرگسالی تربیت شوند و یا اینکه یکی‏‎ ‎‏از ابعاد شخصیت انسان محور تربیت باشد بلکه ‏‏تعلیم و تربیت عبارت است از شکوفا ساختن‏‎ ‎‏فطرت انسانی‏‏. این معنای تربیت با ماهیت انسان که در بحث قبلی توضیح داده شد ارتباط‏‎ ‎‏منطقی دارد. یعنی بعد معنوی انسان و ابعاد دیگر وجود او که در فطرت سرشته شده است با‏‎ ‎‏تعلیم و تربیت رشد می کنند. ‏

‏‏هدفهای تربیتی ‏

‏‏در فعالیّت تربیتی هدف نقش اساسی دارد. کلیّه برنامه ها و فعالیّتهای تعلیم و تربیت در پرتو‏‎ ‎‏هدف جهت می یابد و بوسیلۀ هدف منطق پیدا می کند، در یک نظام تربیتی نوع هدف به وسیلۀ‏‎ ‎‏نوع نگرش به انسان تعیین می شود. علّت تفاوت هدفهای تعلیم و تربیت، تفاوت در‏‎ ‎‏انسان شناسی مکاتب مختلف است. در نظامهای تربیتی که با وحی ارتباطی ندارند و بُعدی الهی‏‎ ‎‏برای انسان قایل نیستند مقاصد تعلیم و تربیت را در امور مادی و اجتماعی محدود می کنند. ‏

‏
‏
‎

کتابمجموعه مقالات کنگره بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی(س)صفحه 122

‎

‏تلاش می کنند افراد جامعه را برای رعایت مقرّرات و یا رفتارهای اجتماعی آماده سازند و یا‏‎ ‎‏اینکه در آنان توانائیهای حرفه ای برای انجام کاری را به وجود آورند. در اندیشه تربیتی این موارد‏‎ ‎‏نمی تواند هدف اصلی و غایی تربیت انسان باشد. با اینکه تربیت اجتماعی و حرفه ای اهمیت‏‎ ‎‏ویژه ای دارند و برای زندگی اجتماعی ضروری هستند ولی جهت گیری آنها باید براساس هدف‏‎ ‎‏غایی که تربیت انسان الهی است تعیین شوند. در اندیشه حضرت امام(ره) تربیت الهی یک‏‎ ‎‏هدف اساسی تربیتی است. ‏

‏‏ «هر کدام بچه دارید، تربیت کنید، تربیت الهی کنید، تربیت شیطانی نکنید» ‏‎[7]‎

‏‏این هدف تربیتی دقیقاً از انسان شناسی امام نشأت می گیرد. چون انسان را یک موجودی الهی‏‎ ‎‏می دانند، تربیت الهی را نیز یک هدف اساسی معرفی می کنند. ‏

‏‏در فراز دیگر می فرمایند فرزندان خود را «مهذّب» بار آورید. یعنی تربیت انسان مهذّب هدف‏‎ ‎‏دیگر تعلیم و تربیت در نظام فکری حضرت امام است. انسان مهذّب انسانی است که از گناه پرهیز‏‎ ‎‏می کند و نمی گذارد علفهای هرز انحراف و گناه در وجود او بروید. لذا امام می فرمایند: ‏

‏‏ «کودکان خود را تهذیب کنید، کودکان خود را اسلامی بار بیاورید» ‏‎[8]‎

‏‏ارتباط این هدف با انسان شناسی نیز ارتباط روشنی است. انسان یک بعد خاکی دارد که غرایز‏‎ ‎‏و امیال و شهوات او از این بُعد برمی خیزد. یک بُعد معنوی دارد که گرایشات عالی و الهی او به‏‎ ‎‏این بُعد مربوط می شود. از طریق تعلیم و تربیت باید بعد معنوی و الهی رشد کند و غرایز و‏‎ ‎‏امیال را تحت هدایت و کنترل خود قرار دهد. تحقّق این امر مستلزم پرهیز از گناه و مبارزه با نفس‏‎ ‎‏امّاره است. انسان مهذّب انسانی است که با زشتی‎ ها و انحرافها مبارزه می کند و استعدادهای‏‎ ‎‏عالی فطری خود را رشد می دهد. حضرت امام علاوه بر هدفهای تربیتی فوق، پرورش استقلال‏‎ ‎‏فکری و ایجاد خودباوری در کودکان و سیاسی بار آوردن آنها را نیز مورد تأکید قرار می دهند.‏‎ ‎‏بدیهی است که تا انسان از نظر فکری مستقل نباشد و وابستگی به عوامل و قدرتهای غیرالهی را‏‎ ‎‏از بین نبرد در مسیر کمال و بندگی حقتعالی رشد نمی کند. شرط بندگی حق رهایی از بندگی‏‎ ‎‏غیرحق است. ‏

