فصل اول: انس با قرآن
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : رجایی، غلامعلی

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1392

زبان اثر : فارسی

فصل اول: انس با قرآن

‏ ‏

 

فصل اوّل: انس با قرآن

 

 

 


برداشتهایی از سیره امام خمینی (س)ج. 3صفحه 1


برداشتهایی از سیره امام خمینی (س)ج. 3صفحه 2

در هفت سالگی قرآن ختم شد

‏امام در مکتب خانه آخوند ملا ابوالقاسم تحصیل می‏‏ کردند. ملا ابوالقاسم پیرمردی‏‎ ‎‏بود که مکتب خانه اش نزدیک منزل ما بود. من هم پیش او درس خوانده بودم.‏‎ ‎‏هر یک از ما بچه ها در مکتب خانه روزی نیم جزء قرآن می خواندیم و هر وقت کسی‏‎ ‎‏قرآن را ختم می کرد و به آخر می رسید، رسم بود که به سایر بچه ها و به ملا، ناهار‏‎ ‎‏بدهد.‏

‏امام پس ازختم قرآن که سنّش تقریباً هفت سال بود، برای فراگیری ادبیات و درس‏‎ ‎‏عربی نزد شیخ جعفر پسر عموی مادر ما رفت.‏‎[1]‎

روزی دو جزء قرآن می خوانند

‏امام مدّتی قبل از نماز مغرب و عشا و قبل از نماز ظهر یا مفاتیح می خواندند یا‏‎ ‎‏قرآن. یک بار در ذهنم هست که خودشان می فرمودند: روزی دو جزء قرآن می خوانند.‏‎ ‎‏تند تند هم از روی قرآن می خواندند.‏‎[2]‎

روزی هفت مرتبه قرآن می خوانند

‏برنامه امام اینطور نیست که هر وقت بخواهند قرآن بخوانند، ایشان دقیقاً و سر‏‎ ‎


برداشتهایی از سیره امام خمینی (س)ج. 3صفحه 3

‏ساعت روزی هفت مرتبه قرآن می‏‏ خواندند.‏‎[3]‎

روزی چهار جزء قرآن می خواندند

‏یکی از برنامه های روزانه و همیشگی امام که نظم خاصی هم داشت تلاوت قرآن‏‎ ‎‏بود. ما در طول روز که خدمت ایشان بودیم شاهد بودیم که امام روزی چهار جزء قرآن‏‎ ‎‏می خواندند.‏‎[4]‎

روزی هشت بار قرآن می خوانند

‏یک مرتبه از یکی از نزدیکترین افراد امام خواستم به من بگوید ایشان در بیست و‏‎ ‎‏چهار ساعت چه کار می کند. او ضمن آنکه از برنامه بیست و چهار ساعت امام سخن‏‎ ‎‏می گفت اظهار کرد که امام روزانه هشت بار قرآن می خواند و حداقل هر ده روز یکبار‏‎ ‎‏یک دوره قرآن را ختم می کند.‏‎[5]‎

در هر فرصتی قرآن می خواندند

‏امام بعد از نماز شب قرآن می خواندند تا هنگام نماز صبح. پس از نماز صبح نیز‏‎ ‎‏قرآن می خواندند. ایشان در هر فرصتی که بین کارها فراغت داشتند بین کار، قرآن قرائت‏‎ ‎‏می کردند و روزانه هشت مرتبه قران می خواندند. امام ماهی یک مرتبه قرآن را تمام‏‎ ‎‏می کردند.‏‎[6]‎

روزی سه تا پنج بار قرآن می خواندند[7]

‏امام با همه اشتغالاتی که داشتند به انجام مستحبّات، به ویژه خواندن قرآن، دعا و‏‎ ‎


برداشتهایی از سیره امام خمینی (س)ج. 3صفحه 4

‏نماز اول وقت اهمیت می دادند. ایشان هر روز سه تا پنج مرتبه قرآن می خواندند. در ماه‏‎ ‎‏مبارک رمضان سه بار قرآن را ختم می کردند.‏ ‎[8]‎

