بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.
یکى از دوستانمان مىگفت: خانمى، که مستخدم خانه ماست و زهرا نام دارد، داستانى با امام دارد
امام جز به حقیقت الهی به چیز دیگری توجه نمیکردند.
در روز 21 / 3 / 1348 رئیس سازمان امنیت و فرماندار نجف به حضور امام رسیدند
جلوه هاى فقاهت حضرت امام(س) از آثار باقى ماندۀ ایشان به خوبى پیدا و مشخص است.
در ایام طلبگى براى ما امام تنها یک مدرس فقه و اصول نبودند، بلکه معلم اخلاق هم بودند.
امام همواره طلبه ها را تشویق مى کردند که هنگام درس سؤال و بحث و انتقاد کنند.
روزی به اتفاق فرماندهان عملیاتی سپاه به محضر امام مشرف شدیم.
دوم فروردین 42 مزدوران شاه خائن به مدرسه فیضیه حمله کردند.
یک روز در نجف، امام برای برگزاری نماز جماعت خواستند وارد اتاق بیرونی بشوند.
امام در زمان قدیم مثلاً نجف که بودند واقعاً شاید در روز صدها صفحه کتاب میخواندند.
قبل از حادثه فیضیه و نزدیک عید، یک روز صبح زود، در بین راه که میرفتم اعلامیههایی را دیدم که به در و دیوار زده بودند.
امام از ماهیت کسانی که با او ملاقات می کردند بخصوص سیاسیون اطلاع کامل داشتند.
امام گذشته از گوش کردن اخبار داخلی بسیاری از رادیوهای بیگانه را گوش میدادند.
روزى شاگردان با هم گفتند: «این درست نیست که ایشان نیز همانند ما روى زیلوى نازک و سرد بنشینند».
امام رکورد هزار ساله نجف را شکست.
روز دوازدهم فروردین ماه 1358 یعنی روز رفراندوم جمهوری اسلامی، بنده عضور ستاد رأی گیری بودم.
فرهنگ غرب استعماری است و نوامیس ما را به صورت ابزار و آلاتی در میآورند که غالباً با فساد اخلاق آنان توأم است
نوشتهای از بحث یکی از اساتید داشتم که اشکالاتی در آن به ذهنم آمده بود.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.