بیستم شهریور سال ۵۹ بود. با اینکه تحرکاتی در مرزها شروع شده بود اما جنگ شکل رسمی به خود نگرفته بود. محمدعلی رجایی در قامت نخست وزیر با کابینه اش خدمت امام رسیدند تا مشکلاتشان را با ایشان در میان بگذارند و راه چاره جویند.
شبی در نجف در محضر امام در بیرونی بودم که یکی از طلاب حاضر در مجلس از معظمله سؤال نمود.
امام فرمود: «اگر کسى به عکس من اهانتى کرد و جسارتى شد، راضى نیستم از من دفاع کنند.
به خدمت امام رفتم و عرض کردم تکلیف شرعى من در مقابل دارالتبلیغ چیست؟
روزی چند تن از ائمه جمعه شهرستانهای مختلف در ارتباط با عزل بنیصدر خدمت امام رسیدند.
زمانى که هنوز رژیم پهلوى سقوط نکرده بود و بختیار سر کار بود در مدرسه «رفاه» خدمت امام رسیدم.
این محبت بین حضرت امام و رزمندگان طرفینى بود و تأثیراتِ مثبتِ زیادى در جبهه ها مى گذاشت.
قبل از عملیات فتح المبین با تعدادى از برادران رزمنده جهت دستبوسى به خدمت حضرت امام رسیدیم.
هیچ وقت ندیدهام آقا از من توقعی داشته باشند.
مشهدی حسین پیرمرد وارسته ای بود که سالها مورد علاقه و اعتماد امام بود و مسئول خرید منزل معظمٌ له.
به حسب مسئولیت هایی که در حوزه داشتیم گاهی ضرورت داشت که به خدمت حضرت امام مشرف شویم
در پاریس یک روز امام از منزل بیرون آمده بودند، برف به شدت می بارید.
ارتباط حضرت امام(س) با امامان معصوم(ع) به گونۀ خاصی بود که برای من و امثال من قابل درک نبود.
امام حتی در آن شبی که آقای حکیم از مکه میخواست به نجف بیاید زیارتشان را ترک نکردند.
در پاریس یکی از آقایان آمد و گفت آمریکاییها آمدهاند مصاحبهای با امام انجام دهند.
وقتی امام نامه را ملاحظه کردند ناراحت و متأثر شدند.
امام در دوران زندگی خویش کوچکترین گامی در راه بدست آوردن مقام و مسند برنداشتند.
همسر محترمه امام نقل کرده اند که من 62 سال با امام بزرگوار زندگی کردم...
یک شب که در نجف در محضر امام بودم معظم له اظهار نگرانی کردند.
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.