هر وقت ایشان را می دیدیم قرآن می خواندند

‏امام روزانه چندین نوبت قرآن می خوانند و در هر فرصت مناسب که برای ایشان‏‎ ‎‏پیش می آید قرآن می خوانند و معمولاً بعد از نماز صبح قبل از نماز ظهر و عصر و‏‎ ‎‏نماز مغرب و عشا و یا در هر فرصت دیگر مقید به این مستحب الهی هستند و ما‏‎ ‎‏بارها که ضمن روز خدمت ایشان می رسیم امام را مشغول خواندن قرآن‏‎ ‎‏می یابیم.‏ ‎[9]‎

دایماً قرآن می خواندند

‏امام در ماه مبارک رمضان بسیار با قرآن مأنوس بودند. من یاد ندارم که در این‏‎ ‎‏ماه شریف خصوصاً در ماه رمضان آخر عمرشان که اوایل سال 68 بود به محضر‏‎ ‎‏ایشان مشرف شوم  و ایشان را جز در حالت قرآن خواندن ببینم. هر وقت که کاری‏‎ ‎‏پیش می آمد و به محضرشان می رسیدم می دیدم مشغول تلاوت قرآن مجید‏‎ ‎‏هستند.‏ ‎[10]‎

جزو کارهای روزانه امام است

‏تا جایی که من اطلاع دارم امام از اوایل عمر تاکنون هر روزه مقداری قرآن‏‎ ‎‏می خوانند و این یکی از کارهای روزانه ایشان است که روی همان نظم دقیقی که در‏‎ ‎‏زندگی دارند ساعتی را نیز برای تلاوت و انس با قرآن کریم اختصاص داده اند که در آن‏‎ ‎‏ساعت کسی نزد ایشان نمی رود و پاسخ سؤال کسی را نمی دهند و کاملاً جان دل را به‏‎ ‎‏قرآن داده و توجه به آیات قرآنی و معانی آن می کنند.‏‎[11]‎


برداشتهایی از سیره امام خمینی (س)ج. 3صفحه 5

با قرآن خیلی مأنوسند

‏امام با قرآن خیلی مأنوسند. مثلاً بعد از صرف صبحانه و ملاقات با مسؤولان و‏‎ ‎‏غیره حدود ساعت نه و نیم صبح بعد از مقداری قدم زدن، شروع به تلاوت قرآن‏‎ ‎‏می کنند. سپس به انجام بعضی از امور و مطالعۀ نامه های محرمانه که رسیدگی به آنها‏‎ ‎‏خاص خود ایشان است می پردازند و مجدداً نزدیک اذان ظهر، وضو می گیرند و قرآن‏‎ ‎‏می خوانند. امام انس خاصی با قرآن و علاقه خاصی به ادعیه دارند.‏‎[12]‎

قبل از نماز قرآن می خواندند

‏امام قبل از فرا رسیدن وقت هر نماز معمولاً قرآن تلاوت می کردند.‏‎[13]‎

در کوتاهترین فرصت قرآن می خواندند

‏امام در فاصله ای که بعد از نماز ظهر و عصر برای ناهار می آمدند، اگر در این‏‎ ‎‏مدت کوتاه چند دقیقه ای فرصت پیدا می شد قرآن بر می داشتند و می خواندند که گاهی‏‎ ‎‏این اوقات کمتر از دو دقیقه بود ولی ایشان نمی گذاشتند بیهوده عمرشان به هدر رود.‏‎[14]‎

چشم را برای قرآن خواندن می خواهم

‏نجف که بودیم آقا چشمشان ناراحت شده بود. دکتر آمد و چشم ایشان را دید و‏‎ ‎‏گفت: «شما چند روز قرآن نخوانید و استراحت کنید.» امام یک دفعه خندیدند و‏‎ ‎‏گفتند: «دکتر من چشمم را برای قرآن خواندن می خواهم، چه فایده ای دارد اگر چشم‏‎ ‎‏داشته باشم و قرآن نخوانم. شما یک کاری بکنید که من بتوانم قرآن را بخوانم».‏‎[15]‎

تلاوت قبل از آماده شدن غذا

‏امام هیچ گاه نمی گذاشتند وقتشان به هدر برود. بارها می دیدیم که در دقایقی قبل‏‎ ‎


