امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان‌ در سال ۱۴۸ه.ق در مدینه به دنیا آمد. از عهد امام رضا (ع)، عصر جدیدی از شکوفایی و بالندگی فرا روی شیعه پدیدار گشت و این به سبب کوشش‌ ها و رنج‌ های امامان پیشین بود. پدید آمدن پایگاه‌ های عظیم مردمیِ شیعه‌ گرا از پیامدهای این کوشش‌ ها بود. شیعیان به نیرویی رسیده بودند که می‌ توانستند حکومت را در دست گیرند. امّا این وضعیت، حاکمان عباسی را به هراس انداخت و به چاره‌ جویی واداشت. واگذاری منصب ولایت‌ عهدی به امام رضا (ع) از چاره‌ هایی‌ بود که برای گریز از خطر شیعه یافتند. بدین سان، می‌ توان دوران امامت امام رضا (ع) را به دو دوره پیش و پس از ولایت‌ عهدی تقسیم کرد.
مدت امامت ایشان پیش از پذیرش ولایت عهدی، هفده سال بود که ده سال از این سال‌ها را در عصر هارون، پنج سال را در عصر امین و دو سال را در عهد مأمون و در مدینه سپری کرد. چون پدر گرامی‌ اش به شهادت رسید، در مدینه بود و رسیدگی به امور شیعیان را آغاز کرد. شاگردان پدر را پیرامون خویش گرد آورد و به تعلیم معارف ناب دینی پرداخت. در این سال‌ ها شیعیان بهره‌ ها از او برگرفتند و هدایت‌ ها یافتند و معارف دینی نشو و قوام و دوام پیدا کردند. شخصیت ممتاز و برجسته امام در مدینه چنان جلوه می‌نمود که سراسر حجاز آن روزگار در همه مسائل مادی و معنوی خویش از او مدد می‌ گرفت.
یکی از فعّالیت‌ های امام (ع) در این دوران آن بود که به شهرهای متعدّدی سفر کرد و مردم را به دیدار خویش برخوردار ساخت. آن امام همام (ع)، پیش از سفر، کسانی را به مقصد می‌ فرستاد تا مردم را آگاه کنند و مقدمات سفر را آماده سازند. این تدبیر امام موجب می‌ گشت که کسان بیش‌تری از وجود امام بهره‌ مند شوند و از آن سو نیز حکومت به هراسی بیش‌تر افتد.  ولایت‌ عهدی امام رضا (ع) سه سال طول کشید که همه آن در عصر مأمون بود. (برگرفته از ویکی فقه)

امام خمینی ارادت خاصی به معصومین(ع) از جمله حضرت امام رضا (ع) داشتند. ایشان در بیاناتشان بارها به تجلیل از شان و جایگاه پیامبر(ص) و ائمه اطهار (ع) پرداخته و تا آنجا که برایشان مقدور بوده زیارت آن بزرگواران را در برنامه های زندگی خویش گنجانده اند.

به مناسبت سالروز میلاد امام رضا (ع) گزیده ای از بیانات امام خمینی درباره آن حضرت و همچنین خاطرات کوتاهی از یاران ایشان در ارتباط با ارادت امام خمینی به حضرت امام رضا(ع) را گرد آورده ایم:


*** بیانات

حضرت رضا، علیه السلام، به حضرت جواد، سلام اللّه علیه مرقوم فرمود: «شنیدم غلامان تو وقتی سوار می ‏شوی، تو را خارج می‏ کنند از در کوچک، آنها بخل می‏ کنند و می ‏خواهند تو به کسی چیزی ندهی. به حق من بر تو که بیرون رفتن و داخل شدنت نباشد مگر از در بزرگ. و وقتی سوار شدی همراه خود طلا و نقره بردار و هیچ کس از تو سؤالی نکند مگر آنکه به او عطا نمایی. و از عموهای تو هر کس از تو سؤالی کرد، کمتر از پنجاه دینار به او مده، و اگر بیشتر خواستی بدهی، اختیار با تو است. و من اراده کردم به این امر اینکه خداوند مقام تو را رفیع فرماید، پس انفاق کن و ترس مکن که خداوند بر تو سختگیری فرماید.» (شرح چهل حدیث، ص403)

