امام و سیاست خارجی
روابط حسنه ایران و شوروی!
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : اهوازی، عبدالرزاق

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زبان اثر : فارسی

روابط حسنه ایران و شوروی!

روابط حسنه ایران و شوروی! 

‏اگر امام در زمان حیاتشان تکلیف بعضی از امور را روشن نمی کردند، مسلماً پس از‏‎ ‎‏ارتحال ایشان، دچار مشکل می شدیم. یکی از این موارد، رابطه ایران با همسایه شمالی‏‎ ‎‏بود. ‏

‏از گذشته روابط دو کشور ایران و روسیه از هر دو سو، بد بود. بعد از انقلاب‏‎ ‎‏کمونیستی نیز، این روابط حسنه نشد. اواخر حیات امام، زمینه به گونه دیگری در آمد و‏‎ ‎‏وضع روسیه عوض شد. البته ایران راه خود را می رفت و می رود، و روسیه بود که موانع‏‎ ‎‏حسن روابط را برداشت. اولاً: از افغانستان بیرون رفت. ثانیاً: حمایت خود را از جریانهای‏‎ ‎‏چپگرا تضعیف کرد و آمادگی خود را برای بهبود روابط با ایران اعلام کرد. ثالثاً: مذاهب،‏‎ ‎‏در داخل شوروی احساس آزادی بیشتری کردند. ‏

‏این مجموعه، زمینه را فراهم آورد تا ایران و شوروی در شرایط جدیدی قرار بگیرند.‏‎ ‎


کتابامام خمینی (س) به روایت آیت الله هاشمی رفسنجانیصفحه 227

‏خوشبختانه این امر در زمان حیات حضرت امام اتفاق افتاد. اگر این قضیه بعد از رحلت‏‎ ‎‏حضرت امام اتفاق می افتاد، برای ما مشکل بود؛ چون عده ای تز «نه شرقی، نه غربی» را‏‎ ‎‏لغو شده می پنداشتند. ‏

‏مدتها پیش، یعنی هنگامی که حرکت جدید آقای گورباچف آغاز شد، حضرت امام‏‎ ‎‏به این مسأله توجه کردند و سران سه قوه در حضور ایشان، صحبت کردند و قرار شد که‏‎ ‎‏وزارت امور خارجه استراتژی روابط آینده ایران و شوروی را تنظیم کند. پس از تنظیم‏‎ ‎‏این استراتژی، ما آن را خدمت حضرت امام بردیم و ایشان پذیرفتند و پس از آن،‏‎ ‎‏حضرت امام آن نامه را به گورباچف نوشتند. ‏

‏نوشتن این نامه از ابتکارات شخص امام بود. بعد از نامه هم، امام وزیر خارجه‏‎ ‎‏شوروی را پذیرفتند. این سند محکمی است که ثابت می کند، حضرت امام این راه را‏‎ ‎‏ترسیم کردند. موقعی هم که، موضوع سفر من به شوروی مطرح شد، ایشان از سفر من‏‎ ‎‏اظهار رضایت فرمودند و گفتند: «بروید و روابط دو کشور را حسنه کنید.» حتی امام از‏‎ ‎‏قراردادهایی که بین دو کشور امضا شد، آگاهی داشتند.‏‎[1]‎

‎ ‎

کتابامام خمینی (س) به روایت آیت الله هاشمی رفسنجانیصفحه 228

  • . پا به پای آقتاب؛ ج 6، صص 157ـ 158.