فصل پنجم: خاطرات عباسعلی زالی
امام و کشاورزان
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) - گروه تاریخ (تدوینگر)

محل نشر : تهران

زمان (شمسی) : 1387

زبان اثر : فارسی

امام و کشاورزان

‎□‎‏ لطفا از دیدارهایی که شما در زمان تصدی وزارت کشاورزی با امام ‏‎ ‎‏داشتید و نصایحی که در ارتباط با تأمین آذوقه مردم می‌فرمودند و ‏‎ ‎‏اقدامات منافقین در آتش زدن مزارع توضیحاتی بفرمایید؟ ‏

‎■‎‏ بله. به عنوان خدمت‌گزار بارها این افتخار نصیب من شد که در ‏‎ ‎‏جمع بقیه برادران سعادت دستبوسی امام حاصل شود. واقعا لحظاتی بود ‏‎ ‎‏که هیچ وقت یاد و خاطره‌اش فراموش نخواهد شد. اولین مرتبه پس از ‏‎ ‎‏آن که در فرودگاه خدمت امام رسیدیم وقتی بود که وی به قم تشریف ‏‎ ‎‏برده بود و در این سفر با تعدادی از دانشگاهیان به دیدار امام رفتیم تا ‏‎ ‎‏آمادگی مجموعه دانشگاهی را جهت خدمت اعلام کنیم. زمانی که وارد ‏‎ ‎‏قم شدیم جمعیت زیادی در کوچه‌های اطراف بودند که با واسطه کسی ‏‎ ‎‏که دوستانی داشت سعادت دیدار نصیب ما شد. در این دیدار سخنانی ‏‎ ‎‏درباره مسائل دانشگاه‌ها مطرح شد و امام هم اشاراتی در رابطه با اهمیت ‏‎ ‎‏علم و دانشگاه مطرح کردند و به ما این توصیه را داشتند که شما باید ‏‎ ‎‏فعال باشید و اگر کمکی از دست شما برمی‌آید دریغ نکنید. دیدار‌های ‏‎ ‎‏دیگری در زمان قائم مقامی یا وزارت کشاورزی بود. در همان زمان در ‏‎ ‎‏دیداری امام اشاره کرده ‌بودند: عکس مرا در صفحه اول روزنامه نزنید، ‏‎ ‎‏عکس یک کشاورز را بزنید، چه اشکالی دارد وقتی که یک روزنامه را ‏‎ ‎‏نگاه می‌کنیم عکسی از یک کشاورز باشد که چه کاری انجام می‌دهد و ‏‎ ‎‏چه خدمتی می‌کند. و این یک روحیه خوبی را برای کشاورزان علی‌رغم ‏‎ ‎‏همه مشکلات به وجود آورد، چرا که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به ‏‎ ‎

کتابعصر جهاد، دوران خدمتصفحه 166

‏علت خاطره‌ای که در بعضی مناطق کشاورزان از مالکین داشتند شرایط ‏‎ ‎‏خاصی را در کشور به وجود آورده بود که بسیاری از مالکین نتوانستند ‏‎ ‎‏به کار ادامه دهند و کشاورزان جایگزین آنها شدند که آمادگی لازم را ‏‎ ‎‏برای انجام مسئولیت نداشتند و نمی‌دانستند که چگونه زمین را اداره ‏‎ ‎‏کنند. از طرف دیگر دشمن در قالب عناوین گوناگون سعی در تشدید ‏‎ ‎‏اختلاف‌ها داشت و تحرکاتی را انجام می‌داد و زمانی هم که موفق ‏‎ ‎‏نمی‌شد در گوشه و کنار، مزارع را آتش می‌زد و مشکلات بسیاری را به ‏‎ ‎‏وجود می‌آورد. امام در این باره فرمود: اینها افرادی هستند که ماهیتا به ‏‎ ‎‏این صورتند که می‌روند محصولی را که کشاورز این‌قدر زحمت کشیده ‏‎ ‎‏به آتش می‌کشند. ‏

‏خاطره دیگری از امام که مرتبط با همه مردم بود این است که در زمان ‏‎ ‎‏جنگ تحمیلی امام دستور داده بود که قیمت‌ها نباید تغییر زیادی بکند، ‏‎ ‎‏کشاورزان مواجه با کمبود کود، سم و ماشین آلات کشاورزی بودند و ‏‎ ‎‏آنان به علت نداشتن خط تولید و نبود بسته بندی و سردخانه بسیاری از ‏‎ ‎‏محصولاتشان قبل از عرضه به بازار از بین می‌رفت و هزینه‌های تولید ‏‎ ‎‏سنگین می‌‌شد و در مقابل هزینه‌ها حق طبیعی کشاورزان بود که ‏‎ ‎‏محصول‌شان به قیمت عادلانه‌ای به فروش برسد. مثلا اگر گندم تولید ‏‎ ‎‏می‌کرد، می‌بایست به قیمتی باشد که جوابگوی هزینه‌هایش باشد. و یا ‏‎ ‎‏اگر گاوداری داشت قیمت فراورده‌های آن پاسخگوی هزینه‌ها باشد. از ‏‎ ‎‏طرفی هم امام شرایط خاص جنگ تحمیلی را مورد توجه قرار می‌داد و ‏‎ ‎‏تأکید داشت که باید کاری کرد که مردم در تنگنا قرار نگیرند. از آن ‏‎ ‎‏طرف دولت بسیار حساس بود که قیمت‌ها تغییر نکند. ‏

‏من به عنوان وزیر کشاورزی باید منافع تولیدکنندگان را بازگو می‌کردم ‏‎ ‎‏و به دنبال تحقق حق آنان بودم تا قیمت‌ها متناسب با هزینه‌ها تأمین ‏‎ ‎