برداشتهایی از سیره امام خمینی (س)ج. 3صفحه 6

‏از آماده شدن سفره که معمولاً به بطالت می گذرد ایشان به تلاوت قرآن‏‎ ‎‏می پرداختند.‏‎[16]‎

به گوشه ای رفتند

‏حاج احمد آقا نقل می کرد، زمانی که در نجف حاج آقا مصطفی شهید شدند امام‏‎ ‎‏پس از شنیدن خبر شهادت ایشان، استوار و بردبار تنها به گوشه ای رفته و به تلاوت‏‎ ‎‏کلام الله مشغول شدند.‏‎[17]‎

بلند شدند و قرآن خواندند

‏وقتی مرحوم آقا مصطفی رحلت کرده بودند قرار شد جمعی به اتفاق حاج احمد آقا‏‎ ‎‏به محضر امام برسند و به صورت تدریجی خبر را به امام برسانند. یکی گفت از حاج‏‎ ‎‏آقا مصطفی تازه از بیمارستان چه خبر؟ آقای میرزا حبیب الله اراکی گفت: الآن از‏‎ ‎‏بیمارستان تلفن کردند که ایشان را مثل اینکه باید زودتر به بغداد برسانند. احمد‏‎ ‎‏آقا جلوی صدای گریه اش را نتوانست بگیرد ولی رویش را برگرداند که آقا او را نبینند.‏‎ ‎‏ولی امام صورتش را برگرداند و گفت احمد چته؟ مگر حاج آقا مصطفی مرده؟ اهل‏‎ ‎‏آسمانها می میرند و از اهل زمین کسی باقی نمی ماند، همه می میریم. آقایان بفرمایید‏‎ ‎‏سرکارتان. خودشان هم بلند شدند و وضو گرفتند و مشغول خواندن قرآن‏‎ ‎‏شدند.‏‎[18]‎

با قرآن مأنوس بودند

‏در نجف معروف بود امام روزی دو جزء قرآن می خوانند. ایشان صبحها و عصرها‏‎ ‎‏و هر وفت که بیکار می شدند قرآن می خواندند و مأنوس با قرآن بودند، اینطور نبود که‏‎ ‎‏حالا که در کار مبارزه هستند قرآن را کنار بگذارند‏‎[19]‎


برداشتهایی از سیره امام خمینی (س)ج. 3صفحه 7

روزی یک جزء می خواندند

‏از جمله برنامه های روزانه امام در پاریس قرائت یک جزء قرآن در هشت وقت‏‎ ‎‏منظم‏‎[20]‎‏ بود.‏‎[21]‎

هر سه روز یک ختم قرآن

‏امام در ماه رمضان هر روز ده جزء قرآن می خواندند. یعنی هر سه روز یک مرتبه‏‎ ‎‏قرآن راختم می کردند. بعضی برادران خوشحال بودند که دو دوره قرآن را در این ماه‏‎ ‎‏خوانده اند. ولی بعد متوجه می شدند امام ده یا یازده دور قرآن را در طول این ماه شریف‏

‏خوانده اند.‏‎[22]‎

حتی شب عمل جراحی قرآن می خواندند

‏امام هر روز مقید بودند چند صفحه قرآن (حدود یک حزب یا بیشتر) حتماً بخوانند.‏

‏حتی روزهای آخر و شب قبل از عمل جراحی هم قرائت قرآن و نماز شب ایشان ترک‏‎ ‎‏نشد.‏‎[23]‎

روزی هفت بار قرآن می خواندند

‏امام روزی هفت بار قرآن می خواندند. اوقات قرائت ایشان که حاج احمد‏‎ ‎‏آقا می فرمود روزانه چهار جزء قرآن را شامل می شود به ترتیب عبارت بودند‏‎ ‎‏از:‏

