انسان خداخواه، استوار و سازش ناپذیر است و در هر احوالی عزت خود را حفظ می کند و مرگ را بر ذلت ترجیح می دهد و این راهی است که سالار شهیدان به تاریخ انسانیت آموخت.
آن روزی که مدرس می گفت سیاست ما دیانت ما و دیانت ما سیاست ماست، یک دومی نبود بگوید احسنت، راست گفتی. ... یک روز سیاستهای محلی بازی می کند با اسلام مثل بنی امیه و غیره و امروز سیاست یک ابرقدرت مثل امریکا که یک سیاست حاکم است، آن سیاستی که می آید نفت ببرد آن سیاستی که می آید خلیج فارس را تسخیر کند ... در اسرائیل طرفداری از صهیونیستها می کند، ... این سیاست نه پدر دارد نه مادر و نه اصل، این دین را به حال خود نمی گذارد ...دقیقاً روی اسلام مطالعه می کند یک چیزهایی را برمی دارد و یک چیزهایی را می گذارد. این می شود اسلام امریکایی یعنی اسلام در تسخیر امریکا.
حضرت امام خمینی (س) درهای جدیدی را در تحلیل صحیح و بهره بری کامل و اساسی از قیام سید شهیدان عالم، حضرت ابی عبدالله الحسین (ع)، گشود و روزنه هایی را که فقها پیشین نشان داده بودند به راههای همواری مبدل ساخت تا فقها و صاحب نظران حوزه استنباط و فقاهت و دیگر ره جویان مباحث دینی – اجتماعی، گامهایی استوار بردارند.
به نظر می رسد، امام خمینی(س) هم به عرفان به عنوان راه دسترسی به ملکوت آسمان ها می اندیشد و هم به سیاست به عنوان راه سامان دادن به سازوکارهای جاری این زمین برهوت برای تجمیع اهداف و ابزار و مسیر نیل به تحقق انسان متعالی؛ یعنی همان تحقق مضمون عرفان دینی؛ اما در این شیوه حوزه های عرفان فردی و سیاست جمعی با ابزار و شیوه های خود، هر کدام در سپهر خویش، قواعد خود را دارند و با هم خلط نمی شوند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه به شاخصه های عرفان امام خمینی(س) اشاره کرد و گفت: عرفان امام(س) تلازم میان شریعت، طریقت و حقیقت بود که دستیابی به آن جز با عمل به شریعت امکان پذیر نیست؛ عرفانی که تسلیم محض آموزه های دینی است و تا آخرین لحظه با شریعت همراه است.
داستان کربلا عملاً اثبات کرد که این امور از قبیل حکم هستند نه حق که قابل نقل و اسقاط باشند. من می خواهم پست زندگی کنم! نه، شما نمی توانید و حق ندارید. همان طور که انسان نمی تواند انتحار کند، نمی تواند تن به ذلت دهد و در آن روایت معروف که غالب مقتل نویسها نوشته اند، حضرت فرمود: هیهات منّا الذّلّه یابی الله لنا ذلک و رسوله و المومنون... هیهات که ما به زیر بار ذلت برویم، خدا و رسول او و مومنان از اینکه ما به زندگی ذلت بار تن در دهیم ابا دارند.
«نهضت حسینی و عزت حسینی» عنوانی است برای بیان جلوه ای از چگونه های تربیتی بزرگترین حماسه بشری و برترین نهضت انسانی.
ما مفتخریم که ادعیه حیاتبخش که او را «قرآن صاعد می خوانند از ائمه معصومین ما است. ما به «مناجات شعبانیه» امامان و «دعای عرفات» حسین بن علی- علیهما السلام- و «صحیفه سجادیه» این زبور آل محمد و «صحیفه فاطمیه» که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است [و] از ما است. [مفتخریم]
علی(ع) پشتوانه اسلام و سنت رسول الله(ص) بود و تولد امام علی (ع) روزی است که قرآن کریم و سنت رسول الله (ص) مفسر پیدا کرد. در جای دیگر می فرمایند: اگر قرآن نبود، باب معرفت الله الی الابد بسته بود؛ «معرفت الله» یعنی ذات مستجمع الهی، رب انسان کامل، رب پیامبر خاتم (ص)، رب خلق عظیم. پس با تولد علی علیه السلام است که حقایق عالم وجود بر انسان کشف می شود. از این رو امام خمینی می گویند روز تولد این امام همام روز بعثت است، روز ولایت است، روز نبوت است.