‏‏محتوای تربیت‏

‏‏برای تحقّق هدفهای تعلیم و تربیت باید مطالبی را به افراد آموزش داد. آنچه را که به قصد‏‎ ‎

‏
‏
‎

کتابمجموعه مقالات کنگره بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی(س)صفحه 123

‎‏

رسیدن به هدف یاد می دهیم محتوا گفته می شود. پس محتوا آن چیزی است که آموزش داده‏‎ ‎‏می شود. محتوا با هدف ارتباط و هماهنگی دارد. با هر محتوایی نمی توان به هدف مورد نظر‏‎ ‎‏رسید. در آموزش رسمی معمولاً مواد درسی که در برنامه ها پیش بینی می شوند حاصل محتوای‏‎ ‎‏مورد نیاز برای حصول هدفها می باشند. ‏

‏‏وقتی که در اندیشه تربیتی حضرت امام مرور می کنیم می بینیم آنچه را که به عنوان خوراک‏‎ ‎‏فکری و آموزش افراد مجاز و مناسب محسوب می کنند دقیقاً در جهت همان هدفهایی است که‏‎ ‎‏مورد تأکید قرار می دهند. به طور کلی حضرت امام «خودشناسی» را بر «طبیعت شناسی» مقدّم‏‎ ‎‏می شمارند به طوری که می فرمایند «لازمۀ فراموشی حق تعالی آن است که انسان خود را‏‎ ‎‏فراموش کند»‏‎[9]‎‏ به همین دلیل معارف قرآنی را برای کسب آگاهیهای لازم مورد تأکید‏‎ ‎‏قرار می دهند. به عبارت دیگر محتوای مناسب در نظر حضرت امام محتوای برگرفته از آیات‏‎ ‎‏الهی است. به طوری که می فرمایند: پسرم! سوره مبارکه حشر را مطالعه کن که گنجینه هایی از‏‎ ‎‏معارف و تربیت در آن است و ارزش دارد که انسان یک عمر در آنها تفکّر کند و از آنها به مدد الهی‏‎ ‎‏توشه ها بردارد.‏‎[10]‎

‏‏در فراز دیگر علوم اسلامی و اخلاق را اساسی تر از همۀ علوم می دانند و به آموزش آن تأکید‏‎ ‎‏می کنند: ‏

‏‏ «از بالاترین و والاترین حوزه هایی که لازم است به طور همگانی مورد تعلیم و تعلم قرار‏‎ ‎‏گیرد، علوم معنوی اسلامی از قبیل علم اخلاق و تهذیب نفس و سیر و سلوک الی الله‏‎ ‎‏است».‏‎[11]‎

‏‏ «علم و تهذیب نفس است که انسان را به مقام انسانیّت می رساند».‏‎[12]‎‏ ‏

‏‏علاوه بر تأکید به علم اخلاق در دیدگاه حضرت امام هر محتوایی به شرط جهت دار بودن و رنگ‏‎ ‎‏الهی داشتن مقبول است در غیر اینصورت نه تنها موجب رشد نمی شود بلکه مانع کمال‏‎ ‎‏می گردد. ‏

‏‏ «گاهی علم توحید انسان را به جهنّم می فرستد، گاهی علم عرفان انسان را به جهنم می رساند،‏‎ ‎‏گاهی علم فقه انسان را به جهنم می فرستد، گاهی علم اخلاق انسان را به جهنّم می فرستد، با علم‏‎ ‎‏درست نمی شود، تزکیه می خواهد».‏‎[13]‎

‏
‏
‎

کتابمجموعه مقالات کنگره بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی(س)صفحه 124

‎

‏اصول تربیت‏

‏‏اصول، بایدها و نبایدهایی هستند که برای تحقّق هدفهای تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار‏‎ ‎‏می گیرند. بنابراین در هر نظام تعلیم و تربیت اصول متناسب با هدفهای تعلیم و تربیت آن نظام‏‎ ‎‏می توان ملاحظه کرد. در اندیشۀ تربیتی حضرت امام نیز با توجه به مبانی و هدفهایی که طرح‏‎ ‎‏می شود اصولی در راستای آن ارائه می شوند. به سه اصل مهم در این خصوص اشاره می شود. ‏