کتابعصر جهاد، دوران خدمتصفحه 167

‏شود. یکی از مشکلات جدی دولت به خصوص وزارت کشاورزی این ‏‎ ‎‏بود که چگونه این امر تحقق پیدا کند. حتما به خاطر دارید که مثلا ما ‏‎ ‎‏وقتی گندم را از کشاورز به قیمت چهار تومان و دو ریال می‌خریدیم ‏‎ ‎‏برای کشاورز صرف نمی‌کرد برای جبران این کمبود جایزه‌ای برای ‏‎ ‎‏کشاورز در نظر می‌گرفتیم تا مبلغ اضافی به مصرف کننده تحمیل نشود. ‏

‏شیشه‌های شیر در آن زمان نه و نیم ریال بود و من معتقد بودم باید ‏‎ ‎‏کاری کنیم تا نیم ریال به تولید کننده برسد نه و نیم ریال را به ده ریال ‏‎ ‎‏افزایش بدهیم از طرف دیگر دولت باید به فکر عامه مردم و ‏‎ ‎‏مصرف‌کننده بود تا با مشکل مواجه نشوند ولی از طرف دیگر این قیمت ‏‎ ‎‏برای تولیدکننده مشکلاتی را به وجود می‌آورد و دولت از طریق جایزه ‏‎ ‎‏درصدد جبران این مسأله بود و این وقت زیادی را در جلسات دولت به ‏‎ ‎‏خود اختصاص می‌داد که چه جایزه‌ای را برای جبران تولیدکننده در نظر ‏‎ ‎‏بگیریم. ‏

‏یکی از راه‌حل‌های دیگر ایجاد زمینه‌ای برای تشویق تولید کنندگان ‏‎ ‎‏بود. در همان زمان هفته‌ای به نام هفته کشاورزی نامگذاری گردید و ‏‎ ‎‏اعلام شد کسانی در این هفته به عنوان کشاورز نمونه انتخاب و از آنها ‏‎ ‎‏قدردانی خواهد شد و این کم کم در کل کشور تعمیم داده شد. به ‏‎ ‎‏مناسبت هفته کشاورزی دوباره سعادت نصیب ما و کشاورزان شد که ‏‎ ‎‏خدمت امام برسیم. در یکی از این دیدارها حدود، دویست نفر از ‏‎ ‎‏کشاورزانی که معمولا هم کشاورزان جزء بودند و از سراسر کشور ‏‎ ‎‏حضور داشتند و از لباس‌هایشان همه چیز مشخص بود و غالبا از ‏‎ ‎‏خانواده‌های مؤمن با درآمد پائین بودند. ‏

‏در ابتدای دیدار من صحبتی را در رابطه با مسائل و مشکلات ‏‎ ‎‏کشاورزان مطرح کردم و امام مطالبی را ایراد فرمود که قسمت اول ‏‎ ‎

کتابعصر جهاد، دوران خدمتصفحه 168

‏صحبت وی گروه‌های دیگری را هم شامل می‌شد در قسمت اول اشاره ‏‎ ‎‏به اهمیت کشاورزی و اینکه کشاورزان باید فعال باشند، کرد و ‏‎ ‎‏رهنمود‌های بسیار خوبی داشت که بازتاب مثبتی هم داشت‏‎[1]‎‏ و روحیه‌ای ‏‎ ‎‏را که کشاورزان با این سخنان به دست آوردند چنان انگیزه‌ای به آنان داد ‏‎ ‎‏که تا پس از مدت‌ها احساس کردیم مشکلی برای آنان باقی نمانده است؛ ‏‎ ‎‏به اندازه‌ای تحت تأثیر قرار گرفته بودند که مثلا برای یک کشاورز ‏‎ ‎‏چابهاری دیدار با امام چنان بود که گویی خداوند در دنیا همه چیز به ‏‎ ‎‏وی ارزانی داشته است. با چنین روحیه‌ای بود که کشاورزان آن زمان، آن ‏‎ ‎‏روزها را پشت سر گذاشتند. آن هنگام استنباط همگان بر این بود فردی ‏‎ ‎‏که سعادت دیدار با امام نصیب وی می‌شود، چهره امام به اندازه‌ای جلب ‏‎ ‎‏توجه می‌کرد که شاید دیگر زیاد نمی‌توانست روی کلمات در حضور ‏‎ ‎‏امام توجهی داشته باشد و فکر نمی‌کنم حالا منحصر به افراد خاصی بود، ‏‎ ‎‏قبل از اینکه توجه به صحبت‌ها داشته باشند، چهره نورانی و ملکوتی امام ‏‎ ‎‏بود که همه توجه‌ها را به خود جلب می‌کرد و من اذعان می‌کنم در چند ‏‎ ‎‏مرتبه‌ای که خدمت امام رسیدیم شاید اگر روز بعد از من می‌پرسیدند که ‏‎ ‎‏امام چه مطالبی را در آنجا فرمود ممکن بود کلیاتی در ذهن داشته باشم ‏‎ ‎‏ولی به قدری افراد محو این چهره ملکوتی می‌شدند که شاید دیگر ‏‎ ‎‏نمی‌توانستند به صحبت‌ها به طور مستقیم توجه داشته باشند اگر چه ‏‎ ‎‏وقتی سخنرانی از تلویزیون پخش می‌شد همه این فرصت را داشتند که ‏‎ ‎‏تمام مطالب را با دقت گوش کنند. ‏

‏ ‏

کتابعصر جهاد، دوران خدمتصفحه 169

 

کتابعصر جهاد، دوران خدمتصفحه 170

  • 1. صحیفه امام، ج18، ص 433.