‏1 ـ قبل از نماز صبح‏

‏2 ـ بعد از نماز صبح‏

‏3 ـ ساعت نه صبح‏


برداشتهایی از سیره امام خمینی (س)ج. 3صفحه 8

‏4 ـ قبل از نماز ظهر‏

‏5 ـ بعدازظهر (بعد از قدم زدن روزانه)‏

‏6 ـ قبل از نماز مغرب‏

‏7 ـ بعد از نماز عشاء‏‎[24]‎

بخوان جانم

‏وقتی هلی کوپتر به زمین نشست افراد انتظامات یک دالان انسانی تا نزدیکی‏‎ ‎‏جایگاه درست کردند و امام همراه حاج احمد آقا و چند تن از روحانیون روی جایگاه‏‎ ‎‏قرار گرفتند. نخست یک نوجوان با صدایی بسیار خوش و دلنشین چند آیه از قرآن مجید‏‎ ‎‏همراه با ترجمه قرائت کرد. هر بار که او می خواست ختم کند، امام به او می گفت:‏‎ ‎‏«بخوان جانم».‏‎[25]‎

همیشه قرآن نزدیکشان است

‏امام علاقۀ خاصی به قرآن دارند. خیلی با قرآن انس دارند. یعنی با قرآن مأنوسند و‏‎ ‎‏همیشه قرآنی نزدیکشان است.‏‎[26]‎

قرآن را برندارید

‏امام حاضر نمی شدند به خاطر همدردی با مردم به پناهگاهی که ساخته‏‎ ‎‏شده بود بروند حتی به زحمت ما کتابها و وسایلی را که در طاقچه بالای مبل‏‎ ‎‏ایشان بود برداشتیم تا در اثر لرزشهای متعددی که در مواقع حملات هوایی‏‎ ‎‏ایجاد می شد به امام برخورد نکنند، اما ایشان قرآن ومفاتیح را نگذاشتند ما‏‎ ‎‏از کنار دستشان برداریم چون می خواستند دایماً به آنها دسترسی داشته‏‎ ‎‏باشند.‏‎[27]‎


برداشتهایی از سیره امام خمینی (س)ج. 3صفحه 9

چند ختم قرآن بخوانید

‏امام هر سال چند روز قبل از ماه مبارک رمضان دستور می دادند که چند ختم قرآن‏‎ ‎‏برای افرادی که مدّنظر مبارکشان بود قرائت شود.‏‎[28]‎

در وضع کثرت به سر می برم

‏امام به قرآن و تلاوت آن و تدبّر در معانی دقیق آن علاقۀ فراوانی داشتند. به خاطر‏‎ ‎‏دارم از حضور مبارکشان درخواست کردم تفسیری بنویسند. فرمودند: «تفسیر را کسی‏‎ ‎‏باید بنویسد که در زندگی فقط یک همّ داشته باشد و یک مقصد؛ من الآن در وضع‏‎ ‎‏کثرت به سر می برم و اشتغالات مختلفی دارم».‏‎[29]‎

قرآن را روی زمین نگذارید

‏در مورد احترام امام به قرآن نکته جالبی از ایشان به طور مکرر دیده ام. گاهی به‏‎ ‎‏دلایلی قرآنهایی را در کیف دستی در محضر امام می بردیم، در دفعات اولیه بدون توجه‏‎ ‎‏قرآن را همراه با چیزهای دیگر از کیف بیرون آورده روی زمین می گذاشتیم و امام که‏‎ ‎‏مراقب بودند می فرمودند: «قرآن را روی زمین نگذارید.» بعد بلافاصله دستشان را جلو‏‎ ‎‏آورده آن را از ما می گرفتند و روی میزی که در کنارشان بود می گذاشتند. بعد ما متوجه‏‎ ‎‏شدیم که امام چون روی کاناپه نشسته اند نمی خواهند قرآن روی زمین و در نتیجه‏‎ ‎‏پایین تر از جایی باشد که ایشان نشسته اند.‏‎[30]‎

این چه کاری است که می کنید؟

‏یکبار فردی تعدادی قرآن در قطع کوچک که فقط محتوی چند عدد از سوره های‏‎ ‎‏قرآن است را آورده بود تا پس از امضای امام برای رزمندگان جبهه ها هدیه برد. وقتی‏‎ ‎‏یکی از آقایان پاکت محتوی قرآنها را برداشت و به طرف امام نزدیک کرد، امام به گمان‏‎ ‎