‏‏اصل تقّدم تزکیه بر تعلیم‏‏: قبلاً توضیح داده شد که انسان سازی و پرورش انسان مهذّب‏‎ ‎‏هدف اساسی تعلیم و تربیت در نظام فکری حضرت امام است. برای تربیت چنین انسانی‏‎ ‎‏برنامه ها و فعالیتهای تربیتی باید به گونه ای طرحریزی شوند که بتدریج افکار و اندیشه و قلوب‏‎ ‎‏افراد جامعه را از گناهان و انحرافات پالایش کنند و کودکان و نوجوانان را با روحیّۀ «شیطان‏‎ ‎‏ستیز» و «حق گرا» پرورش دهند. اگر چنین چیزی مورد نظر نباشد هر چه را به افراد بیاموزیم‏‎ ‎‏موجب خسران آنان می گردد. ‏

‏‏اصل تقدّم اصلاح مربّی به متربّی‏‏: کسی که وظیفه اصلاح و تربیت دیگری را عهده دار شده‏‎ ‎‏است باید خود او تربیت شده باشد. فلسفۀ اینکه انبیای عظام و ائمه اطهار علیهم السلام معصوم‏‎ ‎‏بوده اند همین نکته بوده است. پیغمبری که برای اصلاح جامعه مبعوث شده و می خواهد‏‎ ‎‏ارزشهای الهی را در جامعه تحقّق بخشد باید صفات انسانی را در وجود خود تجلّی بخشد. اگر‏‎ ‎‏ین ویژگی در آنان نمی بود نمی توانستند در شخصیّت افراد جامعه تأثیر بگذارند و موجی در‏‎ ‎‏تاریخ ایجاد کنند که در هر عصری به نوعی زشتی ها را در کام خود فرو برد و مرحلۀ تازه ای از‏‎ ‎‏کمال را در حرکت اجتماعی بشریّت به وجود آورد. معلم و مربّی کار نبی را انجام می دهد. مانند‏‎ ‎‏نبی باید قبل از شروع کار معلّمی اصلاح و تربیت شده باشد در غیر اینصورت در افراد نمی تواند‏‎ ‎‏تأثیر کند، «آن وقتی کلام تأثیر دارد که از قلب مهذّب و پاک بیرون بیاید» ‏‎[14]‎

‏‏در فراز دیگر می فرمایند: ‏

‏‏ «این «من را» اگر انسان زیر پا گذاشت و «او» شد، اصلاح می کند همه چیز را» ‏‎[15]‎

‏‏اصل تأثیر ارادۀ فردی در تعلیم و تربیت: با اینکه مربّی در تعلیم و تربیت فرد نقش مؤثری‏‎ ‎‏ایفا می کند ولی نقش و رسالت متربّی در تربیت خود نیز عامل بسیار مؤثری است. یکی از‏‎ ‎‏ویژگیهای آدمی اراده و اختیار اوست و با تکیه بر آن می تواند راه کمال را بپیماید. اگر از جانب‏‎ ‎‏خود او انگیزه و تلاشی در جهت خودسازی نباشد برنامه های تربیتی مربّیان و معلّمان ثمر‏‎ ‎

‏
‏
‎

کتابمجموعه مقالات کنگره بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی(س)صفحه 125

‎‏

نمی دهند. به همین دلیل در قرآن مجید خداوند متعال به طور مکرّر خود انسان را مورد خطاب‏‎ ‎‏قرار می دهد و از خود او می خواهد که به اصلاح و تربیت خود همّت گمارد. می فرماید: ‏‏یٰا اَیُّهَا‏‎ ‎‏الَّذینَ اٰمَنُواْ عَلَیْکُمْ اَنْفُسَکُمْ‏‏ ای آنانی که ایمان آورده اید مراقب نفسهای خودتان باشید. با اینکه‏‎ ‎‏پیغمبران زیادی برای تربیت بشر مبعوث شده اند و کتابهای آسمانی متعدّد برای تزکیه و تعلیم‏‎ ‎‏آنها نازل شده است ولی در نهایت خداوند از فرد می خواهد که از خود مراقبت کند و حافظ‏‎ ‎‏سلامت خود باشد. ‏