مأمون حضرت رضا (ع) را با آن همه تزویر و سالوس و گفتن «یا ابن عم» و  «یا ابن رسول اللَّه» تحت نظر نگه می ‏دارد! که مبادا روزی قیام کند و اساس سلطنت را درهم بریزد. چون پسر پیغمبر(ص) است و در حق او وصیت شده، و نمی‏ شود او را در مدینه آزاد گذاشت. حکام جائر سلطنت می‏ خواستند، و همه چیز را فدای این سلطنت و امارت می ‏کردند؛ نه اینکه دشمنی خصوصی با کسی داشته باشند. چنانکه اگر امام (ع)، نعوذ باللَّه، درباری می ‏شد، کمال عزت و احترام را به او می‏ گذاشتند، و دستش را هم می‏ بوسیدند. (ولایت فقیه، ص: 152)

من از شما آقایان که از راه دور و از مرکز ولایت و از محل قدس ملکوتی آمدید تشکر می ‏کنم. چه سعادتی دارید که چشم های شما به آن بارگاه عظیم ملکوتی باز می ‏شود و در آن حرم شریف؛ مرکز علم و مرکز ملائکة اللَّه می ‏روید و ما حسرت آن را داریم‏. (صحیفه امام،ج‏12 ،ص 106  )

حضرت رضا- سلام اللَّه علیه- در آن ابتلائاتی که داشت و در آن مصیبتهای معنوی که برایش وارد می ‏شد، بدون اینکه یک اختلافی ایجاد کند، با آرامش، راه خودش را به پیش می ‏برد. مقید بود به اینکه آرامش ملت را حفظ کند (صحیفه امام ،ج‏13،ص426)

شما مهمان های عزیزی هستید که از محل تجلّی نور، از محل توجّه ملائکة اللَّه، از آستان قدس رضوی آمدید و خوش آمدید. خداوند شماها را حفظ کند، و اسلام را به جدیتهای شما و همه ملت به پیش ببرد. و من امیدوارم که با دعای شما در آستان قدس رضوی موفق بشوم به پایبوس آن حضرت. (صحیفه امام ،ج‏13 ،ص 426)

این میهمان های عزیز از جایی می ‏آیند که دلهای ملائکة اللَّه به آنجا متوجه است. اصلًا مرکز ایران آستان قدس است. و ما امیدواریم که همه ما را خداوند از خدمتگزاران آستان قدس رضوی- سلام اللَّه علیه- قرار بدهد. و شماها چقدر خوشبخت هستید که در آن آستان زندگی می ‏کنید، چه آنهایی که خدمتگزار مستقیم آستانه هستند و چه آنهایی که در آستان مقدس، خدمتگزار به ملت و اسلام و جمهوری اسلامی هستند.  همه نیروها، همه قدرتها در هر جا هستند، محتاج به توجه خاص حضرت رضا- سلام اللَّه علیه- هستند. استاندار و نیروی هوایی و انجمن های اسلامی و همه اینها جزء کارمندان آن آستان مقدس‏اند. و شما برادرانی که در آستان مقدس مستقیماً کار می‏ کنید، از خوشبختی بزرگی برخوردارید که شاید خیلی توجه به او نباشد. و من امیدوارم که ان شاء اللَّه تعالی، به برکت آن آستان مقدس، جمهوری اسلامی همان طوری که تا کنون پیروزمندانه پیش رفته است، از این به بعد هم پیش برود و این جمهوری اسلامی باقی باشد با اسلامیت خود تا وقتی که، زمانی که به حضور بقیّة اللَّه این جمهوری مشرّف شود و مسائل را در خدمت ایشان حل کند. (صحیفه امام، ج‏16، ص: 388)

حضرت رضا- سلام اللَّه علیه- که با آن نیرنگ ایشان را بردند، الزاماً بردند به آنجا و خواستند ایشان را چه بکنند، معلوم بود که از اول بنا بر این نیست، نگذاشتند که اینها یک‏ حکومتی به دستشان بیاید، یک مجالی به دستشان بیاید که لا اقل تعلیمات را بکنند. (صحیفه امام، ج‏19، ص: 8)