برداشتهایی از سیره امام خمینی (س)ج. 3صفحه 10

‏آنکه طبق معمول که گاهی نبات و امثال آن را برای تبرک خدمتشان می بردیم دستشان را‏‎ ‎‏جلو آوردند ولی وقتی چشمشان به داخل پاکت افتاد فرمودند: «اینها چیست»؟ به عرض‏‎ ‎‏رسید: «قرآنهایی است که برای تبرک خدمتتان آورده اند.» امام که همیشه حرکاتش کاملاً‏‎ ‎‏آرام و معقول بود ناگهان به طور بی سابقه ای با شتاب و شدت مضطربانه ای دستشان را‏‎ ‎‏عقب کشیده و با لحن تند و عتاب آمیز فرمودند: «من قرآن را تبرک کنم؟» این چه‏‎ ‎‏کارهایی است که می کنید؟»‏‎[31]‎

آمدند روی زمین نشستند

‏یکبار همه دیدند که امام در یک مراسم ملاقات در حسینیه جماران بطور استثنایی‏‎ ‎‏به جای آن که در جایگاه همیشگی شان روی صندلی بنشینند، وقتی وارد شدند روی‏‎ ‎‏زمین نشستند. و این در همان روزی که بود که برندگان مسابقات قرائت قرآن به حضور امام‏‎ ‎‏آمده بودند و قرار بود در آن جلسه چند آیه قرآن تلاوت شود.‏‎[32]‎

چون قرآن می خواندی به تو علاقه مند شدم

‏من در حرم حضرت علی(ع) قرآن می خواندم و دایماً آنجا بودم. امام مرا در آنجا‏‎ ‎‏دیدند و علاقه مند بودند که مرا بپذیرند. پیش از آن یک نفر را به سراغ بنده فرستادند.‏‎ ‎‏ابتدا نرفتم چون تصور می کردم امام از من دلگیر هستند و قصد شکایت دارند. بار دوم‏‎ ‎‏همان شخص به سراغم آمد و گفت: امام با تو کار دارند. گفتم: شما را به خدا بگویید‏‎ ‎‏چکار دارند. گفت: به خدا من نمی دانم. گفتم‏‏: نکند از دست من ناراحت هستند.‏‎ ‎‏گفت: نه فقط به من گفته‏‏ اند که برو و آن مردی را که در حرم است به اینجا بیاور. به او‏‎ ‎‏گفتم: شما بروید من خواهم آمد. او هم رفت. وقتی خدمت امام رسیدم از بنده‏‎ ‎‏پرسیدند. اسمت چیست؟ گفتم: حاج ابراهیم خادم نجفی. فرمودند: دوست داری در‏‎ ‎‏این خانه بمانی و به ما کمک کنی؟ گفتم: آقا من چه کاری از دستم ساخته است؟‏‎ ‎‏فرمودند: در کارها وارد می شوی. مطمئن باش که در اینجا راحت هستی. ضمناً من به‏


برداشتهایی از سیره امام خمینی (س)ج. 3صفحه 11

‏خودت علاقه مند شده ام و مهم نیست که چقدر در انجام کارها توانا باشی. چون تو آدم‏‎ ‎‏مؤمنی هستی و من هر موقع که به حرم می آمدم تو را مشغول قرآن و دعا می دیدم.‏‎[33]‎

همواره با قرآن مأنوس بودند

‏امام در ماه مبارک رمضان وقتی نجف بودند هر سه روز یک دوره قرآن را ختم‏‎ ‎‏می کردند و زمانی که در جماران بودند به خاطر کهولت سن هر ده روز یک بار قرآن را‏‎ ‎‏ختم می کردند. در ایام سال ماهی یک بار قرآن راختم می کردند. ایشان همواره با قرآن‏‎ ‎‏مأنوس بودند. یک جزء قرآن را هشت قسمت کرده و هر قسمت را در زمان خاصی‏‎ ‎‏قرائت می کردند. گاهی مدتها روی یک جمله (آیه) قرآن مکث می کردند.‏‎[34]‎