‏‏حضرت امام با الهام از چنین ضرورت اسلامی در مناسبتهای مختلف استفاده از ارادۀ فردی در‏‎ ‎‏تعلیم و تربیت را مورد تأکید قرار می دهند. به عنوان نمونه نامه ای که به فرزند گرامی خود‏‎ ‎‏حضرت حجت الاسلام حاج سیداحمد خمینی نوشته اند محور اصلی محتوای نامه را سعی و‏‎ ‎‏تلاش فردی در تربیت خود قرار داده اند: ‏

‏‏ «پسرم مجاهده کن که دل را به خدا بسپاری و مؤثری را جز او ندانی» ‏‎[16]‎

‏‏ «کوشش کن کلمۀ توحید را که بزرگترین کلمه است و والاترین جمله است از عقلت به قلبت‏‎ ‎‏برسانی ».‏‎[17]‎

‏‏علاوه بر اصول فوق اصول دیگری نیز وجود دارد که ذکر همه آنها در این مقاله ضروری بنظر‏‎ ‎‏نمی رسد. ‏

‏‏روشهای تربیت ‏

‏‏روشهای تعلیم و تربیت جنبه های عینی و عملی اصول تعلیم و تربیت هستند. در تفکّر‏‎ ‎‏حضرت امام روشهایی برای خودسازی و تربیت دیگران مورد تأکید قرار گرفته است که با هدفها‏‎ ‎‏و اصول و عناصر دیگر تعلیم و تربیت مورد نظر ایشان هماهنگی دارد. به عنوان مثال تکرار و‏‎ ‎‏تلقین یکی از آنهاست. در دیدگاه حضرت امام تکرار می تواند پیام تربیتی را در جان و دل متربّی‏‎ ‎‏تقویت کند. علّت و فلسفۀ تأثیر تکرار در وجود آدمی دقیقاً با ویژگیهای او ارتباط پیدا می کند.‏‎ ‎‏انسان موجودی است که یک جنبۀ مادّی و طبیعی دارد. بنابراین غرایز و شهوات مانع می شوند‏‎ ‎‏از اینکه او راه کمال را برود و استعدادهای عالی خود را رشد دهد. تکرار یک چیز‏‎ ‎‏نمی گذارد غرایز بر عقل آدمی سلطه پیدا کند و انسان را از فطریّات جدا نماید. ‏

‏‏حضرت امام در خصوص «تکرار» می فرمایند: ‏

‏
‏
‎

کتابمجموعه مقالات کنگره بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی(س)صفحه 126

‎‏ 

«اگر بخواهید یک بچه ای را شما تربیت کنید باید یک مسئله را چندین دفعه با چند زبان با‏‎ ‎‏چند وضع به او بخوانید، مطلب یکی باشد لکن طرز بیانش اینها به طوری که در قلب او نقش‏‎ ‎‏ببندد» ‏‎[18]‎

‏‏ «دعا» روش دیگری است که حضرت امام(ره) باستناد منابع اسلامی طرح می فرمایند. ‏

‏‏ «این ادعیه انسان را از این ظلمت بیرون می برد. وقتی که از این ظلمت بیرون رفت انسانی‏‎ ‎‏می شود که برای خدا کار می کند ...» ‏‎[19]‎

‏‏روش دعا نیز در نظام فکری حضرت امام معنادار است. همان طور یادآوری شدیم انسان یک بُعد‏‎ ‎‏الهی دارد. با این بعد به عالم ماوراء طبیعت ارتباط پیدا می کند. دعا روشی است که انسان را به آن‏‎ ‎‏عالم وصل می کند تا با عنایات و توجّهات حضرت حقتعالی در دنیا حیات طیّبه داشته است.‏‎ ‎‏دعا کلید گشودن درهای رحمت و عنایت الهی است. ‏

‏‏روشهای دیگر مورد نظر حضرت امام مانند روش مشاهده و تعقّل، تکریم کودکان و معرفی اسوه‏‎ ‎‏و غیره همه با عناصر دیگر تعلیم و تربیت هماهنگی دارند. ‏