متقابلًا این عید بزرگ را بر مهمانان عزیزی که از محضر مقدس امام ثامن- سلام الله علیه- تشریف آوردند [تبریک می ‏گویم‏]، ما قدم ‏های شما را بسیار گرامی می‏ داریم. شما از مرکزی آمدید که مرکز نور است، مرکز علم الهی است، مرکزی است که باید همه در آن مرکز آستان بوسی کنید، و باید اظهار تأسف کنم که دست ما کوتاه است‏. (صحیفه امام، ج‏19، ص: 63)

*** خاطرات

صلۀ امام

وقتی آقای فخرالدین حجازی قصیده‏ای به نام «والفجر» را نزد امام خوانده و سپس از ایشان تقاضای صله (جایزه) کرد، امام فرمودند: «چه چیزی بدهم» ایشان گفت: «همان جایزه‏ای را که امام رضا علیه‏السلام به دعبل دادند.» پس از چندی امام پیراهن خود را برای ایشان فرستادند. [1] (برداشت هایی از سیره امام خمینی،ج2 ، ص 205)

قبل از هر چیز به حرم امام رضا مشرف شوید

موقعی که در مجلس شورای ملی مسأله انجمن های ایالتی و ولایتی مطرح شد، امام علاوه بر اینکه اساتید حوزه علمیه را جمع کرده و در این باره شور و مشورت می ‏کردند لازم دیدند که نامه ‏هایی را برای علمای استان ها و شهرستان ها بنویسند که حوزه علمیه قم را یاری کنند. من هم به اذن امام مأمور شدم که از مشهد تا زاهدان بروم و علمای بلاد را ببینم و نامه ‏های امام را به آنها بدهم و از آنها بخواهم که مردم را در جریان بگذارند و مصیبات اسلام را بیان کنند و طومار بدهند. ساعت ده بعدازظهر که برای وداع به محضر ایشان شرفیاب شدم، نامه ‏ها را که به من لطف کردند، فرمودند: شما قبل از اینکه با هر کس ملاقات کنید اول مشرف شوید به حرم مطهر ثامن الحجج علی بن موسی الرضا(ع) و از زبان من به آن حضرت بگویید، آقا کار بسیار عظیم و مسأله خطیری پیش آمده و ما وظیفه دانستیم که قیام کنیم و حرکت کنیم چنانچه مرضیّ شماست ما را تأیید کنید. [2] (همان، ج3، ص 36 و 37)

زیارت امام رضا آرزوی من است

در دیداری که فرماندهان کمیته‏ ها و سپاه خراسان در مورخه 12 / 8 / 58 با امام  داشتند رسماً از محضر امام برای سفر به مشهد و زیارت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) دعوت به عمل آمد. امام فرمودند: «زیارت امام هشتم(ع) آرزوی من است، لکن با وجود گرفتاری هایی که دارم و از طرفی ملاقات های اجتماعی، برایم امکان ندارد و نمی‏ توانم مسافرت کنم. امیدوارم که این توفیق نصیبم گردد».[3] (همان، 38 و 39)

در جشن میلاد شرکت کردند

در ساعت 30 / 19 روز سه شنبه 10 / 7 / 58 امام در مراسم جشنی که از سوی شهربانی و اداره راهنمایی و رانندگی قم در تالار اجتماعات این اداره به مناسبت میلاد حضرت امام رضا(ع) تشکیل شده بود، شرکت فرمودند.[4] (همان، ص 3، 39) 



[1] . پاسدار اسلام – ش 102. [2] ـ حجةالاسلام و المسلمین سید محمد جواد علم الهدی -  سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی -  ج 5 -  ص 129. [3] ـ روزنامه کیهان -  13 / 8 / 58 و پیشین -  ص 237. [4] ـ روزنامه اطلاعات -  12 / 7 / 58 و محضر نور -  ج 1 -  ص 219.

. انتهای پیام /*