هر کس می خواهد آدم بشود

‏وقتی غذای امام را داخل اتاق می بردم وارد اتاق که می شدم می دیدم قرآن را باز‏‎ ‎‏کرده اند و مشغول قرائت قرآن هستند مدتی این مسئله (کثرت قرائت قرآن) ذهنم را‏‎ ‎‏مشغول کرده بود تا اینکه روزی به امام عرض کردم: حاج آقا شما سراپای وجودتان قرآن‏‎ ‎‏عملی است دیگر چرا اینقدر قرآن می خوانید؟ امام مکثی کردند و فرمودند: هر کس‏‎ ‎‏بخواهد از آدمیت سر در بیاورد و آدم بشود باید دائم قرآن بخواند.‏ ‎[35]‎

‎ ‎

برداشتهایی از سیره امام خمینی (س)ج. 3صفحه 12

  • - آیت الله پسندیده (برادر امام) ـ پاسدار اسلام ـ ش 86.
  • - حجةالاسلام و المسلمین مسیح بروجردی ـ پا به پای آفتاب – ج 1 - ص 347.
  • - زهرا مصطفوی - شاهد بانوان - ش 149 - ص 10.
  • - سید رحیم میریان - مصاحبه مؤلف.
  • - آیت الله لاهوتی - زن روز - ش 774.
  • - حجةالاسلام و المسلمین انصاری کرمانی - روزنامه رسالت - 9 / 3 / 72.
  • - علت تفاوت نقل نزدیکان امام از دفعات قرائت و تعداد جزءهایی که ایشان در طول روز می خواندند به درستی معلوم نیست اما آنچه که از خود امام نقل شده آن است که ایشان روزی دو جزء قرآن قرائت می کرده اند.
  • -  آیت الله توسلّی - پا به پای آفتاب - ج 2 - ص 103 (چاپ جدید).
  • - حجةالاسلام و المسلمین انصاری کرمانی - پیام انقلاب - ش 48 - ص 53.
  • - حجةالاسلام و المسلمین رحیمیان.
  • - حجةالاسلام و المسلمین رسولی محلاتی - روزنامه اطلاعات - 10 / 9 / 67.
  • - حجةالاسلام و المسلمین حسن ثقفی – پا به پای آفتاب - ج 1 - ص 144.
  • - حجةالاسلام و المسلمین آشتیانی - پاسدار اسلام - ش 92 - ص 31.
  • -  مرضیه حدیده چی - سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی - ج 4 - ص 46.
  • - فاطمه طباطبایی - حضور - ش 3 - ص 84.
  • - حجةالاسلام و المسلمین مسیح بروجردی - روزنامه سلام - 2 / 3 / 72.
  • - حجةالاسلام و المسلمین آشتیانی - مرزداران -  ش 84 - ص 24.
  • - حجةالاسلام و المسلمین فرقانی - سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی - ج 1 - ص 62.
  • - آیت الله خاتم یزدی – پیشین - ج 4 - ص 170 (تلخیص).
  • - احتمال دارد که امام به دلایل مختلف ضمن حفظ اوقات قرائت قرآن،  روزانه برنامه خود را به لحاظ کمی (یک یا دو یا چهار جزء) تغییر می داده اند.
  • - کوثر -  ج 2 -  ص 20.
  • - حجةالاسلام و المسلمین ناصری -  سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی -  ج 4 -  ص 129.
  • - حجةالاسلام و المسلمین رسولی محلاتی -  حوزه -  ش 37 و 38 -  ص 64.
  • - سید رحیم میریان -  مصاحبه مؤلف.
  • - خبرنگار کیهان -  14 / 11 / 57.
  • - حجةالاسلام و المسلمین حسن ثقفی -  پا به پای آفتاب -  ج 1 -  ص 143.
  • - فرشته اعرابی -  سروش -  ش 476 -  ص 19.
  • - در سایه آفتاب -  ص 115.
  • - آیت الله جعفر سبحانی -  حوزه -  ش 32 -  ص 125.
  • - حجةالاسلام و المسلمین رحیمیان -  سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی -  ج 5 -  ص 69.
  • - حجةالاسلام و المسلمین رحیمیان -  همان 113.
  • - همان 115.
  • - ابراهیم خادم نجفی -  خدمتکار منزل امام در نجف -  پابه پای آفتاب -  ج 2 -  ص 9.
  • - حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی -  دلیل آفتاب -  ص 154.
  • ـ مرضیه حدیده چی (دباغ) -  پابه بای آفتاب – ج 2 – ص 157 (چاپ جدید).