پنجم مهر ماه سال ۶۰ عملیاتی در تاریخ دفاع مقدس رقم خورد که نه تنها فرمان امام را جامه عمل پوشاند که حساب را نیز دست ارتش بعث عراق داد که باید سر جای خودش بنشیند.
مرحوم محمدعلی جماعتی که به واسطه سال ها حضورش در دفتر امام با مرحوم حاج احمدآقا همنشین بود، به روایت سفر حج و درخواست های حاج احمد پرداخته است.مرحوم حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی جماعتی از اعضای دفتر امام که سال ها به خدمت خالصانه مشغول بود در بیستم شهریورماه ۱۴۰۴ بر اثر بیماری از دنیا رفت. او به واسطه حضورش در دفتر امام و همنشینی با مرحوم حاج احمدآقا خمینی خاطرات زیادی از ایشان دارد. در یکی از این خاطرات به سفر حجی اشاره کرده است که در معیت ایشان به خانه خدا مشرف شده است. متن خاطره به شرح زیر است:
اینکه زندگی امام مانند سایر طلبه ها ساده و معمولی باشد برای شان مهم بود و مدام بر آن تاکید می کردند حتی نسبت به خرید مایحتاج خانه هم حساسیت به خرج می دادند. مرحوم جماعتی این موضوع را روایت کرده است.
هوا به شدت گرم بود و هیچ وسیله خنک کننده ای هم در نجف وجود نداشت اما امام حاضر نبودند به کوفه بروند. مرحوم جماعتی این ماجرا را روایت کرده است.
کشتار بی سابقه مردم در روز هفدهم شهریور سال ۵۷ رعب و وحشت عجیبی بین مردم ایجاد کرد تا اینکه اعلامیه بلندبالای امام که به دست مردم رسید، سکوت شکسته شد.
رژیم شاه دیگر وجود امام را تاب نداشت. یک روز زندان روز دیگر حصر و در انتها هم اینها را چاره کار ندید و تبعید را انتخاب کرد. روز یازدهم مرداد سال ۴۲ بود که امام را از بازداشتگاه به حصر منتقل کردند.
رفته رفته خیانتهای بنی صدر شکل علنی به خود می گرفت تا جایی که امام فرمان عزلش را صادر کرد.
جنگ به میهن اسلامی مان تحمیل شده بود و هواپیماهای بعثی عراق هر روز گوشه ای از خاک مان را مورد اصابت بمب هایشان قرار می دادند. در این میان، رزمندگان اسلام در جبهه ها مقابل بعثی ها ایستادگی می کردند و حاج صادق آهنگران نیز در مکان های مختلف به نوحه خوانی برای آنها می پرداخت.
روز تاسوعا بود و جمعیت زیادی در خیمه محل اقامت امام در نوفل لوشاتو گرد آمده بودند. امام نیز به این خیمه آمدند و ادامه ماجرا از زبان مرحوم محتشمی پور.
تابستان سال ۶۰ بود. امام بنی صدر را عزل کرده بودند. جمعی از فرماندهان عملیاتی جبهه جنوب برای ارائه گزارش خدمت امام رسیدند.
موشک باران تهران شروع شده بود. زمان هم نمی شناخت. صبح و شب و عصر می زدند. برای امام در همان کنار خانه شان پناهگاهی ساخته بودند تا در مواقع خطر به آنجا بروند اما... .
اواخر سال ۶۱ بود و دو سه روزی مانده بود تا عملیات والفجر مقدماتی شروع شود که فرماندهان یگان های عمل کننده برای دیداری خصوصی به خدمت امام رسیدند. سردار شهید محمد باقری این دیدار را روایت کرده است.
از جمله گروه هایی که با رژیم شاه مبارزه می کردند، اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند که بعدها به شدت دچار انحراف شدند و مقابل مردم ایستادند و اسلحه گشودند. مرحوم دعایی مدتی با آنها حشرو نشر پیدا کرده بود و ازشان دفاع می کرد و باقی ماجرا...
حال امام و شرایط جاری کشور از جمله مباحثی بود که مسئولان در روزهای بیماری امام درباره اش مذاکره می کردند. مرحوم هاشمی این نکته را در خاطرات نهم خرداد ۶۸ ذکر کرده است.
علاقه میان مرحوم هاشمی رفسنجانی و امام، علاقه میان مرید و مراد بود. هر روز پیش از عزیمت به محل کار اول راهی بیمارستان می شد و امام را می دید. آن روز، روز پنجم خرداد ۶۸ امام با اشاره چشم، رفتن او را متوقف کرد.
دوم خرداد ماه ۶۸ امام را جراحی کردند. عمل سنگین بود اما رضایت بخش. حوالی ساعت نه صبح روز سوم مرحوم هاشمی بالای سر امام می رود و...
کلیه حقوق برای موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) محفوظ است.