اسلام دینِ اعتدال است و هنر انسان در این است که معتدل باشد و این اعتدال در رفتار و گفتار و حرکات فرد باید ظهور کند. کمال این اعتدال، در وجودپیغمبر -صلی الله علیه و آله و سلم- می باشد. چنین انسانی راست قامت است و به زبان برخی از روایات این وجود سایه ندارد .
امام بیشتر از جهله متصوفه، بر ظاهرگرایانِ صرف خرده می گیرد و در سرتاسر آثارش می توان شواهدی از انتقادات گزنده بر ظاهرگرایان یافت. او کسانی را که مردم را به صورت محض دعوت می کنند و از آداب باطنی باز می دارند و می گویند شریعت جز صورت و قشر، معنی و حقیقتی ندارد، شیاطین طریق و خار راه می داند که سالک باید از شر آنها به خدا پناه برد؛ زیرا نور فطرت را در انسان می کُشند و حجاب های تقلید و جهالت و عادت و اوهام را به روی آن میکِشند و بندگان خدا را از وصول باز داشته، قلوب صافی بندگان را به دنیا و جهات مادّی و جسمانی و عوارض آن متوجه و از روحانیّات و سعادات عقلیه منصرف و عوالم غیب و بهشت آخرت را در مأکولات و مشروبات و منکوحات و دیگر مشتهیات حیوانی منحصر می کنند و می پندارند که هدف از انزال کتب و رسالت انبیا، اداره بطن و فرج است.
همه جنبش های عرفانی نوپدید، سکولار هستند؛ یعنی کاری، نفیا واثباتا، به دین ندارند. از همین رو هرگز جاذبه ی عرفان های دینی همچون عرفان اسلامی، عرفان مسیحی و عرفان یهودی را نخواهند داشت؛ چراکه عرفان های دینی، به یک امرفطری فوق العاده قوی، یعنی خدا جویی وخدا پرستی، تمسک می جویند
یحیی بونو در این گفتار به حرکت جوهری ملا صدرا می پردازد و تفاوت آن با سایر نظراتی که وجود دارد. این بحث بسیار مهم است چرا که به حقیقت وجود انسان و نسبت آن با نفس و بدن مربوط می شود. ملاصدرا به دلیلی که بونو می گوید متوجه نکته ای می شود که گذشتگان از عرفا به آن توجه نداشتند.
آن چنان که گفته اند، عرفان اسلامی دو رکن رکین دارد؛ اول مسئله توحید که ذیل مباحث وحدت شخصی وحود سامان می یاید و دیگر موحد، که مسئله انسان کامل، راوی آن است. ویلیام چیتیک، عرفان شناس معاصر، معتقد است که اگر چه که از کتاب های محی الدین عربی، می توان وحدت وجود را دریافت اما این واژه در هیچ کدام از آثار وی به کار نرفته است. به اعتقاد وی، مسئله اصلی ابن عربی انسان کامل است.
در منطق امام خمینی قرآن برای قصه گویی و بیان وقایع تاریخی نیامده است. قرآن کتاب انسان سازی است و نظر کردن به آن بدون عمل فایده ای ندارد.
امروز قرآن مورد کینه و بغض استکبار است؛ زیرا استکبار به خوبی فهمیده است که قرآن، این کتاب الهی ما، چنان غنی است که اگر به آن عمل شود مسلماً افراد ظالم و جائر و زورگو از صحنۀ زندگی مسلمانان محو می شوند و به جای آنان افراد متدین و متعهد و عامل به قرآن قرار می گیرند
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.