‏‏محصول تعلیم و تربیت‏

‏‏هر نظام تعلیم و تربیت از طریق محصول و نتیجه ای که می دهد شناخته می شود. برای‏‎ ‎‏شناخت عظمت و ابعاد تعلیم و تربیت اسلامی باید به انسانهایی اندیشید که با تعلیمات‏‎ ‎‏اسلامی پرورش یافته اند. ما اگر افرادی مانند ابوذر، سلمان، مقداد، میثم و غیره را به عنوان‏‎ ‎‏انسانهای نمونه و شاخص می شناسیم به دلیل ویژگیها و اسراری است که در دین مبین اسلام‏‎ ‎‏وجود دارد. این کتاب تشریع است که کتاب تکوین را به گونه ای شکل می دهد که همۀ زیبائیها و‏‎ ‎‏کمالات در آن جلوه پیدا کند. ‏

‏‏وقتی که در اندیشه حضرت امام تأمل می کنیم می بینیم چند شخصیت در آثار ایشان زیاد‏‎ ‎‏تکرار می شوند. شهید مدرس یکی از آنهاست. حضرت امام به آیت الله مدرس علاقه بسیار‏‎ ‎‏زیادی در آثارشان ابراز کرده اند. علت این علاقه هم به ویژگیهای آن شهید مربوط می شود. چون‏‎ ‎‏علاوه بر سنگر علم، در سنگر جهاد بر علیه طاغوت نیز شجاعانه می جنگید و برای مبارزه با‏‎ ‎‏ستمگری و استبداد با تمام وجود به میدان آمد. به عبارت دیگر علم و تقوی و شجاعت را با هم‏‎ ‎‏داشت. همچنین حضرت زهرا(س) نیز در فرمایشات حضرت امام به عنوان اسوۀ زنان عالم در‏‎ ‎

‏
‏
‎

کتابمجموعه مقالات کنگره بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی(س)صفحه 127

‎‏

جاهای مختلف و متعدّد ذکر شده است. آنچه را که امام برای وجود یک زن مسلمان در نظر‏‎ ‎‏می گیرند همه آنها را در عالی ترین و کاملترین شکل خود در وجود دختر گرانقدر حضرت رسول‏‎ ‎‏اکرم(ص) می بینند. ‏

‏‏در فراز دیگری رهبر کبیر انقلاب اسلامی حسین فهمیده را به عنوان یک انسان عالی و تربیت‏‎ ‎‏شده مطرح می فرمایند: ‏

‏‏ «رهبر ما آن طفل دوازده ساله ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها قلم و زبان‏‎ ‎‏ما بزرگتر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز‏‎ ‎‏شربت شهادت نوشید».‏‎[20]‎

‏‏بنابراین می توان گفت در مجموع حضرت امام یک نظام تربیتی مطرح می فرمایند. اگر منابع‏‎ ‎‏مختلفی که از ایشان به یادگار مانده است به طور عمیق تر و همه جانبه تر مطالعه و بررسی شود‏‎ ‎‏می توان برای نظام تعلیم و تربیت در جامعۀ اسلامی مبنای معتبر و قابل دفاعی را از اندیشه و‏‎ ‎‏آثار ایشان در خصوص امر مقدس تعلیم و تربیت بدست آورد.‏

‏‏ ‏

‏‏ ‏‏‏منابع‏

‏‏ ‏‏‎

کتابمجموعه مقالات کنگره بررسی اندیشه و آثار تربیتی حضرت امام خمینی(س)صفحه 128

‎

  • . . ر.ک: صحیفه امام ، ج 3 صص 217-219.
  • . . ر.ک: صحیفه امام ، ج 4، ص 7-9.
  • . . ر.ک: صحیفه امام ، ج 8، ص 327-328.
  • . . ر.ک: صحیفه امام ، ج 13 ص 285-286.
  • . . ر.ک: صحیفه امام ، ج 14 ص 152-153.
  • . . ر.ک: صحیفه امام ، ج 5 ص 178.
  • . . ر.ک: صحیفه امام ، ج 6 ص 106-107.
  • . . ر.ک: صحیفه امام ، ج 7 ص 533-534.
  • . نقطه عطف، ص 39.
  • . نقطه عطف، ص 19.
  • . کلمات قصار، ص 65.
  • . کلمات قصار، ص 66 .
  • . کلمات قصار، ص 67.
  • . کلمات قصار، ص 67.
  • . کلمات قصار، ص 67.
  • . نقطه عطف، ص 25.
  • . همان منبع، ص 24.
  • . . ر.ک: صحیفه امام ، جلد 10، ص 34-35.
  • . کلمات قصار، ص 52.
  • . کلمات قصار، ص 61.